آقا صلوات برفِست شب مَبعث …!

امشب از بلوار كلاهدوز رد ميشدم ديدم به مناسبت شب مبعث دونفر ديس شيريني دستشونه و به راننده ها اشاره ميكردن كه بفرماييد و به خاطر دوتا شيريني يارو چنون ميزد روي ترمز انگاري كه از سال قحطي در اومده باشه و البته راننده هاي ماشين هاي مدل بالا باكلاس تر بودن…! ميزدن كنار و شيريني برميداشتن و تشكر ميكردن…!!

كم كم ترافيك شد و بوق زدن ها شروع شد و فحش ها هم البته…! يه راننده وانت قراضه وسط خيابون ايستاده بود و التماس ميكرد كه دوتا شيريني اضافي تر بگيره كه پشت سري داد زد: يابو بزن كنار بعد كوفتِت كُن …!! هنوز حرفش تموم نشده بود كه يه ماشين ديگه كوبوند به پشتش…! يارو شاكي پياده شد و يقه پشت سري رو گرفت گفت: مَگه كوري قُرُمساق زَدي ماشينُمه داغون كِردي و اون يكي گفت: گه خوردي وسط خيابون نگر داشتي پُفيوز …! بره دوتا شيرني دري خودِته موكوشي…!؟ راننده اولي گفت: مگه مُو بره شيرني واستادُم ميمون و خواست اشاره كنه به وانِته كه ديد وانِتِ رَفته…! خلاصه دعوا شد و يارو كه ديس شيريني دستش بود رفت جلو گفت اقا صلوات برفِست شب مَبعث كه راننده برگشت زد زير ديس شيرينيش گفت: برو گهتِه بخور جاكش با اي شيرني دادنت ماشينُم داغون رَفت…!صلوات برفِست …!صلوات برفِست…! تو پول خسارتشه مِدي…؟!

فحش دادن و زد و خورد ادامه داشت و سه چهارتا بچه قد و نيم قد هم زير دست و پا داشتن شيريني ها رو جمع ميكردن كه خنده كنان گذشتم و رفتم…!! بقول يارو يعني هَمچين مردمي داريم ما…!

Advertisements

19 thoughts on “آقا صلوات برفِست شب مَبعث …!

  1. مبعث بزرگ مردی که 40 همسر رسمی و صیغه ای داشت و در 54 سالگی دختر 9 ساله ای را به حجله برد بر مسلمین جهان مبارک با د

    1. خیلی حال کردم با کامنتت صلوات جون. یادت رفت بگی تا زنده بود کشت و خوردو برد و گردن زد و جنایت کرد و زن بازی. والبته بچه بازی.

  2. Agha Dastet dard nakoneh ba in neveshtehayeh ziba va motanveh barayeh ma mashadihayee ke dar kharej hastim ba inha har chand rooz kheyli hal meekonim. mercee va mercee

  3. مسعود جان خيلی دوست داشتم اونجا بودم و سيركی ! را كه تعريفشو ميكنی ميديدم و دو تائی با هم ميخنديديم !!! 😆

    1. واقعیت اینه که تو این سیرک یه عده ابله زندگی یه عده دیگه رو به باد فنا میدن و خودشون فلنگو میبندن!
      اون وانتی که بخاطر دو تا شیرینی التماس میکنه و راه رو میبنده باعث اعصاب خوردن کنی و تصادم و دعوای دو نفر دیگه که اعتقادی به این کار ندارن میشه و براحتی فرار رو بر قرار ترجیح میده.
      اون کسی هم که شیرینی پخش و پلا میکنه هم، خودش دارای خاصیت التماس کردن و سینه‌خیز رفتن واسه هر چیزیه و هم فکر میکنه با این کارا احتمالاً اون دنیا بهش حوری میدن!
      قانون مملکت رو هم یه عده آدم که میفهمن از این خاصیت بعضی از این آدما میشه استفاده برد رو نوشتن و اجازه همچین کاری رو براحتی میدن که یه عده بیان راه‌بندون درست کنن.
      کی میدونه تو این همه راه‌بندونا آدم مریضی که باید برسه بیمارستان نمونده باشه، ماشین آتش‌نشانی که بخاطر دیررسیدن ماموریتش انجام نشده، مونده باشه…

