حُکمَن باید بمالَن به دوچَک….!!!

روبروی رستوران رضایی تو خیابون آبکوه ایستاده بودم که صدای جیغ زنی توجهم روجلب کرد…! پسر موتور سواری دستش رو کرده بود وسط سینه های زن و من اول فکر کردم پسرک دزده اما بعد متوجه شدم جریان چیز دیگه ایه….!

زن به شدن آرایش کرده بود و به چشم همشهری خیلی زیبا و لَوَند بود…! گویا زن از ماشین شوهرش که پیاده میشه آقا شوهره میره ماشین رو پارک کنه و این جوون عَزَب هم فکر میکنه این خانوم بشدت زیبا همراهی نداره ودستش ناخوداگاه میره وسط سینه های زن تا نوازشی کنه این همه زیبایی خدادادی یا تکنولوژی دادی رو….!

جیغ زن شوهر و بقیه مردان غیرتی رو به خود میاره تا هر کسی به این فکر بیفته تا برای این خانوم زیبا جان فدایی کنه…! پسر موتوری تا خواست فرار کنه زد به یک ماشین و افتاد وسط خیابون….! آقا شوهره تنها کاری که کرد موبایلش رو دراورد تا زنگ بزنه 110 و بقیه مردان باغیرت هم دوسه تا لگد زدن به پسرک که پشت سر هم میگفت: گه خوردُم بُقُران….گه خوردُم بُقُران…!!

یه چندتا مرد غیرتی تر هم پسره رو ول کرده بودن میخواستن شونه های خانوم زیبا روکه شوکه شده بود بمالونن که قسمتشون نشد فقط یکیشون که زرنگتر بود زود رفت یه لیوان آب سرد آورد و یه آقا زرنگتره اومد لیوان آب رو بگیره خودش بده به خانوم که مرد اولی گفت: خودُم مُدُم دِداش …شُما زحمت نَکیش خِستِه مِری ….!! خلاصه آب رو داد به خانوم و دور از چشم شوهر زن هی پاچه خواری کرد و هی با چشماش قربون صدقه زن میرفت و هی میخواست کمک کنه لباس خانم رو درست کنه و اصرار داشت وسط سینه های خانوم رو معاینه کنه که خدایی نکرده جراحتی برنداشته باشه و کم مونده بود دست خانومه رو بگیره بندازه تو ماشینش ببردش بیمارستان….!! ( چه مَردای ماهی…چه مَردای خوبی …آقایَن بُخُدا …آقا….!! ) آقا شوهره اَن هم اونطرف هی با موبایلش شماره پلیس 110 رومیگرفت تا گزارش بده که سینه های خانومش رو در روز روشن مالوندَن…!!

خلاصه تا اشک پسره رو در نیاوردن ولش نکردن و بعد هم همه با هم رفتن جوجه کباب بزنن به بدن …! خانوم آسیب دیده هم چون آرایشش به هم خورده بود رفت توی دستشویی تا به خودش برسه….!!

( خیالتون تخت باشه بنده نه مخالف آرایش زنانَم و نه اَز زنای خوشگل و لوند بدم میاد ….! نه از شوهرای بی غیرت بدم میاد نه از این دسته مردای غیرتی خوشم میاد …! نه موافق دست توی سینه کسی کردن هستم …! نه از پسره موتوریه دفاع میکنم …! نه از تکنولوژی و سینه های غیر فابریک بدم میاد…! نه مخالف ازادی پوشش زنانم…!)

_حالا اینکه اَمثال این پسره موتوری بدبخت که هم عَطر جوجه کبابای رضایی وهم عَطر بَدن خانم لَوَند فشار به شکم و زیر شکمش آورده و عقلش رو ضایع کرده باید چکار کنن توی این جامعه بی صاحاب من نمیدونم دیگه …. حُکمَن باید بمالَن به دوچَک….!!!

25 thoughts on “حُکمَن باید بمالَن به دوچَک….!!!

  1. مسعود خان این نوع حرکات واقعا توهین آمیزه..

    من نمیتونم علت اینکه اگه اینجا حتی بدون بیکینی بخوای آفتاب بگیری هیچ مردی به خودش حتی جرات نگاه مستقیم رو نمیده و اونجا علی رغم پوشش مو و بدن یه مردی که دلش ضعف رفته با بیشرمی کنار یه خیابون اصلی با وجود همسر خانوم بهش تعرض میکنه رو نمی فهمم..
    حتی همون مرد ایرانی ؛ عرب یا شرقی اینجا رفتار متفاوتی داره .
    واقعا دلیل چیه و این ناهنجار ها کی درست میشه؟

    یادمه مشهد که بودم کنار خیابون ؛هر مردی با هر سنی و گاه با هر ماشینی به خودش جرات میداد بوق بزنه و دندونهای کریهش رو نشون بده؛ گاهی هم با وجود خونواده اش داخل ماشین به چراغ دادن بسنده میکردند . فکر نکنید پوشش نامناسبی داشتم من همیشه ساده لباس میپوشم. ولی انگار واسه این افراد این چیزا مهم نیست.. خدا میدونه چقدر از این عملشون ناراحت میشدم . به نظرم میومد برای اونا مهم نیست کی هستی و چه کاره ای ؛به همه به چشم زن خیایونی نگاه میکنند. و تا این حد آدم رو پست فرض میکنند.

