گربه مشهدی و گربه تهرونی…! (قسمت سوم )

‹گربه مشهدی: بگو دیگه پیشول خان … بگو ببینُم دَردِت چیه دِداش..؟ مُوعععو….مُوعععو ديگه…؟

گربه تهرونی: والله مَشدی حقیقتش اینه که من از تهرون فرار کردم…!! توی تهرون دارن گربه ها رو میکشن…!! یا تو غذامون سَم میریزن یا عقیممون میکنن…!!

گربه مشهدی: چیکارتا مُکُنَن..؟

گربه تهرونی: عقیممون میکنن مَشدی…! یَعنی…..یَعنی یه کاری میکنن که دیگه نتونیم زاد و ولد کنیم…!!

گربه مشهدی: یَره خواهر مادر…! یعنی گربه هاره خایه کِش مُکُنَن..!!

گربه تهرونی: یه چیزی تو همین مایه ها…! میخوان نسل مارو از رو زمین بردارَن..!

گربه مشهدی: یره خواهَره ای ادَما…..! اصن مُو نِمدِنُم خدا بیکار بود ادم دُرُست کِرد…! بابام مُگفت: خدا ادَمه با خاک و اب دِماغِش درست کِرده بعد گفته انسان بیشرف ترین مخلوقات روی زمینه …! بعدش ادَمه ول کرده رو زمین گفته برن خارکُ……ته بازی دربیارن…!! بابام مُگفت قابيل هابيله برده توی غار بی ناموسی سرش دراوُرده بعدِش کوشتَش…! یَره خواهره مادر…!! اینا از هَمو اول خِلقت تَهِ شان باد مِداده ولي اِقَد پُررویَن که مگن ما اشرف مخلوقاتِم…!! خدا خودش گفته بيشرف ترين مخلوقات اووَخ اينا حرف خداره وَرچُپه كِردَن مِگَن اَشرف مخلوقات… بيشرفا…تُف…!!

گربه تهرونی: همش تقصیر این شهردار تهرونه…همین همشهری شما…قالیباف…!!

گربه مشهدی: یَره قالیباف مَشَدی نیست كه پیشول خان…! اگه مَشَدی بود مُو الان مِرَفتُم از بالاي ( زیست خاور ) خودُمِه پرت مِکِردُم پایین…! مَگه هر کی گفت مُو…!! بچه مَشَده دِداش…!! قالیباف طُرقبه ایه …!حالا بره چی گربه کشی را اِنداختن ای بیشرفا…مَگه ما چیکار کِردِم…! فوقِش تو باغچه خانَشا ریدِم…! یا کیسه زبالَشانِه پاره کِردِم…!! خودِشا که به همه مَملِکَت ریدَن پس چی…؟ خودِشا كه ك…ونِ مِردُمه پاره كِردَن پَس چي…؟

گربه تهرونی:ميگن گربه ها جني هَستَن….!خلاصه من اومدم بگم اگه امروز ماها رو توی تهرون بکشن فردا نوبت شماهاست…پس فردا نوبت یه جای دیگه …!!

گربه مشهدی: خوب باید چیکار بُکُنِم پیشول خان…! مِخی بُرُم تِهرون یک پنجول بیکیشُم تو صورت قالیباف که قالی بافی یادش بره…! یا با هم برم طُرقبه تو حیاط باباش رُوما به دیفال لِنگِما بالا خرابکاری کُنِم …!!

گربه تهرونی: نه پَنجه جان …ای راهش نیست..! باید مبارزه کنیم ..!

گربه مشهدی: مبارزه…؟ یعنی دعوا دیگه ها…؟ عین بروس عَلی…!! یره مُو عاشق مبارزه یُوم…!! دلُم مِخه بروس عَلی بودُم وَرماخاستُم هوا هَم يَك جُف لَقَد مِرَفتُم تو تُخمای قالیباف که تُخماش باد کُنه …. یَره خواهره مادر… بروس علی هم نِرَفتِم….!! چيجوري مبارزه كُنِم پيشول خان…؟ عين ادَما …؟

گربه تهروني: بهت ميگم حالا مَشتي….بهت ميگم…!!

…………………………………………….

