جریان عشق و عاشقی ما …!

copy-of-dsc01201هنوز شلوارم رو نمیتونستم بالا بکشم و اب دماغم اویزون بود که عاشق شدم…! اونم عاشق کی…؟ دختر فراشباشی …! با بپژامه گشاد و دمپایی میومدم تو خیابون لب جوب مینشستم تا در چوبی سبز رنگ خونه فراشباشی باز بشه و دختر فراشباشی با هفت قلم ارایش بیاد بیرون…! دختر فراشباشی بیشتر وقت ها دستکش دستش بود و تا میومد بیرون قلبم گروپ گروپ میزد و زود از جام بلند میشدم تندی میرفتم جلو سلام میکردم… دختر فراشباشی با مهربونی جوابم رو میداد و گاهی لُپَم رو میکشید میرفت به طرف ژیان سبز رنگش … منم هوا رو که پر شده بود از عطر خوشبوی دختر فراشباشی بو میکردم و نگاهم به دنبال ژیانش ادامه داشت تا دور میشد…! چه کیفی میکردم از این سلام کردنُ لپ کشونُ بوییدن عطر دختر فراشباشی…! اون موقع ها همیشه فکر میکردم شعر معروف ( دختر فراشباشی با پیرهنآی خش خشی عشوه و ناز می فروشی؛عاشقته می کشی یار عاشقته می کشی  ) رو برای همین دختر فراشباشی محله ما خوندن که منم گاهی یواشکی میخوندم…! من شش هفت ساله بودم و دختر فراش باشی بیست و چند سال …!  

مثه سگ از اقای فراشباشی میترسیدم…! اقای فراشباشی چهره ای گندمگون و موهای سفید داشت … جلوی خونه فراشباشی یه درخت توت بود که گاهی بعد از ظهر ها میرفتم دمپایی هام رو درمیاوردم و درخت توت رو بغل میکردم خودم رو میکشیدم بالا تا برم توت بخورم…! توی اون محله های سعد اباد نداشتیم درخت توتی مثل اون … توت داشت قد یه انگشت…! شیرین و ابدار… گاهی این بچه های تُخس کوچه زردی یا راینی های بن بست صاحب الزمان میومدن دمپایی های من رو از پای درخت برمیداشتن و پرت میکردن تا بخوره به شاخه های درخت؛ توت بریزه رو زمین بُخورن… سرو صدا که میکردن در خونه باز میشد و جناب فراشباشی با لباس راحتی میومد بیرون چند تا فحش ابدار به بچه های پای درخت میداد که همگی پا به فرار میذاشتن…! منم اون بالا خدا خدا میکردم که منو نبینه اما گاهی وقت ها میدید و میگفت بیا پایین تخم…پدر…ما..! و منم مثه قرقی از درخت خودم رو پرت میکردم پایین پا به فرار…. چند دقیقه ای که میگذشت میومدم کِله کِشَک میکردم ببینم رفته تو یا نه …! بعد میرفتم دمپایی هام رو پام میکردم میرفتم رو درخت توت جلوی خونه هوشنگ کفترباز … دورانی بود…! 

2l94lk8همه اینارو گفتم تا برسیم به اینجا که اصلا جناب فراشباشی کی بود…! مرحوم مصطفی فراشباشی متولد سال ۱۳۰۱دارای فوق لیسانس زمین شناسی بود. ایشون یکی از معروف ترین دبیران و محققان مشهد بود که در چند سمینار و کنفرانس زمین شناسی به جهت مطالعات و تحقیقات زمین شناسی چند نشان قدر دانی فرهنگ دریافت کرد…! 

حیطه معلومات مرحوم فراشباشی منحصر به زمین شناسی نبود و ایشون در تاریخ جهان و بخصوص تاریخ قدیم ایران؛ ادبیات و فلسفه شرق و ادبیات منظوم دارای اطلاعات گسترده ای بود که استادان را به تعجب وامیداشت… مرحوم چنان حافظه ای داشت که هر چیزی رو با یکبار خوندن به حافظه میسپرد…! میگن یکبار در کوپه قطار در حضور یک استاد ادبیات اونقدر شعر از حفظ خونده که اون استاد گفته انقدر که شما از بَر شعر خوندی من از رو نخوندم …فراشباشی با تخلص (شیدا ) شعر هم میگفت و اطلاعات بی نظیری در سکه شناسی؛ عتیقه شناسی؛ فرش شناسی و تمبر شناسی داشت و دارای کلکسیون های زیادی بود …! 

