اوخ جون …! كَرتيم به مُولا…!!
بدست مسعود مشهدی
دیشب همینجور تو حال خودم داشتم روزنامه میخوندم یهو صدای دادِ دختر کوچیکه رو از توی اتاقشون شنیدم که گفت: دست نزن لاشی…! سریع رفتم توی اتاقشون بهش گفتم چی گفتی به خواهرت…؟ معصومانه نگاهم کرد گفت: به وسایل من دست میزنه …! یاسمن گفت: بابا جون این بیماره …! ببرش دکتر…! بخدا بیماره…همش لگد میزنه به من…! این دختر کوچیکه با اینکه هنوز پنج سالشه اما خیلی قُلدُره…! دوباره ازش پرسیدم چی گفتی تو…؟ دیگه نبینم ازین حرفا بزنی ها…! وسایلتونم جدا بذارین تا قاطی نشه …این کمد مال تو اونم مال یاسمن…! دختر کوچیکه گفت: ای وَل به وَلات…! یاسمن گفت:دَمِت قیژ…! نمیدونستم به این نوع حرف زدن بخندم یا دعواشون کنم …! بهشون گفتم دیگه اینجوری حرف نزنین ها…! دختر کوچیکه گفت: باباجون اینجوری حرف بزنیم حال میده…! چشمام گرد شد بهش گفتم حال میده یعنی چی…؟ یاسمن گفت: یعنی باحاله…! بهشون گفتم اینجور حرف زدن رو از کجا یادگرفتین…؟ یاسمن گفت: تو پارک…توسی دی هامون…همه اینجوری حرف میزنن…! حال میده حاجی…!
با تعجب گفتم:حاجی…؟ گفت:عمو حمید و عمو اَمین و جواد همش به هم میگن حاجی…! گفتم حالا یه حالی ازتون بگیرم حال کنین حاجی… سی دی ممنوع…پارک هم دیگه خبری نیست……! حاجي..!
برگشتم نشستم به روزنامه خوندن كه ديدم اين دختر كوچيكه داره يه بالش بزرگ رو به زور ميكشه مياره طرف من…فكر كردم ميخواد بياد اينجا بخوابه…! به من كه رسيد گفت: دولا شو بابا جونم اين بالشت رو بذارم پشتت كمرت درد نگيره…! بالش رو كه گذاشت پشتم معصومانه گفت: نميبريمون پارك …؟ گفتم چرا باباجون …ولي قول بدين ديگه اينجوري حرف نزنين…! دختر كوچيكه پريد هوا گفت: اوخ جون …! كَرتيم به مُولا…!!
………………………………………………
در پيج شاتوت خوان مشترك بشين اگه كم حوصله ايد و دنبال نوشته هاي منتخب بنده هستيد…!

چطوری حاجی؟
فاجعه که شاخ و دُم نداره برادر.
والا انشا الله که شوخی باشه و فقط در حد ظنز
اما اگر درست باشه و راست گفته باشید
ببخشید اینو میگم , این بچه ها مادر ندارن؟؟؟
سی دی
پارک
عمو
دائی
همه اینها رو ما هم داریم ولی بچه ما اینجوری نشده
خیلی داستان کج رفته عمو
قرار نيست بچه شما هم بشه بچه ما يا برعكس…بچه ها عين طوطي ميمونن …!
داستان هم نبود كه كج و راست داشته باشه عمو
اگه بچه شما زیر 7 سال داره که بیخیال هنوز فرصت هست واسه دیدن چیزای عجیب و غریب، در غیر اینصورت این خیلی خوبه بچه شما اینطوری نشده، اما اگه یه وارسی درست حسابی (از زاویه دید مردم نه پدرومادر) بکنی. میتونی ایراداتی پیدا کنی.
بچهها موجوداتی هستند که به سرعت چیز یاد میگیرن (خوب یا بدش تفاوتی نداره واسشون) و اگه بچهای بسیار پاک و منزه بود میتونه چند تا علت داشته باشه
1. محیط بسیار پاستوریزس و بچه هیچ اختیاری نداره از خودش
2. بچه قدرت یادگیری نداره یا خیلی کند یاد میگیره
3. بچه به شدت زیرکه و هیچوقت سوتی نمیده جلوی پدر و مادر
4. ارتباط با فرزند بسیار والد/فرزندی و بچه جرات ابراز وجود نمیکنه
البته موارد دیگهای هم قطعاً هست که من نمیدونم اما تا یه حدی از این رفتارها اصلا به کمکاری یا پرکاری والدین کاری نداره.
