ماجرای کشتی نوح؛ جناب خر و همسر مکرمه اش…!!

میگن وقتی حضرت نوح کشتی رو ساخت دستور داد از هر حیوانی یک جفت سوار کشتی کنن تا نسل اونها بر اثر سیل منقرض نشه…!! همه حیوونا سوار شدن اِلاّ جناب خر و همسر مکرمه اش که سوار نشد که نشد…!! همسر جناب خر میگفت تا اقامون سوار نشه محاله که من سوارشَم و اقای خر هم دوتا پاش رو کرده بود توی یک سُم که اِلاّ و بلاّ سوار نمیشم که نمیشم …!!

به جناب نوح گفتن اقا ما حریف این اَقا خره نشدیم…!! هرچی میگیم الان سیل میاد سَقَط میشی اما بس که خره نمیفهمه …!! هی میگه من نمیام…!! اومدیم خَرکِشِش کنیم جُفتَک انداخت خایه های دوسه نفر رو قُر کرد از مَردی افتادن…!!

جناب نوح رفت پهلوی جناب خر و دستی به سرُ گوشش کشید و سر در گوش خر گذاشت و نجوایی کرد که یه دفعه گل از گل جناب خر شِکُفت و با ناز و غمزه پاچه عیال رو گرفت سوار کشتی شدند…!! یاران نوح گفتند يا نوح چه یاسینی در گوش این خر خواندی که اینطور زود اثر کرد…!

نوح گفت : به او گفتم بیا ای خر که دنیا بی تو صفایی ندارد و دنیایی که خر در ان نباشد مفت هم گران است…!!

الغرض کاش جناب نوح در گوش خر میگفت بیا ای خر که بی تو دنيا برای خرسوار…!! صفایی ندارد..! شاید جناب خر عقل میکرد و نمی امد و سَقَط میشد تا در دنياي امروز نسل خر ورافتاده بود و اينروزها اينهمه خر و اينهمه خريت نبود كه خرسوارها از ان سو‌ء استفاده كنند و صفايش را هم ببرند…!!

( این نوشته تقدیم میشود به جناب محمد علی ابطحی دامَة حَرکاتُه…!! )

Advertisements

69 thoughts on “ماجرای کشتی نوح؛ جناب خر و همسر مکرمه اش…!!

      1. داش مسعود به ما تقدیم بکنه خر که هیچی احمدی نژادم بود موردی نداره 😀
        داش مسعود 1 ماه و 5 روز دیگه من دارم میرم خدمت.بشین برای بزرگترین و جذابترین و زیباترین و باحال ترین 😀 هوادارت که روزی اقلا 20 بار سرمیزنه و به قول یکی رختخوابش رو انداخته دم وبلاگت یه مطلب قشنگ و روحیه بخش بنویس نریم اونجا خودمون رو سقط کنیم 😀

    1. من فک میکنم چون دوسش داشته و همش پای بلاگش بوده…حالا که اون ساکت شده مسعود خان گته یه تلنگری بش بزنه

    2. من فک میکنم چون دوسش داشته و همش پای بلاگش بوده … حالا که ساکت شده مملی، مسعود گفته اینجوری یه تلنگری بش بزنه

      1. گویا شما برنامه تلویزیونی «بسوی ظهور» رو یکی دوماه پیش ظهر جمعه ندیدید که اعترافات!!!! پدر ایشان را نشان میداد! شما ممکنه در مقابل فشارهایی که به خودت وارد میاد صبر داشته باشی اما در مورد خانواده و … خیلی سخته!

      2. یعنی حرکت دامن.احتمالا رقص عربی منظورش بوده یا رقص رو حوضی یا کاباره ای.در کل منظورش اینه ابطحی قشنگ میرقصه.نه؟؟؟ 😀

      3. بیبین بهنام جان مو یگ کمی به حرکت ای دامنای کوتاه که همچی پارچشان شله و وخته را رِفتَن به چپ و راس مِرَنا حسساسیت دِرُم، اِنقَد اسمشَه نیار. همچی دِلُم ضَف مِرَه که فکر مُکُنُم وخته ناهاری شامی چیزی رِفتَه

      4. شايدم وخته حج عمره اي …حج واجبي …چيزي …!! اي بگردم توره كه همچي خوش سليقه اي برار 🙂

      5. مو خوش سِلیقَه نیستُم، مو همچی دل‌ضَفَه دِرُم. یَنی یگ جورایی همی دِلُم با صِفایَه 😎
        مُگما تویَم همچی دِلِت با صفاَه ها 😆

  1. سلام تازه وبلاگتون را پیدا کردم البته قبل تو وبلاگ نسوان یکبار ذکر خیرتون رفته بود اما من اون موقع پیداش نکردم. قلم خوبی دارید و امیدوارم موفق باشید. راستی میگم این خر های بیچاره تومملکت ماست که آبرو ندارند. تو امریکای شمالی خیلی موجود محترمی است چون کاریه .میدونستید علامت حزب دموکرات امریکا همین جناب خره؟ نمیدونم شاید چون ما ها خیلی با کار کردن میونه نداریم با این حیون هم چپیم.

