اّخ دِلُم دَرد مُکُنه یَره…! دِلُم درد مُکُنه…!

دیشب جای شما خالی افطاری دعوت بودیم خانه دایی جان اینا توی یکی از ییلاقات اطراف مشهد…! عیال قبلش گفته بود تا میتونی بُخور که از سَحَری مَحَری خبری نیست ها…گفته باشم…!! گفتم چشم…! هنوز الف الله و اکبر رو نگفته بودن که فرمان حمله صادر شدو مهمونا حمله کردن…! راستش اول یه بشقاب شیر برنج با شیر محلی خوردم که خیلی حال داد…! بعدش یه دورانی زدم توی سفره که دیدم یکی یه بشقاب اش داد دستم گفت بخور…!! گفتم چشم…!! لامصب چه اشی بود…تند و خوشمزه…! اش که تموم شد دیدم دیس پلو با لِنگ مرغ جلوم سبز شد…! ای جان…! بُخور که مُخوری…! برنج و مرغ که تموم شد نصف پارچ دوغ رو خوردم که شور بود لامصب و مجبور شدم برای رفع شوری یه نصف بطری نوشابه خانواده رو بریزم توی خندق بلا….!

همینجور چشمام دُودُو میزد توی سفره که چشمم افتاد به نونای سنگک برشته پر از کُنجد…! یه نصفه نون سَنگک رو با پنیر و سبزی زدم توی رگ و اومدم بگم خدایا شکرت که دیدم دیس زولبیا بامیه داره چشمک میزنه و دِلبری میکنهُ با زبون بی زبونی میگه خدا لعنتت کنه اگه منو نخوری…! چارپنج تا بامیه و دوسه تا زولبیا رو گذاشتم توی پیش دستی و هنوز تموم نشده بود که دیدم هندونه و خربزه اوردن…اَی لاکردار…!! مگه میشد خربزه جیم اباد و هندونه ترد و خونی رو نخورد… اشهدم رو گفتم و بخور که مُخُوری…!!

خلاصه دوسه تا چایی هم خوردیم و زدیم بیرون…! دور فلکه که رسیدم دیدم ای جان…چی لواشکای تمیزی…چی قرقروتای خوبی…! چی الوچه های مقبولی…! چی عنابای تازه ای…! خلاصه از همه خریدیم و دوتا بستنی نونی دوبله هم خوردم و برگشتیم شهر…! تلویزیون رو روشن کردم دیدم یه فیلم سینمایی هیجانی داره که یه خانومی بچه اش تو هواپیما گم شده …! اقا زود قابلمه رو گذاشتم روی گاز و یه کم نمک و روغن ریختم توش با دوتا مشت ذرت خام چُس فیل درست کردم یا بقول دخترم پُفیلا…!! هلو و الوزرد و شلیل و انگور و انجیر و خربزه و خیارم گذاشتم توی سینی با چس فیلا اوردم گذاشتم پهلوم… تا اومدم بخورم دیدم ای دل غافل…! الوچه ها و قرقروت و عناب و لواشک رو نیاوردم… خلاصه جستی زدم سور و سات رو جور کردم و بخور که مُخُوری…!!

اقا ای فیلم لامصب بس که هیجانی بود وقتی تموم شد ته سور و سات هم بالا اومده بود…! مَگه مو تا خود صبح خوابیدم…هی اخ و اوخ بکن به ای دَنده برو هی به او دَنده برو…! روم به دیفال روم به دیفال ای شیکمم یک صداهای عجیب غریبی مُکُنه که ای همساده بَغلی امده در مزنه مِگه ای چی صداهاییه که میه از خانه شما…!! یره همچی دلُم درد مُکُنه که چی…؟ نِمدِنُم بره چی…؟ مو که چیز بدی نِخوُردُم که…!! چیز بدی خوردُم..؟؟

73 thoughts on “اّخ دِلُم دَرد مُکُنه یَره…! دِلُم درد مُکُنه…!

  1. نِه دِداش چیزی نِخوردی شوما.فقط یه آقایی مِکردی تا همی پاستور یه دو مِزِدی مارم مُخوردی خیالت رِ راحت مِکِردی دیگه.

  2. سلام.
    همشهری نبودی مار گذشته بودی توخماری اول که خدا بهت صبر بده .
    دوم دهنت سرویس که 2 روز که دیدم کارای جدیدت گذاشتی کلی از وقت ماره گرفت.
    ضمنا» او شکمه که تو دری !!! سالار کاش یکم هم به فکرما بد بخت بیچاره ها بودی.
    ضمنا» معلومه از او فامیلای مایه دارمدری سالار
    نوش جانت

  3. akh akh dash massoud gofty ha,,,,,ramezune 3sal pish ye serial mizasht ke tush abolfazle poorarab hamash migoft: berim ye mecho mechi bekonim…kholase in estelah tu dahane ma oftade budo….haftei 2-3shab bade eftar ina mirafem torghabe o hamechi ghaty paty mikhordim,,,hamishe meidune torghabe plas budem,,,yare khaharo madar che zud gozasht…..ghadre u mashado bedunin ke khodai ye tikke a beheshte lamassab

    1. بیخیال یَرَه، ملوم نیس کوجا رِفتی او موقَ میگی مشد یَگ تیکه از بهشتَه!
      هر جا که بِشی بهشت همونجِه یَه

  4. خدا بُگُم چی کارِت کنه شاتوت! که مو هم وقتی مطلب رِ خوندُم دل درد شُدُم!!!! بعد همیجوور تنها تنها نرو طرقبه!