تا یه سنی بچه در اختیار خانوادس، بعدش مهد کودک، بعد مدرسه، بعد ….
بازم نوشته اي لذت بخش و پر از معضلات اجتماعي
بچه اين اقاي ناشناس فرق ميكنه .ما بچه هامون اينجوري هستم به مولا
اغراق و نادیده گرفتن ایرادات بچهها یکی دیگه از معضلات والدینه تو این جامعه خراب شده
اصلا كج يا راست در اين جامعه واقعيت نداره ناشناس عزيز؟
سلام .متأسفانه من هم با این معضل روبرو هستم.من کارمند صداوسیما هستم اما آنچه از تلویزیون پخش می شود دستپخت شرکتهای خصوصی یا اقماری است که به گرانترین قیمت به صداوسیما می فروشند ورویآنت می رود و بچه های ما میبینند ویاد می گیرند…چه باید کرد؟
متاسفانه صدا و سیمای میلی بدترین اثر رو روی بچهها دارن، من چند تا نمونه مثال میزنم
1. فیلمها درجهبندی ندارن و گاهاً دیده شده این درجهبندی تو تکرار فیلم عوض شده! یا بعد از گذشت مدتی از نمایش فیلم، نمایش داده میشه!
2. خیلی از همین برنامههایی که برای بچهها توسط خود سیما ساخته میشه بشدت به لحاظ تربیتی بدآموزی داره و بزرگترا فکر میکنن خیلی بامزس! (نمونش زیزی گولو که بزرگا واسش ضعف میرن گاهی!)(یا آوردن یه بچه به شدت بیتربیت که فقط بیاحترامی بلده و اسمشو میذارن شیرینزبونی)
3. گاهی برنامههایی نشون داده میشه که مناسب بچههاس و ساعت اون بعد از 10 شبه! (من ساعت 12 نیمه شب هم دیدم که فیلم مناسب بچهها نمایش داده شده)
4. خیلی از این بطور مثال کارتونها و فیلمها اصلاً مشخص نیست با چه معیاری خریداری میشه و خریدار به چی فکر میکرده اونموقع
راه حلی که من استفاده میکردم این بود که خیلی وقتا نمیذاشتم پسرم تلویزیون تماشا کنه و بجای اون ترجیح میدادم فیلم دوبله نشده ببینه یا کتاب بخونه.
پ.ن.: بچهها خیلی چیزا رو یاد میگیرن که باید هم یاد بگیرن، مثل مسائل جنسی (البته تو سن خودش و بسیار حساسه)، مثل فحش. اما به نظر من خیلی مهمه که این بچه بتونه رفتار کنترل شده داشته باشه (همه ما میتونیم با گذاشتن چند تا کلمه کنار هم بدترین جملات یا فحشها رو بسازیم ولی این کارو میکنیم؟) اما تلویزیون هیچ چیز خوبی یاد نمیده متاسفانه.
پ.ن2: خیلی وقتا ما خودمون مقصریم، وقتی قرار باشه بچه اونقدر آزاد باشه که هر چیزی رو ببینه، بشنوه (که مناسب سنش نیست) یا حتی تا دیروقت بیدار بمونه، چه انتظاری میشه داشت؟
پ.ن3: اکثر ماها تو شرایطی بزرگ شدیم که رعایت ادب و احترام بزرگتر واجب بود و چون نتونستیم هیچوقت با پدر و مادر دوست باشیم، گاهاً با بیتربیتبازی بچهها ممکنه حال کنیم (چون ما محروم بودیم از رفاقت) و حواسمون نیست که یه مرزی بین شوخی و رفتار صمیمانه با بیحرمتی وجود داره (خلاصش اینکه کرم از خود درخته)
خیلی ببخشید خیلی معذرت میخوام شما پسر دارین بعد اسمتونم گذاشتین پسر(بد)؟بزارین پیر پسر (البته شوخی بود).ضمنا اگه دقت کرده باشین دیدین من فقط حرف اجتماعی مینویسم .شما اینجا از صدا سیما گفتی بنظر منم برنامه هاش ضعیفه اما خدایی خودمونم خیلی اشکال داریم بارها تو خیابون شاهد دعوای ادمها و فحاشی اونها در حضور بچه ها بودم.اینکه خود ما هستیم.زنها تو روضه هاحرفای زندگی خصوصیشونو در حضور بچه ها میزنن فکر میکنن بچه ها نمیفهمن .بابام از وقتی بچه بودم نمی گذاشت مامانم و ما بریم روضه جمعا اگه 5 بار رفته بودم همش همین حرفا وجوکا بود که اصلا خوب نیست.