لهجه مشهدی و لهجه گریزی مشهدی ها….!

دیشب به دخترم گفتم برو سرکن رو وََردار بیار …!! دخترم گفت : چی بابا…؟ سَرکُن…؟ گفتم بعله ….! بدو بابا…! دخترم گفت سَرکُن چیه دیگه ….! رو به مادرش کردم گفتم هنوز این بچه نمدنه سَرکُن چیه…؟ خانومم گفت سَرکُن چیه…؟ اقا کاردم میزدی خونم نمیومد…. مداد رو برداشتم گفتم سَرکُن همون چیزیه که این لامصبه باهاش سر مُکنَن ….! یه دفه دخترم و مادرش با هم گفتن اها….منظورت تراشه….!!
این دختر کوچیکه عین اینایی که از سال قحط درامدن همچی تند تند شکلات مخورد که ماخاست خِفه بره….! دور دهنش و لباساشم حسابی کثیف کرده بود…بهش مگم تو چقدر لِمَشتی چلاس….؟! برو دم دهنته مامانت بشوره اَلفش رفته….! مگه اَلفش چیه…؟ لِمَشت چیه…؟ چلاس چیه…؟ گفتم لاالله الا الله…. خانوم دست و صورت این بچه رو بشور اَلِفش شده …! خانوم اومده بیرون میگه اَلِفش چیه… ؟ بگو نوچ شده …..نوچ….!!
حالا خوبه که مو مشهدی غلیظ صحبت نِمُکنم اگه نه که دیگه هیچی ….اگه ماخاست به گردنبند بگم ( خِفتی ) و به النگو بگم (چوری ) که زنم موره سه طلاقه مِکِرد دیگه ….! حالا زن ما که تهرونیه ایرادی بهش نیست اما خیلی ازی زن و دخترای مشهدی توی حرف زدنشا مخصوصا…مخصوصا… با جنس مخالف اصرار دارن که تهرونی صحبت کنن…!! همچی صداشاره نازک مُکنن ارررره…….. اررره مُکنن که انگار تخمشاره تو ناف تهرون کاشتن…! خدا نکنه که دوتا کلمه خارجی هم یاد بگیرن…. خدا رو بنده نیستن دیگه ….هی اوکی اوکی مکنن و مگن ای وای دپرس شدم….! البته خیلی ازینا فقط اره اره گفتن و من من کردن رو یاد گرفتن والا همیشه بند رو اب میدن و افتضاح به بار میارن تو صحبت کردن….! دختره میبینی تا دیروز خانه باباش فقط چای جوشیده مخورده با گل گاوزبون…..!! حرفم که ماخاسته بزنه خِلاش اویزون بوده مگفته سِله به چُخت دِلنگونه ….!! حالا خودشه عین چُوله غِزَک درست کرده مگه من فقط مِسکافه مُخورَم یا قهوه فرانسوی باشیر…!! اولا که جوُنُمَرگ رفته مِسکافه نیست و نسکافه درسته…!! بعدشم که توکه تا دیروز اِشکنه تخم مرغ مُخوردی با ابگوشت مَرزه حالا تا نومزدت مگه چی مُخوری مِگی وای من خیلی هوس پیتزای پپرونی کِردُم …؟!
مو نِمُگم پیتزا و نسکافه و قهوه بَده بُخدا….! مو مُگم اینا کلاس نیست…! مو مُگم خودت باش دختر جان….! اگه دلت سیراب شیردون مِخه با شوهرت برو فلکه دروازه قوچون….یا اگه هوس دوسیخ جیگر کردی برو فلکه صاحب الزمان….! بشقاب داغ و ذرت مکزیکی و چیز برگر اگه دوست ندری بزور نخور بگو به به …..!!
مو که مِدنُم همه ای حرفا کشکه…مو که مِدنُم تا چند سال دیگه هیشکی به گنجشک نِمِگه چُغُک …به مارمولک نِمگه کِلپاسه…! مو که مِدنم دیگه هیشکی نمگه جُل جُل نکن…! مِس مِس نکن….! سُرسُر نکن….! کُخ نریز….! مو که مِدنم ( کِله وَنگ ) و( اوشتولی ) و( چُسماره ) و( سَقه سِنده بُر) همه از یاد مِره….!! مو که مِدنم لهجه مَشَدی بر باد مِره….! ولی مُوره اگه بوکوشَنَم به( اَلفش ) نِمُگم ( نوچ )….!! به( سَرکن) نِمُگم تراش….!! حالا زنم مِخه بره خانه باباش بره ( جان مادرت نرو….!! )…. مو مَشهدیم اقاجان…. مشهدی…. مسعود مشهدی….!!
………………………………………………………………………………………………………………………………………………………..
اوسالایی که خوردو بودُم تو رادیون یک عمه خانمی بود که خدا رحمتش کنه …همچی قشنگ و بامزه مِشدی حرف مِزد که ادم حَظ مِکِرد….! فِک مُکنم عمه خانم همو استاد میرخدیوی خدابیامرز بود …یک کتابم از میرخدیوی داشتم که نمدنم چیکار رَفت….اسمش اداب و رسوم مشهدی ها بود…! راستشه بگم ای یزدی هاره میبینم همچی قشنگ حرف مِزنن کیف مُکنم…. اصفهونی ها… ابادونی ها…شیرازی ها هم همیجور… فقط ما مشدیا همش دلمان مِخه مَن مَن کُنِم….! اقا جان ماها مَن نیستم بُخدا…. نیم مَنم نیستم….ماها هممان مُویم…. مُو….!! مُو که هَتکُم پَتَک رفت…کاش فهمیده بشن چی مُگم مُو….! یره خواهره مادر…!!!
عرض شود که بنده کوتاهی کردم و باید معنی بعضی از کلمات مشهدی استفاده شده در متن رو مینوشتم که الان اضافه کردم….لطفا اگه معنی رو اشتباه نوشته بودم گوشم رو تاب بدین و یک ناخون جِله مَشدی هم از هر کجا که دلتون خواست بکنین….!!

