اولین پست رسمی اصطلاحات و لغات مشهدی (۱)

چند وقته تو فکر اینم که یه فرهنگ اصطلاحات و لغات لهجه مشهدی هم به نوشته هام اضافه کنم تا مرجعی بشه برای اونایی که علاقه دارن به لهجه مشهدی و دونستن معنی خیلی از کلمات قدیمی که ممکنه در اثر مرور زمان از بین بره…!! اینجوری که پیش میره چهار روز دیگه اگه با بچه هامون با لهجه مشهدی حرف بزنیم ممکنه با تعجب بهمون نگاه کنن و فکر کنن که داریم به یه زبون دیگه حرف میزنیم…!! شاید اگر دوستان هم همت کنن و به بنده کمک کنن در اینده (اشعار مشهدی)و (اداب و رسوم مشهدی) رو هم اضافه کنم …!

راستش توی مشهد بیشتر دخترها مخصوصا اون تیتیش ها و سانتی مانتال ها از گویش مشهدی متنفرند و اصرار دارن که تهرونی غلیظ صحبت کنن و یه جورایی غرو غمزه و عشوه هم به گویششون اضافه کنن…!! اینا فرداروز که مادر بشن همینجور حرف زدن رو به بچه هاشون هم یاد میدن و کم کم دیگه اثاری از لهجه و گویش مشهدی پیدا نمیشه مگه پشت کوه…! اما قبول کنید که همه شما مشهدی ها که خارج هستین و یا توی شهرای دیگه زندگی میکنین تا لهجه مشهدی رو بشنوید یهو خوش خوشانتون میشه و بوی اشنایی به مشامتون میخوره …! خیلی از ماها ممکنه از اسب بیفتیم اما از اصل نمیفتیم…! حالا من کمک میخوام از شما… از شمایی که توی چین و ماچینی و از شما که توی طرقبه زندگی میکنی…! از شما که توی استرالیا و کانادا و لاس وگاس هستی و از شما که بچه طبرسی و خواجه اربیع و گلشهری…! کمک کنین تا اصطلاحات و لغات رو جمع اوری کنیم…! در ضمن براي اينكه پست ها طولاني نشه در هر پست از پنجاه كلمه و معني ان استفاده ميشه …/

و اما اولین پست رسمی اصطلاحات و لغات مشهدی (۱)

1- مُو = من

2- یَره = یاره ؛ اقا ؛ خطاب به کسی که با اون رفیقی و رودربایستی نداری

3- ناردِشُر = لوله هایی بود که با حلبی درست میکردن و اب بارون رو از روی پشت بام ها به پایین و توی پیاده رو ها هدایت میکرد ..

4- علي لُمبَك = الا كلنگ

5- چُمبه = چاق

6- چلاس = کسی که دایم حرص میزنه برای خوردن و سیرمونی نداره…!

7- پلَشت = کثیف

8- ناشور = نَشُسته ؛ الوده

9- کُخ = به هر نوع حشره ای که پرواز نمیکنه اطلاق میشه

10- سَرکُن = مداد تراش

11- میلان = كوچه

12- پیشینگ = پاشیدن اب به روی کسی یا چیزی

13- جُل جُل = تکان تکان خوردن ؛.وول خوردن

14- سُر سُر = در گوشی حرف زدن ؛ اروم با کسی حرف زدن

15- مِس مِس = لفت دادن ؛ طول دادن

16- فِس فِس = معطل کردن بدون دلیل مهم

17- مُدمُد = حرکت منقبض شدن کون مرغ و خروس…!!

18- لِخ لِخ =کسی که پاهاش رو به زمین میکشه و راه میره…!

19- قَره کی = با دست یا انگشت لمس کردن ماتحت یه نفر ؛ انگول کردن…!!

20- قِرشمال = کولی

21- چُغُک = گنجشک

22- کِلپاسه = مارمولک

23- دُل = نوعی سطل که با لاستیک سیاه درست میشه با دسته اهنی و بیشتر برای اب اوردن و یا خارج کردن خاک چاه استفاده میشه..