سوار تاکسی میشی میبینی مرده 50 سال عمرشه همش داره گوشه میده .خوب آدم زجر میکشه اونوقت میخوای بچه اینا چی بشه .من خودم اصلا با شوهرم دعوا نمیکنیم اما از زمانیکه همون خانومه همسایمون شد منم گاهی مثل اون دعوا میکردم یعنی مثل قبلا آروم حرف نمیزدم.اونها که رفتن من دیگه مثل اولم شدم اصلا با هم دعوا نمیکنیم.یه فامیلی داریم اینها همیشه خونشون پره ادمه بچه هاش همیشه تو خیابونا ول بودن حالا زنه میگه چرا بچه هام اینجوریند و در مورد مادر پدر من میگه خوش به حالشون بچه هاشون خوبند.مامانم به ما میگه زمانیکه ما از همه چیمون میزدیم که بچه هامون درس بخونن این بنده خدا همش دیگ و پایه اش و دوغش به راه بود خاله باجیای بی مغز مثل خودش دورش و بچه هاش تو خیابوناو خودشم 24 ساعت غیبت و زیراب زدن و دروغ کارش بود .معلومه بچه چی میشه.حالا هم آقا شاتوت باید عوامل موقت مثل سی دی یا دوست ناباب پارک رو از بچه هاش با سیاست نه برخورد،دور کنه تا اونا این حرفا رو در حد شوخی بدونن نه اینکه شخصیتشون با اونا شکل بگیره.
حالا من شدم پیرپسر؟

پسرای بد هیچوقت پیر نمیشن
صد البته که ما هم بیایراد نیستیم. این مشکل سیستمه، وقتی سیستم خراب باشه هر چی توش باشه خراب میشه و من موافق این نیستم که اگه هر کی خودش خوب باشه کل سیستم درست میشه!
یه سری مسائل دست آدما نیست که بخوان درستش کنن. مثل آموزش و پرورش، مثل رسانهها…
خانواده بیتاثیر نیست و میتونه اثر خیلی زیادی روی فرزند داشته باشه، اما فرزند فوری از جامعه کوچیک خانواده دور میشه و میره تو جامعه بزرگتر مثل مدرسه، دانشگاه…
منم گفتم جامعه تاثیر داره اما مثال منو دقت کردین؟ما 2 خانواده بودیم یکی تو خونشون همیشه پر رفت و امد و حرفای خاله زنکی یکی هم ما که بابا مامانمون خیلی بچه ها رو کنترل میکردن.جامعه برای هر دو خانواده یه جوره ولی نتیجه متفاوت شد .ضمنا جامعه رو هم ادما تشکیل میدن حالا اگه نسبت ادمای باسواد و فهیم به شعبون بی مخ ها زیادتر باشه جامعه پیشرفت میکنه وگرنه ،نه.دقت کن خانوادههای تحصیل کرده چند تا بچه میارن؟مقایسه کن با بی فرهنگها هنوز نرسیدند به زندگی مشترک بچه پشت بچه .اینها تربیت نشدند پس نمیتونند مربی خوبی برا بچه هاشون باشن پس وقتی بزرگ بشن چون تعداد نادانها بیشتره اکثریت جامعه با اونهاست اموزش ، دانشگاه ،همه چی در دست اکثریته.در نتیجه هر کس باید از خودش شروع کنه به کسب دانش و تلاش کنه به دیگران هم بجای سرزنش درس بده مثلا خدایی ما حاضریم بریم مجانی تو روستا درس بدیم؟خوب این میشه آموزش .حاضریم بریم بهزیستی بچه های فراری رو تحت اموزش قرار بدیم .همچی که دستمون به دهنمون میرسه به پایین شهریا میگیم پیف پیف(مثلا).ما هم تلاش نمیکنیم هی میگیم دولت اینکارو کنه اونکارو کنه.خوب نمیکنه حد اقل خودمونم به بد بختی دامن نزنیم(اه چقدر حرف زدم)
من مثالتو خوندم، حرف من اینه همون همسایهای که ازش تاثیر گرفتی تا وقتی که اونجا بودن میشه جامعه. حد و حدود کنترل خانواده تا یه حدیه (مگه آدم بخواد بچشو به خودش بچسبونه و فکر کنه بچه تا ابد مال اونه) این مسئله یه آش شلهقلمکاره که جامعه شناسا (که تجربش به نظر من خیلی کمه، علتش اینه که اونام تو همین بستر مریض رشد کردن) باید نظر بدن و نظر آدمی مثل من در حد تجربیات و دریافتهای ناقص از جامعس.