      وقتی آدما خیلی تحت فشارن ناخودآگاه میخندن و این خنده باعث میشه فشارهای وارد شده رو بهتر تحمل کنن، این خنده‌هام خنده بر بیچارگی خودمونه، خنده بر دردهایی که داریم و چاره‌ای نمیتونیم واسش پیدا کنیم 😥

  4. آره ما همچین آدمایی هستیم، و این جماعت یابو سوار فهمیدن که اگه نفری چل تومن بدن به مردم و چند لیتر بنزین، ملت جف پا میزنن رو ترمز و از تموم خواسته‌هاشون کوتا میان، هر چند که در حرف ممکنه اینو نشون نده!
    یکی میگه: اینجوری ضعیفشون میکنیم، یکی میگه: اینم یه جور مبارزس، یکی میگه: حقمونه!!! یکی میگه:…
    بگذریم که به اندازه آدمای روی زمین، راه برای رسیدن به خدا وجود داره!
    اگه رگ گردن کسی مثه خیار قلمبه نمیشه بازم میگم که ما مردمی گدا صفت و خائنیم (اگه نترکیده رگ گردنت یه نگاه به پشت سرت تو تاریخ بنداز تا بفهمی چی میگم)
    بقول مشدیا که میگن: مُف بِشَه کُلُف بِشَه!
    یکی نیس بگه: کُلُف گای وختا پارَه مُکُنَه دِداش

    1. نِمِرَه یره، نِ مِ رَ!
      همی مفتیا یَه به گامان دِدَه.
      آدم بایس خیلی خوش گوشت بِشَه که جا پارگیش خوب، خوب بره. اگِر بد گوشت بِشَه جاش مِمِنَه.
      مِدِنی همی گایدَن (که همه پیف پیف مِنَن) و خوردن ازو کارای خوب دنیایَه، ولی لَه لَه زِدَن بِرَش و ای کارا رَ کِردَن عزت نفس آدما رَ پایین می‌یِرَه. 😥

  5. خداییش خیلی رسم تخمیه مزخرفیه این خوراکی پخش کردن.به اندازه عروس کشون ازش بدم میاد.میرینه به اعصاب و معصاب ملت.

  6. مسعود خداییش اگه ماشین خودت اون وسط به فنا میرفت بازم لبخند میزدی و میگفتی «یعنی همچین مردمی داریم ما»؟

  7. سلام. نه دوست عزیزی که گفتی واسه حوری وبهشت و… شیرینی میدن! نه! اینها حاجی بازاریهایی هستن که بهترین جا واسه ریا رو توی خیابون میبینند وانصافا» هم باهوشند! یکیشون همین شب مبعث حاضر نمیشد 100 هزار تومن مساعده به کارگرش بده تا سرماه کم کنه ازش و میگفت میدونی ده تا از این مساعده ها میشه یه میلیون که سودش تا سرماه میشه حدودا»یه صد تومن میشه؟ برو بابا برو! بعدش اومده 450 هزارتومن داده شاگردش میگه برو شیرینی وشربت بخر بیار دم غروب که حضرات! میان برن مسجد همون موقع بیار وسط خیابون وپخش کن! معلومه که یک روز بعدش از طریق همین حضرات! چند برابر که چه عرض کنمٰ صدها برابرش رو از بیت المال میکشه بالا! یک حاجیه خانم کوچیکه! رو هم تازه اورده خونه! میگن پسر همکار حاجی هم یه دور باهاش زده وگرفته رفته! بقول شما مشهدیها! حالا این نذرها جریان داره برادر وما ییم که نمیدونیم چجوری کاسبکار خوبی بادرآمد بسیار باشیم! حضرات! رو دریاب! خود حضرتش 100 تا ورمیدارهٰ حاجی 20 تا و مشدی 5 تا و …! بیت= خانه و مال= متعلق! ژس میشود : متعلق به خانه! حاجی اینو فهمیده!

  8. داداش شوما هم با کافر شدن زیاد فاصله نداری ها ؟ 🙂
    کلا از وختی از مرخصی برگشتی اخلاقت تند شده حالا کجا مرخصی رفتی بما مربوط نیس اما اخلاقت پاک خراب شده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s