بسم الله….!

چند روز پیش داخل حیاط کارگاه بودم از تو خیابون صدا اومد که یخچال تعمیر میکنیم….! در رو باز کردم بنده خدا رو که سوار موتور بود صدا زدم گفتم اقا این یخچال ما خراب شده بی زحمت یه نگاهی بنداز….!

طرف پیاده شد اومد داخل یخچال رو یه نگاهی کرد گفت : نِگا دِداش ای یخچال نِوارش خراب رفته بویِد عوض بِره…! گفتم خُب عوضش کن…! گفت: ایرانی دِرُم…چینی دِرُم…آرمیکایی هم دِرُم…شیش خَطه…! گفتم همون خوبش رو بنداز…! یه تُف انداخت کف دستش گفت: بسم الله…! مو همه کارام با بسم اللایه…! مُستِراب ماخام بُرُم مُگم بِسم الله اقای مهندس…! الان هَمچی نِوارشه عوض مُکنُم بگی خدا امواتِته بیامُرزه….! مو کارُم خداوکیلیه…حَرضت عباسیه…کِلَک تو کارُم نیست…لقمه حروم به زن و بچه ام نِدادُم….! ای دو روز دنیا چی ارزشی دره آدم دروغ بِگه….!

همینجور هِی ور زَد هِی ور زَد…! هی گفت آقای مهندس…آقای مهندس…! گفتم من مهندس نیستم آقا جان…ولی انگار یاسین به گوش خر خوندم هی زرت و زرت میگفت آقای مهندس….!

کارش که تموم شد گفتم چند شد اقاجان…! گفت: مو کارم خداوکیلیه اقای مهندس…! گفتم میگم چند شد اقا…؟ گفت: دومتر و نیم نوار بُرده مِشه به عبارتی هر متری سی تومن که مِشه هفتاد و پنج هزار تومن….! کله ام سوت کشید…گفتم این نوارا متری سی هزار تومن…؟ گفت: مو کارم خداوکیلیه اقای مهندس…! اینا اِرمیکاییه…شیش خطه….! متری سی و هفت تومن با اهن رباشه…اهن ربایه خودِتا سالم بود متری هفت تومَنِشه کم کِردُم شد متری سی تومن….! گفتم اقا جان من خودم تولید کننده ام این نوارا خیلی باشه متری سه چها تومَنه…! چشماش رو گرد گفت: مو کارم خداوکیلیه اقای مهندس…! به روح رسول الله متری سی تومنه …! به ناموس فاطمه زهرا متری سی تومنه…! بِچه هام زیر تریلی هیجده چرخ بال بال بزنن اگه دروغ بُگم….!مو همه کارام با بسم اللایه اقای مهندس…!

گفتم حالا چرا اینقدر قسم میخوری..؟ گفت: مُو کارُم خداوکیلیه آقای مهندس…قسم نُخُورُم باور نِمُکُنی….! به همی امام رضای غریب متری سی تومن مِدَن دَم گنبد سبز…مِگی نه بیا با هم بِرم …! بِچه هام تیکه پاره بِرَن اگه دروغ بُگم…!مو همه کارام با بسم الایه اقای مهندس…!

خلاصه هفتاد تومن دادم تا از شرش راحت بشم….! سوار موتورش که شد گفت: بسم الله و هِندل زد…! بعد روکرد به من گفت : مُو همه کارام با بِسم اللایه اقای مهندس و گاز داد رفت….!

دیروز رفتم نون بخرم دیدم بغل نونوایی تعمیرات یخچاله….پرسیدم نوار دور در یخچال متری چنده…؟ گفت متری دوتومن….! قیافه یارو امد جلوی چشمام که میگفت : مو همه کارام با بسم اللایه اقای مهندس…! خلاصه بقدری ناراحت بودم که دیشب خواب دیدم یارو رفته زیر تریلی هیجده چرخ تیکه تیکه شده….! اومدم رَد بشم دیدم کله اش که کنار خیابون افتاده بود به حرف اومد گفت: اوهوی اقای مهندس….!مو همه کارم خداوکیلیه….! حَرضت عباسیه…! با بِسم اللایه….!

3 thoughts on “بسم الله….!

  1. بازتاب: بسم الله….!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s