دِندونای طِلای بابا جانُم…!

كوچيكتر که بودُم یادُم میه پنج شیش تا از دِندونای بابام از طِلا بود؛ مویَم هَمش تو مدرسه پُز مِدادُم که ما ایقد پولدارم که دندونای بابام از طِلایه! چند وقت بعد دیدُم از دِندونای طِلای بابام خبری نیست! مو هَمچی از بابام مِترسیدُم که جرات نِکردُم ازش بُپُرسُم دِندونای طلاش ره چیکار کرده… با خودُم گفتم حتما پول لازم دِشته دندوناشه فروخته!

یَک چند بار تو دستشویی دیدُم بابام دندوناشه از توی دهنش در اوُرد با مسواک به اونا جوش شیرین زد باز گذاشت تو دَهََنش! بابام که امد بیرون یواشکی َرفتُم تو دستشویی دَستُمه کِردُم تو دهنُم هر کاری کِردُم دندونام مِثه دندونای بابام در بیه در نیامد که نیامد! راستش خجالت میکشیدم از کسی بپرسم چره دندونای مو در نِمیه که به اونا نمک یا جوش شیرین بزنُم! بزرگتر که رفتُم فهمیدُم دندونای بابام مصنوعی بوده … کلی به این ک…خلی خودُم خِندیدُم!

بابام تو دستشویی یک شیشه روغن پارافین داشت که موقعی که ماخاست بره سر کار روغن مزد به موهاش تا تیپش الا گارسونی بره! اخ دلم غش مِرَفت از اون روغنا بزنُم به سرُم برُم مدرسه پُز بُدُم! یک روز صبح یواشکی رَفتُم یَک کم روغن رختُم کف دستُم زدُم به سرُم! تا دره شیشه ره خواستُم ببندُم شیشه چپه رَفت هَمَش رخت رو زمین… هول هولکی دره شیشه ره بستم گذاشتم سر جاش! ظهر که از مدرسه امدم بابام گفت: تو ای شیشه روغن ره چپه کردی سِنده؟ گفتم: نه بُخدا! گفت بیا جلو بیبینم … جلو که رفتم یک دستی به سرم کشید شرق خوابوند پشت کله ام! گفت دیگه ازی غلطا نکنی ها! گفتم چَشم بابا جان … اخرشم نِفَهمیدُم از کوجا فهمید مو شیشه روغَنه چپه کردُم!

…………………………………………………………………………

زر زر زیادی : میخواستم از ماجرای کردان بنویسم دیدم هر خراب شده ای که میرم اسم این ادم خراب شده هست! اینقدر که دیگه حالت تهوع به ادم دست میده از شنیدن اسمش! فقط خواستم بگم استیضاح این بابا هم فیلم و سیانس بود! این بابا همون اول سوخته بود…اما از سوخته اونم برای حفظ نظام استفاده کردن! برای اینکه بگن مجلس مردمیه …بگن مجلس انقلابیه …بگن مجلس اهل زد و بند با اصولگراها نیست… زیر بلیط رییس جمهور نیست! برای اینکه مردم برای این مجلس هورا بکشن! برای اینکه بگن تو ایران ازادی هست…اگه این بابا استعفا میداد نمیشد از این ادم سوخته اینهمه بهره برداری سیاسی کرد…فک کنم ما بازی خوردیم! ( یکی نیست به مو بگه اخه خاک تو سر… تو که از سیاست چیزی نمفهمی زر نزن! بتوچه اصن …! )

 

Advertisements

24 thoughts on “دِندونای طِلای بابا جانُم…!

  1. خوب از موهات فهمید که تو چپه کردی یره!
    پاورقی هم خیلی جالبتر از متن بود. کاش اوره متن اصلی و کامل می نوشتی

  2. سلام اقا مسعود . باز هم مثل پست های قبلیتون عالی بود
    اقا مسعود با اجازتون کد عکس های فلیکر رو از قالب وبلاگتون برداشتم و توی وبلاگ خودم گذاشتم . البته اگر راضی نباشین برش میدارم .
    ………………………………………………
    عليك سلام
    خوب كاري كردي …مال بابام كه نيست 🙂

  3. خوب خستگی در کردی ها ! گداشتی هی حضرات در نبودنت تاخ و تاز کنن! اصن ما ملت جون به جونمون کنن بازی خورده ایم ، جون من تا حالا غیر از این بوده ؟ خب یکی نیست به این استیضاح کننده ها بگه فلان فلان شده ها مگه شما نبودید که یه روزی به این بابا رای اعتماد دادید در حالیکه مسائل مطرح شده در زمان استیضاح با مسائل قبل وزارتتش یکی بوده پس اون موقع شما هم به وظیفه تون عمل نکردید یا سکوت کردید به چه دلیل… نمیذارن دهان آدم بسته بمونه شیطون میگه ….
    …………………………………………………………………….
    ادم خوبه سالي چند بار از اين دنياي مجازي مرخصي بگيره و زياد توش غرق نشه 🙂
    مو از سياست هيچي نمفهمم …هيچي …هيچي!
    به حرفه شيطونه هم گوش نكن 🙂

  4. بيشتر از يك ماهه كه دارم ميخونم
    ………………………………………………………………..
    سلام
    ادم هميشه از ديدن دوستاي قديمي خوشحال ميشه مخصوصا كه اون دوست كسي باشه كه ادم رو بفهمه 🙂
    حرف براي گفتن زياد و مجال كم … خوشحال شدم كه كامنت گذاشتي … توي اين دنياي مجازي خيلي ها از بغل هم رد ميشن .. شايد گاهي تبسمي كنند و چاق سلامتي … اما بعضي ها گر چه رد شدن اما خاطره شون در ذهن ادم حك ميشه!