    1. یوسف جان شما در اینده که بزرگ شدی به اون عضو شریف احتیاجت میشه برادر 🙂

      1. یَر چِکار به بزرگیاش دِری؟ مِخَه چِکار؟ اونقَد آدم هس که گایی وختا بی‌یِرَن بِرَش یَگ دِنَه بذارَن. تو که خودت مشدی یی دیگَه

  5. نه. نخوردي!‌ يكي از بركات رمضان همين سورچرانيهاي سفره هاي افطاري است. البت اگه مهموني باشه كه بسي حال مده!

      1. راستش مسعود من هیچوقت حال نکردم با این سورچرونیا (فکر کنم مغزم معیوبه) بیشتر فکر میکنم بخاطر چش و هم چشمی این سورا رو میدن! بخدا سر سفره هیچ کدومشون یه آدم ضعیف نیست.
        نه اینکه بگم آدم باحالیم، اصلا و ابدا که ازون پدر سوخته‌هاشم (اسممو ببین!) اما من فکر میکنم کاری که واسه چش و هم چشمیو این چیزا باشه و اونورشم برچسب خدا و اینا داشته باشه به مفت نمی‌ارزه.

    1. برای تایید یه خبر لازم نیست بری دور و بر محل… من فعلا نه تکذیب میکنم نه تایید

      1. نِه یره، چی چی کار خوبی مِنَه؟ خیلی افتضا مِرَه. قلبیر اصلاً ای کارَ نکنیا دیگَه. خِندَدار مِرَه. مو که مُرُم مشد کلی اونجِه به لهجم مِخِندَن، وختیَم که ورمِگِردُم تا یگ یَگ ماهی اینِجه بهم مِخِندَن 😥

  6. سلام آخییییییییییییی نه تو که چیزی نخوردییییییییییییییی
    بمیرم الهی
    ماه رمضون ماه شکمو هاست از نون و پنیر و سبزی ساده بگیییییییییییرررررررر برو تا آش رشته و حلیم و کله پاچه ووووووووو از این حرفا
    میگن ماه رمضون ماهی هست که مردم درش به خودشون یه کمی سختی می دن
    امابعد از اذون دلی از عزا در میارن و اصلاً هم به فکر فقیر فقرا نیستن
    تازه تو صفای نونوایی هم که یه فقیر می بینن به جای اینکه یه کمکی کنن می گن ببخشید
    خب برو کار کن
    اینم از ماه مهمانی خدا

    1. ادم گاهی ناخود اگاه از یکی بدش میاد… برای منم پیش اومده این مورد… با اجازه فحشی که دادی پاک کردم…. زنده باشی

  7. یه چیزی بگم بخندی،
    خانمت نگفت ، یه چیزایی داره درباره غذاهای توی یخچال برای سحر یادم میاد نیازی نیست خودتو بکشی!
    ماه رمضان ماه مهمانی خداست کاری نداریم به اینکه توی این ماه هرچی از خدا بخوای باهات راه میاد(یا خودشو میده یا چک هاش رو مینویسه رئس ایش میکنه میده بهت!) نکته اینجاست که طرقبه توی باغ دایی هرچی خوردی که هیچی ، همش مهمون خدا بودی نه دایی جان! فقط اون لواشک و ترشک و آلوچه و اناب و چس و فیل هایی که دور میدان طرقبه خریدی ، مشهدی نیستی اگه تا ته همشون رو با چاقو لیس زدا باشی! اونا رو مهمون خودت بودی ،چون خدا از این جور چیزا توی مهمونی هاش نمیده، بیشتر خدا جوجه و مرغ میده ، کباب هم میده ولی کم!
    شماره ات رو بده با هم بریم!! اخه من هم شبیه تو همون شب یه هتل دعوت بودم بعد که تموم شد رفتیم طرقبه و خلاصه هرچی تو خوردی من هم خوردم ولی دلم درد نگرفت چون 3 تا ایستک هم رفتم بالا که همه چی رو شست، پس شما ایستک میخوردی بد نبود!
    راستی نکته آخر: یکی از اقوام از امریکا ی لعین اومده بود اون مهمونی و خلاصه کلا اندازه چس و فیل تو چیزی خورد . پس شانس آوردی آمریکا به دنیا نیومدی!