24- غجمه = انگور دانه شده

25- توشله = تیله

26- شِرشِره = کاغذ های باریک رنگی که برای تزیین به کار میرود

27- موساکوتقی = پرنده ای شبیه یاکریم

28- چُغُلی = شکایت کردن از یک نفر ( اگه چُغُلیته به بابات نِکِردُم…! = یعنی اگه وقتی بابات اومدم شکایتت رو بهش نکردم…! )

29- چغَل = سفت ؛ بد گوشت ؛ محکم

30- جیر دادن = جر زدن ؛ تقلب کردن

31- گاو ؛ گذر ؛ پندیل = نوعی بازی بچه ها

32- اّپارتی = دریده ؛ بیشرم ؛ لقبی که بیشتر برای دختر بچه های پررو بکار میرفت توسط مادرشان

33- کُخ دِری…؟ = کرم داری…؟ ؛ مرض داری …؟

34- چوله غِزَک =مترسک بد قیافه سر جالیز ؛ به کسانی اطلاق میشه که خودشون رو به نحو ناجوری از نظر پوشش یا ارایش درست کرده باشند..!

35- مارموسو = مارموز؛ بدجنس ؛ موذی

36- مَقبول = قابل قبول ؛ قشنگ

37- کِلّه وَنگ = درگیر ؛ مشغول کاری بودن به نحو نامتعارف

38- خِفتی = گردنبند

39- چوری = اَلنگو

40- پلَنگ دِماغ = کسی که زود بهش برمیخوره و ناراحت میشه از حرفی یا عملی

41- دولَّخ = گردو خاک کردن

42- چینگ = نوک پرندگان

43- لِمَشت = کثیف ؛ کسی که به کثیفی دست و صورت خودش اهمیتی نمیده

44- اَلِفش = چسبناک ؛ نوچ ؛

45- دِلَنگون = اویزون ؛ وصل شده

46- چُخت =سقف

47- خِلّ = اب دماغ

48- ناخون جلّه = نیشگون

49- خُش = مادر زن

50- خُسُر = پدر زن

دوستان لطف کنن اگر در املای کلمات یا مفهوم کلمات اشتباهی شده گوشزد کنن تا اصلاح بشه…تا بعد…!

108 thoughts on “اولین پست رسمی اصطلاحات و لغات مشهدی (۱)

  1. اقا مهمترین کلمه مشدی که یکم زشت هم هست رو اگه میتونی اضافه کن
    چل = دودول، آلت مردی (از نوع کوچک)

    یا

    ماهیتابه = تابه
    بریم جای = برویم پیش ، برویم نزد

    ضمنا کلمه میلان به معنای کوچه می باشد .

  2. چرنه: بخشي از قوري
    يره
    سله: ساك
    تخ‌گاهي: چيزي مثل كابيينت و ميز
    ديفال: ديوار
    اشكاف: كمد
    خفتي: گردنبد

    با همكاري بانو

    1. ماخاستم بگم مرسي ديدم يره خواهره مادر…!! مرسي كه فرانسويه 🙂

      دست شما درد نكنه همساده…عرض ادب خذمت بانوي گرامي 🙂

  3. واییییییییییییی خیلی جالب بود
    کلی خندیدم البته نه به تمسخر هااااااااااااااااااا
    به بامزه بودن اصطلاحاتتون
    منتظر فرهنگ و لغات مشهدی (2) هستم یره :))

  4. آقا به گل مژه هم یه چیزی میگن، «سِنده سلام» یا یه همچین چیزی
    به پز دادن هم میگن چسی اومدن.جاهای دیگه هم الان میگن، ولی صاحب سبک مشهدیان:دی

  5. این قجمه که ترکیه، مال سمت کلات و اینا باید باشه. به دو قلو میگن ، یا دو تا چیزی که شبیه همن
    شما گفتی میشه چروکیده ولی

      1. معمولاً همه روایتاش درسته، گروههای مختلف تلفظشون فرق میکنه. مثلاً اینجوری هم میگن: کِلپِسَ (kelpesa) اما نسخه کَلپاسِه (kalpase) مصطلح‌تره فکر میکنم.

