اَلو اقای پلیس…!

دیشب خیر سرمون گفتیم بریم برای بچه ها لباس زمستونی بخریم…! بچه ها که لباس پوشیدن نسترن شال گردنش رو پیدا نکرد…! مامانش هم گفت تا شال گردنت رو پیدا نکنی نمیریم بیرون…! اقا پیدا نشد که نشد…! اخر سر هم مامانش گفت برای اینکه تنبیه بشین نمیبریمتون خیابون و باید خونه بمونن…! یاسمن گفت من که شال گردنم رو گم نکردم که…! مامانش گفت : جفتتون باید بمونین خونه و بچه ها عین ابر بهار گریه کردن و وساطت من هم افاغه نکرد…! از خونه که در اومدیم یاسمن ملتمسانه گفت من رو ببر بابا جون…! من چرا باید تنبیه بشم…؟ گفتم مامانت نمیذاره بابا…! خلاصه زدیم بیرون از خونه…هنوز به فلکه تقی اباد نرسیده بودیم که تلفنم زنگ زد…! گفتم بله…؟ گفت از پلیس ۱۱۰ زنگ میزنم و پرسید شما بابای یاسمن خانوم هستید…! تا این رو گفت قلبم لرزید و هزار فکر کردم…! گفتم بله اتفاقی افتاده…؟ گفت: برین خونه دنبال دخترتون شال گردن خواهرش رو پیدا کرده…! تشکر کردم و سریع برگشتیم خونه…!

سرتون رو درد نیارم جریان از اینقرار بوده که بعد از بیرون اومدن ما از خونه یاسمن خانوم به پلیس ۱۱۰ زنگ میزنه و کل جریان رو میگه و اینکه خواهرش نظم نداره و اون بخاطر خواهرش تنبیه شده و ما نبردیمش خیابون و میگه به بابام بگین بیاد ما رو ببره لطفا…! شماره من رو هم میده و میگه به بابام نگین من زنگ زدم ۱۱۰…باشه…!!

از اینکه دخترم اینکار رو کرده بود خیلی متعجب شدم چون دختر خجالتی و سربه زیریه…! و البته کلی هم خوشحال شده که عقلش رسیده برای ظلمی که بهش شده متوسل به قانون و پلیس بشه…! امان از بچه های امروزی…امان…!

Advertisements

22 thoughts on “اَلو اقای پلیس…!

  1. شما که میخواستی اولش بری برای بچه ها لباس بخری… چی شد آخرش بچه ها رو تو خونه گذاشتی؟ …وقتی اونارو نبردی بیرون رفتنت دیگه واسه چی بود؟

    1. براي لباس خريدن حتما الزام به بردن بچه ها نيست…! من گاهي كه مسافرت ميرم بدون حضور بچه ها براشون لباس ميخرم…دليل تو خونه گذاشتن بچه ها رو هم كه گفتم كه البته به نظر خودم كار درستي نبود…

    1. هویتش قبلا هم لو رفته بوده، وقتی اینهمه آدرس ازش هست و فک و فامیلم میان و میخونن و تو هر فک و فامیلی هم آدمای اونجوری وجود دارن. پس زیاد نگرانی راجع به اینکه الان هویتش لو رفته وجود نداره.

  2. خوش بحال این دختر چه تجربه خوبی از کمک قانون بدست اورده.امیدوارم بعد از این ماجرا بخاطر اعتماد به قانون بیشتر تنبیه نشده باشد و چه عجیب که پلیس 110 هم با این هموطن حق طلب درست برخورد کرده

  3. خیلی جالب یکه خوردم از این ماجرا. خوبه دیگه از همین حالا یاد میگیره که باید حقشو بگیره. خیلی از ماها هنوز بلد نیستیم. البته اونم اگه بزرگ بشه شاید مثل ما بزرگترا مظلوم و تحقیر شدنو یاد بگیره!!

    1. به احتمال خیلی زیاد شوخیه.
      اما چرا زن ذلیل؟ احترام گذاشتن مرد به زن و زن به مرد اسمش زن ذلیلی یا مرد ذلیلیه؟
      اون بچه اگه یاد گرفته حقشو بگیره بخاطر تربیت همین پدر و مادره. حالا چرا بیچاره؟

  4. اینقدر هنگ کرده بودین که یهو ساکت شدین !!! 😉 گفتین آخه پشت فرمونم 🙂
    تو رو خدا دیگه تنهاشون نذار. مثله ابر بهار گریه می کرد پای تلفن.

    1. یکی از وظایف فراموش شده پلیس همین چیزاس که متاسفانه در بین پلیس فراموش شده و بعضی از مردم (که منم جزو اونام) دیگه به پلیس جماعت اعتمادی ندارن.

  5. کلش مثل خودت بو قرمه سبزی میده!! باور نکردنیه! این نسل جدید افتخار آمیز میشن… هم باهوشه و هم شجاع… از قول من ببوسش این عسلو …

  6. عجب ماجرایی!عجب پلیس خوبی!همسایمون زنگ زده بود 110 گفته بود آقا دزد از نرده ها داره بالا میاد یارو گفت بگیریدش تا ما بیایم!!

    1. پلیس هر جا خطری نداره خوبه!
      یه زمانی شبا که میشد (شب همیشه شیفت آقایونه) وقتی تلفن 110 زنگ میخورد، یهو یکی از اون ته میگفت: ممد با تو کار دارن! ممد آقام گوشی رو میگرفت و پاهاشو مینداخت رو میز و شروع میکردن دل دادن و قلوه گرفتن! واسه آدمای تنها تو شب همدمای خوبی بودن!
      یکی تعریف میکرد: یه شب (شب جمعه) که تو گشت پلیس بودیم (همین بنزایی که شبا واسه حال کردن میشینن پشتشو تو خیابونا گاز میدن) رو بیسیم گفتن که فلان جا (که به اینام نزدیک بوده) یه ماشین با فلان مشخصات از مسیر فلان داره میره و مسلحه! تعریف میکرد که، گفتم: فلانی بزن تو یکی از این کوچه‌ها و واستا تا آبا از آسیاب بگذره. اونقد ازین بسیجیا که الان جلو مردمو میگیرن و عشق اسلحن زیادن که چند تا چاررا اونورتر نیگرش میدارن!!
      شما الان زنگ بزن فلان‌جا 10 نفر افتادن به جون هم و دارن به قصد کشت همو میزنن، اگه تا 1 ساعت دیگه پلیس از اونجا رد شد!
      پ.ن: کسی میدونه چند تا «فلان» استفاده شد تو متن!

  7. خیلی جالب بود! همین که یه بچه احساس میکنه! بابت یک تنبیه بی دلیل از نظر خودش ! به پلیس پناه ببره خیلی باارزشه… ضمنا گفتی فلکه تقی اباد! یادش به خیر یه زمانی فلکه بود با اون ساعت همیشه خرابش !!

  8. حرکت بچتون خیلی جالب بود، ولی این نوع تنبیه، برای کسی که بیگناهه خیلی بده، چون دلیلی نداشته که اون به خاطر کار اشتباهه یکی دیگه تنبیه بشه، البته خیلی جالبه که تونسته از حقش دفاع کنه اما فکر کنم تکرار این اشتباه به نفعش نباشه

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s