آدمی مثل من داره بچشو برای جامعه آماده میکنه، مستقل و کسی که میتونه دریافتهای زیادی از جامعه داشته باشه اما باید بتونه قدرت تحلیل داشته باشه. اما میخوام بدونم طاقت آدما چقدره؟ هر چیزی حدی داره.
با مثالهای کوچیک از آدمای اطراف نمیشه کل رو دید، درسته که تعاملات کوچیک خیلی مهمن ولی در کل هر چی بزرگتر میشه نیروهای بیشتر و بزرگتری به شخص وارد میشه که اینا به نظر من اصلا و ابدا در کنترل خانواده و گاها خود شخص نیست.
وقتی سیستم دختر و پسر رو از هم جدا میکنه (حتی در دانشگاه) شما چطوری میخوای با تربیت به پسر یا دخترت بفهمونی که برخورد درست با جنس مخالف چطوریه؟ تئوری حدی داره و این بچه باید در عمل تعاملات و حالتهای مختلف رو تجربه کنه.
اینجاس که من میگم حکومت خیلی خیلی خیلی مهمه و این حق مردمه که طلبکار حکومت باشه (لطفاً برداشت سیاسی نکنه کسی) و اصلاً حکومتها بدهکار مردمن نه مردم بدهکار حکومتها (ناگفته نمونه که حکومت هم حقی داره به مردم)
پس از زاویهای که من منظورمه، نقش خانواده در مقابل نقش دولت بسیار کمه و ناگفته نمونه که ما بعنوان والد حداکثر سعی خودمون رو در تربیت چیزی که در زمان حال و کمی زمان آینده درسته انجام میدیم.
انسان موجود پیچیده ایه که شما اصلا نمیتونی بگی من این فرمول رو رو بچم پیاده میکنم و این محصول رو میگیرم… باید بستر رو برای رشد و شعور بچه آماده کرد باید رو شکل گیری شخصیتش کار کرد… باید خوب و بد رو تفکیک کرد براش…اما با همه این اوصاف معلوم نیست این آدم وقتی بزرگ شه چی میشه…متغیر های محیطی که تاثیر میذارن رو شخصیت بچه خیلی زیادن و تازه هر ادمی به مرور زمان شخصیتش شکل گرفته تر میشه اگه اهل فکر باشه!
boring
شاتوت خان روزنامه چی میخونی؟
از اون مهمتر از کجا و ساعت چند میخری؟ من میخوام بیام ببینمت !
والله بخدا مويم يك سر دوگوشم عين بقي
دختر با سن و سالای مختلف رو راحتتر میشه ملاقات کرد تا این مسعود خان!
من که چند ساله میشناسمش پا نمیده، حالا شما که «ناشناس» هم هستین از گرد راه نرسیده میخوای تورش کنی؟ ایول، ایول به اعتماد به نفس.
خیلی قشنگ مینویسی مسعود خان جیگرتو به مولا! حاجی جون خلی چاکرتیم مشتی!
اصلا احتیاجی به سی دی و پارک و عمو نیست .کافیه چند تا سریال و قیلم سینمایی ببینن .یاد می گیرن.عجیب نیست.
سلام
من پسرم از وقتی به دنیا اومده بود تا ۶ سالگی ایران نیومد!
یه ماه آمد. هم فارسیش خوب شد هم از این اصطلاحات یاد گرفت. البته نه به حرفهای دخترهای شما!
تازه فقط با بچههای فامیل که نسبتا هم پاستوریزه هستن بعضی میکرد!
تا بعد
Farhange LOMPANI ra jomhurie fesade eslami dar Iran ravaj dadeh ta be tedade LOMPAN hai ke OMMAT namideh mishavand AFZOODEH GARDAD.
شما که حساسیت دارید و تفاوت را میفهمید، مسعود خان، شما موظف هستید در نبود امکانات فرهنگی مناسب تلاش کنید مواد فرهنگی مناسب و غنی را در اختیار کودکانتان قرار بدهید. اگه دست روی دست گذاشتید تا بچه از تلویزیون و سی دی های سنگ بازار و کوچه و خیابون حرف زدن و سایر چیزا رو یاد بگیرد؛ اگر نقش تربیتی منفعلی در کنار این چیزا به خودتون گرفتید، اشتباه میکنید. آستین بالا بزنید و تفریحات و مواد خام غنی در اختیار بچه قرار بدهید. اگر اهلش باشید و بخواهید پیدا می شود. بچه ها را همین جور ول نکنید بدست سیستم! دخالت کنید! سلیقه ی بچه را تربیت کنید! با تنبیهات مثل این کاری که کردید، شما فقط نگرش و سلیقه ی خودتان را به بچه ها معرفی میکنید. این بد نیست. خوب است. راه دوری نمی رود. بدردشان خواهد خورد. اما چیز بدی را از بچه میگیرید چیز خوبی را جایگزینش کنید.