        مثه: چاکوش و چکُش

  6. ما هي فكر مي كنيم و هي يادمون مياد
    پلته: فيتيله
    ارده: هر نوع تاير و چزخ
    خط بازي: لي‌لي كه يك نوع بازي بچگانه است
    واحد: اتوبوس
    لكة( كاف مشدد): گوله
    جاي(ياي مكسور): كناره نزديك
    هنا، انا، اناش: براي اشاره به دوري يا نزديكي
    همشاز بانو است

  7. به به این شد یه پست آدمیزادی:D

    زینگیچه : آرنج
    چوسی : دستمال کفتر بازا
    پُفله : تاول
    کله(مشدد رو کاف) : باغچه
    دول dol : یعنی همون دول daval یا همون سطل 😀
    تیشله : تیله بازی
    برق bargh : همون دریچه ای که سر راه جوی آب میذارن که راه آب بند بیاد و مسیر آب عوض بشه.
    حیطه hayta : محیط و حیاط و اطراف
    حولی : حیاط یا همون حوالی
    اورسی : کفش
    شاه رضا نو : از چهار راه شهدا به طرف راه آهن:D:D:Dهمون خیابون آزادی
    دوری : بشقاب
    رَف (raf) : تاقچه

    برو حال کن یره 😀

  8. چارقد هم مال مشهدی ها بوده.
    مشنگ : اسکل و خنگ و نفهم
    نر بوز : بز نر D:
    گوز در کونش گره خورده : جونش داره در میاد
    اینجه : اینجا
    کج (koj) : کجا؟
    زلفی : زنجیر در
    کلون : قفل در

  9. طبیعیه یره
    و خواهرو مادر
    از واژه هایی هست که در جاهای دیگه ای که من بودم استفاده نمی شده در اون موقعیت هایی که مشهدی ها استفاده می کونن شاید واژه خواهرو مادر برای دیدن یه دختر خوشگل یا یک ماشین مدل بالا
    به این شکل استفاده نشه خواهرو مادر عجب ماشینیه یره در موقعه تصادف یا یک موقعیت خطر ناک که رفع میشه خواهر ومادر نزدیک بودا مو مروم ولی این قضیه استفاده از واژه های اشنا در تمام کشور
    مثل خواهر و مادر در موقعیت و در جمله ها هم مهمه که در مشد ای فرق موکنه

  10. سلام
    اين هم چند تا كلمه كه به فكر من ميرسه (اميدوارم ديكته اونها رو اشتباه ننوشته باشم):
    پت: حالت گره خوردن موها در هم (مثال: موهام پت شده بايد شونه كنم)
    چخ چخ كردن: لاس زدن
    ياد داشتن: بلد بودن (ياد ندارم= بلد نيستم)
    شمال: باد (پنجره ر ببند شمال ميه)
    بانوج: نوعي گهواره
    تلخه شدن (تلخه رفتن): حالتي كه آدم در اثر تحمل طولاني مدت گرسنگي ديگه ميلي به غذا نداره
    شان (شون): به عنوان يك پسوند كه واقعا بود و نبودش فرقي ندارد و هنگام نام بردن از شخص ثالث غايبي به انتهاي نامش اضافه مي شود.(مجيد: مجيدشون ، الهام: الهامشون)
    خدا بيامرزه رفتگان همه رو داشتم فكر مي كردم از كي مي تونم كمك بگيرم يادم افتاد بهترين مرجع مادر بزرگ پدريم هستش كه چند ساله به رحمت خدا رفته كلي دلم تنگ شد براش

  11. باحال بود یره.
    خواندُم کیف کِردُم.

    او مدمد رَ که خواندُم یادُم آدم که قِدیم گاهی به رفیقامان مگفتِم: چیه یره مُدمُد مُکُنه؟ 😆

    قدیمی ترا به ذغال اَخته (منظور سوزان) میگفتن: غُغ

    دیفال رو فقط ماها نمیگیم، تهرانیای قدیم هم میگن.

  12. سلام ديي جان
    مو که که تو صفحه قبلي زياد برت نوشتم اگه حالشه ندري دوباره برت بنويسم
    موگم تو اي همه کلمهاي مشهدي تو هم آمدي با چس شروع کردي برار!