سَرکن = تراش

لِمَشت = کثیف

چلاس = کسی که سیرمونی نداره و چشماش همش دنبال خوردنی میگرده و حرص میزنه..!

اَلِفش = چسبناکی در اثر شیرینی

خِفتی = گردنبند

چوری = النگو

خِلاش اویزون بوده = اب دماغش در حال ریختن بوده…!

سِله به چُخت دِلنگونه = سبد به سقف اویزونه…

چُوله غِزَک = مترسک سر جالیز

جوُنُمَرگ رفته = اصطلاح رایج برای خطاب کردن کسی با عصبانیت نه به معنای واقعی ان که جوانمرگ شده است…!

اشکنه تخم مرغ = نوعی غذای سبک ابکی برای شب که از رشته و سیب زمینی و زردچوبه و اب برای پختن اون استفاده میشه و موقع سرو کردن هم چند تا تخم مرغ توی اب اشکنه میشکنن که زود سفت و اب پز میشه … یادش بخیر…!

ابگوشت مرزه = همون ابگوشت ساده خودمون یا دیزی که برای معطر کردن اون از سبزی مرزه خشک شده هم در اون استفاده میشه….

سیراب شیردون = همون شکمبه گوسفند که خالی میکنن و تمیز کرده میپزن و معمولا با ابلیمو و سرکه و فلفل قرمز خوده میشه و خانما هم اکثرا دوست ندارن و پیف پیف میکنن…!

فلکه دروازه قوچون = میدان توحید

فَلَکه = میدان

چُغُک = گنجشک

کِلپسه = مارمولک

جُل جُل = تکون تکون خوردن خفیف

مِس مِس = لفت و لعاب دادن…! معطل کردن…

سُرسُر = یواشکی حرف زدن

کُخ نریز = کرم نریز…اذیت نکن…ادم باش …کُخ نریز دیگه تخم سگ…!

کله وَنگ = درگیر شدن…! کاری که وقت ادم رو میگیره…!

اُوشتولی = مال مفت…سُربی…معمولا در توشله بازی به کار میره…!

چُسماره = مثل چُس …چُس هم همون گوز بودار بیصدا رو میگن دیگه بی ادب…!

سَقه سِنده بر= سقه یک موجود موهومه فک کنم که در سرما میاد…سنده هم همون گهه دیگه …جون مادرتون یکی یه معنی درست درمون برای این کلمه اصیل و وبا وقار بگه …!!

ناخون جِله = نیشگون…وشگون…!

استاد اصغر میر خدیوی رو هم خدا رحمت کنه…

کامنت فرنوش عزیز باعث شد معنی لغات مشهدی رو بنویسم و اینم شعر قشنگی که از بیژن سمندر فرستاده با لهجه قشنگ شیرازی که من …!! ببخش که مو عاشقشم…:)

شیرازو میگن نازه واسی آفتاب جنگش
قلبارو گِرن میزنه به هم تیرشه ی تِنگش
بلبل توکوچا تو پس کوچاغزل میخونه
شعروی ترحافظ میریزه ازسر چنگش
عطرگل یاسم ونسترن بهارنارنج
هی سرمیکشه ازتوخونه ی وازو ولنگش
اینجان که اگر چیش تو چیشوی هیکی بودوزی
سازدلشو میشنفی از جلنگ جلنگش
اینجان که به فوت کاسه گری امرو و فردو
تام پات میسره دنبال دختروی زرنگش
ای دخترهمسایه ی دیوار به دیوار
لیم لیم دیوارَک زد تو بدو بزن پلنگش
قلبوی پیزوری نیس توسینه ی مردم شیراز
تابیخودی ریشمیز بزنه تو دَرزدِنگِش
دنیارو تی پَس میگشت وهی می گفت سمندر
ازشهرچه خبر؟ قربون اون آفتاب جنگش

………………………………….