  2. ای بابا حالا خر نمیبود این همه حیوون های دیگه از گاو استفاده میکردیم اون موقع
    خوشحال میشم به وبلاگ من هم یه سری بزنید آقا مسعود

    1. مسعود، این متنت خیلی سنگین بود. من اصلاً سر در نیاوردم. ببین زیر آب‌پاش حرف بزن منم بفهمم.
      نکنه تغییر کاربری دادی و فلسفی ملسفی چیزی مینویسی؟
      باباااا همه که دانشگا نرفتن و دانش‌شون باکرس

      1. يره خواهره مادر … مو فك مكردم فقط باباي زن ما خيلي فضوله ….ديدم نه بابا …اشتب فك مكردم 🙂

      2. نچ … عيال بنده اصن با هر نوع خوندن و نوشتن مخالفه … دوتا روزنامه هر شب ميخونم ارزو به دل موندم يه بار به يه صفحه روزنامه نگاه بكنه … دست روي دلم نذار مرمر …!!

      3. حالا سالها پیش اون موقع ها که مدرسه ای بودم و اینترنت مث امروز گسترده نبود و هنوز روزنامه ها حرف اول رو تو خبر رسانی داشتن من ارشیو یه روزنامه که بابام هر روز میخوند جمع کردم چون میدونستم خوندن ارشیو اون روزنامه بعدا ارزشمنده که الان واقعا هم هست… چند سال پیش هرچی گشتم پیداش نکردم …تا اینکه اون سری دیدم مامانم داره چندتای آخرش در میاره که بده باهاش شیشه پاک کنن 😦
        حالا این پسر بد میگه تو سنت بالاس…بابا به خدا من بچه مدرسه ای هم که بود روزنامه های پیشرو رو هر روز میخوندم… ادم اگه بدونه پیر میشه دیگه 😆 من که البته هنوز نادانم 😉

      1. اتفاقا ما فكر ميكنيم 🙂
        گوشت رو بيار جلو تا بگم …همو چراغوني پارسال بود زدم با پلخمون دوتا لامپه شيكستم در رفتم … جريان همويه 🙂

      2. تو که قبلاً با «پلخمون» نگات چغک دل مردم رَ مِزَدی
        حالا چی شُدَه که لامپ مِشکِنی؟

  3. نوح خیلی اشتباه کرد که «خر» رو با خودش سوار کشتی کرد. اون خری که نوح سوار کشتی کرد جد پدری خری بود به اسم «عفیر»
    اگه اون خر سوار نمیشد و سقط میشد، اونموقع عفیر نامی متولد نمیشد و بعضیا نمیتونستن باهاش برن اون بالا بالاها و …

    1. شما که از شجره نومچه خرهای اصیل و خوشنام و معروف تاریخ اطلاع جامع دارید میشه لطفا بیوگرافی اون خر محترمی که در داستان حضرت مولانا در ارتباط با کنیز و کدو و خاتون بود و موجب رسوائی اون زن زیاده طلب شد رو بفرمایین تا با اسم و پیشینه ایشون بیشتر اشنا بشیم. لطفا از دوستان کسی از اخر عاقبت اون زبون بسته خبر داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

  4. با درود:
    عزيزان؛همه مي دانيم كه پس از كشتار ،عرب ومغول و تيمور و…مردم دچار صفويه شدند ،يك روز بخاطر شيعه بودن كشته مي شدند توسط عثمانيها ويا ازبكها ويك روز بخاطر سني بودن كشته مي شدند ،توسط قزلباشها؛بنا براين در اينشرايط روحي رواني فرهنگ تسليم در ملت ايران شكل گرفته ،واين وظيفه ما روشنفكرهاست كه بار اين فرهنگ سلطه پذيري را از دوش ملت ايران بر داريم ،وامروز كه اين شبكه هاي ارتباطي بر قرار شده بهترين زمان است ؛سمي كنيم هر چه زودتر آزادي را بر كشور حاكم كنيم ،چون سرعت را چندين برابر خواهد كرد.با ميد پيروزي ملت ايران.