در ضمن ، ماشالا به دختر کوچولوت که به قشنگی فرشته هاست. حتمن یا خودت قشنگی یا خانمت یا هر دو تا تون.
(یکی)راست میگه دخترتون قشنگ و خواستنیه خدا نگهدارش باشه
منم انقد از این کلمه لاشی بدم میاد…! معنیشم نمیدونم چیه…یکی یه بار بهم گفت خیلی بهم برخورد…نزدیک بود میخش کنم به دیوار!!
بایددم میخش میکردی به دیوار مریم خانم،حرف خوبی نزده .
ما یه همسایه داشتیم زنه کمتر از 30 مرده کمتر از 40 .بیرون که میدیدیشون فکر میکردی از اینها با کلاس تر کسی نیست.با هم تقریبا هر شب دعوا میکردن صداشون هم بلننننند.زنه به شوهرش میگفت(چی خیال کردی داداش من، ننت میدونه خواهرت میدونه دوست دختر داری مارو اسکل میکنی ..) منم یواش یواش ازش یاد گرفتم برای همینم بهت میگم(بد خوا مد خوا داری سه سوت کارداره یه کف گرگی نثارش کنم)
خدا رحم کنه آبجی، من یکی بدخواهه مریم نیستم
خیالی نیست(پسر بد)امونی..یعنی در امانی
مو کم آوُردُم
ممنون توت فرنگی! به اسمت نمیخورد انقد جذبه داشته باشی…بهش نشون دادم این حرفتو… بعدش قدرت تکلمشو از دست داده
دوستی برای همین جاها خوبه مریم جون.دبیرستان که بودم یه دوستی داشتم خوشکل و بور تو کلاسمون اگه بدونی چجوری حرف میزد عین این داش مشتی ها دولا میشد دستمال میگرفت دستش یه شعری میخوند توش میگفت(..آق کریم نصرت ..فرصت ..)طولانی بود شعرش.چکار کنیم دیگه اینا رو بگم بهتره که سوال کامپیوتری کنم
خدا حفظشون کنه و سایه شما رو هم بالا سرشون نگه داره
اما اینجور حرف زدن خیلی رایج شده
و خیلی سخت هست اگه بخوایم دیگران رو مخصوصا بچه ها رو که وابستگش بیشتری به برنامه های تلویزیون دارن از این نوع حرف زدن منع کنیم
تلویزیون ملی!!! هم که ضرغامی قربونش بره اصلا رعایت نمی کنه!
موفق باشید
من یه نظر گذاشتم اما پرید
(
کجا رفت مستر مشهدی؟!
دوباره می نویسم!!
خدا حفظشون کنه و سایه شما رو هم بالا سرشون نگه داره
اما در مورد این مدل حرف زدن که خیلی رایج شده
و خیلی هم سخت هست اگه بخوایم دیگران رو مخصوصا بچه ها رو که وابستگی بیشتری به برنامه های تلویزیون دارن از این نوع حرف زدن منع کرد
تلویزیون ملی!!! هم که ضرغامی قربونش بره اصلا رعایت نمی کنه!!!
vaai khili nazan. Khoda hefzeshoun koneh.
