یک ساندویچ قند !

دیشب جلوی محل کارم خیمه زده بودن و چایی میدادن ! پسرکی که صاحب یک چهار چرخه نون خشکی بود توجهم رو جلب کرد … پسرک هی میرفت نزدیک خیمه و چند تا قند برمیداشت میریخت توی جیبش و میومد عقب … باز منتظر میشد که جلوی خیمه شلوغ بشه و توی شلوغی میرفت چند تا قند دیگه بر میداشت میریخت توی جیبش !

سه چهار بار که این کار رو انجام داد اومد نشست بغل دیوار ! پلاستیکی رو از توی جیبش در اورد و از توی اون تکه ای نون رو بیرون کشید ! همونطور که نشسته بود نون رو روی پاهاش باز کرد … از توی جیبش قند ها رو در اورد و با وسواس لای نون چید و نون رو عین ساندویچ لوله کرد و شروع کرد به خوردن !

لذتی که به پسرک از خوردن ساندویچ قند دست داده بود از برق چشماش و ولعش در گاز زدن   معلوم بود …. ساندویچش که تموم شد نرمه نون های روی زمین رو جمع کرد و گذاشت گوشه دیوار و رفت سمت خیمه ! یه لیوان چای گرفت و دوباره برگشت کنار دیوار نشست و اروم اروم پوف کرد و خورد ! چاییش که تموم شد لیوان یکبار مصرفش رو گذاشت توی جیبش و رفت سمت چهار چرخه و هلش داد رفت …. پسرک شامش رو خورده بود ! ….. یک ساندویچ قند !

34 thoughts on “یک ساندویچ قند !

  1. جناب مشهدی عزیز.
    شاید شما نخورده باشید اما من خوردم » جدی میگم » اگه گرسنه باشی،لذیذتر از ساندویچ مرغه.
    یه 13 خوشگل تو بالاترین بهت میدم که حال کنی.
    ………………………………………
    اتفاقا منم خوردم …..ای حال میده وقتی قندا زیر دندونت قرچ قرچ میکنه 🙂

  2. خوب بود ولی کاش میشد اینو تو قندنوشته ها نوشت ولی افسوس که تلخیش نمی ذاره! شایدم میشد و تو ننوشتیش! ها؟
    ………………………..
    صرف اینکه توش قند داشت دلیل شیرینیش نمیشه … رفتی تو پیتزا فروشی ببینی برای پسر لوسشون یه پیتزا میگیرن دوتا برش میخوره بقیه اش تو سطل زباله !

  3. سلام بر داش مسعود گل..
    آخه چه داستان تلخی بود.. 😦
    حالا فک کن مرکز شهر بوده..پایین شهر دیگه چه خبررررره!!..
    بچه هایی که با خوراکی های خیابونی بزرگ می شن..واقعا جای تاسف داره..

    یاد چایی دارچین محرم صفر این ماه افتادم..چه زود گذشت..40 هم تموم شد..ما آدما چهلمون هم می گذره تموم می شه می ره پی کارش!!
    قندهاشم خداییش آشغال بود!!! :((
    ………………………………
    سلام یوسف داداش
    یه سوال ازت پرسیدم جواب ندادی قبلا …گفتم تو اون دیوونه خونه ادم اشنا هم هست یا نه ؟
    اره …محرم رفت تا سال دیگه که دوباره یادمون بیاد امام حسینی هم بوده !

  4. سلام خوبین
    فکر میکنم شما یکی از کاربرهای قدیمی بالاترین هستید. اگه اینطوره لطفاً برای من دعوتنامه بفرستید. ممنون
    ………………………….
    سلام
    حتما …

  5. Doste aziz salam, neveshte shoma ra motaleh kardam, ham khoshhalam kard va ham narahat. Khoshhal az inke mibinam ke sahnahi ke bezaher dar keshvareman addi shodeh ast hanooz az shechme gorohi az hamvatanan penhan nemimanad. Albate narahat shodam ke chera jame ma bayad intor bashad ke kodaki majbor be kar shavad va anham shamash bashad. Motasefaneh ensan khasiatash in ast ke be hame chiz adat mikonad, in ham yeki az an mavared ast. Agar hamchnan in sahneh ha edameh yabad, pas az chandi hame adat mikonand ke faghr ejtenab napazir ast va be an adat mikonand. Mesal chenin jamei keshvar hendostan ast. Be dalayel kari, ba tedad ziadi hendi barkhord dashteh am. Faghr yeki az masaele morde sohbate ma boodeh ast. Javabhaye gonagon gerefteam vali aksaran anra tabii medanad. Fekr mikonam anha be didane faghr adat kardehand. Omidvaram in baraye ma pish nayayad. Agar be khater dashte bashid modati ghabl az shoma khastam dar morede edalat sohbati dashte bashim, omidvaram hal ke be masale faghr eshareh kardid bad nist dar morede edalat ham harfi zadeh shavad. Movafagh va pirooz bashid.
    …………………………………
    سلام بر یک هموطن
    بقول حنابعالی هر چیزی که عادی بشه برای جامعه دیگه افراد از دیدنش تعجب نخواهند کرد …به امید روزی که از دیدن چنین صحنه هایی تعجب کنیم ! شاد باشید ..