خیلی گرفتارم خدا وکیلی…خیلی گرفتارم…!! امسالم توت نخوردم هنوز… یره خواهره مادر…!!!
خوارج جان نوش جانت اما خیلی نامردی….یره از گلوت رفت پایین خداوکیلی…؟
عکس سمت راست کار رفیق ندیده و همشهری با ذوق جناب خوارج هست که حتما باید روزی ببینمش….حالا یا روی درخت توت یا زیر درخت توت….!! شایدم درخت شاتوت….!
ای توتای توی طبق تو میوه فروشیا اصلا خوردنش حال نمده…ادم خوبه خودش بره رو درخت توت و دانه دانه توت بچینه بذاره دهنش…اوجوری حال مده ….!! یره چی بده ادم بزرگ مره بعد خجالت مکشه بره رو درخت توت …!

68 thoughts on “لهجه مشهدی و لهجه گریزی مشهدی ها….!

  1. agha damet garm.alhagh ke asle jensi.mashhadie vaghei.yag chiz ham bogom mo az hame chize mashhadi khoshom mie joz hami kalame mo.berei hami tazegia mo ham be jaye mo derom mogom man.hala aghayi ke shoma beshi bogoo taklifom chie?

  2. مشتی جالبه بدونی مو چند سالی تاجیک و قرقیز هستم خیلی از اصطلاحات اصیل مشدی رو اینجام استفاده می کنند.
    مثل:
    تسمه. کلپاسه. خوش( مادر زن). خوسور (نمی دونم املا رو درست نوشتم یا نه ).
    قیسی. کولوخ.
    دیگه تو ذهنم نیست

  3. khosh behaleton tot mikhorin, manam delam tot Iran khaaaaaaaaaaaaast, yadesh bekheir miraftim tot mikhordim az derakhta, onam kasif kasif

  4. بله اوون عمه خانوم خیلی مشدی بود! همچی هم صداها رِ مِکِشید آدم حالِشِ مُبُرد!!!

  5. جان شاتوت به یادت بودم, الانم چهارشنبه عازم توتستانیم! بدی دوستی مجازی همی چیزایه دیگه!

  6. جهت اطلاع دوست کامنتگذار ناشناس عارضم لهجه مشهدی نزدیکترین به زبان پارسی سره است

  7. و تاجیکها بیش از همه ماها از واژه های پارسی سره استفاده و اتفاقا خیلی ملیح صحبت میکنند

  8. و تاجیکها بیش از همه ماها از واژه های پارسی سره استفاده و اتفاقا خیلی ملیح صحبت میکنند

  9. خیلی کیف کردم. اینجه تو خارج دلم بره لهجه مشهدی خیلی تنگ رفته! هر چی بگم، کم گفتم. بازم بینویس! لهجه ما یک کمی شلخته هست، ولی خداییش روراسته و غل و غش ندره. ینی اصلن حرف ندره!

  10. جالبه که بعضی کلمه ها بین گویش های ایران شبیه هست مثلا شیرازی ها هم به مارمولک میگن کلپک(kalpok)
    … اما حالا که مشهدی می نویسین دل ما رو می سوزونین که بعضی هاشو متوجه نمی شیم من هم یک شعر شیرازی از بیژن سمندر براتون می ذارم که یه کم دلم خنک بشه D:

    ازشهرچه خبر

    شیرازو میگن نازه واسی آفتاب جنگش
    قلبارو گِرن میزنه به هم تیرشه ی تِنگش
    بلبل توکوچا تو پس کوچاغزل میخونه
    شعروی ترحافظ میریزه ازسر چنگش
    عطرگل یاسم ونسترن بهارنارنج
    هی سرمیکشه ازتوخونه ی وازو ولنگش
    اینجان که اگر چیش تو چیشوی هیکی بودوزی
    سازدلشو میشنفی از جلنگ جلنگش
    اینجان که به فوت کاسه گری امرو و فردو
    تام پات میسره دنبال دختروی زرنگش
    ای دخترهمسایه ی دیوار به دیوار
    لیم لیم دیوارَک زد تو بدو بزن پلنگش
    قلبوی پیزوری نیس توسینه ی مردم شیراز
    تابیخودی ریشمیز بزنه تو دَرزدِنگِش
    دنیارو تی پَس میگشت وهی می گفت سمندر
    ازشهرچه خبر؟ قربون اون آفتاب جنگش

  11. دادا امیر

    با پلخمون نگاهت چغک دلمو زدی-ای به قربون نگاهت عوضی چ…مو زدی

    آقا شما اسکیزو نیستید یحتمل؟؟؟

  12. من دامغانی ام.(اصلن میدونی کجاست؟)
    مامان من هم تهرانی بود و نذاشت لهجه ی ما به آآ بره.
    خیلی از اینهایی که گفتی ما هم مشترک دارین یعنی پدرم استفاده میکرد.به مارمولک میگفتن کلپیس و سره یا شره=راه گرفت یعنی چیز مایعی از جایی میریزه.مس مس و جل جل و فلکه رو هم که همه میگن.
    راستی آقا یاد نگرفتی اینجا به کامنت ها جواب بدی؟
    یه پیشنهاد دارم برات.به عنوان بازدید کننده وارد شده و کامنت بذار با اسم خودت مثل ما منتها در جواب بقیه.
    پاینده باشی.

