شب های جمعه و نامزد بازی …!

دوست داشتن و عشق در جامعه ما درصد بالاییش به رختخواب ختم میشه…! شبای جمعه که میشه این تازه دومادا ولخرج میشن و تازه عروسا هم هی ناز و عشوه و پشت چشم نازک کردن که اینو میخوام اونو میخوام…! و تازه داماد هم هی میگه : مِخِرُم بَرات عَسَلُم…! مِخِرُم بَرات جیگرُم…! مِخِرُم بَرات طِلا…! خلاصه که اقا دوماده با یه روسری خریدن و دوتا ساندویچ کالباس مارتا شب خوبی رو برای خودش تضمین میکنه و اگه کلاسش بالاتر باشه کافی شاپ و پیتزا و احتمالا خرید عطر یا کفش و امثالهم…!

یکی از بهترین دوران زندگی برای جوونها دوران عقد و نامزد بازیه که بنا به شرایط خانواده ها بعضا از چند ماه تا چند سال طول میکشه و توی این مدت شاخ شمشاد هر دفعه که میخواد بره خونه نامزدش بستگی به موجودی جیبش یه شاخه گل یا یه کادویی چیزی میگیره چُسان فُسان میکنه و راه میفته …مادر زن که معمولا تا وقتی اقا داماد به دخترش نگفته باشه بالای چشمت ابروست دامادش رو دوست داره سعی میکنه غذای مورد علاقه اونو درست کنه و حتما اون روز نوشابه هم باید سر سفره یا میز باشه که شادوماد غذا به گلوش گیر نکنه یه وخ …!

اقای داماد سر سفره هی میلُمبونه و عروس خانوم و مادر زن جان هی گوشتای ماهیچه توی قیمه رو میذارن براش و برنج سرریز میریزن تو بشقابش و مادر زنه هی میگه بخور نِنه جان…بخور تا قُوَت دِشتِه بشی…! و عروس خانوم هم که کلمه قوَت رو میشنوه دلش غنج میره و نمکی میخنده و خوش خوشانش میشه..! پدر زنه هم چشم غره میره به زنش و اّی حرص میخوره …اّی حرص میخوره…! تو دلش میگه کوفت بخوری مرتیکه گردن کلفت…! هم پاره جیگرُمه بهش دادُم هم باید یخچال و مایکروفرو گازو مرگ و کوفت براش بخرُم؛ هم گوشتای ماهیچه تو خورشته مُخوره….! لپه هاشَم مونه بدبخت باید بخورُم…! هم مِگن قوت دِشته بشه که عین خروس وَرجیه رو دخترُم اب کِمَرشه خالی کُنه…! پدر زنه یادش نمیاد که خودشم یه روز تازه دوماد بوده…!

خلاصه که تو دوران عقد ناز دختره خریدار داره و دوماد کمتر از عسل و خانوم گل و جیگر و طلا و قربونت بُرُم و فدات بُشُم بهش نمیگه و خانومی خانومی از دهنش نمیفته…! خار تو دست عروس خانوم بره بگه اخ … اقا دوماد بال بال میزنه که جان…الهی بیمیرُم…! چیکار رَفت قربونت بُرُم اِلهی … بیا بیبینُم کوجات خار رَفت …انگوشتِته بده بُمُکُم تا در بیه …! و هی انگشت عروس خانوم رو بُمُکه و هی دستش رو بوس کُنه و قربون صدقِه اش بره و نازش کنه…! گاهی هم پیش میاد که توی دوران عقد بین عروس دوماد شیکر اب میشه که فقط کافیه چند روز بگذره تا کمر اقا دوماد دوباره پر بشه و عروس خانوم هم هی سر و گوشش بخاره و هوس مشت و مال و شیطونی بکنه اونوخ همه چی حَله …باز دوباره بادا بادا مبارکُ و گوشت ماهیچه و برنج سرریز و اتاق و رختخواب و دستمال کاغذی و عسل و جیگر و اخ و اوف….! ( این ماجرا ادامه دارد )

90 thoughts on “شب های جمعه و نامزد بازی …!

