مجانی نِنه به بابا نِمِده دِداش …!

 فلکه سعد اباد توی بارون ایستاده بودم منتظر تاکسی که یه موتوری گفت مستقیم مِری دِداش؟ منم گفتم اره … بنده خدا توقف کرد گفت بپر بالا عِشقی…! یه کم که رفتیم گفت: کجا مِری مهندس؟! گفتم راستش چها راه ازاد شهر شما هر جا مسیرت نخورد من پیاده میشم! گفت: ای حرفا چیه دِداش؛ مُبُرُمِت …! مُبُرُمِت دِداش…!

 توی راه خوشحال بودم از اینکه هنوز هستن ادمایی که برای رضای خدا به هم کمک کنن! چهار راه ازاد شهر که رسیدیم پیاده شدم و از بنده خدا تشکر کردم و اومدم راه بیفتم که گفت: دوهزار تومن مِشه دِداش! گفتم چی؟ مگه مسیرت نبود شما؟ گفت: مُو هَمه جا مَسیرُمه دِداش … کارُم هَمیه! مسافر کِشُم! گفتم من فکر کردم مجانی اوردی! گفت: مجانی نِنه به بابا نِمِده دِداش …! 

 هزار تومن دراوردم بهش بدم گفت: دوهزار تومن مِشه دِداش …نِخرشه! گفتم با اژانس میومدم دوهزارتومن نمیشد که… انصاف داشته باش لااقل! گفت: نِخرشه دِداش … تازه دیدی چی ترافیکی بود هي لایی میکیشیدُم بَرات..! دوهزار تومن بهش دادم گرفت گذاشت تو جیبش گفت: قابلی نِداشت دِداش…ها بُخدا …! اومدم از خیابون رد بشم یه موتوری دیگه ترمز زد گفت مستقیم مِری دِداش؟ گفتم : نِه دِداش … قربون مِرامِت…!

24 thoughts on “مجانی نِنه به بابا نِمِده دِداش …!

  1. از وقتی که در ایران بودم نوشته هاتو دنبال می کردم باز هم مثل همیشه خوب نوشتی و این تیکه ننه به بابا مفتی نمده از تیکه های ناب مشهدیه

  2. برای خیابونای شلوغ – اطراف حرم و … مخصوصا اگه کار عجله ای داشته باشی شاتوت جان خیلی خوب هستن این موتوریها!!!!
    اما مو یکبار توی بلوار پیروزی یکی از این موتوریها جلوی پام ترمز کرد منم برای اینکه دل طرف نشکنه سوار شدم!
    جات خالی شاتوت جان!!!
    این یارو اینقدر بد رانندگی کرد که به غلط کردن افتادم!

    تازه آخرش که رسید گفت: جون ما دست فرمون رو حال کردی!!؟؟
    ………….

  3. مسعود یره اصلاً نشناختُمِت به ابُلفَرض …. دِداش بخدا قابلی نِدِره … بُگو کجا بیارُم ایی 2000 تِمَنِه برَت… ولی مُگُم یره عَجب تیکّه ای رِ تور کردی دَمِ چاررا آزادشهر … یَک ساعت اونجه داشتُم مِپائیدُمِت ….

  4. یه بار با چندتا از نخاله های دانشگامون سرخیابون یه ماشین برای مسیر مستقیم تا یه میدون گرفتیم. به راننده گفتیم ضبطو روشن و بلند کنه، بعدم رقص و ابنه بازی راه انداختیم.
    وقتی به میدون رسیدیم گفتیم بره تا در خونمون تو کوچه پس کوچه.
    وقتی خواستیم حساب کنیم طرف گفت مسافرکش نیست و چون هم مسیر بوده مارو سوار کرده!

  5. مثل همیشه زیبا نوشتید شاتوت عزیز
    در این مملکت هیچ کس محض رضای خدا برای کسی کاری نمی کنه !

  6. سلام… البته همه ی آدمها که اینجوری نیستند اون بابا هم اگر مرام داشت و البته چیزی حالیش بود این کارو نمیکرد یعنی وقتی که میفهمید که فکر میکرین که مجانیه میگفت البته قابلی نداره یه صلوات ارزشش بیشتر از پوله..
    مگه نه ؟؟

  7. سلام

    می‌شه لطف کنين و برای من دعوت نامه بالاترين بفرستيد؟ خيلی ممنون می‌شم. خيلی وقته دنبالش هستم و شنيدم که شما لطف کردين و نوشتين که حاضرين کمک کنين تو اين مورد.
    خيلی خيلی ممنونم 🙂
    papa8464@gmail.com