Advertisements

26 thoughts on “گربه مشهدی و گربه تهرونی…! (قسمت سوم )

  1. یره ای که روزگار الانه خودمانَه که.
    ما گفتِم تَش یگ ب.کن ب.کن میبینِم مِخِندِم، نِشُد که

  2. آقا ما چند سالی تهران بودم مدیدم دیگه. ای گربه های تهرونی ره که مدیدم دلما بره گربه های مشدی موسوخت هموجور. از بس اونا پر رو بودن. گربه های مشدی از یک کیلومتری آدم مدیدن در مرفتن. اونا هموجوری ذل مزدن به آدم. طلبکار بودن همشا

  3. سلام اقا مسعود من از کاربران سابق بالاترین هستم که دیگه حتی بعد از اینکه اکانتامو باز کردم به اونجا نمیرم شیاد منو به یاد داشته باشی با ای دی cilrvo الان تو سایت آزادگی لینک میزارم بچه های آزادگی خیلی خوب و با معرفت هستن از نوشته های شما هم اونجا استقبال خوبی میشه..اگه افتخار بدی اونجا هم بیای و اونجا هم فعالیت کنی ما و همه بچه های خوب آزادگی رو مفتخر میکنی این هم لینک وب نوشته شما در آزادگی:
    https://azadegi.com/link/2011/06/07/64494

      1. هلاک همی خاستَنِتُم 😎
        خب وخِه بیا دیگَه، اونجِه که دیگه دَوَتنامَه اینا نِمِخَه

  4. با درود به مسعود خان گٔل

    همشهری گرامی‌ از بچه‌های سایت شنیدم که در بالاترین غوغا میکردید البته من اونجا نبودم ولی‌ هم اکنون در آزادگی هستم که خیلی‌ از بالاترین بهتر است و با بچه‌های آزاد اندیش و سایتی آزادی خواه و دموکراسی کامل.خوشحال میشم اگه بیای اینجا و مارو با نوشته‌های قشنگ و پر مغزت آشنا کنی‌.

    با سپاس سمندر

    http://www.azadegi.com

  5. بعد اینکه از سفر خارج اومدم همه میگفتن اونور چطور بود؟؟ خیلی ارامش داره؟؟ خیلی زیباست؟؟
    گفتم تفاوت هست ولی نه اونقد… تبلیغات منفی بر علیه ایران زیاده…اما ملت خوبی داریم اما یه چیزی منو واقعا متاثر کرد این بود که تو غرب حیوونا از دست ادما در اسایش بودند…
    به هیچ عنوان حیوونی از من فرار نمیکرد هرچقدرم بهشون نزدیک شدم… چون باور نمیکردنذد که ادما ازارشون بدن…
    اونجا که بودم بیشتر از همه دلم به حال حیوونای ایران سوخت

      1. من که خیلی خوب شدم، آروم گرفتم. حس بودن دیگه نیست 😥
        من کی بیام خدمتتون و این نخودچیا رو بگیرم؟

      2. منم بابا، از وقتی که این قسمت نظردهی عوض شده و من طبق عادت قدیم تایپ میکنم، بعدش یه علامت تعجب میخوره جا اسمم.
        منم که کامپیوتر کلاً پرتم و این چیزا سخته واسم 😥

  6. آقا جرا به نظر شما لحجه مشهدی حتما باید مدام فحش خار و مادر بده تهرونیه با ادب و با کلاس باشه؟

  7. مسعود خان، نظری که لینک سکسی گذاشته بود رو حذف کردی، خوب اینو هم حذف کن چون مربوط به اونه. اینجوری تصور میشه من واسه مرمر خانوم این نظرو گذاشتم 😎

    1. جریان چیه؟؟ لینک سکسی کدومه؟؟ بالا پایین کیه؟؟
      نمیدونم چرا حس میکنم این پسر بد و علامت تعجب یا یه نفرن یا دو روحن در یک تن 😆

      1. هیچی، یکی یه لینک سکسی گذاشته بود، منم واسه اون نظر گذاشتم و بقیه قضایا.
        اینکه دیگه حس نمیخواد مرمرفرنگی، هر دوشون یکین و اشتباه تایپی باعث شد. از اون انگشت وسطشون که داره نشون میده باید میشناختی دیگه نه حس

  8. ای شاتوت ناقلا!
    پس از همین حالا برای انتخابات ریاست جمهوری خیز برداشتی!
    اون هم علیه همشهری خودت!!!!! شما که بالاخره نصف رگ و ریشه ات در طرقبه است!!!!!
    شاید طرقبه مرکز استانی چیزی بشه ها!!!!

    1. چه خبرته بابا…تمام صورتمه خيس كردي
      بعععععععله يادمه …همو چاقوكشه اي ديگه:)
      حبس بودي مازي 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s