روزنامه خراسان در سال ۱۳۳۷ طی مقاله مفصلی نوشت که کنسرسیوم نفت بخشنامه ای جهت بازدید به ادارات فرهنگ سراسر کشور فرستاده که از مشهد اقای فراشباشی انتخاب شد تا جهت بازدید از موسسات کنسرسیوم نفت به ابادان بره … ایشون بعد از عزیمت به تهران به همراه گروه بازدید کننده به ابادان میره و بعد از چند روز تقاضای ملاقات با زمین شناسان خارجی میده که مورد قبول واقع نمیشه و در نهایت با مساعدت مسئول گروه اجازه ۲۰ دقیقه ملاقات گرفته میشه …. مرحوم فراشباشی در ملاقات با زمین شناسان خارجی فرضیه هایی رو مطرح میکنه و استدلال های علمی رو ارایه میده که باعث شگفتی کارشناسان خارجی میشه و ایشون در همین جلسه با اثبات علمی نظریه خودش مبنی بر جدا بودن گنبد نفتی ابادان و بحرین فرضیه چند ساله اونها رو باطل میکنه و باعث اعجاب میشه…! در نهایت پس از گذشتن چند ساعت از بحث؛ کارشناسان خارجی پیشنهاد قابل ملاحظه ای از لحاظ ریالی به اقای فراشباشی ارائه میدن جهت همکاری با کنسرسیوم که ایشون رد میکنن و میگن من نمیتونم شاگردانم رو در مشهد تنها بذارم…! 

مرحوم فراشباشی انسان والایی بود با تمام خصایل انسانی و روحیه شوخ طبعی داشت…ایشون دوپسر و دودختر داره و در سالهای اول انقلاب بر اثر سکته مغزی در یکی از بیمارستان های مشهد درگذشت … روح و روانش شاد/  

……………………………………………………………………………………………… 

 اول اینکه دست خوارج رو میبوسیم بخاطر اطلاع رسانی معتبر در رابطه با این پست 🙂

 

دوما اینکه اقا ما یک کلمه اومدیم گفتیم میخوایم یه گهی بخوریم به خاتمی رای بدیم…! اونم تازه حالا همچی معلومم نیست… یه سیب رو بندازی بالا صد تا چرخ مُخوره .. اصن شاید خر شُدُم به کروبی رای دادُم 🙂 … هیچی … اونقدر فحش اب کشیده و اب نکشیده خوردیم و معلوم کردن که بنده هم حروم لقمه ام هم از زیر بته به عمل اومدم و هم نصف عمرم زیر شیخا بودم تو حوزه علمیه و توی اب فلان دست و پا میزدم و الان جیره خور حکومتم و کلاس قران مِرفتُمُ و بابام دربون دره حرمه …. ای خ…مالی هایَم بره ایه که ماخام به خاتمی اویزون بُشُم مَنصبی چیزی بیگیرُم…تازه کمبود تُخم هم داریم و قس علی هذا……بقول مشهدی ها والله به همی امام رضا جیره ما شبی دوتا شیر ۲۵۰ تومنیه که تازه اویَم با صد تا نازو ادا و هیس هیس و یواشکی برو عقب مغازه از تو مُستِراب وَردار بُکن تو پاکت مشکیه کسی نفهمِیه…! تازه اویَِم بعد از خرید هَف هش هزار تومن جنس دیگه…! بابا جان مو اگه جیره خور بودم که تلخ نویس نبودم که … !

Advertisements

14 thoughts on “جریان عشق و عاشقی ما …!

  1. عزیز دل برادر به جای اینکه برداری بنویسی میخوام به خاتمی رای بدم برو ده تا مقاله پرسشی خطاب به خاتمی بنویس . انتظاراتت از خاتمی را بنویس . بگو اگر رئیس جمهوری شدی و فلان اتفاق افتاد دقیقا چه کاری می کنی ؟
    چطوری میخوای دموکراسی را برقرار کنی تا 4 سال دیگه یه احمدی نژاد دیگه نیاد سرکار ؟
    چطور میتونی کاری کنی که نماینده های واقعی و مورد نظر مردم رد صلاحیت نشوند و بتوانند به مجلس بروند ؟
    چطور میتونی کاری کنی که ملت بتوانند قوانین مورد نظرشون را در بین قوانین کشور داشته باشند ؟
    چطوری میخوای از اقتصاد خصوصی در برابر نهاد های اقتصادی زیر نظر رهبر و همچنین در برابر سپاه که حتی نگذاشت فرودگاه امام را افتتاح کنی حمایت کنی . ؟
    چطور میخوای مانع از فیلتر شدن غیر منطقی و بی دلیل سایتها بشی و چه قولی در این رابطه می دی ؟
    وزیر ها ت را خودت انتخاب میکنی یا تحویل آقا میدی تا آقا تایید بکنه ؟
    .
    اگر سوال پرسیدی از خاتمی و جواب شفاف داد و یکی به نعل و یکی به میخ نزد اون وقت دو روز مونده به انتخابات بنویس میخوام به خاتمی رای بدم .
    تازه این طوری به خاتمی هم کمک کردی که بیشتر رای بیاره چون سوالهای امثال تو باعث میشه خاتمی اگر واقعا مرد این میدان باشه با ادبیات شفاف تری به صحنه بیاد آراش افزایش پیدا کنه .
    ولی اینکه برمیدارید مینویسید میخواید به خاتمی رای بدید در حالی که خاتمی روز به روز داره ترسو تر میشه و از ادبیات غیر شفاف تری استفاده میکنه ، انتظار نداشته باش که موجب افزایش آرا خاتمی بشه .
    به هر حال اگر میخوای کاری مفیدی بکنی در رابطه با انتخابات بر دار خاتمی را بی رحامنه استیضاح کن و مجبورش کن از خودش در برابر افکار عمومی دفاع کنه آنوقت اگر افکار عمومی قانع شد خود به خود بهش رای میدن …
    ………………………………………………………………..
    من كه گفتم از خاتمی توقعی ندارم که 🙂