  1. خیلی ناقلایی داش شاتوت!!!!
    جان ما بیا یه رمان عشقی بینویس!
    مو خودم قول مدم چاپش کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!11

  2. hamshahri salam
    Man hodod 25 sal pish kelas konkoram posht e sinama afrigha bod zoja e javan avalin jaee ke bara e shab e jome ,shayad ham akharin ja.. Miamadan oonja bod,ma ham bara e tamasha va khande.yadesh be kheir.
    Az canada

  3. سلام آ مسعود.جالب بود.اما داستا ن اوروتيك نامزد بازي را خودت مي نويسي اما به ما كه مي رسه داستان بازي هاي بچه گانه مان با پسر همسايه رو حذف مي كني.
    به اين مي گن دموكراسي از نوع ايرانيش.
    زمان انقلاب ما اداي چپ ها رو در مي اورديم و ميگفتيم مال شما مال ماست مال ما هم مال خودمونه.
    آخه يك بام ودو هوا ؟
    …………………………………………………………………………..

    سلام شهناز خانوم دلخور:)

    قبول کن اون کامنت کمی تند بود …نوشته های من گاهی فقط اشاره داره …گرچه شاید هم حق بگی …به هر حال ببخش🙂

  4. حالا این کجاش تلخ بود مسعود خان؟! میذاشتی تو قند نوشته ها! اگه هم تلخ بود از نوع شکلاتیش تلخ بود!🙂

  5. درود مسعود جان
    متاسفانه همینطوره بیشتر ازدواجها در ایران برای ارضای هدف جنسی است و شاید بی اغراق بشه گفت تمام هدف از ازدواج همین مسیله است.و بدتر از آن اینست که همه مردم علاقه بسیاری دارند که از مسایل جنسی همدیگر مطلع شوند که شاید برگرده به نداشت مرجع درستی برای پاسخ به این نیازها.
    خب دیگه سرکوب سکس این نتایج رو داره دیگه!
    کاش از مشکلات دختران در دوره عقد و بلا تکلیفی شان که نه در خانه پدری اند و نه در خانه شوهر و سختگیری های خانواده و برادر و خواهرهای کوچک در نقش جاسوسی شان (بدترین قسمت قضیه) و احساس گناه شدید دختر در سکس بخاطر اجازه نداشتن از پدر و مادر و از طرفی ترس از دست دادن شوهر و خلاصه هزاران چشم فامیل که دایم آنها را در چک می کنند و زیر نظر دارند می گفتی.البته علتش اینست که در مشهد این حالت مرسوم نیست و کسانی که عقد میشوند مثل زن و شوهر می مانند !که واقعا هم همینطور هست.
    خلاصه همه چیز در ابتدای زندگی یک زوج در مساله جنسی خلاصه میشود و مشکلات آن.

    1. نه اينكه توي جوامع غربي كه پاسخگويي به اميال جنسي پيش از ازدواج كاملا آزاده ديگه كسي واسه ارضاي ميل جنسيش ازدواج نمي كنه و همه ازدواجها موفق هستند! تازه ديگه كسي هم به همسرش خيانت نمي كنه چون اميال جنسيش كاملا ارضا شده !!! مگه نه؟

      1. اینجا هم خیانت هست هم طلاق. منتهای مراتب چیزی که نیست همین حس بلاتکلیفی استرس آوری هستش که در دوران عقد وجود داره. شاید بشه دوران عقد رو یه جورایی به دورانی تشبیه که دختر و پسر با هم دیگه دوست هستن اما ازدواج نکردند. چیزی که در مورد این دوستی بهتر از ازدواجه اینه که این فرصت رو میده که با بهای روحی و اجتماعی و زمانی کم تری و به دور از صرفا تمایلات جنسی، شریک زندگی خوب خودت رو پیدا کنی.

  6. آقا نگیرنت، اول عکستو بندازن توی سایت گرداب، بعد فیلم اعترافاتتو پخش کنن، توی این قسمتا وارد نشو برار!