  5. اصلا با این پستا حال نمیکنم.
    همون مشهدی بنویس ما بفهمیم.چیه اینا آدم فکر میکنه کاردانی ارشد داری 😀
    دیگه فلسفی ننویسی ها.1 ماه دیگه اینجوری فلسفی ننویس بعدش بشین پیوند های فکری مسعود و افلاطون تحت تاثیر خواجه عبدالله انصاری رو به نگارش در بیار. 😀

    1. بابا منظور اقا مسعود اینه که خر سوارا به سواری عادت کردن و یواش یواش که خر چهار پا کم شد اومدن سراغ خرهای دو پا . خود ما ایرانیها بیشتریامون از بعد از حمله اعراب بد جور خر شدیم و از اون روز تاالان عادت کردیم به خر سواری دادن. متاسفانه حالا اگر کسی هم نخواد خودمون میریم تو دنیا یه چینی/لبنانی چیزی پیدا میکنیم التماسش می کنیم که داداش ما بد جور کمری شدیم لطفا چند صباحی رو گرده ما بشینید تا هم شما از سواری مفتی لذت ببرید و هم خارش کمر ما تسکین پیدا کنه. باور نداری؟ از اقا مسعود بپرس هم از من بزرگتره-هم عاقل تر و هم دنیا دیده تر.

  6. مسعود اون قضیه خر قرار بود این پایین بیفته، اگه تونستی جابجاش کن بیاد این پایین. اونجا که افتاده خیلی خیلی بی‌ربطه 😆

      1. یه داستان راجع به «خر» تعریف کردم، چون اشتباهاً افتاده بود در پاسخ نظر یه نفر دیگه. گفتم که اگه تونستی بذاریش پایین نظرا.
        اصلاً نمیدونم چرا نظراتم جابجا شد.
        چون این نظرم که گفتم بازم پایین همه نظرات نیفتاد 😮

    1. پسر بد
      گفتی خر و یاد این ماجرا افتادم، ربطش فقط نقش اول بودنه خره
      يکي بود يکي نبود، خدا رو نمیدونم که بود یا نه اما جنتی بود!
      در يک چمنزاري خرها و زنبورها زندگي ميکردند. روزي از روزها خري براي خوردن علف به چمنزار ميآيد و مشغول خوردن ميشود. از قضا گل کوچکي را که زنبوري در بين گلهاي کوچکش مشغول مکيدن شيره بود، ميکند و زنبور بيچاره که خود را بين دندانهاي خر اسير و مردني ميبيند، زبان خر را نيش ميزند و تا خر دهان باز ميکند او نيز از لاي دندانهايش بيرون ميپرد. خر که زبانش باد کرده و سرخ شده و درد ميکرد، عرعر کنان و عربده کشان زنبور را دنبال ميکند. زنبور به کندويشان پناه ميبرد.
      به صداي عربده خر، ملکه زنبورها از کندو بيرون مي آيد و حال و قضيه را ميپرسد. خر ميگويد: زنبور خاطي شما زبانم را نيش زده است بايد او را بکشم. ملکه زنبورها به سربازهايش دستور ميدهد که زنبور خاطي را گرفته و پيش او بياورند. سربازها زنبور خاطي را پيش ملکه زنبورها ميبرند و طفلکي زنبور شرح ميدهد که براي نجات جانش از زير دندانهاي خر مجبور به نيش زدن زبانش شده است و کارش از روي دشمني و عمد نبوده است.
      ملکه زنبورها وقتي حقيقت را ميفهمد، از خر عذر خواهي ميکند و ميگويد: شما بفرماييد من اين زنبور را مجازات ميکنم. خر قبول نميکند و عربده و عرعرش گوش فلک را کر ميکند که نه خير اين زنبور زبانم را نيش زده است و بايد او را بکشم. ملکه زنبورها ناچار حکم اعدام زنبور را صادر ميکند. زنبور با آه و زاري ميگويد: قربان من براي دفاع از جان خودم زبان خر را نيش زدم. آيا حکم اعدام برايم عادلانه است؟
      ملکه با تاسف فراوان ميگويد: ميدانم که مرگ حق تو نيست.
      اما گناه تو اين است كه با خر جماعت طرف شدي که زبان نميفهمد و سزاي کسي که با خر طرف شود همين است

