از سیگار بغداد تا بنز و تویوتا و چند عکس از جبهه…!

وارد خاک عراق که شدیم کمی واهمه داشتم ؛ احساس غربت میکردم! خیلی عجیب بود که اینطرف پر از برف بود و وارد خاک عراق که شدیم انگار بهار بود. قبلا گفته بودم که گردان ما عملیاتی بود و هر جای مرز که احتیاج به نیروی زرهی برای عملیات داشت تانک ها رو بار کمرشکن ها میکردیم و برای عملیات به اون نقطه میرفتیم. اینبار به کردستان امده بودیم. 

 

غنیمت گیری هم در جنگ عالمی داشت. وارد سنگر های عراقی که میشدیم هر چی بدرد بخور بود برمیداشتیم؛ از کنسرو گرفته تا موز و سیگار. سیگار هایی به اسم بغداد بود که تو سنگر های عراقیا فت و فراوون بود… در عملیات ها هر گردانی که تانک یا مهمات غنیمت میگرفت به قرار گاه خودش انتقال میداد! تعداد زیادی ماشین شخصی هم از داخل شهر بوسیله گردان ما به غنیمت گرفته شد که این ماشین ها رو بکسل میکردن و به قرار گاه انتقال میدادن… بنز و تویوتا و میتسوبیشی و غیره… بچه های سرباز هم که میدونستن از غنایم فقط همون سیگار و کنسرو به اونا میرسه تا میتونستن به این ماشین ها یواشکی اسیب میرسوندن! تا چشم فرمانده ها رو دور میدیدن با چاقو لاستیک هاش رو پاره میکردن و یا خش مینداختن بغلش و اینه هاش رو میشکستن…واقعا حیف اونهمه ماشین نو که اینجوری اسیب میدید و بعدا هم معلوم نشد چی به سرشون اومد! عکسی بغل دوتا از این ماشین ها گرفتم که میبینید. اینجا هنوز توی خاک عراق هستیم. 

 

 

 

 

Advertisements

38 thoughts on “از سیگار بغداد تا بنز و تویوتا و چند عکس از جبهه…!

  1. سلام آقا مسعود.
    مث شما از این اسباب بازیهای جنگی 8) تو مناطق جنگی زیاد دیدیم اما دیدن عکس شما چیز دیگری بود که ما رو از دیدنش محروم کردی.
    خدائیش اینه رسم رفاقت؟
    ………………………………………………..
    عليك سلام
    والله بنده اش دهن سوزي نيستم 🙂

  2. akeh kos khol, ba bomb ham aks-e yadegari migiran??!!
    ……………………………………………………………………………
    اي بابا …. اوني كه شما ميبيني ته يك بمب خوشه ايه كه خوشه هاش رو ريخته و خودش هم ديگه خطري نداره 🙂

  3. دوست عزيز
    سيگار سومر،دينارهاي عراقي و فانوسقهاشون را فراموش كردي به غنيمتي ها اضافه كني.
    روزهاي غم انگيز و بسيار تلخي بود كه با تمام وجود اميدوارم هرگز دوباره تكرار نشوند.
    ……………………………………………………
    سلام
    باور كن اينقدر به ذهنم فشار اوردم تا اسم اين سيگار سومر يادم بياد كه نيومد … ممنون 🙂

  4. سلام
    لینک جالبی بود.
    من بیش از یک سال است که بالاترین را دنبال می کنم ولی عضو نیستم .
    آیا ممکن است یک دعوت نامه برای من ارسال کنید؟
    ممنونم.
    …………………………………………………………..
    سلام
    دعوت نامه رو فرستادم

  5. جالبه اینجوری جنگ به نظرم واقعی تره.اینقدر خدا و مقدسات قاطیش نیست که بترسی بگی کار کثیفیه
    ……………………………………………………………………………………………
    البته خدا و مقدسات هم خيلي بود 🙂