  13. راستی مادر بزرگم به ژیلت یا تیغ میگفت خودتراش.یا میگفت کیفت رو بزن زیر بالت که نخشه رو زمین.یعنی بزن زیر بغلت که کشیده نشه رو زمین. به والیبال میگفت توپ گل(فتحه گاف).به قرص میگفت حب و به پماد یا کرم میگفت روغان.
    دیگه یادم نمیاد.شاید یه پست در این رابطه بنویسم.

  14. ممنون شاتوت عزیز برای زحمتی که کشیدید، اصلا همه چیز اصیلش یه حال دیگه ای داره، حالا می خواد لهجه باشه، غذا یا موسیقی و….

  15. و این هم معنی بعضی از کلمات شعر شیرازی که فرستادم :

    جنگ:صمیمی،داغ(آفتاب جنگ : آفتاب داغ؛ رفیق جنگ :دوست صمیمی)

    گرن:گره

    تیرشه:تکه ی نازک و دراز پارچه

    تنگ:محکم

    چنگ:منقار

    هیکی:یکی

    پیزوری:پوشالی

    ریشمیز:موریانه

    دنگ:محکم

    تی پس:پیاپی

  16. بعد از امتحانا مرفتم وكيل آباد يا همي پاچنار خودمان.توت نقلي يا رسمي موخوردم.حالا هيچكدوم از او جاها مثل قبلش نيست.قنات پاچنار خشك شد.درخت هاي توت جاده وكيل آبادم به جاش ريل آهني كاشتن.خودمانم ديگه مثل سابق نيستم.خلاصه…

  17. آخ آخ گفتی توت خوری، فِقَد رو دِرخ حال مده.
    او زِمانا مرفتِم گلشور توت خوری

  18. حاجی جر خوردم این وقت شبی از خنده (((((((=
    منم یه مدته میخوام یه تگ ِ مشهدی شروع کنم، دستم نمیره به نوشتن. ایول حاجی، ایول.

  19. Hajiiiiiiii :D:D
    javun kheili khosh zoghi,,kolli hal kardam ba neveshtehat..vaghti mikhunam ehsas mikonam dige majazi nistino neshastin in ru beruye man darin harf mizanin… aali bud
    movaffagh bashi javun

  20. با مشهدي حرف ردن با كسايكه مشهدي نيستند، موافق نيستم. چراكه خودشيفتگي بي موردي را تداعي مي كند. هر چند لهجه مشهدي قدري زمخت يا به تعبير دوستمون شلخته است اما ريشه تمدني قوي دارد. با افغاني (دري) و تاجيكي كلمات مشترك زيادي دارد كه براي پالايش زبان فارسي از كلمات نامونوس عربي و غربي، منابع بسيار ارزشمندي هستند.

    چنتا كلمه هم من بگم يا مو بگم:
    ناردِشور:ناودان
    جيردوو: جر زن، دغل باز
    توشله: تيله
    دوللَخ: (Dool-lakh) گرد و خاك
    وَخهِ: پاشو
    دُري Dori: سيني بزرگ
    سلّه (Sel-le) آبكش
    كونِ قورتش (Ghortesh): كون لغش
    lكونجول (konjol): مچاله، چمباتمه
    آسوارت:آسفالت (كه البته نوعي گويش است تا كلمه)
    نگهمرگ: معني اش را نمي دانم اما مطئنم فحش است. پدربزرگم وقتي ناراحت مي شد، نثارمان مي كرد!! اميدوارم خيلي معني بدي نداشته باشد بهرحال روحش شاد!

    1. منم با شما موافقم بهزاد جان اما مشهدی اگه با مشهدی حرف میزنه باید حفظ لهجه کنه…در ضمن ممنون از این چند کلمه…

  21. سال اول دبیرستان پدر من که اصلا مشهدی بود از تهران به مشهد منتقل شدیم، سالها قبل از انقلاب بود ، روزی کارگر زن خانه به من گفت آقا ؟ گفتم بله ، گفت همون دول و بعده !! من که از تعجب دهانم باز مانده بود گفتم دول چیه ؟؟ خلاصه بد از اشاره او به سطل فهمیدم منظورش از دول سطل بوده.

    آقا مسعود دستت درد نکنه که هر لغت و جمله‌ای که میخوانم لذت می‌برم ، دمت گرم خیلی‌ خوش ذوقی همراه با گفتاری بسیار شیرین. زنده باشی‌.

