دکتر شیخ …. دکتری که شیخ نبود !

                               

بچه که بودم هر موقع مریض میشدم مادرم دستمو میگرفت میبرد پیش دکتر شیخ … خدا بیامرز صدای خش داری داشت و خیلی مهربون بود ! روی میزش یه کاسه شکلات عسلی بود و قبل از معاینه به بچه های مریض یه دونه شکلات میداد … یادمه گوشه مطبش یه سطل پلاستیکی بود و مریض ها به فراخور اوضاع مادیشون باید پول ویزیت رو توی اون مینداختند و اگر هم نداشتن که مجانی بود … دکتر شیخ پولی که توی اون سطل جمع میشد رو دارو میخرید و توی مطبش میگذاشت ….. او نه تنها از فقرا و روستاییان پول نمیگرفت بلکه ازداروهایی که توی مطب داشت بطور رایگان به اونها میداد و حتی گاهی کمک مالی هم  میکرد !

اینطور که نقل میکنند دکتر شیخ یک موتور داشت که با اون به عیادت مریض هاش میرفت و بیشتر برای مریض هاش اب پاچه گوسفند رو تجویز میکرد چون اکثر مریض های اون از نظر مالی استطاعت نداشتند که سوپ جوجه بخورند و دکتر میگفت اب پاچه گوسفند هم همون خواص رو داره …

دکتر شیخ در اواخر عمر مریض شد و حتی در بستر بیماری هم به مداوای مریض ها میپرداخت و عاقبت در سال ۱۳۵۵ فوت کرد و  مردم قدر شناس مشهد و روستاییان همجوار چنان تشییع جنازه ای برایش گرفتند که بی نظیر بود و چون روز فوت اون خدابیامرز با وفات امام رضا یکی شده بود عزاداران امام رضا هم به تشییع کنندگان پیوستند و خبر به استاندار رسید که جماعت عظیمی دارند دکتر شیخ رو تشییع میکنند …استاندار وقت علیرغم اینکه خود دکتر وصیت کرده بود که در قبرستان عمومی شهر دفن بشه دستور داد که پیکر پاکش رو در حرم امام رضا دفن کنند !

اینطور که میگن مجلس تعزیه اون مرجوم در مجلس حوض لقمان توسط مردم برگزار شد که یک درشکه چی به تقاضای خود پشت میکروفون رفت و از خوبی های دکتر شیخ برای مردم صحبت کرد. در مشهد به یاد اون بزرگ مرد بیمارستان بزرگ تخصصی اطفال دکتر شیخ رو ساختند و خیابانی هم به نام دکتر شیخ نامگذاری شده … روحش شاد و یادش گرامی باد .

Advertisements

22 thoughts on “دکتر شیخ …. دکتری که شیخ نبود !

  1. تو این موضوع های بکر و ناب رو از کجا میاری !!!!
    من روزی 4 تا 5 بار از جلوی خونه دکتر شیخ رد میشم اما تا حالا به این که اینم میتونه یه موضوع باشه توجه نکرده بودم.
    دکتر شیخ منو یاد الکل میندازه بوی تند الکل ویک مطب کوچیک
    من دکتر شیخ رو خوب یادم نیست اما یادمه قد بلندی داشت مهربون بود و..
    مادرم میگه یک بار یکی بعد از ویزیت یک سر نوشابه توی همون ظرف میندازه که مثلا انگار پول انداخته و یکی از بیمارها میره به دکتر میگه و دکتر هم خیلی ناراحت میشه . و از این که آبروی یک بیمار رو بردن خیلی ناراحت میشه .
    ____________________________
    افرین …افرین …گفتی الکل افرین خوب یادت مونده ..
    این روایت رو هم من نوشته بودم اما حذف کردم …بعضی مریض ها سر نوشابه بجای پول مینداختن .
    اما گفتی الکل … دکتر بوی الکل میداد همیشه که اونم دلیل داشت که بماند ….

  2. راستی تو عکس دکتر شیخ رو از کجا آوردی . من رفتم توی image.google.com کلمه دکتر شیخو سرچ کردم چیزای جالبی نیومد !!!
    فکر کنم گوگل به شیخ بیشتر علاقه داره تا دکتر آخه همش عکس شیخ میاره .
    ______________________________
    ای بابا ما همسایه هستیم با اون خدا بیامرز

  3. به نام خدا و با سلام. نام دكتر شيخ يادآور گوهر ناب انسانيت است. اي كاش پزشكان ما تا حد امكان از رادمردي چون او پيروي كنند. زيرا انسان مي ميرد. اما انسانيت هرگز. و نام دكتر شيخ تا ابد ماندگار است.
    _______________________
    سلام
    خدا رحمتش کنه …

  4. سلام مطلب خوبی بود همیشه پدر و مادرم از خوبی های اون صحبت می کردند
    سن من که به دوره اون قد نمی ده ، همیشه دوست داشتم عکسشو می دیدم
    ممنونم ازت حالا اگر عکس با کیفیت بهتر و بزرگتر آپلود کنی ممنون میشم.
    _______________________
    سلام
    من سه تا عکس بیشتر نداشتم که همه در همین اندازه بودند … این بهتر بود البته

  5. یادآوری قشنگ و احساس برانگیزی بود در این قحطی انسانیت و رحم. ممنونم همشهری
    _______________________________________
    یادش گرامی و روحش شاد ..