    گفتم بی امید رای میدم که 🙂

    اینا یعنی خاتمی هیچکار نمیتونه بکنه دیگه …مگه نه 🙂

  2. Masood jan Salamo khasteh nabashi,

    kheyli ghashhang neveshti, tebghe mamool 🙂 zemnan khastam begam, Aksayi ke mizari rooye Title on balaye paget, kheyli aksaye takiye 🙂 bazi vaghta fekr mikonam, ina ro az koja miyari 🙂
    Zende bashi
    Hamid
    ……………………………………………..

    ممنون حمید جان 🙂

    دوستانی مثل شما من رو سر ذوق میارن … ارادت

  3. سلام مسعود عزیز و دوست داشتنی!
    مسعود چیکار میکنی که انقد نوشت ه هات به دل میشینه؟!(حتی این بیوگرافیات)
    مسعود جان چند وقت پیش هوس کردم دوباره ان خاطر ه ای که در مورد سربازی نوشته بودی و بخوانم ولی پیدا نکردم!میشه بگی چیکارش کردی؟
    خیلی مخلصیم
    ………………………………………………………….

    سلام حمید جان …اول تشکر از اظهار لطفت و بعد چند تا ادرس که البته بازم هست منتها دیگه وقت نداشتم 🙂

    اره من با گریه میجنگیدم !

    غنیمت جنگی !

    شراب ناب و نماز شب !

    قورباغه و مار … !


    غار رستم … !

    شاتوت در جبهه !

    نگفته هایی از جبهه !

  4. شاتوت جان از اینکه ما رو با شخصیتهای شهرت آشنا می کنی ممنونم. راستی من بابت لینک کردن اون مطلبت تو دنباله عذر می خوام. چون دیدم ده روزه چیزی دنباله لینک نکردی این کار رو کردم ولی اشتباه کردم . شرمنده رفیق

    ……………………………………………

    اتفاقا خیلی لطف کردی اقا …ممنونم از شما 🙂

  5. سلام و عرض ارادت به شاتوت!
    بنده نوازی کردی!!
    داداش قرار نبود هندونه ما رو پس بدی!!!!!!!!

    آخرش هم دست از سر دختر فراشباشی برنداشتی و توی مطلبت گنجوندیش!!!!!!

    خدا خیرت بده حالا اگه کسی اسم مرحوم «مصطفی فراشباشی» رو سرچ کنه اقلا میتونه با ایشون اندکی آشنا بشه و عکسش رو ببینه!
    دستت درد نکنه
    ……………………………………………..
    مخلص اقا
    مديون شماييم براي اين نوشته 🙂

  6. مسعود جان درود بر تو
    عزیز دل بابا جان شما که بایست فحش خورت قوی شده باشه وقتی می بینی داره فحش میده اصلا نخونش و بعد هم حذفش کن.مگه این مساله در سایت بالاترین که داره فرهنگ دموکراسی رو ترویج میده انجام نمیشه؟!پس همین کار رو لطفا بکن.این باعث میشه که کسی که می خواد حرف بزنه مجبور بشه که ادب رو رعایت کنه.اینجوری تازه تادیبش هم کردی.یعنی چه آخه این سبک حرف زدن؟!که چی بشه؟!هر کسی که حرفش توش منطق داشته باشه دیگه متوسل به فحش نمیشه.حرف حساب داره بگه کسی که جلوی حرف حساب رو نمی گیره تازه گوش هم می کنه و تاثیر گذاریش خیلی هم بیشتره.
    راستی خوارج جان دم شما هم گرم دیگه شما هم دست کمی از جناب شاتوت در نویسندگی نداری ها.خیلی قشنگ بود .سپاس.
    ولی خودمونیما امان از این جنس مذکر از اون ناجنس هایین شما.همسرم می گفت وقتی ۳ سالش بود توی فروشگاه گم شده بود و وقتی پیداش کردن بهش گفت چی کار می کردی که گم شدی؟گفت داشتم دخترا رو دید می زدم یا یه همچین مظمونی.جنستون خرابه خراب(شوخی)
    ةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةةة
    🙂