  13. يادش بخير لغ لغوهايي که تو جوب آب سمت کوسنگي با بچه ها ميديدم
    نمدنوم بچه هاي الان اسمشه شنيدن يا نه.ولي دنيايي داشتم.سرمولات بازي-ارده بازي-کاشي بازي-تسمه بازي-يادتانه چقدر درمرفتم تا کتک نخورم.بازي هووووووووو يادتانه تا خشتک يارو رو مکشيدن پايين تا در نره.خر پليس يادش بخير.بدبخت خره سه نفري مپريدن پشتش.توشله بازي نمدنوم بچه هاي الان بلدن.سر تير زدن يادتانه.پلخمون چي.سر لوخ ره سرمولات گرد مکردم و دلمون خوش بود مخم باهاش چغک بزنم.کاغذ باد يادش بخير.تابستونا دنبال زرشک بودم تا دنباله درست کنم.دوک نخ خانه ره بر مداشتم مفرستادمش قعر آسمون.بعدش هم مامان بود که به همن گير مداد.لامصب کي مخه دوباره بره بخره.تو بره چي نمري سر کار.همش دنباله الواتي هستي.شما هم واليبال با کش قيتوني بستن به ديوارداشتن يا نه .شرطي مذاشتم مرفتم نوشابه مخوردم.
    ياد گذشته بخير تنها خاطراتي زيبا از آن دوران در ذهن ها باقي مانده است.چهره زيبا و زحمت کش پدر خدا بيامرز که شب مي امد خانه و خواهرم برايش چاي داغ مي آورد.تو حياطمان درخت توت داشتيم که بابا سر چادر رو مي گرفت و مي گفت يره از او بالا به خاطره يک کم توت نيوفتي.نرو سر شاخه بسه بابا جان.و من هم تا درخت خالي نمي شد نمي امدم پايين.چه زندگي ساده و بي آلايشي داشيم.جمعه ها جايتون خالي بود مادر ديزي رو از صبح بار مي ذاشت و بابا جان گوشکوبيده شو با دنبه مي کوبيد.هنوز صداي کوبيدن او در ذهنم است.من امروز از مشهد دور هستم و با خاطرات گذشته زندگي مي کنم
    پدر رفت و مهر و محبت و کمک هاي بيشمار او براي هميشه در ياد و خاطرم باقي است.او به من درس زندگي و گذشت را آموخت.اينکه چگون بتوانم انسان وار زندگي کنم.هر چند امروزه خيلي سخت شده است.و دروغ و ريا شده چاشني زندگي اکثر ماها.
    مسعود جان تو ما را به اعماق خاطراتم بدي.اشک ها بر گونه هايم جاري است و محبت هاي پدر و مادر بر ذهنم چون صفحه کاغذ ورق مي خورد.
    تنها به انهايي که پدر ومادرشان در قيد حيات هستند مي توانم بگويم قدر اين فرشته هاي آسماني را بدانيد
    دلسوزتر و دوستي مهربان تر از اينها در دنيا نيست.
    باز هم ببخشيد که روده درازي کردم

    1. چاكر عمو فريد 🙂

      اينجا داداش هر چي ميخواي بگو و درد دل كن….گوشي هست براي شنيدن و قطره اشكي هم براي ريختن…!!

      اون بازي كه گفتي هرررررووووو بود و يا زوووووو بهش ميگفتن 🙂

      اقا من استاد كاغذباد درست كني بودم و كاغذ باد بي دنباله درست ميكردم مشتي …بدون اينكه كله بزنه 🙂

      زنده باشي فريد جان 🙂

      1. فرید جان شاهکار زدی. واقعا چقدر بازی می کردیم اون وقتا. چقدر سرحال تر بودیم و روابط عمومی مون عالی بود. تو شهرک لشکر محله ما خر پلیس و کاشی بازی و گاو-گذر-پندیل و قایم موشک رو بورس بود. اخ هی. الانم با ایکه جزو سوسولا حساب مرم اس ام اس ها ماره مشدی مدم

  14. ولی خیلی لهجمون شاخه به مولا.عاشقشم.ما که وقتی با دوستا هستین همینجوری میحرفیم به کسیم کار نداریم تو خونه هم همینجوریه ولی متاسفانه وقتی جایی کار مهم داشته باشی مجبورری تیرونی بشکنی چون اگه مشهدی بیای یا فکر میکنن اسکلی یا داری اسکلشون میکنی.:D

  15. الخ …به ضم الف و لام به قول علما یه جور فحش بود که ما پایین خیابونیا به هم میدادیم
    هی الخ …یعنی هی گاو، نفهم، بیشعور

    یه عمه پیری هم داشتیم خدا رحمتش کنه میخواست بگه بیا بشین میگفت بیا شیشته کن ننه جان
    یا شیشته کرد شیشته کردی یعنی نشست یا نشستی