  7. Masood jan , besiyar aaali🙂
    faghat ye soal, Khoroose Varjiyeh che model khoroose?
    …………………………………………………………………..
    هاهاها …. ببخشید شما🙂

    مثه خروس ورجیه ….یعنی مثل خروس بپره روی عروس

    دیدی خروس میخواد بره روی مرغ میپره روش …ورجی= بپر

  8. سلام آقا مسعود دوست داشتنی
    گل گفتی ولی ما که ندیدیم وحسرتش به دلمون مونده! من رفتم سراغ دختری که خودم دوستش داشتم و خونوادم نه! الحمد لله الان هم نامزدیم و نه خونواده خودم دل خوشی دارن و اونور هم که هیچی. خودم هم فعلا یه گوشه دنیا غریب و آویزون تلفن! همه اینا هستش و جورهبه شرط اینکه خونواده ها بده بستون کنن. حالا که به اینجا رسیدم و کلی سر عشقم جنگیدم و… الان تنهام و دلخوشی برگشتن به ایران رو ندارم!! خودمونیم همین ماجراهای سنتی نامزدبازیو و عقد و اینا حالی داره . منی که یه زمان سنت شکنی کردم حالا میگم که کاش منم مثل جوونای دیگه بودم که از جشنی ، عروسی ، عزایی …. برمیگردنو یکی دوروز تو خودشونن ، بعدش ننه هه میره کنارشون که ننه قربونت چته؟ بعد کلی سماجت و قیف و افه شازده میگه که ننه دختر حاج مم جعفر خیلی خانومه! آقا تموم شد ! دو هفته دیگه تلفنهای مربوطه و خواستگاریو و ماه دیگه عقد و عروسیو سال دیگه بچه بغل! ای بنازم که چه کارا جور میشه و همه به فکر قوت داماد میفتن. یکی هم مثل من هرجا میبرنش جفتک میندازه و چهارسال پیش عاشق میشه و با بدبختی تازه نامزد میشه و…..عمومسعود بدجوری بین سنت و مدرنیته گیر کردیم . به نظر من م مال همین دمبل و دیمبلها هستیم و خلاف آب بخوایم شنا کنیم خودمونو خسته کردیم……

  9. دهنت سرویس حرفه ای هستی ها معلومه این کاره بودی

    از اون قسمت گوشت ماهیچه خیلی خاطره ها دارم جون تو

  10. اااااا….من نمی دونستم. بیچاره ما که در غربت داماد شدیم و بهمون کوفت هم ندادن!
    آقا ما به قدرت نوشتن شما ایمان داشتیم اما با خوندن این پست دیگه لنگ انداختیم قربان(یره تو خدایی)

    …………………………………………………………………..

    شما اقایی

    بیا مو خودم دامادت کنم اینجه حال کنی🙂

  11. سلام برار
    اگه خدا بخه دوبره مخام بنویسم
    ای پستت ره که خاندم یک ضربلمثل دبش مشدی یادم امد
    اندر باب ازدواج:
    سال اول: توی ….
    سال دوم: دست رو ….
    سال سوم به بعد: پشت به ……هی بچس!
    یا علی…
    ……………………………………………………………..
    سلام دداش

    یک چیزی بهت مگم بگو خوب

    اگه مخی واز چارتا پست بینویسی گم گور بشی ننویس برار …

  12. آقا بزنم به تخته چقدر قشنگ می نویسی. من معمولا میخونم و لذت می برم اما این یکی چنان سرذوقم آورد که ننوشتن رو بی انصافی دیدم و تشکر نکردن رو، قدر ناشناسی…

    دست مریزاد و این نثر روان و این لهجه شیرین مستدام.

  13. درود مسعود جان,

    دقیقا همچون همیشه انگشت روی یکی از زخمهای کهنه جامعه سنتی گذاشتی که همواره فاجعه بدنبال داشته و فقط کودکان قربانی این فرهنگ سنتی شدند خصوصا ازدواجهای از قبل تدارک دیده شده توسط پدران و مادران,

    و متسفانه حتی ازدواج را از دید ارضای شخصی و صرفا رختخواب در فرهنگ سنتی و شرقی خلاصه کرده اند,

    همواره قلمت پربارتر و خستگی ناپذیرتر باد.