  6. اين آقايي كه صورتش رو برداشتيد خودتونيد؟
    آقا من شديدا نسبت به عكس گذاشتن‌هاي شما مشكوكم. يعني هنوز سابقه حكومت ما بر شما ثابت نكرده كه حتما سراغ آدم‌هاي محبوب كه در خلاف جهت منافع حركت مي‌كنند مي‌آيند و باهاشون كاري مي‌كنن كارستون؟

    مثلا كي‌ فكر مي‌كرد دخترها رو تو خيابون كتك بزنند، يا موبايل‌ها رو بگردند؟ ديديم كه كردند؛ با وقاحت هم كردند. مطمئن باشيد به سراغ وبلاگ نويس‌ها هم مي‌آيند؛ با وقاحت هم مي‌آيند؛ اونوقت پيدا كردن يه آدم از روي كلي عكس كار بسيار ساده‌ايه.
    ……………………………………………………
    اره خودمم 🙂
    من كه محبوب نيستم عزيز …من منفورم:)

  7. رحیم پور ازغدی رو می شناسید که!؟می گفت وقتی قطعنامه رو پذیرفتیم یکی از بچه ها روی سرش خاک می ریخت و می گفت:»ما جام زهر رو به امام دادیم» بعد گفت من بهش گفتم منظور امام ماها نبودیم اونایی بودن که به وظیفه شون عمل نکردن….حالا شما می دونی دقیقا منظور امام کی بوده!؟فرماندهان مثلا!؟ارتش؟! سپاه!؟کی؟
    ……………………………………………………………………
    من نميدونم 🙂

  8. گفتي غنيمت ياد يَگ خاطره اُفتِدُم 😛 خداييش نگِن اي چي بِچِه پور رويَه که دم به ساعت ياد خاطرَ ميُفتَه 😥
    فک کنم سالهاي 60، 61 بود که بابام رفت جنگ و من کلاس پنجمي بودم (همسن الان پسرم ولي بابام اونموقع 8 سال از الان من کوچيک‌تر بود 😛 ) از اونجا يه نامه نوشت خونه که مادرمو خيلي آشفته کرد، طفلي بابام واسه خودشيريني يه جمله نوشته بود: «وختي بيام مشد يَگ دختر 14 ساله عراقي غِنيمت ميگيرُم ميارُم بِرَت تا کمک حالِت بِشَه» 😆 يکي نبود به اين مادر ما بگه بابا، غنيمت که ميگن در حد همين دينار و سيگار و … اونجا بهشت که نيس ملت برن حوري بغل بزنن بيارن اينجا 😯 اما بس که اينجا وعده بهشت و حوري ميدادن به ملت، اين بنده خدا هم فکر ميکرد که نکنه تو جنگم حوري موري ريختن.

    بگذريم، خيلي از جنگ گفتيم. خيلي کشته داديم، خيلي مجروح داديم، خيلي شيميايي داديم، خيليا معلول شدن، خيليا از عواقب اون جنگ هنوز در رنجن و هيچکي نميبيندشون. نه کاري به درست و غلط بودن جنگ دارم، نه اعتقادي به روي خوب جنگ دارم که توش پر بود از همه چي و همه کس، نه دوس دارم بدونم کي جام زهر سر کشيده يا نه که معتقدم طعم تلخ جنگ رو مردم کشيدن و بس.
    دوست من اگه به اين نقطه از کامنت رسيدي و نگفتي اين کس‌شرا چيه و ولش کرده باشي، يه فاتحه واسه اونايي که تو جنگ از دست رفتن بخون، گاهي ياد اونايي که جنگ همه چيزشون رو ازشون گرفت باش 😥
    …………………………………………………………………………………..
    سلام
    مگم حاج خانوم چقد هي دلش شوره مزده … باباتم ازو ختما بوده ها 🙂

  9. عکسات خیلی جالب بود. و البته نوشتت.
    عکس ها همیشه چیزهای بیشتری رو به آدم ها میگه. تا بدونن.
    ……………………………………………………………………..
    ممنون رضا جان 🙂

