ما مَردها گریه کُن نداریم…..! وَاِلا دِلِمون کَربَلاست….!!

ما مردها عجیب موجوداتی هستیم…! همه میگن ما جنس خَشِن هستیم…! بعضی هامون سبیلهای آنچنونی داریم با صدای خَش دار دورگه…! بعضی هامون عین شیر علی قصاب خدابیامرز بالا بلندو نَکَره…! بعضی هامون آفتاب سوخته با دستهایی پینه بسته وبعضی ها خسته از روزگار اما ایستاده چون کوه…!

با همه اینها خیلی هامون دلمون نازکه عین برگ گل…! دلمون کوچیکه عین دل گنجشک( چُغُک)…! اگه میتونستین دل خیلی از ماها روببینین با خودتون میگفتین این چیه دیگه…؟ اینکه دل نیست…! اما چرا …این دِله…! این دِله که هزار بار شکسته و هزار بار وصله پینه شده و دیگه شکل دِل نیست …!

بعضی از ماها شَرمِمون میاد گریه کنیم…1 میگیم زشته…قباحت داره…! واسه همین میریزیم توی خودمون…! برعکس زنها که میریزن بیرون…! واسه همینه که دلمون پُر میشه از دَرد …! واسه همینه که زود تر از همسرامون غزل خداحافظی رومیخونیم….! خلاصه که ما مَردها گریه کُن نداریم…..! وَاِلا دِلِمون کَربَلاست….!!

23 thoughts on “ما مَردها گریه کُن نداریم…..! وَاِلا دِلِمون کَربَلاست….!!

  1. چه متن سنگینی نوشتی مشتی. راست میگید من این درد ها رو از چهره خیلی از آقایون میخونم.( اول از همه هم خونواده خودم) دل کوچیک و مهربونشون رو هم قبول دارم. قیافه ترسناکی که با کلی سبیل و ابرو و ریش پوشیده شده و دل گنجشکی که پشت چند تا دنده فولادی پنهان شده رو میشناسم. واسه همشون از ته دل دعا میکنم که سالم و قوی باشند. قلبشون سالهای سال قوی و پر بنیه بتپه و عشق رو به خونوادهشون هدیه کنه.

    ولی مشتی گریه زن و مرد نداره. فراموش کن دوره بچگی رو که میگفتن » مرد گریه نمی کنه «.
    منم مدتهاست گریه رو فراموش کرده بودم تازه یادم آوردیش.
    اگه گه گاه دور از چش بقیه «که معمولا بهترین جا حمام هست «گریه کنی میتونی سرخی چشت رو پای شامپو بندازی و بعدش قبل اینکه بغضت گلوت رو پاره کنه؛ راحت نفس بکشی.
    پاینده و قوی باشید شیر مردان هموطن …….

  2. مسعود خان حرفات واقعاً اشک منو درآورد اینو جدی میگم میدونی این حرفا منو یاد آقام انداخت… من همینجا از واقعبتی که در بخش » زنونگی یعنی چه» نوشتم به خاطر تلخی واقعیتش معذرت می خوام از مردایی که مرد بودند و هستند (به خصوص آقام که امیدوارم منو ببخشه و روحش شاد باشه) … اصلاً حرفمو پس نمیگیرم ولی الآن حس کردم مرد بودن خیلی هارو هم نادیده گرفتم چون پدر من زحمت کشید , عرق ریخت, تا دیروقت کار کرد زیر آفتاب سوزان جنوب که هروقت میاد خونه لبخند زن و بچه شو ببینه و واقعاً همون خستگیو از تنش در می آورد… :-(( بله پدر من هم خیلی زود غزل خداحافظی رو خوند جای خالیشو همیشه حس می کنیم … ولی به عنوان یه انسان ازهمه خواننده های این وبلاگ خواهش می کنم بیائید قدر همو تا نفس می کشیم بدونیم من نمی دونم آیا تو دنیای دیگه می تونم عزیزانی و که از دست دادیم رو دوباره ببینیم یا نه این یه فرصته … من هر وقت از خونوادم جدا میشم تک تکشونو خوب نیگاه می کنم شاید روم نشه خوب ببوسمشون ولی با نگاهم عشقمو بهشون نشون میدم و میگم دوستون دارم…
    این تلخ نوشته ها فقط برای همینه که قدر همدیگرو بیشتر بدونیم و زیبایی های زندگی رو نادیده نگیریم چه زن چه مرد فرقی نمی کنه … ما برای آرامش و زندگی در کنار هم آفریده شده ایم نه برای آزار هم….
    ببخشید من باز زیاد حرف زدم ولی متأثر شدم …

    1. میگم اگه مرد دیگه‌ای رو هم میشناسی تو زندگیت، یادت باشه ها اونم گریه کن نداره😉

      پ.ن.: این مسعود عجب حرفای بدرد بخوری میزنه ها😈

      1. به به باد آمد و بوی عنبر آورد… به قول اجنبیا long time, no see (پارسال دوست امسال آشنا)
        تو نگران نباش واسه اونیکه باس گریه کنم به اندازه ی کافی گریه کردمو اشکمو درآورده خودشم خوب میدونه…😉
        مسعود خان لطفاً یه پست هم با این عنوان بزارین ممنونت میشم:
        » ما زنها گریه کن نداریم… والا دلمون عاشوراست» :-))

      2. آخ آخ کِباب رَف دِلُم.
        امیدوارم این گریه‌ها از سر دلتنگی باشه نه اینکه اذیتت کرده باشه!