  14. سلام
    طيبل گل گفتي
    منو ياد دوران نامزدي انداختي
    يادش بخير شباي جمعه سحر كه پا ميدشدم برم حموم تو راهروي حموم با پدر زن شانه به شانه ميشديم
    يه حوله رو دوش اون يه حوله مامان دوزم رو دوش من
    بهش ميگفتم خدا قوت بابا جون
    آي حرص ميخورد طفلي
    دم در حموم هي بهش بفرما ميزدم كه شما بفرما بزرگتري
    هميشه تا منو ميديد از فشار آب و صداي لوله ها و يكسره روشن بودن آبگرمكن شكايت ميكرد،منم خم به ابرو نمياوردم و تائيد ميكردم
    بعدش ميومدم برا زنم تعريف ميكردم دوتايي ميخنديديم
    آي حال داد نامزدي
    آي حال داد

  15. خیلی عالی بود، هنگام خواندن خیلی خندیدم، بدلیل اینکه خودم نامزاد هستم بعضی قسمت هایش مطابقت بخودم داشت
    متشکرم
    فرخ
    استان کندز
    افغانستان

  16. خيلي جالبه، چرا تا صحبت مسايل ج.ن.س.ي ميشه همه يه جوره ديگه نيگاش ميکنن و اَه و پيف را ميندازن که اين ماله اُممل جماعته و هدف از زندگي اين و آن. ميخوام از اين دوستان يه سوال بپرسم و اونم اينه که آيا واقعاَ به شخصه به مسايل ج.ن.س.ي چقدر آگاهي داريد و مسلطيد؟ اصلا آيا خودتون و طرف مقابل و احساساتشو درک ميکنيد؟ آقا چرا نبايد داستان به رختخواب ختم شه؟ خيلي از مشکلات زندگي مشترک از رختخواب شروع ميشه به همونجام ختم ميشه. اگه تونستي بعد از 10 سال هنوز با همون حس روزاي اول با شريکت بخوابي اين همون دوست داشتنه که ميگين. چرا وقتي ميتوني بهترين احساس قابل درک بوسيله حواس پنجگانه رو به کسي که دوسش داري بدي، اينکارو نکني؟! مگه خسيسي؟ پس اين احساس خوب رو بده و متقابلاً اون رو درک کن و اگه از اين کار عاجزي اَه و پيف را ننداز

  17. من یک دختر هستم و بسیار خوش دارم ازدواج کنم یا نامزاد شوم مگر نمیشه چرا که کسی که من خوش دارم یکی دیکه را میخواد و جالبه از من خواسته دربازه دختری که دوست داره نظر بدم به نظرتون من چی براش بگم ایا من گناهی دارم که کسی را دوست دارم و میخواهم عاشق باشم یا میخواهم ازدواج کنم و نیازهای جمسی ام را ارظا کنم؟

  18. خداااااااااااااا بود :d
    خیلی خندیدم مخصوصا غیرتی شدن باباهه
    البته بدبخت ماها بودیم که تریپ روشنفکری مزدوج شدیم هیچ کدوم از این قر و غمزه ها رو نیومدیم آخرش هم همین تریپ کار دستمون داد وکادوکه تو سرمون بخوره کلی از قسط و وامها هم از دوران نامزدی افتاد گردن خودمون:((