  7. مسعود جان از بیوگرافی زیبایی که نوشتی سپاس گذارم و امیدوارم ادامه دهنده ی راه بزرگ مردانی این چنین ی باشیم.
    و اما موضوع خاتمی، من واقعا امیدوارم خاتمی تو این انتخابات رای نیاره- مشکل اصلی خود آخوندا نیستن مشکل اونجاس که ما سیاست آمیخته با مذهب رو پذیرفتیم و از این طریق به مذهبیون اجازه دادیم وارد سیاست بشن .مذهب همواره آمیخته با فساد بوده نه فقط فساد اخلاقی که فساد مالی و … مذهب از تقدس ریشه میگیره و تو در مقابل تقدس خضوع می کنی هرچند خیلی از دستوراتش برات نامفهوم باشه و به این ترتیب مذهبیون (که عالمان به مذهب شناخته می شوند) می توانند هر حکمی که به نفع شخصی خودشون رو با نام مذهب به خورد ملت بدن و دوباره چون تو احکام مذهبی رو می پذیری پس عملا به خواسته های اونها تن میدی.
    ملت خیلی وقت که این ها رو فهمیدن، خودت میبینی که حضور افرادی مثل احمدی نژاد فرضیه ی حکومت بدون دین رو بیش از پیش تقویت کرده و ملت واقعا بر این شدن تا به هر طریق ممکن در حکومت های آینده حکومت رو مستقل از مذهب تعریف کنن و ظهور سریع این چنین حکومتی با حضور افرادی مثل احمدی نژاد بیش از پیش تقویت میشه. اما چرا میگم خاتمی نیاد ؟خاتمی یه جورایی منو یاد روباه مکار میندازه اون میتونه دیکتاتوری دینی رو با ظاهری آراسته چنان به تو بنمای که فکر کنی الان تو واقعا آزادی بیان و اندیشه داری در صورتی که وقتی واقعا خواستی حرفی رو بزنی خودش چوب تو ….ت میکنه. واژه هایی مثل مردم سالاری دینی و امثال این در حقیقت همون
    حقه هایی هستند که تو رو از واقعیت این فساد و دیکتاتوری دور نگه میداره و
    راه رو برای ادامه ی این نوع حکومتی باز نگه می داره.
    من به شخصه تا وقتی که همه پرسی آزادی راجع به نوع حکومت برگذار نشه در هیچ انتخاباتی شرکت نمی کنم.
    ***ببخشید اگه جایی اشتباها جای «ز»نوشتم «ذ» یا بالعکس.
    مخلص همشهری نازمانم هستم.

  8. خدا بیامرز پدر خیلی از فراشباشی تعریف میکرد
    چند تا از پستهات رو خیلی دوست دارم مثل همین و اون که در مورد دکتر شیخ نوشتی و …

  9. مثل همه ی مطالبت این یکی هم تووووووووووپ.
    پسر ما رو تا کجا که نبردی؟ 😀
    کار بسیار زیبایی بود.
    متشـــــــــــــــــــکرم.

  10. مسعود عزیز و ارجمند,

    با سپاسی هزار باره در یادواره زنده یاد استاد فراشباشی,

    ای کاش و هزاران افسوس که در زمان حیات این عزیزان یادشان را گرامی نمیداریم و به نسل امروز چنین شخصیتهایی را آشنا نمیکنیم,

    مسعود عزیز این کار زیبای شما در باره نابغه ای چون زنده یاد فراشباشی و امثال ایشان بسیار در خور تقدیر و سپاس بوده و مقاله ای در باره این بزگ مرد به انگلیسی که توسط یکی از محققین نفت انگلستان و استاد دانشگاه استانفورد به رشته تحریر در آمده و متعلق به سالهای دور میباشد را برایت ارسال میکنم که ببینی چگوه کشورهای غربی از شخصیتهای علمی و فرهنگی ایران یاد میکنند و از تز ایشان بهره برده اند و خود ایرانیان متسفانه حتی با نام این نوابغ اکثرا بیگانه,

    مجددا سپاس از یادآوری و تقدیر از این عزیزان باشد که در آینده ای نه چندان دور پیکره و یا مکانی در خور شان و شخصیتشان در ایران بنا کنیم,

    خداوند نگهدار ایران باد.

  11. شاتوت جان!
    لطفا این مقاله حضرت «اردلان» را برای من نیز ارسال کن
    ممنون میشم
    ……………………………………………..
    اگه دستم رسید چشم 🙂

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s