چهارمین پست رسمی اصطلاحات و لغات مشهدی (۴)
و این هم چهارمین پست اصطلاحات و لغات مشهدی
۱۵۱- اّش لَخشَک = نوعی اش که رشته های ان با پهنای تقریبی چهار سانت با خمیر درست شده و سبزی اسفناج هم در ان میریزند و با کشک و سیر خورده میشود و بسی خوشمزه است…
۱۵۲- سِنده سِلام = گل مُژه
۱۵۳- اَلپَر = صفتی برای دخترهای ورپریده و اتش بسوزون و …
۱۵۴- اَرده = هر نوع تایر و چزخ
۱۵۵- خَط بازی = لیلی که یک نوع بازی بچگانه است
۱۵۷- لُکّه ( کاف مشدد) = گوله
۱۵۸- جای(یای مکسور) = کِناره ؛ نزدیکِ
۱۵۹- هُنا، اُنا، اُناش؛ اُناهاش = برای اشاره به دوری یا نزدیکی
۱۶۰- اُرسی = کفش
۱۶۱- حَووُلی = حیاط
۱۶۲- بَرق bargh = همون دریچه ای که سر راه جوی آب میذارن که راه آب بند بیاد و مسیر آب عوض بشه.
۱۶۳- کالِه = باغچه
۱۶۴- پُفله = تاول
۱۶۵- چُوسی = دستمال کفتربازا
۱۶۶- زینگیچه = آرنج
۱۶۷- مَشَنگ = اسکل و خنگ و نفهم
۱۶۸- کُج (koj) = کجا؟
۱۶۹- هَم زُلف = باجناق
۱۷۰- چَخ چَخ کردن = لاس زدن ؛ گفت و شنود گرم
۱۷۱- شُمال = باد (پنجره ر ببند شمال میه)
۱۷۲- بانوج = نوعی گهواره که با پارچه و طناب برای بچه ها درست میکردن
۱۷۳- تَلخه شُدَن (تلخه رفتن) = حالتی که آدم در اثر تحمل طولانی مدت گرسنگی دیگه میلی به غذا نداره
۱۷۴- شان = به عنوان یک پسوند که واقعا بود و نبودش فرقی ندارد و هنگام نام بردن از شخص ثالث غایبی به انتهای نامش اضافه می شود.(مجید: مجیدشان ، الهام: الهامشان)
۱۷۵- کوندِه بازی = پدرسوختگی ؛ مردرندی
۱۷۶- مُد مُد مُکنه ..؟ = یعنی ماتحتت میخاره …؟
۱۷۷- پُرمُز = نوعی چراغ نفتی بادی قدیمی که برای غذا پختن استفاده میشد
۱۷۸- چاکوش = چکش
۱۷۹- چُل = دودول
۱۸۰- مایتابه = تابه
۱۸۱- چُرنه = بخشی از قوری که از ان چایی بیرون میریزد
۱۸۲- تَخگاهی = سکویی در اشپزخانه
۱۸۳- دیفال = دیوار
۱۸۴- اِشکاف = کمد
۱۸۵- کُلون = قفل در
۱۸۶- گربه شور = شستن سرسرکی و الکی
۱۸۷- لِنجه =گیر دادن
۱۸۸- پَت = حالت گره خوردن موها در هم (مثال: موهام پَت رفته…!!)
۱۸۹- کُج مِری = کجا میری
۱۹۰- زُلفی = زنجیر در
۱۹۱- کُس مَشَنگ = خیلی اسکل و نفهم
۱۹۲- اینجه = اینجا
۱۹۳- سوسِلِنگ = دُم جُنبانک
۱۹۴- چارقَد = روسری
۱۹۵- دُوری = بشقاب
۱۹۶- گلکاری= میدانی در شهر که در ان گل کاشته شده باشد
۱۹۷- پلته= فیتیله
۱۹۸- توله نَده = هُل نَده
۱۹۹- کولُوخ = تیکه خاک سفت شده
۲۰۰- پلخمون = وسیله ای که با چوب دوشاخه و لاستیک باریک تیوپ دوچرخه و یه تیکه چرم درست شده و سنگ کوچکی رو داخل چرم اون گذاشته و پرندگان رو شکار میکنن مخصوصا چغك ها رو