    لوندی و دلبری کردن طبیعت زنه اما جوابش به خدا این بی احترامی ها نیست…

    1. لیدی خانم دقیقا یکی از دلایلم برای حرفهایی که در زنونگی یعنی چه؟ زدم همین موضوعه …

  2. آقا مسعود… واقعا که از درد گفتی. دست مریزاد… اما متاسفانه تو مملکتی داریم زندگی می کنیم که اونایی که باید ببینن و فکری بکنن، می بینن وهیچ کاری نمی کنن. فقط دارن صورت مسله رو پاک میکنن. کاری که عملا همیشه ما ایرانیا تو انجامش استادیم…

  3. دوچک چیه؟!
    بابام جان می نویسی این اصطلاحات مشهدیتو زیر نویس کن ملت حالیشون بشه چی میگی. او پستت هم تو حمومی داشتی معلوم نبود چیه؟!

  4. پسره تو کفه، خانمها چه گناهی کردن؟
    پس به نظرت باید چطور با پسره رفتار میکردن؟
    «خلاصه تا اشک پسره رو در نیاوردن ولش نکردن»

  5. سلام. آقا مسعود ببخشید ولی این عکس خیلی همخونی با دیدگاه هنری شما نداشت به خصوص عکسهای قشنگی مثله اون ننه ه یا دختر ترکمن دیروز که واقعاً حرف نداشت…

      1. دوتا سوال واسم پیش اومد؟
        1- این دختر وبقیه بیشتر افغانی به نظر میان تا ترکمن؟ درسته؟
        2- اون پیرزن بنر قبلی گریه میکرد یا می خندید؟

      2. سلام
        اینها افغان هستند
        اون پیرزن زندانی بود و گریه میکرد….!

  6. به خصوص در مقایسه با عکسهای هنری زیبایی مثه اون دختر ترکمن یا خنده زیبای پیرزنه…

  7. مردایرانی جماعت بی شعور شده همشونو باید ببرن یه دوره تایلند تا عقده های جنسی شونو خالی کنن یه دوره باید ببرنشون انگلیس تا اداب معاشرت با خانومها رو یاد بگیرن بقیه مسائلو هم برگردن ایران زنهاشون بهشون یاد بدن والا
    خاک تو سر این پسره و خاک تو سر سردمداران جمهوری اسلامی که همه زنهای ایرانی رو شکل خودفروش ها می بینن که ما زنها از دستتون هیچ جا امنیت نداریم

  8. لیدی عزیز
    ترکمن یا افغان بودن اون دختر، یا خنده و گریه اون پیرزن مهم نیس اصل مطلب این بود که اون تصویر در شأن این وبلاگ نبود… زیبایی خنده بی آلایش این دختر و یا به قول شما گریه اون پیرزن با اون چین چروک زیبای صورتش که آدم با دیدن عکسش هم می تونست بوی خوش مادربزرگشو حس کنه خیلی بیشتر آدمو تحت تأثیر قرار میداد تا اون عکس (به قول شاعر: دانه فلفل سیاه و خال مه رویان سیاه …. هردو جانسوزند اما این کجا و آن کجا … :-)) )
    درسته آقا مسعود خیلی جاها راحت و رک حرف میزنه ولی من شخصاً اینهارو ابزاری می بینم برای رساندن موضوع به خواننده ای که می تواند از هر قشری باشد…

      1. نه دختر خوب چه فرقی میکنه؟
        ولی اون پیرزن چنان اشکی از ته دل می ریخت که منو به شدت تحت تاثیر قرار میداد. وقتی شما نوشتی میخندید ؛ یه هو شک کردم به خودم که ممکنه من اشتباه کرده باشم؟ اینقدرمنفی فکر کرده باشم؟ سوالم فقط به این دلیل بود گلم.
        مسعود خان لطف کرد و اونو عوض کرد.🙂

  9. مسعود خان يك سوال؟
    گفتي مرد بي غيرت!
    واسم سوال شده منظورت از بي غيرت بودن طرف اينه كه گذاشته زنش با اون وضع بيرون بياد يا اينكه نزد پسره را خونين و مالي كنه!

    1. آره مسعود خان
      واقعا غیرت یعنی چی؟ همونی که اگه زن ایرونی داشته باشه اسمش میشه حسادت؟؟

  10. ایرانی احمق، حرامی و مادر جنده؛ عکسی را که برای این جفنگیات ات انتخاب کردی؛ غلط کردی. بهتر بود عکس خواهر و مادر صیغه شده ات را آذین این صفحه میکردی.

    1. انتخاب عکس عمدی نبودهو. ربطی به متن نداشته …در عین حال عوض کردم تا شما برادر افغان شخصیت و شعور خودت رو به رخ ایرانی جماعت نکشی…!

  11. این قسمت اوج طنز منو کشت!
    (( آقا شوهره اَن هم اونطرف هی با موبایلش شماره پلیس 110 رومیگرفت تا گزارش بده که سینه های خانومش رو در روز روشن مالوندَن…!! ))

    جدا از شوخی ممنون میشم تو یه پست غیرت رو تشریح کنین . برای من به عنوان یه پسر بدونم واکنش صحیص چیه ؟ ( شوخی نکردم جدی بود )

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s