  22. وای … تا اومدم نظر بدم و نظرات رو بخونم چشمم افتاد به ناردشور…….. وای اشکم در اومد… باور کن… واقعا الان چشمام خیسه… فیلم موش سراشپز رو دیدی(راتاتویی) موقعی که اون منتقده یک تکه از راتاتویی رو خورد و رفت به دوران کودکی… من هم با خوندن ناردشور همچین حالی بهم دست داد… تمام خاطرات کودکیم اومد در یک حظه جلوی چشمم…چند تا کلمه هم من می خواستم اضافه کنم شاید بعضی هاش دیگه خیلی قدیمی باشه اما از مرحوم پدرم و مادربزرگ خدابیامرزم یادمه و بعضی هاش هم که خودم …
    سرمولات:تشتک نوشابه
    سله:سبد
    دوری: کاسه
    تغار:کاسه ی بزرگ
    گنبذ: گنبد
    تسمه:کمربند
    میلان: کوچه
    بزونقوره(بوزوم قره): جوجه تیغی
    جـــــــــــــــــــــَل: ؟(شبیه به سار- یک پرنده)
    سوسولنگ:؟(یک پرنده احتمالا دم جنبانک)
    موسی کو تقی:قمری
    مسکه:کره
    نارنجک:نان خامه ای
    راستی اگه فیلتر شدین چه جوری شما رو پیدا کنیم؟

    1. ممنون از كلمات اضافه 🙂

      راستش اينجه فيلتر بود…! يك چند تا پست رو پاك كردم…حبس رو هم كشيدم تا ازاد شدم:(

  23. یاد کوچه حاج ابرام و کوچه سیاوون به خیر. هنوز هم نفهمیدم قدیمی ترین کوچه های مشهد چرا میلان نیست.
    کوچه زردی
    کوچه آب میرزا
    کوچه حسنقلی
    کوچه نوقون
    و کوچه سیاوون که خاطره ها دارم با اون پرنده فروشیاش
    هنوز هم نمیدونم برای خوردن بستنی طلاب دیگه باید کجا دنبالش بگردم
    یا نقاره زن حرم ره بازم میتونم سر شب ببینم که با پسراش از حرم بر میگشتن؟
    ***
    راستی پست قدیمی بود و گذرم افتاد
    یاد یک اصطلاح افتادم که یکی از دوستام میگفت:
    کُخلو جوبی= کل لو جوبی = خل لب جوی = کرم لب جوی
    همیشه خوشم میومد از این اصطلاح. نمیدونم چرا
    پاینده باشی

    1. كوچه سياوون براي منم خاطره ها داره…

      كخ لوجويي هم فكر كنم كرم هاي خاكي رو ميگفتن 🙂

      دنيا دنيا ازين اصطلاحات داريم كه داره به دست فراموشي سپرده ميشه…شايد يك فراخوان دادم براي ثبت اين اصطلاحات و از دوستان كمك گرفتم و يك وبلاگ صد درصد مشهدي راه انداختم… يا راه انداختيم…! كمك ميخوام… حد اقل ده نفر بايد باشيم تا يه كاري بكنيم…!

  24. سلام
    حال کردم! مرسی
    از کلپاس خوشم اومد! :دی
    آقا به نظرم باید یه جنبش را بندازین واسه حفظ لحجتون…میارزه.

  25. دوست عزیز مسعود مشهدی !
    هرچند من ازکشورافغانستان هستم اما تمام این اصطلاحاتی را که درزبان مشهدی بکارمی برید را ما هم در زبان محلی که مربوط به مرکز افغانستان هست که الان شما شاهدپدیده ی خاوری ها درمشهد هم هستید بکارمی بریم در اصل این اصطلاحات و گویش های محلی همه ی برخاسته ازخراسان بزرگ هست که متاسفانه دست های بیگانگان قوم فارسی زبان را ازهم جداکرده و فاصل ها را بوجود آورده اند .
    من خودم متولد شهر مشهد منطقه ی طلاب هستم ولی بخاطر آنچه که اسلام مرز ندارد هیچوقت به من شناسنامه یا تابعیت ایران را ندادند وبهترین خاطرات خود را از زمان زندگی در مشهد دارم . این توت خوردن هایی که شما یاد کردید را بنده دربالاهای درخت های منطقه ی پاوه و گلشورکه در ماه خرداد هرسال و بعداز ختم هرجلسه ی امتحان نهایی با بچه ها که اون کسی ایرانی وافغانی را نمی دانست وبرای کسی مهم نبود می رفتیم بالای درختها و هی توت بخور .
    تمام بازی های مشهدی را تا هنوز یادم می آید که پلخمون درست میکردیم به دنبال چغوک و موسی تقی ( قمری) می گشتیم تا شکارکنیم . از آتش بازی ها و بازهای آزاد و خرپلیس و توشله بازی ها هرچه که بگویی درک میکنم .
    دست تقدیرمن را از ایران به کشورهای متعدد کشاند ودرنهایت امروز دراسترالیا زندگی میکنم اما خاطرات کودکی و نوجوانی وجوانی من همه درمشهد باقی ماند وآرزوی دیدار دوباره ی مشهد و رفتن به شاندیز و جاغرق و کنگ و …. برای ابد در دلم باقی ماند.
    یره داغ زمانای مشد بودن را تازه کردی