  10. سلام آقا مسعود
    خسته نباشید .
    با توجه به اینکه من از مشتری های پر و پا قرص نوشته ها ( در واقع تلخ نوشته ها ) ی شما هستم، و عطف به فیلتر شدن مجدد این یکی ورژن از تلخ نوشته ها، خواستم یه مورد جزئی رو که البته خیلی میدونند و خیلی ها نمیدونند برای شما بنویسم که اگر صلاح دونستید خودتون به اطلاع بقیه هم برسونید .
    با اضافه کردن یک s ناقابل بعد از http به راحتی و بدون نیاز به هیچ فیلتر شکنی سایت شما و بعضی سایتهای دیگه قابل رویت میشن !
    به طور مثال : https://shatot2.wordpress.com/ به جای https://shatot2.wordpress.com/
    همین .
    موفق و شکمو باشید 🙂
    …………………………………
    سلام
    ممنون و خسته نباشين 🙂

  11. ها بابا ازوناشه، حالا نِمدِنُم بابا بزرگم دوميش بود يا او اوليش بود بابام دوميش!
    ولي هر چي بودَه مو يکي تا بِخي ازو بِچَه مثبتايُم که دويُميشم خودُمم
    ………………………………………………………………………..
    خودت كه معلوم مره مثبتي دداش 🙂

  12. داش شاتوت
    روی صورت خودت هاله نور انداختی
    رفیقای هم عکستو فروختی!!!!
    تو و آدم فروشی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    راستی یک سوال؟؟؟؟
    کتاب $بیوتن$ رضا امیرخانی رو خودنی؟؟؟؟؟
    فکر میکنم شما هم از اوون آدمایی باشی که دارای یک نیمه سنتی و یک نیمه مدرن هستن و هنوز نتونستن بین این دو نیمه یکی رو انتخاب کنن!!
    نظر خودت چیه؟
    ……………………………………………
    خوارج عزيز رفقا كه كاري نكردن كه سياهشون كنم … خودم روسياهم 🙂
    در مورد نظرت هم بگم كه درست ميگي من هم خر رو ميخوام هم خرما …يه جورايي تو برزخم 🙂

  13. مثل همیشه خیلی جالب بود.من خیلی وقته وبلاگ شما و همچنین بالاترین رو دنبال میکنم.ولی مشکلم مثل آقا مرتضی عضو نبودن در بالاترین.اگه لطف کنید برای بنده هم یک دعوتنامه بفرستید ممنون میشم
    …………………………………
    ارسال شد ..

  14. ای شیطون، دوستاتو لو دادی، ولی خودتو قایم کردی 8)
    تو هم خاطرات (منظورم این چند تا مطلب اخیره) به درد اخراجی های 4و 5 و. . . می خوره، چون تا 3 اش را که خود ده نمکی برنامه داره، بقیش یک کمکی مثل تو گیرش بیاد تمومه 🙂

    اگر یک دعوت نامه بالاترین هم این وری بیاری، ممنون می شم

  15. درود
    آغا یه دعوت نامه واسه ما هم بفرستید بعد این کدی که میگه بزارید تو وبلاگ ورد پرس برای اینکه خواننده مطلبتو بفرسته به بالاترین چیه؟کجا باید بزاریمش؟بخایم مطلبمون بره تو بالاترین باید چی کارکنیم.
    سپاس

  16. آقا خیلی جالب بود.آقا من معتاده بالاترینم.ولی نمی تونم عضو شم.به یکی از دوستام که عضو هست.گفتم ادم کنه.گفت من از عضوهای قدیمی هستم نمیتونم ادت کنم.می خواستم ببینم راست گفته؟بعد میشه ادم کنید یه جوری؟…

  17. برو برو برو دیگه صدام نکن عاشقونه نگام نگن
    نگو دیگه نمی خوامت مگه زوره نگو دیگه نمی خوامت مگه زوره
    بچه ها حاج آقا گیریلف اومد
    خلبانان ملوانان ای امید ایران پرواز کن پرواز کن 🙂
    http://3dar4.worpress.com

  18. agha masood 1 sale ke webloget ro mikhoonamo hal mioknam
    asasi
    bache mashhadam va taze webnevisi aghaz krdam age hal dashti be man sar bezan:)
    koli az neveshtehat ro vase doostam tarif mikonam hamishe:)