    مستراب و خشتک فراموش نشه در ضمن

    ابکی هم که عرق بود

    ما ر کجاها که نبردی تو با ای پیشنهادت

  16. مسودجو مه کاشونییم دمدم گرم از نوشداد خیلی خوشم امده
    خدا پدردم بیامرزه ملومه زبون مشدی و خوب بلدی دوسشم داری

    حالا اگه مردی ای زرب و المثل که مال ناف کاشونر معنی کو

    ((یه قه آله بقد نه را اف)) = ((ya gha alle boghed ne ra of))

  17. مسودجو مه کاشونییم دمدم گرم از نوشداد خیلی خوشم امده
    خدا پدردم بیامرزه ملومه زبون مشدی و خوب بلدی دوسشم داری

    حالا اگه مردی ای ذرب و المثل که مال ناف کاشونه رو معنی کو

    ((یه قه آله بقد نه را اف)) = ((ya gha alle boghed ne ra of))

  18. بابا اینجا مِشِدیا جمن واسه خودتون نوشابه وا میکنین …..
    ما که باید صد سالی بریم مشد زندگی کنیم تا شاید دو تا کلمه یاد بگیریم ….
    ولی همچین توزو (دولَّخ خودتون) کردین ها

  19. «لاخ» رو یکی از دوستان گفت و منم تکرار میکنم.
    یک اصطلاح زشت هم هست به نام «عوض به دَر»
    دیگه صاحب بلاگ خودش میدونه یعنی چی. من تحقیق کردم هر ناحیه ای در ایران اصطلاح ویژه ای برای این کار در نظر دارند.
    یک چیزایی هم بود که تابستونا میاوردن تو میلانا بهش مگفتن شانسی. ولی با ای شانسی های آلان فرق داشت. یه مدل شیرینی بود که باریک و مارپیچ توی یک سینی مذاشتن و باید با یک حرکت هرچقد که متنستی برداری. مصطلح بود به «شامسی»

    1. ستيغ جان اون چيزي كه بعنوان شانسي يا شامسي ازش ياد ميكني اسمش ( فالي ) بود كه نوعي شيريني مثل زولبيا بود كه باريك و بصورت يكسره دايره وار درست ميكردن و كسي اگر ميخواست بخره چهار انگشتش رو باز ميكرد و از بعد از اون ميگرفت ميكشيد بالا و هر چقدر كه ميتونست بكشه و به بيرون از سيني بندازه مال خريدار بود اما اگه داخل سيني مي افتاد مال فالي فروش بود

  20. سلام
    خوب بود و جالب خوب بعضی هاش به زبون دری ما هم می خورد دیگه مثل : چَخ چَخ كردن: لاس زدن ؛ گفت و شنود گرم
    مَقبول = قابل قبول ؛ قشنگ
    کُخ دِاری…؟ = کرم داری…؟ ؛ مرض داری …؟
    تشله = تیله
    خُسُر = پدر زن
    چوری = اَلنگو
    هُنا، اُنا، اُناش؛ اُناهاش = براي اشاره به دوري يا نزديكي
    و خیلی های دیگه که کم تو تلفظش فرق داره فقط خوب می تونید به نظر من از کسایی که از هرات افغانستان هستند هم کمک بگیرید انها هم خوب زیاد صحبت کردنشون به مردم مشهد شباهت داره خوب به هر حال جالب بود موفق باشید امید وارم این کارتون به نتیجه برسه خوب اخر بزنید یه کتاب چاپ کنید دیگه خوبه دیگه نه ؟!

  21. آها خوب گفتی دقیقاً فالی. من حافظه م به فنا رفته.
    راستی یک کلمه هم یادم افتاد.
    اَخکوک
    فکر کنم همونیه که مردم ری بهش میگن چاغاله . البته به نظرم. ولی از بچگی به هر نوع دزدی از باغ میگفتیم اخکوک دزدی

  22. سلام
    » قره » کردن با تشدید روی «ر» : پرتاب وسیله ای به فاصله دوردست
    «قرقر آسمون» : خیلی دور از سطح زمین
    «قرکی» : انگشت کردن. انگل کردن

  23. اینها را به اسم من ثبت نکنی شاتوت جان!
    قرمساق – قرمدنگ – بیلاخ – کسخل – کس مشنگ – کسخل مالیاتی – چغک – کخ زیر پلاس – سه جلت – ببست اوو منقاره – صلوات برفست – چخ چخی