  26. خیلی با حال بود مرسی
    آقا من هم از هرات افغانستانم
    ما هم میگیم چلاس چلپاسه لمشت خلم سرسر جل جل چغک چوری

  27. مو به شخصه از همه مشهدي ها مخوام لهجه خودشانه حفظ کنن.لازم نيست با همه مشهدي صحبت کنن فقط همي که بين خودتان اي لهجه ره حفظ کنن خوبه.باورکنن احساس نزديکي بيشتري نسبت به هم مکنن.دورغ مگم بگو دروغ ميگي.
    ديي جان عاقبت به خير بري

    1. سلام فريد جان و مرسي از ارسال اينهمه لغت اصيل مشهدي …تصميم دارم يه بخشي رو اختصاص بدم به لهجه مشهدي و همينطور فرهنگ لغات اون بزودي كه اميدوارم دوستاني مثل شما و خوارج عزيز و پسر بد به من كمك كنين 🙂

  28. برخي ديگر از واژه هاي رايج در لهجه مشهدي که در حال از بين رفتن هستند و يا از بين رفته اند

    شکمبه(shokombe )= سيراب و شيردان گوسفند
    لغ لغو= بچه قورباقه
    لته( late )= پارچه کهنه و دم دستي
    ارده(arede ) = لاستيک ماشين
    چينگ= نوک پرنده
    مع= بيا اين را بگير
    لخ لخ (lekh lekh )= شل و ول راه رفتن
    پيلغمون= نوعي تير کمون
    لوخ = چوب حصير
    جير= شبيه لاستيک
    ساروق(sarogh )=پارچه اي که نون در آن مي گذاشتند
    تمبون= قسمت بالايي شلوار
    تمرگيده= کسي که خوابيده و از دستش راحت هستيم
    تين= قوطي 17 کيلويي روغن
    کلوخ= تيکه اي از گل سفت شده
    قريچ قريچ= کنايه از باز و بستن در
    پلشت( pelasht ) = کثيف
    خوردو= کوچک و ريزه
    آب خرو(khero )= آب خيلي کثيف
    ديزي= ديگ سنگي
    کبچه= کاردکي که براي تهيه شله استفاده مي شود
    قاغ= برشته-نونه قاغ
    قايم= پنهان-قايم موشک بازي

  29. قوته(ghotte )= آب تني يا شنا
    اخکوک= چغاله بادام
    چغ چغ کردن= زبان درازي کردن و يا شيرين زباني کردن(دوپهلو)
    ورجيدين = پريدن.ضرب امثل: نمتني ورجي، فروجي يعني نمي تواني کاري بکني بشين سر جايت
    سرشه بذار= درب قابلمه را بر ندار
    سيخ نزن= اذيت نکن
    هوا سرد رفت= هوا سرد شد

  30. نونت نداره اشکنه گوزت مناره مشکنه= منظور بلند پروازي کردن
    يا گونده گوزي مکني= باز بلند پروازي ميکني

  31. چمبه = شخص تپل و کوتاه قد
    خانيچه= اتاقک کوچک
    کق= کال و نارس.در مورد ميوه ها بکار مي رود.
    تيز بازي = زرنگ بازي
    خوش = مادر زن
    خوسور= پدر زن
    دبه = ظرف آب
    چلقوز= آدم بي دست و پا و بي عرضه
    قله(ghele )=روستا

  32. شِرشِره : کاغذکشی

    غُر، غُردَبه : یک چیزی که صدمه دیده و تو رفته

    تارت و پارت : پخش و پلا

    سوبالا، سوپایین (چراغ ماشین) : نوربالا، نورپایین

    نوردِوون : نردبانلاخ (مو) : تار

    پاتروم : سرپیچ لامپ

    سوسه‌لنگ : دم‌جنبانک

    اندر (مادر اندر، برادر اندر، … ) : مادر ناتنی، برادر ناتنی

    لَخِه : کهنه پاره

    آق‌میرزا: شوهرخواهر

    زلفی ِ در: شب‌بند ِ در

    وَرچُپّـِه: برعکس

    مکُش مرگِ ما: اعیانی، شیک

    ناخن‌جـِلـِّه: مشگون

    قوجمه: انگور دانه شده

    پیشینگ: ریختن ناخواسته مایعات روی لباس

    حولی: حیاط

    ز ِنج : چسبناک

    لُکِّه : چیز جمع و جور و مچاله شده، همچنین حالتِ شخصی که چمباتمه زده ( مثلا از سرما)