      1. البته روایت هست که خره بعد از اعدام بچه زنبور هم راضی به رفتن نبوده و همینجور دم در کندو دنبال دردسر می گشت . مجلس شیوخ کندو به رهبری ملکه تصمیم گرفتند جهت دفع خطر به طرف نقطه حساس جناب خر حمله کنند و عملیات نیش فولادی رو اجرا کنند. خلاصه الت رجولیت جناب خر توسط شورای جنگی کندو به عنوان موضع حمله انتخاب شد و بارمز مقدس (وزوز) حمله اغاز شد و چوک جناب خر بیچاره در کسری از ثانیه اماج هجوم صدها نیش از جانب تیز پروازان کندو قرار گرفت. و خر بیچاره الفرار را ترجیه داد. شب که رفت پیش عیال بعد از نزدیکی متوجه شد که شدیدا مورد عشق و محبت عیال واقع گردیده. خلاصه خبر رشد عجیب … جناب خر دهان به دهان گشت و الت خر تبدیل به سرکوفتی شد که تمام مونث های دنیا انرا علم کرده و مثل گرز بر فرق شوهرانشان کوبیدند که داستان مرغ و خروس معروف است. اینگونه بود که دول خر تبدیل به ک… خر شد و در کنار خرکاری و خرزوری و مغز خر وگوز خر. خلاصه ک….خر هم محبوب گردید و ورد زبان انسانها شد در مثل ها و دعوا ها و جک هایشان. والسلام. اقا مسعود و تمامی خانندگان محترم. از انجایی که مخاطب این سایت افراد برجسته و فرهیخته جامعه هستند تا الان ادب اجازه نداده بود در بین این همه افاضات خرکی که دوستان فرمودند اشاره به معتبر ترین و محبوب ترین قسمت اقای خر یعنی …. بشود. از انجایی که حقیر سراپا تقصیر یقین داشتم نود درصد اقایان و بانوان با خواندن مطلب شما حتما یادشان به … هم می افتد در اقدامی انتحاری اقدام به نوشتن این کامنت کردم . خلاصه به خود نگیرید دوستان. (مازیار از اصفهان)

  7. بابا مسعود شوخی شوخی دیگه با آقای ابطحی هم شوخی!!!!!!!!!!!!
    اینجا ممکنه 4تا آره از همونایی که باتوم و از همون چیزای بد بد دستشونه باشن اینجا
    یه وقت هول برشون می داره یه چیزی می گن و یه وقت دیدی الکی الکی وبلاگت رفت اون وری
    از این حرفا نزن باباجون!!!!!

  8. میگما… تو بالاتری پرسیدن اگه لین هفته 5 تا کابر رو دعوت میکردن پارازیت دوست داشتید کیا بیان… خیلی ها اسم تو رم هم بردن جز اون 5 تا…
    حالا تو که انقد خوب مینویسی خوبم میتونی حرف بزنی؟؟؟ 😎
    من از کاریکاتورهای مانا نیستانی خیلی خوشم میاد اما یه بار که اومد حرف بزنه تو تی وی خیلی مسلط نبود… بعضیا اینجورین…

    1. پس هنوز تو بالاترين از ياد نرفتم 🙂

      مو انقد قشنگ حرف مزنم كه همه خوابشا مبره … عين لالايي 🙂

      1. معلومه که از یاد نرفتی… تازه میخوان ازت بپرسن تو پارازیت که چرا رفتی از اونجا…
        حالا که خوب حرف میزنی حتما اگه یه وقت جایی دعوت شدی قبول کن 😉

  9. با درود،
    چون سخن از خر و خريت است، اين نوشته ها ارزش خوندن دارند:

    o روايت از علی (ع): اولين حيوانی که پس از رسول خدا(ص) از دنيا رفت عفير خر رسول خدا بود! اين خر با رسول خدا صحبت کرده بود ! و گفته بود : پدر و مادرم فدای تو، پدرم از قول پدرش و از قول جدش و جد جدش و ..نقل کرده که نوح (ع) جد من را در کشتی گذاشت و به مردم گفت ای مردم از نسل اين خر، خری متولد ميشود که رسول خدا بر او سوار ميشود، و من خوشحالم که آن خر هستم ! ـ ‹عن امير المومنين علی قال ان اول شيی من ادواب توفی هو عفير حمار رسول الله ذالک الحمار کلم رسول الله فقال بابی انت و امی ���› ـ ( منبع: اصول کافی جلد ۱ ص ۱۸۴- کتاب الحجه باب ما عند الائمه من سلاح رسول الله )