  6. عجب قصه ای بود این قصه و عجب چشمی بود اون تیر بینی که ایستاد تا داستان را تا انتها دنبال کرده و عجب دلی داریم ماها که توی اون شهر یا یه شهر دیگه سر به بالین می ذاریم بدون ینکه یادمون بیاد که هر شب چند تا بچه با سو تغذیه می خوابن… اگه بخوابن….
    ……………………………….
    اگر بخوابن !

  7. آره نصف دیوونه هاشو می شناسی! 🙂
    فک کردم سوالت جدی نبود..بخاطر همین جواب ندادم..خب سر می زدی متوجه می شدی.. 😉
    ……………………………
    نه اتفاقا جدی بود … میام یه سری میزنم 🙂

  8. سلام دوست من
    خسته نباشی

    معلومه مثل من تو خیابون که راه میری گردن ورزی داری…منم همش به اطرافم نگاه میکنم و بهمین خاطر گوشه کنار سوژه های جالبی به چشمم میخورن…

    خودمونیم یه کمم فضولیه…نه؟؟؟؟؟

    فقط یه چیزی…همه اینا که میان واستون نظر میده خودشون میان؟؟؟؟

    شما هیچوقت یه سر به وبلاگهاشون میزنین؟

    یا سایتون واسه ما فقط سنگینه…؟؟؟؟؟
    ………………………………..
    سلام
    من خودم بار ها گفتم که فضولم 🙂
    راستش من هیچ جا نمیرم …یا اگه برم خیلی کم کامنت میذارم …نه اینکه فکر کنید فیس و افاده دارم … ادم ساده ای هستم بخدا … اینهایی هم که لطف میکنن میان از دوستان هستن که مطالب من رو در سایت بالاترین میخونن و لطف میکنن میان نظر میدن !… اگه با بالاترین اشنایی ندارین این ادرسشه … خواستین عضو بشین بفرمایید تا دعوت نامه بفرستم براتون … موفق باشین با خانواده محترم 🙂
    https://balatarin.com/links/recent

  9. این اصلا مهم نیست.ما فقر دراز کش نداریم.
    مهم نیست که این جا تو سر جوونا می زنن.مهم نیست که مردم کار ندارن.مهم نیست که جوونا همه دارن معتاد می شن.
    مهم اینه که کشور در عرصه های مختلف داره پیروزی کسب می کنه.
    مهم اسلام ناب محمدیه ولایتیه.بقیه چیزا اصلا مهم نیست.
    ……………………………………………
    تکبیر …..:)

  10. آره دداش دیدم زیاد هم دیدم. ولی من فقط شُکر میکنم! از دستم که کاری بر نمیاد، هر وفتم میرم حرم واسه ملت بدبخت و ملت خوشبخت دعا میکنم. کاش یه روز برسه که بازاره قندنوشته هات از تلخ نوشته هات داغ تر بشه. خیلی مخلصیم.
    ……………………………………
    منم منتظر همون روزم …. میگن شب درازه 🙂
    چاکریم ..

  11. Doste azizam salam, Modati ast ke masaleie shadidan zehnam ra mashghol kardeh ast, berabt be neveshte jadide shoma ham nist. Fekr kardam, anra matrah konam.

    Agar be dorobarat negah koni, hatman bachehaye ziadi ro mibini ke mashghool karhaye mokhtalefi hastand. Az gedaee gerefe ta forosh fal va gerdoo. Dokhtar va pesr, har do goroh ra mibini. Hal soal inast, vakhti in bacheha dar 10 sale ayandeh bozorg beshan ch khahand shod??!! Chegoneh in bacheha be ejtemee ke dar an zendegi mikonand negah khahand kard? Aya inha mitavanand be chizi ya kasi etminan konanad, ya iman dashteh bashand? Migooyand khar va zalil kardane afrad bozorgtarin tanbih mibashad. Hal tasavor kon ke in bacheha az sen 4 ya 5 salegi khar va khafif shodehand. Man az ayandeh in bacheha va az ayandeh keshvareman bimnakam. Pirooz va sarfaraz bashid.
    …………………………………
    خوب …اوخ ببخشید سلام 🙂
    خوب من اینها رو که میبینم نسل قبلشون رو هم میبینم … اکثریت اونها معتاد و کاش معتاد به تریاک و هرویین بودن … الان همه شیشه ای شدن وچه وحشتناک …دختر هاشون هم یا خود فروشی و یا مواد فروشی و اگر خوش شانس باشن کارگر خونه مردم … خرج مواد هم از راه دزدی و اکثرا اشغال جمع کنی … شب ها که میخوام برم خونه یه کیسه دستشونه و میان دستشون رو تا ارنج میکنن توی سطل های زباله کنار خیابون تا ببینن چیزی گیرشون میاد یا نه …کاغذ…پلاستیک …قوطی الومینیومی نوشابه …شیشه و امثالهم …رقت اوره …. میبخشی حالت گرفته شد … باید جواب میدادم !