  19. جالب بود داش مسود.
    خدا کنه هیچ وقت دیگه جنگ نشه.هیچ وقت.
    راستی من هم توی برزخم بدبرزخی هم گیر کردم بدجوری.راه نجاتش چیه؟!من فکر می کردم مطالعه و خوندن کتاب و این چیزهاست مسعود جان.ولی میدونی چیه آخه میترسم هرچه بیشتر بخونم بیشتر فرو برم بیشتر به سمت دلایل عقلی و منطقی.از طرفی همسرم هم به من میگه تو داری کافر میشی.به جای حرفهای منطقی استدلالهای آخوندی میکنه.
    از شما می پرسم اگه آدم شک کنه به پیامبری حضرت محمد به قرآن آیا این یعنی که من خدا رو فراموش کردم؟!یه چیز دیگه اگه به مشکلی برخوردم توی زندگیم باید چه کار کنم ؟!حرم امام رضا نرم؟!مفاتیح نخونم؟آخه مسود اینا به من آرامش میداد .ماه رمضون رو به اتمام هست اما من جز گرسنگی و تشنگی ازش چیزی نفهمیدم.دلم نمیاد قران بخونم آخه چرا خدا همش منو میترسونه با آتش و جهنم؟!چرا نمیذاره من فکر کنم؟!یا چرا خدا بین من زن و مرد فرق میذاره؟!چرا یک مرد حتی با کنیزش هم بتونه رابطه س ک س داشته باشه و این عین حلاله؟!میدونی از خوندن فارسی قران بیشتر میترسم چون حس میکنم یه جورایی به شعورم …..
    همش فکر میکنم خدا خیلی بزرگتر از این حرفهاست که نیاز به پرستش من داشته باشه و….
    شاید بهتره اصلا فکرش رو نکنم و طوطی وار نماز بخونم و باقی کارها و فکرم رو معطوف مسایل علمی و زبان و این حرفا بکنم و خلاص.تا جایی برای این افکار باقی نمونه و دیگه حرفهای مشیری و فاضلی و گوش نکنم و ازشون فراری باشم.
    مسعود جان اگه میتونی یه راهنماییم کن نمیخوام تا آخر عمر اینطوری بمونم.
    ./……………………………………………………………………………………..
    ببين اريانا
    ادما عقل دارم و وجدان … در زندگي مطابق عقل و وجدانت رفتار كن! خودت رو درگير جزييات نكن … من خدا رو دوست دارم حتي اگه خدايي هم نباشه …هميشه طوري زندگي كن كه خودت از اعمال خودت راضي باشي …همين كفايت ميكنه 🙂

  20. سلام همشهری

    کاش یکم از شعرای حماسی جنگ هم منوشتی مثل:

    بسیجی عاشق چتر منور ,سپاهی عاشق پولای کشور و …..
    با نوای غابلمه گوشت تویه دیگا کمه و….
    ولی حاج مسعود مگم اگه دستتانه روی او موشک هم نمزاشتن مفهمیدم واقعییییییییه 🙂

    ولی بازم مگم اونا که رفتن و اونایی که موندن همشان مردن مرد

    چه اونایی که میکشیدن و انایی که حل مدادن .
    ………………………………………………………….
    مگم يره هي به مو نگو حاجي…حاجي …موشورمت مندازمت رو بند ها:)