    مسواک زدن در حمام باعث درد دندان ميشود! ـ (منبع: من لا يحضره الفقيه – جلد يک، ص. ۵۳)

    o در ادرار ائمه آلودگی نيست! � ‹ليس فی بول الائمه استخباث› � ( منبع: انوار ولايه، ص. ۴۴۰ )

    o خوردن آب در حالت ايستاده در شب باعث زردی ميشود! � ‹شرب الماء من قيام بالليل يورث ماء الاصفر› ـ ( منبع: اصول کافی جلد ۶-ص۴۹۸ )

    o نگاه کردن به آلت تناسلی زن باعث کوری ميشود! � ‹النظر الی فروج النساء يورث العمی›- (منبع : من لا يحضره الفقيه -جلد ۳ ص۵۵۶ )

    o آه اسم خدا ست!- ‹آه اسم من اسماء الله الحسنی› – مستدرک الوسائل جلد ۲ ص۱۴۸

    o ملکی بنام خرقائيل هست که ۱۸ هزار بال دارد و بين هر بالش پنجاه سال زمان برای ديدن لازم است! ـ ‹ان لله ملکا يقال خرقائيل له ثمانيه عشر الف جناح مابين جناح الی جناح خمس مائه عام› � ( منبع : کتاب البرهان جلد، ۲ ص. ۳۲۷ )

    o ملکی هست که اسمش منت و هميشه بالای قبر امام حسين است ! ـ ( الکافی جلد ۴ ص ۵۸۳)

    o امام ده علامت دارد از جمله آنها ختنه شده بدنيا می آيد!، با پا وبراحتی متولد ميشود!، جنب نميشود!، اگر بخوابد قلبش بيدار است، چشمش ميخوابد ولی قلبش بيدار است!، همانطور که از جلو ميبيند از عقب هم ميبيند! ـ ‹يولد مطهرا مختونا و لا يجنب و تنام عينه و لا ينام قلبه و يری من خلفه کما يری من امامه› ـ ( منبع : اصول کافی جلد يک ص ۳۱۹ کتاب حجه باب مواليد الائمه )

    o امام زمان لخت و عريان ظاهر ميشود! ـ ‹انه سيظهر عاريا امام قرص الشمس› ـ (منبع: حق اليقين، ص. ۳۴۷ )

    o ابن بابويه روايت ميکند که ابی عبد الله مردی را ديد که کفش سياه پوشيده فرمود چرا کفش سياه پوشيدی، مگر نمی دانی کفش سياه نور چشم را کم ميکند و مردانگی را ضعيف ميکند؟ . بر تو باد پوشيدن کفش زرد که نور چشم را زياد ميکند و باعث قوت مردانگی ميشود!. ـ ‹عن ابی عبد الله انه رای رجل و عليه نعل سوداء فقال مالک و لبس السوداء؟ هی تضعف البصر و ترخی الذکر و���› ـ ( منبع : کتاب خصال شيخ صدوق ..ابن بابويه باب سوم جلد یک، ص. ۹۹ )

    o از امام حسن (ع) روايت شده است که ايشان فرمود برای خداوند دو شهر است ( خدا دو شهر دارد) يکی از انها در مشرق است و يکی در مغرب، و در آنها ۷۰ ميليون زبان و جود دارد! و من همه آن زبانها را ميدانم! ـ ‹عن ابی عبد الله الحسن قال ان لله مدينتين احداهما بالمشرق و اخری بالمغرب و فيها سبعون الف الف لغه و انا اعرف جميع تلک اللغات› ـ ( منبع: اصول کافی – جلد يک – ص ۳۸۴ و ۳۸۵ باب مولد حسن ابن علی)

    o خوردن خاک نفاق می آورد! � ‹اکل الطين يورث النفاق› ـ ( منبع: الکافی جلد۲- ص۲۶۵ ). خوردن خاک حرام است مثل خون و مردار و گوشت خوک اما خوردن خاک قبر امام حسين باعث شفاء از بيماريها ميشود! . ـ ‹اکل الطين حرام مثل الميته و الدم و لحم اخنزير الا طين قبر الحسين فيه شفاء من کل داء›- ( منبع: اصول کافی جلد ۳ – ص ۳۸۷)

    o توسل به امام موسی کاظم باعث جلای چشم ميشود!.ـ ‹ التوسل بالامام موسی الکاظم ينفع لوجع العين› ـ ( منبع : باقيات الصالحات ضميمه مفاتيح الجنان -شيخ عباس قمی ص ۷۴۵ )