  12. این حرفها دلها را غمزده میکند اما این غمزدگی شاید یادمان بندازد که آیا کودکان کشور خودمان بریمان بیشتر اهمیت دارند یا کودکانی لبنان و فلسطین؟! شک دارم پاسختان کودکان خودمان باشد…!

  13. دداش ای ………………….
    خیلی آقایی
    ……………………………..
    من یوزر و پسورد رو حذف کردم … ندارم دیگه … دوباره بده تا درستش کنم !

  14. من وقتی این آدم های معصوم رو می بینم هزاران سئوال تو ذهنم نقش می بنده . و جوابی هم براشون ندارم . هر وقت هوا گرم می شه و بهار و تابستون می شه بیشتر برای این طفل معصومها خوشحال می شم وقتی لخت سر چهار راهها نرگس و دستمال کاغذی می فروشن. وقتی دست و صورتشون کبود شده اشکم در می یاد . خودم هم موندم این همه دستمال کاعذی رو چیکارش کنم !!!!

  15. به قول خودت توش قند داش ولي آخرش تلخ تر از جام زهري بود كه بعضي ها سركشيدن . وقت درد ناكه اسفباره تهوه آوره وقتي اينارو مي بيني و بعد آقاياني رو كه تمام حم و غمش شوده ظهور آقا حالا با هر وسيله اي كه شده اينها بزرگترين دردي است كه ما تو جامعه داريم .
    كارت خيلي درسته

  16. vaghan in sahneha dar gosheh o kenare in khak kam nist vali faghat ye kami cheshme basirat mikhad to in dore zamone ke didan in jor chiza baraye hame adi shode mesle khyli az chizay dige ke hameshon ghebahateshon baramon az beyn rafte …faghat mionam begam tasof

  17. سلام گاها اونقدرتوحال خودم غرق میشم که یادم میره مطلب چی بودولی فکرمیکنم فقریک چیزنسبی هست چون شبهای زیادی روبا دو قند ونان خشک سرکردم درحالیکه پدربزرگم خانه باغ داشت وگله بوقلمون دران میچریدبرای خوراگ هفتگیشان ومن هر وقت که هوس میکردم برای بازی به باغشان بروم در طی مسیربارها بوده که مامورین بعنوان بچه بی سرپرست مرا گرفتندوبعدازمعرفی نام پدربزرگم ازادمان میکردند وخدا روشاهد میگرم که اگر یکبار برای شکم این مسیر طی میکردم یا غمی بردلم بودازفقرمان چون میدیدم پدرم بطورخارق العاده ای کارمیکند وبی حاصل چون کشاورز سالهای 1345بودوکشاورزی هر چه بیشتر یعنی نکبت بزرگترالان که دارم این کلامات درذهنم حلاجی میکنم از خدا میخوام بمن قدرتی بده که بتوانم چنین ارامشی را درفرزندانم ایجاد نماییم زهی خیال باطل البته وقتی مردم منطقه ماخونیک درخراسان جنوبی را دیدم فهمیدم چقدرفقر بی معناست برای شرایطی که عدالت حتی بصورت نقطه ای حاکم باشد این مردم شریف دراوج تنگدستی چقدربزرگ وثروتمندندباورش حتی با دیدنش سخت است کل هزینه سال یک خانواده 100هزارتومان نمی شدوچه سخاوتمند بودندوقتی درخواست مقداری عناب کردم برای بردن سوغات یک پاکت2کیلویی عناب خشک اوردندکه وقتی مقداربیشتری خواستم معلوم شد این کل موجودی اذوقه خانوار بوده که خیلی از این بابت شرمنده شدم جالبتراینکه با یک سلام وخوش بش گذرا وجهی نمی ستاندند بابت عنابها حالم بشدت منقلب شد چون نه پول می گرفت ونه برگرداندن عنابها را قبول میکرد بناچارازمیان اقلام درون خودرو مقداری خوراکی را بزور به هدیه دادم وباور عجیبی که دارند اینست که ادمی را اگرشعورباشد سالی چند باری نیاز به قضای حاجت نیست حالا با این تفکر نمی دانم فقرگلوی ادمی را میفشارد یا بی عدالتی بجرات سوگند میخورم تمامی مردم رزستا چنین بودند چطورش را نمی دانم دیدن ماخونیک به رفتنش میارزد برای بدست اوردن ارامش فراری

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s