  19. آقا چقد کامنت دادن!
    خوب آدمهای حسابی ازدواج برای ارضای نیاز جنسی است دیگر خودمان را می خواهیم خر کنیم؟!
    غریزه جنسی زیر بنای ازدواج است و بقیه فرعیات هستند. بیبش از پنجاه درصد طلاقها در ایران به دلیل عدم ارضای کامل جنسی زوجین است که به طور نا خود آگاه به مسائل دیگری مانند ناسزگاری و امثالهم ربط داده می شود. عدم ارضای زوجین منجر به خیانت آنها به هم دیگر هم می شود.
    اصلاً می دانید معنی لغوی داماد یا عروس چیست؟ خطبه عقد و مهریه یعنی چه؟ یا می دانید قابیل یه خاطر این هابیل را کشت که خواهر دوقلوی قابیل که قرار بود با هابیل ازدواج کند خوشگل بود و خواهر دوقلوی هابیل که قرار بود با قابیل ازدواج کند زشت بود و بقیه داستان از اینجا شروع شد؟
    اگر قرار باشد سکس اصل و اساس ازدواج نباشد خوب مگر آدم مرض دارد با یک زن یا یک زن مگر مرض دارد برود با یک مرد زندگی کند که این همه تفاوت دردسر ساز دارند خوب می رود با هم جنس خود زندگی می کند.
    بازم بگم؟ بی خیال نمی گم ولی خداییش یه خورده بدون دخالت دادن اخلاق ایرانی اسلامی به این قضیه فکر کنید.

  20. خیلی با نمک نوشتی مرسی تو این بیحالی مفرط یک کمی خندیدیم البته به خودمان و کار و کردارمان که شما آنرا را بی پرده بیان کردید .

  21. خوش دارم ازدواج کنم یا نامزاد شوم لکین مرض قلب دارم نمیتوانم ازدواج بکنم چون بعد از ازدواج مادر شده نمتوانم و هر شوهر اینرا مخواهد که خانم شان مادر طفل شان شود پس من چی باید کرد.تشکر تمنا

    1. سلام خوبین
      منم بیماری قلبی دارم
      میخوام بدونم واسه منم مشکل داره ازدواج؟؟؟
      میشه راهنمایی کنین
      ممنون
      ایدی یاهوو من اینهdariush000@yahoo.com

  22. سلام من مشهدی نیستم ولی خانواده ام ساکن مشهد و بعضی وصلت با مشهدیها. یکی از رسومات بسیار بد مشهدیها همین دوران عقد طولانی و به اصطلاح شبهای جمعه ( اسمش شب جمعه است ولی عملا بیشتر شبها) هست . بنظرم این رسم قدیمی که از دوران خیلی قبل بوده هنوز ادامه داره وبسیار بد چرابد؟ عملا خانواده دختر باید وسایل اسایش اقاداماد رو فراهم کنن که اقا بیاد حال کنه این یعنی معنیش چیه اینقدر دختران ما کوچک شدن که ملعبه دست اقا داماد باشه اگه عرضه اداره زندگی رو نداره زن گرفتنش چیه؟ که بیاد دو سال و گاهی چند سال پدر خانواده عروس رو دربیاره و گاها ازدواج بهم بخوره و همه پرده ها از بین بره . این رسم در مشهد نه بخاطر اینکه با هم اشنا بشن دو طرف صرفا یک عادت قدیمیه که متاسفانه هنوز ادامه داره همیشه هم خانواده عروس وقتی میخوان از داماد پذیرایی کنن با ناراحتی و سختی همراه است لطفا برای ازبین بردن این رسم زشت زودتر اقدام کنید. البته این نظر منه.

  23. آقا لهجه مشهديش خوراك بود. من هم دوران نامزديم اينطوري بود. مال چندين سال پيشه، كلي حال مي داد حاجي. هرچند به هم خورد ولي دوران باحالي بود.

    1. حاجي جد و ابادته 🙂

      حالا ممكنه يه دفعه جا خورده باشي اما من…..ببخشن …..مو …! از لفظ حاجي بدم ميه ….مفهمي يا نه…؟

  24. سلام اگردوستداشتن به ازدواج ختم نشه وبعدشم به رختخواب همش باید داستان لیلی ومجنون ویا رمووژولیت میداشتیم

  25. سلام!
    يادمان هست پشت اين نمكِ لهجه مشهدي و شيريني نوشتار،
    يه آقا مسعود خوش ذوق و نكته بين هست!
    نفست و دمت گرم!