  21. آييي خدا. گفتن برزخ. خيلي بد وضيه. مو فک مکنم که مفهوم خود «خدا» خيلي مستقله و کاري به آدم و احمد و محمد و موسي و عيسي ندره. به نظر همه چي يگ منطقي دره تو اي دنيا که دينم تو همو قاعده‌ها جا ميگيره. به نظر مو خيلي سخت نگير «آريانا» همو چيزايي که فکر مکني عقلانيه و بر سلامت خودتو خانوادتو جامعه مناسبه، پس همو درسته. قبول نداشتن اين دين يا او دينم تثيري تو وجود خدا ندره که اگه ايجور بود خدا بايد بعد اسلام سروکلش پيدا مرف.
    مدني؟ اقد پايه‌هاي اعتقادي ما ر تو خرافات و مقدسات (چيزايي که نمشه راج بهش فکر کرد يا سوال پرسيد) محکم کردن که حالا بر خيلي چيزاش جواب ندرم و اي مشه که فک مکنم يگ چيزايي کمه. مو که تکليفه خودمه روشه کردم يعني به جا اي که نمازمه مثل طوطي بخوانم اصلاً نمخوانم، به جا اي که از روزه گوشنگي گرفتنش نصيبم بره، نميگيرمش. اگه او «خدا» اي خدايي که همه اي کائناته ساخته بر دوللا راس رفتن يا نرفتن مو آتيش ر بر مو حروم حلال نمکنه!
    او خداي منطق و عقل و نظمه. بر همي مگه تو تلاشته بکن مو هر چي بخي بهت مدم.
    خيلي فکرته ناراحت نکن.

    مدني اگه يگ کخ (حشره) بره تو گوش يگ نفري چيجوري درش ميارن؟
    چن تا را دره ولي يکيش ايه که، يگ لامپي چيزي روشن کن بيگير در گوشه طرف، او موقه اگه او کخ هنوز زنده منده بشه بنا به غريضش ميه طرف نور و از گوش مزنه بيرون.
    غرض از او نور همو ذات پاک آدمايه که خدا از خودش به آدما دده، پس اگه هنوز خيلي بيرا نرفته بشم پس با کمک همو متنم راه درسته پيدا کنم هيچ نمخه بيبينم اي شيخ و ملاها يا اي دين و او دين چي مگن. چون فعلا دين شده يگ نوندوني بر يگ عده 😥

    حالا مفمم که خواندنه قران بي نقطه هموقد سخ بوده که مشديه بي زير و زبر 😛

  22. باز كه فيلتر رفتي يره !
    يعني اي مسعود ما مخه يه تنه جلوي صفار هرندي واسته!
    عمرن بزرم اي بجه قشنگاي ارشاد داش مسود ر فيلتر كنن! نفس كششششششش!
    ……………………………………………..
    خبر خوشي مدي يره؟
    فيلترم كردن واز اي تخمه سگا؟ 😦
    مگه مو چي مينويسم خب؟ خيلي نامردن خداييش …خيلي:(

  23. داغ دل بعضی ها را تازه کردی ،دستشون به رفقایی که غنیمت ها را خطی خطی میکردن نمیرسه،خوب به تلافی تو را فیلتر میکنن ! ببخشید منظورم وبلاگت بود…
    ………………………………………………………………………………………
    من و وبلاگم فرقي نميكنيم 🙂
    خونه جديد مبارك باشه …اينجا خيلي بهتره ! خيلي بيشتر از خيلي:)

  24. مسعود خان … چرا عکسا رو اینجوری کردی ؟
    ما که قبلا تو شاتوت خدابیامرز چشممون به جمالت روشن شده بود !
    ………………………………………………………………………..
    کار از محکم کاری عیبی نمکنه 🙂

    در ضمن ممنون که گفتی جمال … از نظر خودم که مالی نیستم 🙂

  25. ممنون داش مسود و بنده خدا
    یه سوال؟!آخه خوب پس با خدا چه طوری ارتباط برقرار می کنی؟!نماز و روزه و شبهای قدر و …من نمیتونم ارتباطم رو قطع کنم یعنی نماز و….انجام ندم!یه جورایی اعتماد به نفسم می اد پایین و ترس وجودم رو فرا می گیره.آخه به ابن هم میگن مسلمونی؟!از کتاب مقدست فراری باشی و نخوای بخونیش چون اگه بخونیش ازش فراری میشی.حرفاتون خوب بود سعی می کنم اینجوری باشم.
    باز هم سپاسگذارم.