    1. یه سوال همینجوری واسم پیش اومد، خواستی جواب بده.
      واسم جالبه بدونم تو دانشگاه شده با لحجه مشهدی کنفرانس بدی یا صحبت کنی؟

      1. راستش بعد از اینکه بهترین دوستم فهمید من چقدر عاشق لهجه مشهدی (خودمون) هستم طفلی کلی زحمت کشید و ایمیل هاشو مشهدی «فکر کنم مربوط به 50 سال پیش و خیلی غلیظ » فرستاد.
        با اینکه ازش خیلی ممنونم ؛ ولی بعد از 2-3 تا ایمیل دیدم …نه!! انگار نه این متن ها رو خوب متوجه میشم و نه با این غلظت دوسشون دارم!:) این بود که دیدم همین روش آقا مسعود بهتره!
        پسر بد.. واقعا چرا ما مشهدی های بر خلاف اصفهانی ها ؛ یزدی ها و یا شیرازی ها کنفرانسی با لهجه شیرییین مشهدی نداشتیم؟ یا لا اقل من ندیدم!!
        یادمه بچه که بودم اگه جمله ای رو مشهدی ادا میکردم ؛حسابی مامان دعوام میکرد که : مگه نگفتم اینطوری حرف نزن!!! خدا نکنه به جای «من» میگفتم » مو» هاها… ولی واقعا چرا؟؟

      2. بنظر من هر لهجه‌ای ممکنه شیرین باشه و اینکه لهجه مشهدی شیرین‌تر از بقیه لهجه‌ها باشه شک دارم.
        این احساس خواهش و خواستن لهجه مشهدی یا دیدن دیاری که ازش مدتهاست دوریم بیشتر یه احساس گنگه در مقابل مسائل و مشکلاتی که روزمره بهش برمیخوریم و میخوایم با یه فلش‌بک کمی خاطرات خوش واسه خودمون ایجاد کنیم.
        راستش با اینکه لهجه مشهدی من حسابی افتضاح شده و اون یکی لهجه رو هم نمیتونم درست صحبت کنم اما توی دانشگاه همیشه مشهدی حرف زدم و حتی کنفرانس دادم. اما از اینکه این لهجه رو از دست دادم یا پسرم باهاش حرف نمیزنه هم ناراحت نیستم. اشتباه نشه، مشهدی حرف زدن رو بد نمیدونم اما جایی که هستم کاربردی نداره و اینقدر کلمات رو با لهجه‌های دیگه میشنوم که ناخداگاه لهجه اصلیم فراموش شده.
        الغرض: میخواستم بگم وطن هم همین لهجه است، دوران قدیم هم همین لهجه است. من روستا رو دوست دارم اما خوشبختانه اینو میدونم که نمیتونم درش زندگی کنم.

        خلاصه اینکه لیدی، امیدوارم نیای ایران بعدش متوجه بشی که اینجا مثل همون متن‌های 50 سال پیشه😈

      3. در مورد بقیه لهجه‌ها که گفتی، شاید بشه گفت که ممکنه اونا استعداد یاد گیری لهجه جدید رو نداشته باشن! شاید خیلی متعصب هستند نسبت به لهجه‌شون.

  3. ببخشید اما من اصلا قبول ندارم چون خیلی در این مورد کلی گویی کردین
    اونقدر مردهایی هستن که با شقاوت تمام بدرفتاری می کنن و اصلا دلی ندارن چه برسه به اینکه بخواد کوچیک باشه یا بزرگ یا اینکه حتی بخواد بشکنه
    در نتیجه اشکی هم ندارن

    1. غریبه جان، هیچ چیز 100 درصدی توی دنیا وجود نداره و حتی اگه کسی منطق بلد باشه راحت میتونه به شما ثابت کنه که آدم کشتن درست و خوبه.
      خوب، تو همچین دنیایی چی شده فکر کردی این قضیه 100 درصد باید درست باشه و شما با چند مورد بخوای همشو رد کنی