بچه بودم میگفتم چرا این پدر و مادر ما اینقدر غر میزنن میگن این کارو بکن و اون کارو نکن… درس بخون… به فلان فامیل جواب سر بالا نده… از چپ و راست گیر میدن… و خلاصه میدونید دیگه… با خودم میگفتم هیچ وقت مثل اونا نمیشم… امروز خیلی سعی میکنم مثل پدر و مادرای خودمون نباشم و به قولی روشنمغز باشم اما یک وقایی میبینم چقدر طفلیا حق داشتن… مخصوصا گاهی این پس گردنی معجزه میکنه
راستی بچه ما از وقتی رفت مدرسه خراب شد… هم دروغ یاد گرفت .. هم تنبل شده.. هم جواب سر بالا میده و هم واسه من مفتش عقاید شده…. حالا چارتا اصطلاح جوون پسند اینقدر غصه نداره…. بزرگ بشن با خوندن و معرفی کتابهای مناسب راهشون رو پیدا میکنن…اما بداموزی که این مدرسه ها دارن هیچ فیلم و پارکی نداره صدا و سیمای داخلی هم که اصلا سم… مخصوصا قسمتهای اموزش اخلاقیاتش بچه ها رو بی اخلاق میکنه
سلام مطلب خوبی بود شما هم صبر داشته باش خودش خوب میشه
یه سری مطالب دارم در مورد نجوم و ایران کهن در زمان کوروش کبیر که می خوام تو بالاترین به اشتراک بزارم احتیاج به اکانت بالاترین دارم ممنون میشم برام دعوت نامه ارسال کنید. دانشجوی تاریخ دانشگاه آزاد Elmira.mhl68@yahoo.com
الهی عزیزم…خدا حفظشون کنه واستون…به خدا همه قشنگی دنیا همین بچه های کوچولو هستند.
آقا این عکس که گذاشتید سر در وبلاگ ، عکس دخترتونه؟ چقدر ناز و خوشگله بزنم به تخته .
ناشناسان محترم، بابا لااقل به فکر بقیه باشین و یه اسم انتخاب کنین. باور کنید طرف شدن با یه ناشناس خیلی سخته.
من به این میگم احترام به جمع، یه چیزی مثل معرفی در برخورد اوله.
شده یه جلسه بشینین و قبلش آدما به هم معرفی نشده باشن؟!!!
این روزا بزرگترها هم حرف زدنشون عوض شده وقتی ما بچه بودیم بزرگترها با هم با احترام صحبت میکردن ولی حالا چی خوذ شما یک مطلبی بزار که یکی خوشش نیاد ببین چجوری واست کامنت میزارن
اونوقت شما از دو تا بچه انتظار داری !!!!
بچه هاي اين دور و زمونه هم خيلي باهوشند و هم شيرين زبون!
برعكس قديم كه ماها قُد و نچسب بوديم اينها همه اش دنبال اين هستند كه خودشون رو بشتر توي دل والدين جا بدهند
عكس العمل اطرافيان در مدت استمرار اين ادبيات هم خيلي تأثير داره
به هر حال وقتي «اخراجيها» پرفروشترين فيلم اين مملكته!
وقتي ادبيات رسمي سران مملكت ما نزديك به همين سبك است!
و …
خيلي هم نميشه همه تقصير رو انداخت گردن ديگران!
خدا حفظشون كنه بجه هاتون رو جناب شاتوت!
بعد عكس همين ايشون توي اوون هفته نامه كذايي «آش، كشك، دوغ» چاپ شده بود؟
راستش شماره هفته نامه رو نگفته بودي من هر چي گشتم پيداش نكردم
از همون موقع حالم گرفته شده بود!
عاشقتم هزارتا،کَرتیم به مولا…..منتظر پست های بعدی هستیم.
سلام اقا مسعود چند روز پیش تو بالاترین به نوشته ات برخوردم اونقد ذوق کردم که الان چند روزه همه اش دارم میخونم …با موبایل به وبلاگتون سرمیزنم اخ چشمم
بیشترین نکاتی که باعث شده مجذوب نوشته هاتون بشم (فک کنم بقیه هم بامن موافق باشن ) اینه که اساس نوشته هاتون صداقت هست …همینطور فک میکنم زندگی کردن به شیوه خاص هرکس به دور از ادا و تقلید خیلی زیباست.همینطور نوشتن ….
از طرفی هم خوندن نظرات دوستان همونقد برام جالب و خوندنیه …..واسه نسل ما که پر از دغدغه های امروز …دیروز …فرداس پناه اوردن به چنین جمع کوچیک نوید یه جامعه ازاد و تو اینده میده هرچند ما نباشیم و نبینیم……حتمن ما میتونیم نسلی و تربیت کنیم که تو ته مغزشون استبداد نباشه دروغ نباشه ….مدار و تحمل و احترام و شاید تونستیم نهادینه کنیم…
(تویکی از نظرات پسر بد مث من خیلی نوشته بود مریم خانوم گفته بود یه وبلاگ میزدی لینکش و میزاشتی ….حکایت من شد)
موفق باشی مسعود مشهدی
ممنونم …:)
می گم حاجی،اونجا که گفتی بالش رو به زور می کشید خیلی باحال بود،خیلی تصورِ خوبی بهم دست داد.