    o امام حسين(ع) از سينه حضرت زهرا شير نخورد بلکه پيامبر انگشتش را در دهان او ميگذاشت و او می مکيد و برای سه روزش کافی بود!. ـ ‹ لم يرضع الحسين من فاطمه (س) و لا من انثی کان يوتی به النبی (ص) فيضع ابهامه فی فمه فيمص منها ما يکفيه اليو مين و الثلاث ‹ـ ( منبع: اصول کافی کتاب الحجه – باب مولد حسين ابن علی )

    o پيامبر از ابوطالب شير ميخورد! ـ ‹ لما ولد النبی (ص) مکث اياما ليس له لبن فالقاه ابو طالب علی ثدی نفسه فانزل الله فيه لبنا فرضع منه اياما› ـ ( منبع: اصول کافی – کتاب الحجه – باب مولد النبی(ص) – جلد يک ص ۳۷۳ )

    o فاطمه زهرا (س) حيض نميشده است! ـ ‹عن ابی الحسن قال ان بنات الانبياء لا يطمثن› ـ ( اصول کافی – کتاب الحجه – باب مولد الزهراء – جلد يک ص. ۳۸۲ )

    o در روايت است که علی (ع) با رسول خدا به مسافرت رفت و عايشه همراهش بود و تنها يک لحاف همراهشان بود ! و علی میگوید رسول خدا بين من و عايشه خوابيد ! و هنگاميکه رسول خدا شب برای نماز شب بر خاست من و عايشه در يک لحاف بوديم ! ـ ‹ قال علی سافرت مع رسول الله و کان له لحاف ليس له لحاف غيره و معه عائشه و کان رسول الله ينام بينی و بين عائشه فاذا قام الی اللصلوه الليل ���..› ـ ( منبع: بحار الانوار جلد ۲ – ص ۴۰ دار احياء التراث العربی – بيروت بحار الانوار ص. ۲۹۷ )

    o هنگاميکه امام حسين به شهادت رسيد بين امام سجاد و محمد ابن حنفيه فرزند علی(ع) بر سر امامت اختلاف افتاد �محمد ابن حنفيه به امام سجاد گفت تو خودت بهتر ميدانی که من از تو لايق تر هستم و امام سجاد در جواب گفت پاسخ تو را حجر الاسود ميدهد ! و دعوت کرد که به آنجا بروند ..آنگاه محمد ابن حنفيه حجر الاسود را صدا زد و هيچ جوابی نشنيد اما تا امام سجاد حجر الاسود را صدا زد حجر به صدا در آمد و گفت امامت مال علی ابن الحسين است و نزديک بود حجر الاسود از جا کنده شود! ـ ‹لما قتل الحسين (ع) ارسل محمد ابن الحنفيه الی علی ابن الحسين و ��› ـ ( منبع: اصول کافی – جلد يک ص ۳۴۸ اعلام الوری للطبرسی ۲۵۸)

    o علی(ع) بر روی ابرها پرواز ميکند ! . خداوند ابرها را برای علی مسخر ساخت و او شرق و غرب عالم را درنورديد! . ـ ‹ان الله سخر لعلی السحاب فکان يسير فی الارض شرقا و غربا› ـ ( منبع: تفسير الميزان جلد ۱۳ – ص ۳۷۲ بحار الانوار جلد ۳۹ – ص ۱۳۸)

    o رعد و برق آسمان از تدبير علی است! . ـ ‹ قال ابو عبد الله عليه السلام .. ماکان من هذا الرعد فانه من امر صاحبکم قلت من صاحبنا؟ قال امير المومنين علی عليه السلام الاختصاص› ـ ( منبع: المفيد ص ۳۽

    1. خیلی باحالی
      البت هنوز خیلی کار داره تا اینکاره شی
      یکم برات زوده
      البت باز تلاشتو تحسین میکنم
      منابعش هم با حال آوردی
      فقط مرده مطالعاتت هستم
      روایات ضعیف و قوی داره
      اولا یه علمی هست به نام علم رجال که راویان احادیث رو بررسی میکنه باید سلسله راویها قوی باشه
      دوما بحث تواتر احادیث هم هست که یعنی چند نفر اینا راقبول دارند (بین شیعه و سنی و تمام علما حدیث مقبول باشه)
      سوما ائمه خودشون گفتن احادیثی رو که از ما به شما میرسه رو با قرآن مقایسه کنید اگه با اون تطبیق داشت بعد قبول کنین
      هنوز خیلی کار داره با نقل چند روایت ضعیف که تا به حال هیج جا نقل نشده بخای اینجور جولون بدی
      امضا- بچه سیدی