    1. خوارج جان حالا مهدي تاجيك چاقو كش بوده…!! قاسم شهسوارم احتمالا چارره ابوطالب ملك و مال دره…غلامحسين پشمي رو شنيدم اما خداوكيلي پرم به پرش گير نكرده خوشبختانه ژ:)

  24. یه چیز دیگه
    مشهدی ها همیشه فعل منفی استفاده می کنن.اینو یکی از دوستای اصفهانی گفت
    مثلا جای اینکه بگن «امشب میای؟»‏ میگن «امشب نمیای؟»‏

    یه چیز دیگه یدم اوووووووومد:‏
    وقتی می خوان بگن کجا هستن از کلمه ی «جا»‏ استفاده می کنن «جای خونه»‏ «جای تاکسی خطی ها»‏…‏

  25. وااای چه باحال بود!
    من مشهدی هستم. لهجه ندارم ولی! (راستش لهجه مونو دوست ندارم.اما همیشه به مشهدی بودنم افتخار می کنم)
    خیلی هاش رو اصلا نشنیده بودم. جالب بود مرسی
    یه نکته: خیلی از این کلمه ها صرفا مشهدی نیست و من تو صحبت افراد غیر مشهدی هم شنیدم

  26. سلام
    اين هم کلماتي که من و دوستام روهم ميدونستيم.
    ميگم حالا که بحث به مشهد رسيده، حيف از شُله ننويسي.
    در ضمن قره کي را هم درست تعريف نکردين، البته به نظرم لازم نباشه ديگه بيشتر وارد جزئياتش شد.
    چخ چخي کاربرد ديگه اي هم داره که معني با حال ميده، مثلا: يک داف چخ چخي مشتي … .
    ديوِنه (ديوانه) هم همون مترادف باحال به کار ميره.

    ميشره، شريدن
    وخه، وخز
    فلان پشمدان = فلان بيسار
    نارنجک = نان خامه اي
    چُخت = سقف
    پاتروم = سرپيچ لامپ
    کلاج = کسي که چشمش چپ باشه
    وَرچُپه
    کيس = کيک
    لخِه = کهنه پاره
    قِله = روستا
    خُردو = کوچولو
    غُردَبه
    ياد داشتن = بلد بودن
    چلغوز
    تارت و پارت = پخش و پلا
    ——————-

    نگفتي از آخر با اولترا که پسربد فرستاد کارت راه افتاد يا نه؟

    راستي بهنام يادم اومد که قبلا يک نوشته اي ديده بودم به اسم «راهنماي عملي آش خوري» که به نظرم مفيده. سايتش را يادم نيست ولي اگر سرچ کني حتما پيداش ميکني.

    پسربد، مطلب مشابهي را که ميگفتم پيدا کردم:
    http://nurizad.net/?p=36

      1. یره مو که بِرَت توضیح دِدُم که! گفتمم اگِر مشکلی دِری بوگو حتماً
        دِل به کار نِمِدیا

      1. پسر بد ظاهرا خوده سایتش مشکل داره از همین لینک دومی که دادم و تو گوگله چک کنید و نسخه کش شده لینک اول را بخونین؛ اگر هم نشد من سیو شده دارمش، میفرستم … .

  27. خیلی از کلماتتون با طرفهای ما مشترکه.
    راستی ما معادل مد مد رو وود وود هم میگوییم.
    تقریبن اکثر اینهایی که گفته بودی رو شنیدم یا حضوری یا تو بعضی از کتابها.
    راستی مسعود جان اجازه دارم لینکتون کنم؟

  28. سلام بسیار زیبا و جالب بود
    اما جسارتا یه پیشنهاد داشتم
    بهتر نیست پست ها رو کمی کوتاه تر بنویسین؟
    اینطوری بیشتر حوصله وجود داره برای خوندن و به خاطر سپردنشون
    هر بار تعداد کمتری کلمه یادمون بدین
    ولی انصافا لهجه شیرینیه

  29. کلمه ی آجیر رو اگه معنی ش رو میدونی بنویس.اگه نمیدونی بدون که این کلمه کاملا مشهدیه و به معنای سرحال هست.
    کلمه دارم طلا! مشهدی زیر خاکی ، ولی حیف که یادم نمیاد.