  6. مامان بانو هم میگفت زمان بچگی پیش دکتر شیخ میرفته …
    فکر کنم فامیلش شیخ باشه …
    _____________________________
    بله مرصاد جان فامیلش شیخ بوده و فامیل خوش نامی هستند … اسم یک پسرش ارسطو بود که اونم فوت کرد خدا بیامرز .

  7. خيابون دكتر شيخ…چهارراه ميدون بار…دروازه ي قوچان…
    پسر يه لحظه منو از اينور دنيا كندي پرتم كردي تو خيابوناي مشهد…
    دفعه ي بعدي كه از خونه رفتي بيرون تو خيابون، به جاي من هم نفس بكش. هواي خيابوناي مشهد رو با تموم كثيفي و آلودگي كه داره دوست دارم!
    ___________________________________________
    یواش یواش داداش … توهین نکن به هوای مشهد
    تو بیا مبرمت کوسنگی کیف کنی …. با هم مردم طرقبه حض کنی
    مرم شاندیز موره شیشلیک مهمون مکنی اووخ مو هم کیف مکنم هم حض مکنم
    بچه کجایی خشایار جان ؟ بنظرم بچه کوچه زردی بشی یا کوچه باغ سنگی !

  8. مسعود جان سلام ، از انتخاب موضوع و توجهت خیلی ممنونم .
    دستت درد نکنه
    ___________________________
    چاکرم مجتبی جان
    حالا شدی پسر خوب 🙂
    پسر

  9. سلام
    مامان و بابای من هم از دکتر شیخ خیلی برامون گفتن.
    و مثل خشایار افتادم تو کوچه پس کوچه های چهار راه میدون بار. راستی نزدیک بیمارستان دکتر شیخ یه نوانخانه است نه؟
    _______________________________
    سلام
    اره بود … بعدا شد خانه مستمندان …. زندان زنان … الان خرابش کردن قراره بشه دارالقران 🙂
    هم محلی هستیم پس ..

  10. آدم به خوندن سر گذشت اين افراد نه كس درس عبرت ،‌بلكه عرق شرم بر

    پيشانى ميشينه ، كه اينا كى بودن و ما كى هستيم…..
    _____________________________________
    واقعا همینطوره

  11. مثل اینکه همه تو مشهد می‌شناختنش ولی کسی قبل از شما به خودش زحمت نداده بود به ما هم بشناسوندش.

    پس حدود سال ۵۵ بچه بودین. این رو هم نمی‌دونستم.
    _____________________________________________
    بعضی ها متاسفانه غریب میمونن …
    من هنوز هم بچه ام 🙂

  12. راستی به نظر تو اینهمه خوبی کجا میره؟ من به قانون بقای ماده و انرژی اعتقاد دارم.

    ————————————————
    اگه اعتقاد داری حتما حلول میکنه دوباره ..

  13. سلام از بالاترین میام
    از نوشته ات لذت بردم چون بهترین خاطراتم مال زمانیه که خونمون توی کوچه دکتر شیخ، فلکه صاحب الزمان بود.ممنون
    ___________________________________
    محمد نکنه تو دوست من باشی ؟ یه دوست داشتم توی اون کوچه اسمش محمد بود … توی یه کوچه باریک … اول فامیلشم خ بود 🙂
    به هر حال هم محله ایم رفیق ..

  14. فريدون فرخ فرشته نبود
    به مشک و به عنبر سرشته نبود

    به داد و دهش يافت آن نکوئي
    تو داد و دهش کن، فريدون تويي!

    يکي ديگه از اين آدمهاي بزرگ هم که چند وقت پيش به رحمت خدا رفت، دکتر پرتوئي بود…. ياد جفتشون زنده باشه…
    ___________________
    دکتر پرتویی مرد ؟
    خدا رحمتش کنه …. خدا بیامرزدش ..
    اگه اشتباه نکنم مطبش فلکه دروازه قوچان بود … طبقه فوقانی … روحش شاد ..

  15. هنوز هم در این دنیای وانفسا انسانهای شریف زیادی پیدا می شود.
    نمونۀ یکی از این دکترها را هم اصفهان داریم.
    البته 10 سالی می شود که از دکتر هاشمی و خانمشون که تمام وقتشون را صرف خدمت به همنوعان خود می کردند بی خبرم. ولی خوبی های این انسانها همیشه در خاطرها ماندگار است..
    ………………..
    خوبه نام و یادشون رو همیشه گرامی بداریم …

  16. من سال های 56 و 57 با پسر دکتر شیخ، مهندس جاوید شیخ در اداره مهندسی ارتش هم سربازی بوده ام. او نیز همانند پدرش انسانی نیک و دوست داشتنی بود.ی. صر…_ سیدنی استرالیا

  17. رویا خانوم گفت قانون بقای ماده و انرژی. همین دیگه من میگم چرا اینطوری میشم یا اصلا چرا اینطوریم!! مال همینه . انرژی وقتی به قدر کافی متمرکز بشه میتونه به ماده یا حتی بالاتر از اون به روزبه تبدیل بشه……
    اعتماد به نفس رو داشتی تو نمیری؟؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s