  5. دستت درد نکنه آقا مسعود، گمونم مسافرت حالتو تا حدی جا آورده، خدا کنه همیشه شادو سر حال باشی‌، پاورقیت همون جوری که دوست عزیزمون بالا گفتن، خیلی‌ خوب بود من یکی‌ رو که روشن کرد، حسابی‌ گول خورده بودم و باورم شده بود که بله، مام تو مجلسمون میتونیم حرف بزنیم…..

  6. سلام حاجی! آخ ببخشید مهندس!
    نبودی؟! حمل بر ریاکاری نشه‌ها.. خیلی دلم برات تنگ شده بود …مال خودت نه‌ها!…مال نوشته‌های جیگرت….جیـــــــــــــــــگر!

  7. راستی این «حدیث مهر» خیلی پر روست‌ها!

    به من میگه کجا گوسفند می‌فروشی بیام برا عید قربون ازت بخرم!

    لا اله الحلوا!
    آدم چی بگه!
    (راستی این smileyها رو چه جور می‌زارید، الان جاش هست که من یک اسمایلی توپ بزارم)

  8. یعنی فکر می کنی توی این نظام همه چیز و همه کس اونقدر نقش خودشون رو خوب بلدن که همچین نمایشی رو بتونن راه بندازن و تا آخرش هم تمام و کمال جلو ببرن؟ یعنی منکر اختلافات داخلی شون هستی؟
    من فکر می کنم احتمال اینکه قضیه تسویه حساب واقعی بوده باشه خیلی بیشتر از اینه که احمدی نژاد لجباز با مجلس سر همچین بازی یی به توافق رسیده باشه (و مهمتر، از پس تمیز انجام دادنش بر اومده باشن)!
    کلا با این طرز تفکر که همه چیز از پشت پرده و با دستهای پرتوان یک نیروی مرموز اداره می شه و همه مردم همیشه در حال بازی خوردن هستن زیاد جور در نمی آم.

  9. با سلام خدمت شما آقا مسعود خواهشا شما يه دعوتنامه براي من بفرستيد چون به هركسي گفتم نفرستاده demon_krait@yahoo.com
    …………………………………………………………………
    من فرستادم اما پيغام ميده شما عضو هستيد 🙂

  10. سلام همشهری. کجایی. چند وقتی بود ازت خبری نبود. دلخوشی مو خوندن نوشته های قشنگ تویه.بیخبر نزار…یه همشهری در کافرستو…

  11. مسعود جان / نبودی دلمان تنگ شده بود / به خدا از این خالی بندی های الکی داخل وب نیست این متن / واقعا تنگ شده بود / خوش گذشت انشاا..؟ / هر دفعه که خاطره می نویسی یادم می افتد که کودکیم خاطره ی چندانی ندارم. / یک سر بیا طرفهای من / خیلی وقت است به روزم !

  12. بله عضو بودم ولي عضويتم رو لفو كردند حالا مي خوام بپرسم ازشون چرا لغو كرديد
    ……………………………………..
    بايد ايميل بزني حامد جان بهشون ..

  13. مسعود جان به جدت قسم اگه من پا تو کفش کسی کرده باشم ! 😦
    جناب » گاوارس » من کی از این حرفا زدم ؟ حالا آقا مسعود را دیدی سر و صدا راه میندازی که چی؟ گفتم: میگن سود داره ، ضرر نمیکنی، این وبلاگ نویسی برات نون و آب نمیشه ،بد کردم ؟ 😀 تازه سروش هم شاهده …
    و خدائیش به ازای 1000 تا اسمایلی خندیدم از این کامنت گاوارس…

  14. ُسلام
    خسته نباشی وبلاگه جالبی داری اگه دوست داشته باشی میتونیم با هم تبادل لینک کنیم
    موفق باشی.

  15. مدتیه که تهران زندگی می کنم، دلم لک زده برای لهجه مشهدی.
    وب شما رو که می خونم دلم باز می شه.
    ممنون ، خیلی قشنگ می نویسید.

  16. با سلام خدمت شما من خيلي وقته با بالاترين آشنا هستم و مخصوصا نوشته هاي شما رو زياد مي خونم مي خواستم لطف كنيد دعوتنامه براي من بفرستيد چون خود بالاتري اين كار رو انجام نميده

  17. من فک می کنم شما زیادی بدبینی ( در مورد کردان). من که کار مجلسو تحسین می کنم، دمشون گرم. نمی دونم دیگه باید چه کار می کردن تا شما راضی بشی!

  18. سلام يره
    اي ره گوفتي يادم آمد از دندوناي باباي خودوم
    البته ماجراش با اي كه تو گوفتي فرق دره

    تابستون پارسال با بابام خوابيده بودم رو ايوون
    نصف شب بلند شودوم آب بخورم
    تو خانه فقط يك مهتابي روشن بود كه با نور كمي خانه رو روشن كرده بود
    مويم رفتم دم كابين
    يك ليوان بود توش آب داشت
    مويم همو ره سر كشيدم
    وقتي آخراش رسيد ديدوم يك چيزي توشه
    كنجكاو شودوم
    برقه روشن كردوم
    چشمتا روز بد نبينه
    ديدم بابام سر شبي دندوناشه گذاشته تو ليوان
    خلاصه تا صب به خودوم فحش مدادوم كه چرا از اونجه آب خوردم
    ولي پيش خودما بمانه تا حالا به كسي نگفته بودوم

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s