  30. من هم پيشنهاد مي کنم براي يک آغاز شايسته براي يک کار شايسته کلمه نخست را با يکي ديگر از کلمه ها جابجا کنيد .غجمه هم انگور دانه شده است و مي توانيد «غجمه رفتن » را در سايت دهخدا ببينيد. اميدوارم اين کار به چاپ يک کتاب برسد.

  31. این چند تا رو هم اضافه کن :
    دونه = هسته میوه – جوش صورت
    یادم شد = یادم رفت
    مَیه = میخواد
    ماقوت = از نشاسته و شیر و بادوم
    کَق: نرسیده
    ورچپه: برعکس
    ناسوس: تلنبه دوچرخه
    فنت: واشر پلاستیکی مورد استفاده در دوچرخه
    غطه: آب تنی
    قِلِفتی: کامل

  32. با سلام و عرض خسته نباشيد
    ضمن تشكر از توجهتان به لهجه مشهدي خواستم به چند نكته توجهتان را جلب كنم
    از بين تمام افرادي كه مثلا مشهدي صحبت ميكنن ،خيلي كم هستند كه لهجه مشهدي واقعي را صحبت ميكنند و اكثرا لهجه هاشون با لهجه شهرستان هاي ديگر استان مخلوط شده و حتي اون آقا و خانمهائي هم كه در راديو به حساب مشهدي حرف ميزنن باور كنيد كه از لهجه مشهدي استفاده نميكنن .
    بيروني (روستائي ) صحبت كردن ربطي به لهحه مشهدي نداره . يه آقائي چند وقت پيش در تلويزيون در رابطه با خاطرات جنگ صحبت ميكرد . لطفا به اون برنامه توجه كنيدو ببنيد لهجه مشهدي كدومه و دهاتي صحبت كردن كدام

    1. اتفاقا حرف هاي اون عزيز رو گوش كردم و لذت بردم …حرفهاي شما هم متين و منطقي … كمكي هم اگر از دستتون برامد دريغ نكنيد 🙂

  33. از دیدن مطالبتان خیلی خوشحال شدم. من مشهدی نیستم، اصلاً فارس نیستم. برای همین زیبایی های لهجه های مختلف فارسی را خیلی خوب درک می کنم. به همۀ آنها علاقه دارم و به بعضی از آنها علاقۀ خاص دارم. حتی اگر جزء لهجه هایی باشند که گروهی از فارس ها هم آن را مسخره کنند. مثل لهجۀ افغانستان.
    الغرض، پیشنهاد می کنم به جای… نه، بهتر است بگویم در کنار همین فرهنگ لغات لهجۀ مشهدی که می نویسید، حرف های خودتان را هم به این لهجه بنویسید. یکی از دلایلی که بعضی از مردم بعضی از لهجه ها را مسخره می کنند این است که آن لهجه ها را غیر از جوک در هیچ مطلب جدی نمی بینند یا نمی شنوند.
    موفق باشید.

  34. شور دادن : هم زدن غذا
    چلغوز : آدم بیخود
    یخلا : صمیمی
    اخکوک : زرد آلو نارس
    ریجه : طناب یا بندی که برای خشک کردن لباس استفاده میشود
    چراغ برات : مراسم خیرات جهت مردگان در نیمه شعبان
    هم زلف : باجناق

  35. با سلام، لطفا عبارات زیر را اضافه کنید

    روغن زرد: روغن حیوانی
    جلزقه(با کسر جیم و لام و قاف): جلیقه (البته مرحوم صادق هدایت که استاد مسلم زبان کوچه بود نیز از کلمه جلزقه با همین معنی استفاده کرده)
    کتله ( با کسر کاف و تا و لام): پیمانه چای
    خلیم خر (با کسر خ): به کسی یا چیزی اطلاق می شود که بصورت ناخواسته به شما و یا قعالیتتان چسبیده
    لنجه کردن ( با کسر لام و ج): اصرار بیخود کردن، گیر دادن
    فرتم بی غم ( با کسر فاء و ضم ت): آدم بی خیال و بی مسوولیت
    جوز: گردو
    شولات کردن: هیاهو و هیجان ب راه انداختن جهت انحراف از موضوع اصلی
    شوند دادن، سر شوند: از اصطلاحات تیله بازی
    تیر به گلوت: عبارتی که قبل از بازی جهت مشخص نمودن زمین بازی و یا یارگیری، 2 کاپیتان در حالی که با قدم های آهسته به سمت یکدیگر نزدیک می شدند می گفتند
    ریقو: شخص نحیف
    شیره گی: شخص شیره ای، معتاد در معنای عام
    سفید: هروِیین
    بنگ ( با فتح ب): چرس

  36. لهجه‌ی مشهدی قشنگه مخصوصا واسه ما تهرانی‌ها. تمام گویش‌های ایرانی میراث ما هستن و لازمه که توجه لازم رو نسبت به حفظ‌ شون داشته باشیم. من خودم خیلی دوست دارم مشهدی یاد بگیرم. لری هم بلدم.. ممنون از تلاشتون.