  4. مردهاي ايراني در چنبره اي از پيش داوري ها و پيش فرزها بدنيا مي آيند و بزرگ مي شوند مرد بايد چنين باشد و مرد نبايد چنان باشد و اين كوه پيش فرزها ست كه از مردان موجوداتي متفاوت مي سازد بسياري ابدا دوست ندارند خشن باشند و گريه نكنند و فرياد بزنن و خشن جلوه كنند ؛ خيلي از مردها دوست دارند برقصند دوست دارند لباس هاي رنگي بپوشند دوست دارند سراسر فيلمهاي عاطفي را گريه كنن ولي نمي توانند خودشان باشند جامعه براي ما مردها ماسكهايي را قبلا طراحي و آماده كرده است البته اين داستان براي زنها بسيار و بسيار غليظ تر و اسفناك تر است ما بردگان نظام فكري كهنه ي اجتماع خويشيم

  5. آره پسر بد– من با مسایل احساسی برخورد میکنم چون یه زنم و یاد گرفتم به خاطر این مسیله ( ای بابا خفه شدم این همزه کجای صفحه کیبورده؟ مجبورم از ی به جاش استفاده کنم .. ببخشید!!) خودم رو سرزنش نکنم و بهش افتخار کنم….

    من هم امیدوارم همشهری….;)
    راستی یه سوال شما چه طور صدا ها رو تایپ میکنید؟

  6. با عرض پوزش از دوستان عزیز مشهدی من با این مخالفم که لهجه مشهدی شیرین ترین لهجه باشه… لهجه جنوبی به خصوص آبادانیها حرف نداره (به خصوص وقتی لاف میان من عاشق لافشونم), من از لهجه کرمونشاهی اصیل هم خوشم میاد والآن که یه دوست مشهدی دارم لهجه اونم واسم شیرینه بستگی به این داره که سورس لهجه کی باشه؟ …;-) :-)) مثلاً وقتی دداش مسعود مشهدی حرف میزنه من خوشم میاد… یا وقتی پسر بد با لهجه مشهدی حرف میزنه بهم می چسبه…;-)
    نهایتاً همه جای ایران سرای من است…

    1. هاها، کُلَن بِرِ ای کِه چسبِش زیادَه😈
      منم قبول دارم، هر لهجه‌ای شیرینی خودشو داره، به نظر من حتی لُری هم قشنگه وقتی توش اغراق نیست.
      چیزی که بَده اینه که فک کنی لهجه تو بهترینه و مال بقیه چیزی واسه گفتن نداره.

      1. پسر بد من یه مهمون لر داشتم این کامنت شمارو که دید خیلی عصبانی شد گفت: «حتتتتی لُری هم قشنگه؟؟؟!! وقتی توش اغراق نیست» ؟؟!!
        اصلاً اونوقت که لرا حرف میزدن بقیه پانتومیم بازی میکردن😛 راستی خودمونیم منظورت از اغراق چی بود؟؟

      2. واز ای دو تا با هم رَفتَتنا.
        او مِهمون شَمایَم لر بودَ ها، بِرِ ای که هنوز نِمدِنِستَه منظورُم چیَه و عصبانی رِفتَه.
        منظورم این بود که اگه سعی در غلیظ ادا کردن کلمات نشه و عادی صحبت بشه قشنگه.
        مشهدی هم واریانس‌های خیلی مختلفی داره و از آب کشیدش تا خیلی غلیظش متفاوت ممکنه باشه

  7. نه پسر بد بیشتر از سر دلتنگیه …. گاهی اوقات هم مارمولک بازیاش 😉 اذیتم میکنه … راستی یه سوال مسعود خان اون اوایل به آی دی من یه تیکه انداخت😉 … چرا اینو از شما نپرسید که چرا شما به خودتون میگید پسر بد؟! جداً بعد از این همه مدت الان واسم سوال پیش اومد :-)) آخه همچین بد بدم نیستی ها😉

  8. آآآآآیییی پسر بد مراقب باش بعضیا شدیداً بهشون بر میخوره ها… اومدی ابروشو درس کنی چششو درآوردی… منظورت چیه که مهمون من لر بوده ها؟؟؟!!! اونطوری که یو نوشتی حتتتتتتییی … منم که بچه ناف تهرونم 😛 بهم بر خوردها … بعدشم راستشو بخوای هیچکدوم از دوستام به اندازه این این دوست لرم صادق و رو راست نیست حتی اون مشهدیه … اینو گفتم هوای کار دستت بیاد و دیگه با جنوبیا و لرا کل کل نکنی … میشه 1000 تومن ایمیلتو بده شماره حساب بدم

    1. اول اینکه من ایمیل نمیدم چون این مسعود خان ازین کارا خوشش نمیاد😦
      دوم اینکه همونقد که من بچه تهرونم تو هم بچه نافشی😈
      سوم اینکه تو صداقت، روراستی و سادگی لرا شک نکن، اما بعید میدونم دوست مشهدیه تو هم صداقتش کمتر از هر دوست لرت بوده باشه :p
      چهارم اینکه من اصلا و ابدا نه کل کل بلدم، نه خوشم میاد😳
      پنجم اینکه من مخلص بچه‌های لر جنوبم!😎

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s