      1. خب حالا بچه سیدی بِرِ چی اِنقَد با غیض مِگی!
        حالا زودَه که زودَه، بالاخره دُرُس مِرَه، تویَم نِظَرتَ بذار مطمئن باش غیضش کمترم بِشَه بازم مللَت مِخانَنِش

      2. یره پسر بد جدیدا خیلی به مو گیر مدی
        بابا باغیض چیزی نگفتم
        یه کم نصیحت کردم
        راستی نگفتی او هنرستان برق و الکترونیک رو از کجه مشناختیش
        آشنایی بده شاید رفیق در اومدم

      3. مو به الکترونیک علاقه داشتُم بِرِ همی یاد دِرُم اونجِه رَ
        به بابا، سِندِمان خیلی فرق مُکُنَه

  10. «گاوی است در آسمان و نامش پروین// گاو دگر نهفته در زیر زمین// پس چشم خرد باز کن ای اهل یقین// زیر و زبر دوگاو مشتی خر بین»

    * خیام

  11. با درود، گمان نمي برم که اين چکامه از آن خيام باشد. بسياري از اين چکامه ها را به خيام نسبت مي دهند ولي چکامه زيبايي است.

    در ضمن آقاي بچه سيدي گرامي، نمي دانم اين کاره بودن چي هست؟ شما که اون کاره اي، توضيح بده!مشگل ما مسلمانها همين رگ گردن است که تا چيزي مي گويي، قلنبه مي شه مي زنه بالا. شما که اهل فن هستي، بايد بداني اصول کافي يا حليه المتقين از نسکهاي معتبر(کتابهاي)شيعه است. اگر شما در منبرها نشنيدي «هنوز خیلی کار داره با نقل چند روایت ضعیف که تا به حال هیج جا نقل نشده بخای اینجور جولون بدی» ديگه مشگل من نيست. هدف جولون دادن نيست. تازه خود قرآن چندين نکته ناروشن دارد که کسي نمي تواند پاسخي براي آن بدهد. و به قول پسر بد(ببخشيد که مي گويم «پسر بد»، شما خيلي هم خوب هستي)يک گفتمان با قيض کمتر شنونده بيشتري مي يابد. شما روزانه از رسانه ها چند سد حديث مي شنوي که نه با خرد و نه با هيچ جيز ديگر جور در نمي آيد. اگر اين نسکها را نمي پذيري يا به قول خودتان به گوشتان نخورده است، در اين مورد چه مي گوييد:«زن، به تمامى شر است و بدترين شر در او آن است که از وى گزيرى نيست»، يا «زنان دامهاى ابليسند». نهج البلاغه

  12. سخنانی از بزرگان اسلام درمورد زنان

    بهترین مسجد زن ها، کنج خانه ان هاست.

    از دنیا بترسید و از زنان بپرهیزید.

    مهمترین سلاح شیطان وجود زن ها می باشد.

    ای مردان مسلمان، زن ها را بدون لباس بگذارید تا در خانه بمانند زیرا زن هنگامی که دارای لباس است به بیرون از خانه میل پیدا می کند.

    زن هایی که ارایش می کنند و عطر می زنند، حکم زن های زناکار را دارند!!!!!!!؟؟؟

    بهترین زن ها ان هایند که زیبایشان بیشتر و مهرشان کمتر است.

    هنگامی که کار مسلمانان به دست زن هایی که از اشرار باشند بیفتد، گور زمین برای مسلمانان بهتر از روی زمین است.

    وای بر زنان از دوچیز :استفاده از طلا و جامه زیبا

    مردی که زیر فرمان زنش باشد، خدا او را به رو در اتش افکند؟؟!!
    زن را برای فرا گرفتن نیکی ها بزنید.

    زن کژدمی است آزار رساننده، با این حال همنشینی با او شیرین است.

    زنان، کم‏خرد، کم بهره و ناقص‏الايمان هستند…(نهج البلاغه)

    عیال های مرد اسیران اویند و محبوب ترین بندگان نزد خدا کسی است که به اسیران خود بیشتر احسان بکند.

    زن ها در غرفه و بالا خانه جای ندهید و نوشتن به ایشان نیاموزید و سوره یوسف را به ان ها اموزش ندهید.