  8. کسایی که برای خدمت به دیگران کار می کنن، یکی همین مسعود خودمون که من همیشه نوشته هاش رو می خونم و لذت می برم. مرسی

  9. هستن کسایی که برای خدمت به دیگران کار می کنن، یکی همین مسعود خودمون که من همیشه نوشته هاش رو می خونم و لذت می برم. مرسی

  10. درستشم هميه که کار ر مفتي نِکُنن، او رفيق مفيقايي که مگن تو اي مملکت کار ر بره رضاي خدا انجام نمدن. مگه بقيه جاهاي دنيا مفتي انجام مدن؟
    باور کنن ما هر چي مکشِم از اي برار برار گفتنه و گرنه اگِر حساب کتاب بشه اي مملکت وضش ازي بيتر مشه

    1. مبرمت دداش بی حساب کتاب ….بزار وضع از ای هم بِدتر شه …. آب که از سر گذشت چه یه وجب چه یه انگشت … خون خودتو هم کثیف نکن…. یه لیوان آب انار بخور تصفیه مشه… 😀 D:

  11. سلام دداش
    تو اي ره ميگي
    بزار برت تعريف كنم
    تقريبا 5 سال پيش بود — مرفتم سر كار — چند روز اول عيد سر كارما تعطيل بود –مو هم گفتم چيكار كنم چيكار نكنم گفتم بروم مسافر كشي با موتور
    اقا هنوز جا نيفتاده بود تو مشد
    خيابوناي دوره حرمم همش بسته بود
    خيابون پر از هيئت و دسته و اي جور چيزا بود
    سر ته به درد نيروم
    آمدم دم حرم يك پسره واستاده بود بهش گفتم چارا مقدم ؟
    يكم نگا نگا كرد گفت چارا برقم ميري ؟
    گفتم ها بيا
    رسوندمش چارا برق
    گفت چقدر مشه گفتم نمدنم هر چي حال كردي بده
    گفت به ماشين 60 تومن مودم گفتم خب 100 تومن بده
    داد بنده خدا
    آمدوم اي وره چارا برق هموجور يواش مرفتم كه يكي از تو پياده رو آمد گفت دوتايي ما بييم ؟
    گفتم ببين عب ندره
    دوتا ساك و كيسه كوچيكم داشتن
    خلاصه خودوم نشستم رو باك اي دوتاييم تركوم بودن
    رو موتور كه نشستن يكيشا به او يكي موگف ديدي گفتم خدا بزرگه ناشكري نكن !
    مو با خودم گفتم اينا از چي درن مگن
    خلاصه با هر بدبختي و جونكندي كه بود از لابه لاي هيئتا ايناره آوردم دم زير گذر حرم
    گفتم خب ديگه مو موخام دور بزنوم پياده نمرن مگه؟
    گفت مگه ماره نياوردي كه برت كار كنم !!!
    گفتم كاره چي يره مو خودم دروم با موتور كار ميكنم
    گفت خواهر مادر
    حالشا گرفته رف اساسي
    البته حال موييم گرفته رفت
    تازه فهميدوم اينا كارگر بودن فكر كردن مو دنبال كارگروم
    هيچي ديگه گف ماره برسون سر جاي اولما
    گفتم نه دداش همينجه وايسن اينجه هم بريه كار ميين

    ديگه بعد از اوييم مسافر كشي نكردوم

    ……..
    راستي يك بالا ترين به موييم بده
    دستت طلا

  12. با سلام
    با عرض معذرت باید بگم راننده های شهر شما خیلی نا مردن ، اینو چون خودم دیدیم دارم میگم
    ادم فکر میکنه که مشهدیا غیر از چاپیدن مسافرای بد بخت هیچ هنری ندارن

    1. سلام بر ممل اقاي گل

      من با اجازه فحش هاي اب نكشيده شما رو اب كشيدم يه چند تا از حروفش افتاد ليز خورد رفت توي چاه خلا….!! رفيق عزيز اگه با لهجه مشهدي كه شما مرقوم فرمودي لحظه…!!! مشكلي داري و يا با جماعت مشهدي مشكل داري خوب نخون و نيا اينجا تا حالت گرفته نشه…در ضمن اگه طلبكاري از مشهدي ها و يه وخ پول يه جايي !! رو ندادن و جيم شدن زياد دلگير نباش…كار هميشگيه…!!
      كامنتت منو ياد يه دوست قديمي انداخت بنام كاردرست اما اون شهامت داشت و خودش رو معرفي ميكرد… شاد باشي

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s