    1. یَره گه کار مُو و تو دِره بالا می گیره ………………… …. دره ذِره ذره عِشقت تو دلم جا می گیره

      روز اول به خودم گفتم ایَم مثل بَقی …………………. حالا کم کم می بینُم کار دِره بالا می گیره

  26. سلام مشهدی عزیز

    من از خوانندگان مطالب شما هستم که توسط بالاترین با بلاگ شما آشنا شدم. دوست دارم اگر اجازه بدین بعضی‌ از مطالب شما رو تو سایت خودم منتشر کنم. منتظر جواب شما هستم.

    با آرزوی موفقیت برای شما.

    عارف
    http://www.aref.dk

  27. آقا هرچیزی اولش که به بازار میاد خریدار داره بعد از مدتی تقاضا براش کم میشه.این یه قانونه. آقا مسعود نقست حقه.دمت گرم داداش.نظر باستانی من رو نسبت به جماعت مشهدی داری تلطیف میکنی و این اتفاق بزرگیه.

      1. ولی من خاطرات بدی از همشهری هات دارم مسعود جان.آتش به آبروی من زدند. تو تنها مشهدی هستی که دوست دارم

  28. ديروز نامزدم اومد دنبالم بريم كوه منظورم از ديروز جمعه بود.
    نكته:شب پيش هم نبوديم.
    ناراحت نشست پاي كامپيوترم.منم زدم مطالب شما را خوند آي حال كرد و خنديد روزمونا روز شادي كردي.مرسي بازم بنويس بخنديم

  29. مسعودخان مطالبت برای من تلخه که مثل یه آبنبات چوبی توی عقدازم خوب استفاده شد3سال صبرکردم آدم شه نشدکه هیچ بدترشد.اصلانمیبخشمش.مهریموبخشیدم وجونموآزادکردم.مثلاعاشقم بود.امانامرد…

  30. ای بابا
    این چیزا واسه من فقط غم داره
    7 سال به پای هم موندیم و بخاطر مشکلات مالی حتی تا پای خواستگاری هم نتونستیم و بریم
    اونقدر زجر کشیدیم که زندگی برام زهرماره و نه از نامزدی و نه از خوشی و عروسی هیچی حالیم نمیشه دیگه

  31. مطلب جالب بود.
    ممنون
    برای ستاره خانوم(کامنت گذار قبلی )
    این که چیزی نیست.
    صمیمی ترین دوستم عاشق یه دختر بود.
    بیچاره یکسال فقط دنبال دختر افتاد.
    زندگیش الان ام تباه شده! بس که به اون فکر میکنه.
    دختر هم ازدواج کرد…

  32. به نظر من که جالب بود ولی چون من به سن ازدواج نرسیدم زیاد حالیم نمیشه. ۱۶ سالمه ولی دوست پسرهم ندارم. اسمم نداست!

  33. سلام اقامسعود ممنون ازمطالبتون من رو بياديه قضيه جالب انداختي.يكي ازروزهاي دوران نامزديه دوستم بود كه بالاي درخت توت شلوارش پاره ميشه.شب كه ميشه تواتاق بانامزدش تنها تواتاق بودكه ميخواست شلوارشوبدوزه كه سوراخ سوزن تنگ بوده يهوبلند ميگه اينكه تنگه نميره توش يكدفعه پدرخانمش ازپذيرايي داد ميزنه ميگه هههههوووو ههههههوووو يهوبهش جواب ميده پدرجان چيزي نيست سوزن دارم نخ ميكنم نگران نباش

  34. یک دوست مشهدی دارم چند سالی که از ازدواجش گذشته بود مادر بزرگش زده بود تو. سرش که خاک بر سرت ملیحه !چند ساله که شوهر داری ولی یه تیکه طلا هم نداری!طلا های منو می بینی همش ماله شب جمعه است !
    دوست بیچاره ی من می گفت تازه اون موقع دقت کردم دیدم نه نه بزرگم از مچ تا ارنج و از خفت تا نافش و طلا پوشونده!
    البته از حق نگذرم نوه ی خلفی بود به یک نصیحت درست شد
    اما خودش می گه کووووووووووووو تا بشم مادر بزرگه!!می گه نمی دونم چه حکمتیه که بعد مرگ بابا بزرگمم ای طلاهاش بیشتر موره

    1. برای شما که میشه هزار هزار توصیه کرد… منظورت در چه رابطه ایه… دوران عقد…بعد از اون… قبل از اون… مسایل خانوادگی …رابطه عاطفی…؟ ایشالله که خوشبخت باشی ولی کلا گذشت داشته باش…! تا حدی که تبدیل به حماقت نشه…!