    منابع:1
    1-کتاب ازدواج در اسلام مشکینی برگ 153
    2-نکاح المستدرک باب 67 خبر 4
    3-علی بن ابی طالب-نهج البلاغه-برگردان محسن فارسی صفحات 356 و 358
    4-ملا محمد باقر مجلسی-بحارالانوار جلد 103 برگ 72و 73

  13. اينها فقط اندکي از ژانر «رن» در اسلام مي باشد، در مورد ساير چيزها هم به همين منوال است. خوشحال ميشوم اگر پاسخي خردمندانه و فرزانه به اين پرسشهاي اين بنده » نه اين کاره» بدهيد. شاد و پيروز باشيد.
    روز خوش

  14. سلام بر آرمس
    – گفتی مشکل ما رگ گردنه! من میگم مشکل ما بی رگی مثه سیب زمینی
    -گفتی تازه خود قرآن چندين نکته ناروشن دارد که کسي نمي تواند پاسخي براي آن بدهد
    تو این دنیا خیلی چیزا وجود داره که با عقل ما جور در نمیاد
    اگه منظورت اینه که با علوم تجربی نمیخونه باید بگم همین نظریات علمی که اینقد روش حساب میکنن معلوم نیست تا چند ساله دیگه دووم داشته باشه پس نمی تونیم به صرف اینکه چیزی با فکر ما نخوند منکرش بشیم
    اگه میتونی مثال بزن تا برم حداقل دنبال جواب واسش ممنون میشم
    احادیث هم مثه قرآن شان نزول دارند یعنی یه زمانی 1 اتفاقی افتاده برا اون اتفاق حدیثی نقل شده
    -یه سوال داشتم منبع مطالعاتت همین کتاب هایی هست که میگی یا از جای دیگه ای نقل میکنی
    امضا- بچه سیدی

  15. با درود بر بچه سيدي گرامي
    نظرتونو در باره اين حديثها و ضد زن بودن انها نگفتيد. اين فقط نوک کوه يخ است و فقط در مورد زنان و منظورم از نکته هاي ناروشن قران اين نيست که با عقل ما جور در نمي ياد بلکه با هيچ چيزي جور در نمي ياد(ماجراي زيد، و خيلي ماجراهاي ديگر). بله حق با شماست که علم يک مقوله تجربي است و به مرور زمان شامل دگرديسي و باز نگري ميشود. شب چله خوبي داشته باشيد. با احترام آرمس

    1. والله بخدا من بي تقصيرم ارمس جان…امروز ديدم خيلاي از كامنت ها رفته هرز نامه كه تاييدشون كردم …

  16. درود بر بچه سيدي، من 2 بار پاسخ شما رو دادم ولي يا پاک شده يا حذف شده؟! و ديگه راستشو بخواي، حس ندارم که پاسخ بدم چون بسيار خسته يک سفرم. فقط در مورد نکته هاي ناروشن گفته ايد نمونه بگم تا شما نيز به دنبال پاسخ باشي. اينم نمونه:
    در خطبه 79 نهج البلاغه فيض السلام، امام (ع) مى‏فرمايد: معاشر النّاس، انّ النّساء نواقص الايمان، نواقص الحظوظ، نواقص العقول… اى مردم، زنان ايمانشان ناقص است، حظ و بهره‏شان كم است، عقل‏هايشان كم است.
    يا
    مگر وقتی شیطان به آدم سجده نکرد، خدا او را از بهشت بیرون نکرد؟ پس چطور توانسته دوباره وارد بهشت بشود و آدم و حوا را گول بزند تا سیب را بخورند؟
    يا جرياان زيد که در قران به آن اشاره شده و خيلي چيزهاي ديگر…

    شاد و پاينده باشيد

    1. عادت به حذف كامنت ندارم مگر فحاشي باشه ارمس جان….!! تو همون چند روز كه وردپرس به هم ريخت كامنت ها هم رفته بود هرزنامه ….!!

  17. سلام رندا تکیددین نویسندهٔ ساکن پاریس نوشته که تمام نیروگهای اتمی‌ در دنیا باید برسی‌ بشوند که آیا اینها خطرناک هستند یا نه‌. با این اتفاقاتی که سر مردم ژاپن آمده باید مطمئن بشویم که آیا این رآکتور روسی بوشهر که عمرش را کرده مثل هواپیماهای روسی است یا نه‌. هواپیماهای روسی دوست دارند پایین بیفتند اما نیروگاه اتمی‌ بوشهر وقتی‌ منفجر بشه ما را حتما به طرف بالا خواهد برد. همهٔ دنیا ساخت نیروگاه اتمی‌ را متوقف کردند. ما تنها کشوری هستیم که صبح تا شب اورانیوم میسازیم و عجله داریم بوشهر راه بیفتد. می‌گویند نیروی اتمی‌ حق ملت ایران است والله لگد زدن هم حق الاغ است ولی‌ ممکن است صاحبش را به کشتن بدهد.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s