  37. سلام مسعود خان گل

    من محمد، دانشجوی ارشد یکی از دانشگاه های تهرانم و تو خوابگاه با همین لهجه مشهدی که تو مشهد حرف میزدم حرف میزنم. و افتخار هم میکنم و عاشقش هم هستم چون بخشی از هویتمه.
    علاوه بر شیرینی و زیبا بودن این لهجه، لهجه مشهدی بیشترین شباهت رو به زبان فارسی اصیل داره و مشهد و خراسان چه تاریخ و عظمتی داشته مسلما با افتخار این لهجه شیرین رو استفاده خواهیم کرد.
    ما خودمون به زیبایی این لهجه زیاد پی نبریدم. اما بچه های سایر شهرها اذعان دارند که مشهدی چه لهجه شیرینیه.
    کما اینکه جدیدا می بینیم تو چند فیلم از لهجه مشهدی استفاده میشه(فیلم مزاحم نشوید که الان رو پرده است، طلا ومس و ….)
    این بدبینی رو که با صحبت کردن به یک لهجه خاص دریک فیلم قصد تمسخر اون رو دارن باید کنار بذاریم و این یه توهمه.

    یه درخواستی که دارم اگه ممکنه فقط تو متن پست اون قسمتی رو که نوشتی دخترا از صحبت کردن با این لهجه متنفرن رو ویرایش کن چون واژه قشنگی نیست( خجالت کشیدن یا امتناع کردن بهتره). البته این مطلب رو تا حد زیادی قبول دارم اما خب خیلی از دخترا هم هستن که تو جمع خونوادگیشون و دوستاشون با لهجه شیرین مشهدی حرف میزنن حالا با یه کم غلظت کمتر.

    راستی خیلی از این کلمات هست که ما مشهدی ها فقط استفاده می کنیم وخودمون هم نمی دونیم که فقط ما اونها رو استفاده می کنیم.

    مثلا من برای تولد امام رضا رفتم شیرینی بگیرم، گفتم از این شیرینی های نارنجک، یارو گفت کدوما؟ معلوم شد که اونا اشتباها!!! به شیرینی نارنجک میگن نون خامه ای

  38. kelaf yani gaz zadan gaz zadane sib
    leghaje be sibi ke hamash gaz zadi va faghat vasateh mande migan
    bazie khar polis ra migan : khare sost palone sost khodte bigir ke amadom

  39. چوچول : چل بچه
    چل : آلت بچه
    لند : آلت مرد خیلی بزرگ
    خر لند : آلت مرد خیلی خیلی بزرگ
    لند هور : مرد گنده هیکل نکره

  40. سلام آقا مسعود
    مو بچه گلشهرم مدتیه عاشق نوشته هاتم
    از ایکه اسم گلشهر تو نوشته هاته خاستم تشکر کنم

  41. سلام قربان
    با اجازه چندتا هم من اضافه میکنم بالکه مفید واقع شه.البته تایید صحتش به عهده خوده بزرگوارتون داداش
    1-سرکن=مدادتراش
    2-شرشره=کاغذ رنگی
    3-جی جی=سینه زن (حالا یکی ب مزدک بگه اینقد نگو جی جی بوفون)
    4-دیفنه= دیوونه

  42. اینم یادم رفت ، افعال منفی کلا خاص مشهده:
    اگه نری خونشون[مکث] ،عقل از سرت میپره. (یعنی: اگه بری خونشون عقل از سرت میپره-منفی جهت تاکیده-)
    اگه نبینیش [مکث] ،عاشقش میشی (یعنی: اگه ببینیش عاشقش میشی)
    البته لحن بیان اون فعل منفی مهمه که من نتونستم نشون بدم ولی مشهدیا عزیز خودشون میدرکن مطلبو.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s