  8. مطالب شما رو که میخونم یاد عمو حمید خودم تو مشهد میفتم…گاهی وقتها میگم نکنه خودشی 🙂
    چقدر لهجه مشهدی برام جالبه»من بی هویت رو بگوبابا و عمو و جد اندر جدم مشهدی خودم لهجه مشهدی حرف زدن رو بلد نیستم»

    1. عمو حمید…!! ای بابا لو رفتم که 🙂

      مو خودم حاضرم برات کلاس بزارم عمو جان …غصته نخور 🙂

  9. گروه مشهدی ها ی فیسبوک همین مطلب رو ورداشته بودن کپی کرده بودن به اسم خودشون
    ما اونجا کلی به دفاع از تو بلند شدیم یک تنه
    🙂

    1. ای بابا… مشدیای فیس بوک که ازی کارا نمکردن که…ولی دست شما درد نکنه بر ای دفاع 🙂

  10. مسودجان قدیمیا میگن کاه ازخودت نبود کاه دونم از خودت نبود اخه ای چه رسمیه ما ایرانیا داریم طناب مفتیم گیرمون بیاد خودمنو دار میزنیم داش مسود اگه به فکر شکمت نیستی اقلا یرحمی به او ک و ن ت بکن بنظرم تکه پارش کردی لا مروت

    1. سیندرلا به ای بی تربیتی نوبره بُخدا… مُو همه ایناره خواب دیدُم والا مو مِثه ای مُرتاضای هندی فقط یک دِنه بادوُم مُخوُرم هر سالی…!! 🙂

      1. بِبَخشِندا، به نِظَر می‌یَه که شما از اونجِه تان اصلا استفاده‌ای نِمُکنیا برار

    2. بیبین سیندرلا، به هر چی کار دِریا، به ک.ون ای آقا مسود ما کاری نِدِشتَه باش (مو نِمدِنُم بِرِچی وختی پشتیه ای رفیقامه مُکُنُما، مِگن: دِداش مِشه تو هوا ما رَ نِدِشتَه بِشی؟)

  11. مسعود کاملا احساس می کنم تو اون آدم قبلی نیستی چرا؟ ؟ ؟ ؟نوع ادبیاتت کاملا تغییر کرده فکر می کنم کسی دیگه دره اینجا را آپ می کنه شایدم دارم اشتباه می کنم خدا بهتر می دونه

    1. مو همو عوام سابقم اما شاید خیلی چیزا فرق کرده ……شاید خیلی چیزا فرق کرده… البته فقط برای من..!

  12. سلام مسعود جان
    من راستش يه درخواست داشتم.يكم پر روييه اما اگه تونستي يه كاريش بكن.راستش چند تا لغت آشنا ميخوام بگم كه واسم كلي خاطره داره.اگه حال داشتي داستاني بساز كه در مورد اينا باشه:
    1-سمبولات بازي
    2-كيك نوشابه
    3-قره كي (فكر بد نكني )
    4-ويدئو و فيلماي وي اچ اس
    اگه عرزه داشتم خودم مينوشتم (عرزه رو نميدونم درست نوشتم يا نه)
    مرسي مشتي

    1. مشتی جان راستش مو نه داستان نویسم نه عرضه این کارو دارم…سمبولات هم غلطه… در اصل سر لیموناد درسته که در اثر مداومت در گفتار سلمونات هم گفته میشه …کیس نوشابه هم در لهجه مشهدی درست تره…قره کی هم که ما اهلش نیستم 🙂

      و اما ویدیو رو شاید نوشتم از دورانش

  13. گوشت بشه به تنت؛ اصلا غبغبت بگیره به آسفالت! بخوره ننه جون که قوت بگیری…آخه میگن رییس جمهور به بچه ها یه میلیون پول میده!

    1. نفرينم مكني…غبغب خودت بيگيره به اسفالت… او يك ميليون تومن اي مرتيكه هم بخوره تو سرش…مگه از جيب خودش مده…؟

  14. آقا مسعود مشهدی، با این پستتون قعر جهنم رو برای خودتون خریدین! آقا ما خارج نشین های دور از وطن حالا آش و دوغ و نون سنگک و بامیه و … رو از کدوم گوری به این شکم زبون نفهم ایرانیمون برسونیم، نکنین این کارا رو با ملت ما که همین جوریش با شکنجه از ایران رفتیم

  15. خوب همی کاراره میکنین که ماه رمضون فشار اب کمرتون میزنه به مغزتون و شدید شهوتی میشین جماعت مسلمووووون .خوووووووووووووو بابا یکم کمتر بلونبون. اما نوش جونت داداش گلم.

  16. سلام مو تازه اینجه ره پیدا کردوم .بعضی ها مخن مشهد حرف بزنن نمتنن.پس بهشان بوگو ک خودشانه خراب نکونن.برار خدافظ

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s