  26. يه بابايي که خيلي هم دين و ايمون سرش نميشد داش تعريف ميکرد که يه روزي تو دريا داشته غرق ميشده و اينو واسه يه مومن تعريف ميکرده و ازون جويا ميشده پس اين خدا که ميگين کجاس؟ اون بنده مومن هم ميگه: تو اون لحظات حساس که به هيچي اميد نداشتي به چي فکر ميکردي؟ چي شد نجات پيدا کردي؟ طرف جواب ميده: به هرچيزي که بتونم خودم رو آويزون کنم تا نجاتم بده و يه چوب خشک باعث نجات جون من شد. اون مومن ميگه: همون چوب که خودتو بهش چسبوندي و باعث شد نجات پيدا کني همون اون «خدا»يي هس که هي ازش حرف ميزنيم. (ممکنه نقل قول رو دقيق نگفته باشم، اما موضوع همونه)
    حالا هم به قول رضا مارمولک: به اندازه آدماي روي زمين راه براي رسيدن به خدا هست.

  27. سلام آقا مسعود
    خوندن نوشته هات منو به یاد دوران نوجوانیم انداخت . جنگ و درگیری و بمباران مدارس که ما هم بی نصیب نموندیم . البته به اندازه شما با جنگ انیس نبودیم اما بی نصیب هم نبودیم . اونوقتا با همهی سختی هاش زندگی قشنگتر از الان بود .
    یاد برادرم هم افتادم . فرمانده تانک بود . خدا رحمتش کنه . دلم براش خیلی تنگ شده .
    به روزم . به مناسبت سالگردش .
    ………………………………………….
    سلام
    خدا رحمتش كنه ..

  28. مشدي جان سلام
    خيلي حال مي كنم با نوشته هات به خصوص لهجه مشدي طرقبه ايت
    يه حالي هم به ما بده و يه دعوت نامه بالاترين برا ما بفرست
    كوچيكت حامد
    ……………………………………………………………….
    فرستادم حامد جان

  29. سلام
    خوشهالم که به بهانه پیدا کردن دعوت نامه بالاترین و واز و بسته کردن 17 – 18 وبلاگ به اینجه رسیدم .
    به جمع بچه مشدا.
    میم یکی از مشدیایی هستم که بعد از 35 سال مجبور شدم از شهرم جدا شم .
    با خوندن کامنت ها یه چیزایی دستگیرم شد و خواستم که تجربه شخصیمو اینجه بزارم.
    ببینن ( هی تو آرییانا گوش کن ) . بجای ترسیدن از جهنم و هوس بهشت از تنها چیزی که باد بترسی «رشد و تکامل » احساس گناهه».
    یعنی ای پدر سوخته ها 30 ساله درن » احساس گناهو » تو مو و تو بزرگ مکنن تا ما همی طور که را مرم صبح تا شب از ای و او بترسم . ای کارو نکن گنا داره . او کاره نکن گنا داره ای ره اینجه نزار گنا داره ایجوری نکن گنا داره و …
    همه اینا باعث مشه که ما تو دلمان بثاب خالی شه و یه چیزی باسم » احساس گنا » تومان بزرگ شه که بعدا جای » وجدانمونه » بگیره.
    بهشت ببخش ارزنی خودششان جهنمم همی طور کاری که کردی همو لحظه تموم شد از همو لحظه فراموشش کنن ازو به بد به قول مسود هر چی دلت مگه همو کاره بکن .
    تازه ایره بدون که «پروردگار واقعی مارو آفرید و ما (بشر) خدارو آفریدم»
    از 7 میلیارد جمعیت از 1.5 میلیارد مسلمون از 120 میلیون شیعه گنا کارارو جدا کن بقیش ممنن …. بابا گوشش بازه.
    مشه تو یک چیزی درست کنی بد مو بگم نه ایجوری که تو ازش استفاده مکنی درست نیست ایطو که مو مگم درسته راستی راستی بهم نمه خندی؟
    خوشهالم که بچه های اهل فکر اینجه ان .
    راستی یاد 14 سالگی و سیگار سومر آبی و سومر سیاه قوطی بخیر چقد ترسیدم و ماندم . چقدر احساس گنا کردم که اگه ای دورو بریا ادمن ما کیم چقد احساس گنا کردم که اگه بمیرم شهیدم یا نه ؟
    یادش بخیر.
    درضمن ممنون مشم یه دعوت نامه برام بفرستی .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s