      1. اِ ِ ِ ِ حاجی ….یعنی شما هم تجربه دارین؟ بهتون نمیاد !!! این شاتوتی که من میبینم دست نخوردس D-:
        رامش جون مبارکه نامزادیتون … انشءا… که منظورت توصیه شب جمعه ای نباشه… همیشه میگن باید همسر, نامزد یا پارتنرتون عشق و علاقه تو بهش نشون بدی من به عنوان یه دختر میگم آره اینکار بکن ولی نه اونقدر که چیزی واسه روز مبادا نمونه … اون جمله آخر آقا مسعود خیلی چیزا توش بود اگه کمی تعمق کنی …. امیدوارم همیشه کنارش شاد و آروم باشی…

      2. ای دختر خوب که بیخ ریش صاحابت موندی…. مو که با تجربه ام ولی خوب تو بهت نمیه تجربه دار بشی🙂

  35. سلام. از یه دوست آدرس این سایت و گرفتم. ازش ممنونم. چون حس می کنم وارده یه محیط جدید شدم… من مشهدی نیستم ولی داره از زبونشون خوشم میاد…. بخش زیادیش مربوط به دوست مشهدیمه که ایجاد انگیزه کردن و بخشی هم به نگاه زیبا و بی پرده شما Dedash مسعود بر میگرده… می دونی مطلب شما منو یاد اون شاعر طنز پرداز هست ؟؟؟؟؟؟ نوک زبونمه ها… حالا یادم اومد بهتون میگم … ولی یکی از جذابیت های نوشته هاتون همون بی پرده گفتن واقعیتهای روزمره زندگیه…. من با به پسره بد موافقم چرا همه به ظاهر از این موضوع رختخواب به پیف پیف می افتند البته اگه یه عکس هم از تو دلشون بگیرند بد نیست ها ….(;

  36. وای آبنبات چوبی جان از این مسائل نگو که هری دلم میریزه من تازه به فکر شوهر کردن افتادم …. بعد از 14 سال و اندی …😀 (مردان به وسعت مردانگی گدایی عشق می کنندوهمینکه مطمئن به تسخیرقلب زن شدندنامردی رادراوج مردانگی بجامی آورند.دکترشریعتی) مرسی دکتر شریعتی خودمونیم اونم طنز پرداز بوده ها (تلخ نوشته دکتر شریعتی)

  37. سلام به شما ! و تمامي كسانيكه شب جمعه را دوست دارن.
    من كه صاحب دو فرزند هستم و شش سال از ازدواجمون ميگذره ، هنوز كه از شب جمعه كدام خاطره خوش ندارم.
    باور كنيد اولين شب جمعه كه رفتم تو خونه همسرم ، مامانش بهم گفت » حواست باشه كه كارش درست خراب بشه» هي هربار كه زدم هيچ نشد چون توصيه مامانش به يادم اومد. واين كار باعث شد كه تاحال شش سال ميشه هرشب جمعه كه ميشه حرف مامانش يادم نميره ، باور كنيد كه هيچ اشتياهم نميياد. من كارم رو فردا شب يعني شب شنبه انجام ميدهم .ازينرو شب شنبه و ديگر شبها به استثناي شب جمعه برايم شب جمعه است. خسرو «خسروي»

  38. در مجموع جالب بود. اما معلوم بود خیلی با عجله نوشته ای. مثل اینکه دنبالت کرده بودند. احتیاج به ویرایش دارد. باید داستا نی تر میشد . جذابتر. من که نخندیدم. ولی در رئال بودن ان شک نیست.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s