    لتِّه :تکه پارچه،کهنه پارچه

    لوخ: حصیر آفتابگیر پشت پنجره

    خُردو : کوچک

    ناخن‌جـِلـِّه: مشگون

    پیشینگ: ریختن ناخواسته مایعات روی لباس

    قِلِه، قِلِه‌گی: روستا، روستایی ( عامیانه‌‌یِ قلعه)

    چـِغـَل: زبر، ضخیم

    کـَغ: کال، نرسیده

    ز ِنج : چسبناک

    نارنجک : نان خامه‌ای(فوق العاده پرکاربرد)

    اِشکاف : کمد

    کُخ : سوسک، حشره‌ی نسبتا بزرگ، کِرم (مثال : کُخ نریز : کِرم نریز، اذیت نکن)

    یاد داشتن : بلد بودن

    مغز ِ مدادفشاری : نوکِ مدادفشاری

    سیخ ِ ماهی : تیغ ِ ماهی

    چُغُک : گنجشک ( البته این کلمه دیگر چندان به‌کار نمی‌رود)

    کم‌زور یا پرزور کردنِ گاز : کم و زیاد کردن شعله‌ی گاز

    و ِی کردن (برنج) : درشت شدن بعد از پختن (برنج)

    دِلَنگون : آویزان

    جیر دادن : جِر زدنپاچال : جایی که مغازه‌دار پشت آن با مشتری سروکار دارد، دخل از شهرهای دیگر هم استفاده می‌شود)

    شمال : باد ( قدیمی )

    چُخت : سقف ( خیلی قدیمی )

    کاغذباد : بادبادک، کایت

    سرپایی : دمپاییسر ِ نوشابه : در ِ نوشابه

    یَره، یره‌گِه : یارو، (بسیار پرکاربرد بین عوام)

    ناسوس : تلمبه‌یِ دوچرخه

    کُلاج : کسی که چشمش چپ است

    فنت: واشر پلاستیکی مورد استفاده در چرخ دوچرخه

    فکله:میدان(بسیارپرکاربرد) غطه:اب تنی

    توخ توخ: ریز ریز

    توله دادن: هل دادن

    قِلِفت = قابلمه

    قِلِفتی:کامل

    قِلِفتی پوست کندن: پوست را یک تکه کندن

    واز رفتن:باز شدن

    کله ونگ:مشغول

    کله کردن:به سوی جایی رفتن

  33. روندي=revandi = پشت سر هم-پياپي
    قره کي(ghareki )= انگولک
    سوخولي = ترياکي
    کچه(koche )= توله.کوچه سگ ، توله سگ
    پخمه= کودن و نفهم
    سولابه کشيدن= طرف را به چهار ميخ کشيدن يعني رس طرف را کشيدن
    دوک نخ = قرقره نخ بزرگ، الان در بازار کم شده است

    مسعود عزيز حالا که در اين مورد مطلب نوشتي، سعي کن از همين کلمات هم در نوشتار مشهدي استفاده کني تا کامل از بين نرود.

  34. با سلام
    مسعود عزيز
    متاسفانه نحوه نگارش فارسي (فارسي رسمي و مکتوب )دربين بسياري از مشهدي ها به طور محاوره اي صورت مي گيرد.اگر به عنوان مثال من به لهجه مشهدي مي نويسم خاص محسوب شده که بتوانيم از روند سقوط آن جلوگيري کنيم و يک استثنا است و عموميت ندارد يعني جنبه حفظ هويت دارد و فراگير در سطح کشور نيست ،وگرنه نگارش به گونه اي که صحبت مي کنيم ( به طور عمومي در کشور و فارسي روان) کاملا اشتباه است و اثر مخربي بر زبان فارسي دارد.اين امر علاوه بر کاهش جذب مخاطب، باعث از بين رفتن سبک نوشتن در زبان فارسي مي شود.
    به همين خاطر خواهش مي کنم يا به طور کامل به لهجه مشهدي بنويس که مخاطب بفهمد منظور تو بيان فرهنگ اين مردم و حفظ هويت مان مي باشد و يا کلمات را به طور کامل بنويس مثلا به جاي يه بنويس يک – و يا اون غلط است ما در نگارش آن داريم و غيره.
    باز هم تاکيد مي کنم بنده به خاطر دامنه محدود کاربرد آن و معرفي فرهنگ خودمان و زواياي متعدد آن، خواهان نگارش لهجه مشهدي در اين وبلاگ هستم
    پاينده باشيد

  35. سلام.چقدر خوب کردین نوشتین.ایرادی به ما نیست…تو خونه به من مشهدی یاد ندادن…هروقت هم یه کلمه گفتم بهم خندیدن!من عاشق لهجمون هستم اما وقتی صدای و سیمای خود استان خراسان برای طنز از این لهجه استفاده می کنه!یکی از اساتید ادبیان خیلی از این قضیه ناراحت و نگران بود.می گفت فارسی اصیل رو داره یادمون میره.لهجه تهرانی مرسوم نبوده و وفقط تو دربار ازش استفاده میشده

  36. سلام مسعود جان
    حالت خوبه
    ديدم پيامي در مورد قبلي نگذاشتي فکر کردم ناراحت شدي.البته من دوستانه اين را برايت گفتم.چون متاسفانه تبديل به يک رويه غلط شده که در چند سال احير شدت گرفته است.اين نيز وظيفه يکايک ماست که از ميراث فردوسي عزيز پاسداري کنيم.شما نيز به عنوان وبلاگ نويس و تبادل افکار، درخط نخست پاسداري از ميراث کهن زبان فارسي قرار داريد.باز هم اگر از دست من ناراحت شدي عذر خواهي مي کنم
    اميدوارم زندگي خود و خانواد ات سرشار از شادي وتندرستي باشد.
    برادر کوچکت فريد
    نوکرتوم برار.هموجور که گفتي مو هم حاضرم باهات همکاري کنم تا مجموعه ادبيات مشهدي خودمان جم بشه .نذرم فراموش بشه وبا گذشتمانه گم کنم.
    هرموقع که نگفتي مو حاضرم

    1. من ناراحت نشدم فريد جان 🙂

      به زودي يه فراخوان ميدم به همشهري ها… از حضور شما هم استفاده كافي و وافي رو ميبريم دداش 🙂

  37. سلام خیلی جالب بود
    من هم جدیدا نامزد مشهدی دارم ولی اصلا لهجه شمارو بلد نیستم،به مادر شوهر چی میگید؟خواهرشوهر چی
    مرسی

  38. دمت گرم داداش.خيلي حال كردم.راستش من خيلي دوستدار اشعار و يا ضرب المثل هايي به زبون و لهجه مشهدي هستم ولي خيلي كمه مثه چند تا از اشعار اخوان ثالث.
    اينام چند تا كلمه كه يادتون رفته بود.
    چمبنه = كتك
    يخه = يقه لباس
    كيشته كلاغ = سبزه عيد
    كليكي = حلقه ازدواج
    اوقچه = سكسكه
    بياچ = بوته خربزه
    سوزن زدن = آمپول زدن
    كورچيد = پاره شد
    دلنگون = آويزان
    نماشم = سر شب
    چينگ = منقار

  39. ووووای خوب شد گفتی ما قدیما موقع دعواهای خواهر برادری به جای کلمه ی چسماره می گفتیم چسمهره
    اون سقه سنده بر هم فکر کنم یک نوع سوسکه که بهش گه گلون البته اگه اون رو هم مثل چسماره اشتباه نفهمیده باشیم!!!!!!!!

  40. مسعودجان باورت مشه مویم بخاطرهمی لهجه اززنم جداشدم همچی مگفت صحبت نکن که انگاربچه ناف تهرانه لعنت به هرمشهدی که بخه چس کلاس بذاره فک کرده هرکی باکلاس حرف بزنه باشعورم هست به یزدیابه اصفهانیابه شیرازیاحسودیم مشه چقدم باافتخاربه لهجه شان حرف مزنن

  41. Salam agha masod delam ye zare shode bere meshad 15 sale dorom yade meshade ghedim bekheyr patoghe ma sare pasaje ghostantaniye bod moghazamayam to khiyabon rahnemae yadesh be kheyr madrese salman farsi honarestan beheshti Ahmad abad gozasht o zaman az sale 64 ta sale 74 behtarin sala bod to mashad omidvaram hamishe movafagh bashi ..

  42. سلام يره, نوشته هات خيله باحالن, مو خودم مشديم, بچه فرامرز عباسي,
    راستش چند ساله آلمان زندگي مكنم, اينجه با يك پرفسور مشد ي آشنا رفتم كه از٥٠ سال قبل اينجه زندگي مكنه, كلي لهجه مشهدي مان تقويت رفته, همچي لهجهش اريجينال مونده ها, مال ٥٠ سال پيش,

  43. یره چی بده ادم بزرگ مره بعد خجالت مکشه بره رو درخت توت …! یعنی اینو که گفتین آه از نهادم بلند شد 😦

  44. سلام جناب مشهدی
    سقه سنده بر تقریبا مشابه گوگلونک است گوگلونک همون سوسک سیاه بزرگی که پهن گاو را بصورت گلولو درست میکنه وقل میده میبره برای زمستانش انبار کنه.
    انشاااله همیشه سالم و سرزنده باشی وقلمت روانتر از همیشه.
    م.ج.ک

  45. درود و سلام به همه ی هم وطنان گلم مخصوصا همشهریای عزیزم مشهدیا .امیدوارم هر جا هستین سالم و تندرست و سلامت باشین و سایه ی پر مهرتون بالا سر خونوادتون باشه.
    مسعود جون از توام متشکرم بابت مطالب وبت

  46. مه که میگُوم همی لبذ(لهجه) مشهدی هیچ فرقی با لبذ ما هراتی ها نداره بابیلا(واویلا) که ای لبذر خوش داروم (دوست دارم)

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s