دومین پست رسمی اصطلاحات و لغات مشهدی (۲)
دَم هَمَتان گرم …!! خیلی باحالین خداوکیلی …اصلا فکر نمیکردم چنین استقبالی بشه…!! اصن مگه مشهدی بی حال هم میشه…؟ ( به جان مادَرُم مِشه…! بُقُران مِشه… به حَرضَت عباس مِشه…حالا ما گفتِم نِمِشه شما هم بگن نِمِشه ماره خراب نَکُنِن…!! )
استقبالی که از اولین پست رسمی اصطلاحات و لغات مشهدی (۱) شد دلگرم کننده بود…!! مگه شما همت کنین والا من عددی نیستم که بخوام این بار رو به سرمنزل برسونم…! دوستي انتقاد كرد و گفت پست ها طولانيه و ديدم حرف درستيه…از اين به بعد در هر پست پنجاه كلمه از لغات مشهدي با معني انها نوشته ميشه و کلماتی که دوستان در کامنت ها میذارن هم به مرور در پست ها استفاده میشه…
و این هم دومین پست رسمی اصطلاحات و لغات مشهدی (۲)
51- شیکَم تِغار = به ادم پرخور اطلاق میشه که شکمش عین تغاره
52- قُرمَست = پر جنب و جوش ؛ شلوغ کار
53- سَقه سِنده بُر = حکایت از سوز و سرمای بی حد
۵۴- اّلولو پوستینی = این هم برای ترساندن بچه ها میگفتن و منظورشون لولویی بود که پوستین پوشیده
۵۵- کُسخُل مالیاتی = اصطلاحی برای ادمهایی که کارهای غیر عاقلانه انجام میدن و هیچ هزینه ای هم بابت این کارها پرداخت نمیکنن…!
۵۶- خارانو = خارپشت
۵۷- سیبیست = گیاه تازه یونجه
۵۸- پور چَنه = پر حرف
۵۹- پور باد = کسی که قهر کرده ؛ کم توقعیش شده و قیافه گرفته
۶۰- بَد دماغ = کسی که زود از هر چیزی میرنجه
۶۱- وسنی = هوو
۶۲- اّق میرزا = شوهر خواهر
۶۳- شِلار دادن = با ناز و اَدا راه رفتن
۶۴- تَنَسگل = میوه ای شبیه زردالو اما با رنگی عین هلو و طعمی شبیه شلیل
۶۵- اَخکوک = زردالوی نارس
۶۶- اُوجیه = برداشت محصول بعد از برداشت اصلی…! یعنی مثلا یه زمین رو که سیب زمینی کاشتن وقتی صاحب زمین سیب زمینی هاش رو در میاره یه عده از بچه ها میرن و اون سیب زمینی هایی که از چشم صاحب زمین دور مونده رو از زیر خاک درمیارن و متعلق به خودشونه…!
۶۷- گنده گوزی = بلند پروازی
۶۸- بوزُنقُره = خارپشت های بزرگ با تیغ های بلند ( شک دارم البته )
۶۹- کون ناشور = عوضی ؛ کسی که دره کونش گهیه …!!
۷۰- هَوَنگ = هاون
۷۱- دِمبَز = وسیله ای چوبی شبیه برانکار که دوتا دسته از جلو داره و دوتا دسته از عقب و وسطش هم سبدی گود و بزرگه که از چوب ارغوان بافته شده و بیشتر برای حمل خاک و کود استفاده میشد…!
۷۲- سُمارُق = قارچ خوراکی
۷۳- خاگینه = خوراکی با تخم مرغ و کمی ارد و روغن
۷۴- چراغ بَرات = شب های نیمه شعبان که به دیدار مردگان میرن و خیرات میکنن
۷۵- روغن جوشی = نان های روغنی که مخصوص شب های چراغ برات هست و روی اون شکر میپاشن و خیرات میکنن
۷۶- خِطاب = این هم نوعی نان روغنیست که وسط اون رو با سیب زمینی پخته پر میکنن تقریبا شبیه پیراشکی
۷۷- کِله پا = زمین خوردن
۷۸- سارُق = پارچه ای که داخل ان چیزی میگذارند و گره میزنند
۷۹- یک قُل دوقُل = نوعی بازی با سنگ های ریز
۸۰- سَربَرق = جایی که جلوی اب جوی رو میبندن
۸۱- سوسه امدن = خبرکشی ؛ اتش بیاری معرکه
۸۲- کِلون = کلان؛ بزرگ
۸۳- اّق بابا = بابای بابا
۸۴- قیسی = میوه خشک شده و در مشهد بیشتر به توت خشک میگن قیسی
۸۵- کُنده = چوب
۸۶- پرواز = چوب های تخت و یک اندازه ای که قدیم برای پوشش سقف استفاده میکردند و فواصل بین چوب های گرد بزرگ که به جای اهن بکار میرفت رو پر میکرد و بعد روی اون حصیر مینداختن و خاک میریختن روش و کاه گل میکردن
۸۷- خِشتَک = شلوار راحتی و به قسمت میانی شلوار هم گفته میشه ( خشتک پاره )
۸۸- مُستِراب = مستراح
۸۹- خِلا = مستراح
۹۰- چاخو = کسی که کارش خالی کردن چاه مستراح بود و جزو بدترین کارهاست که قدیم با سطل انجام میدادن
۹۱- هی الخ = یعنی هی گاو، نفهم، بیشعور
۹۲- طاس = کاسه فلزی
۹۳- اوشتولی = شوتولی؛ معمولا در توشله بازی کسانی که بازی رو نگاه میکردن وقتی یک نفر برنده میشد از اون توشله ای مفت بعنوان اوشتولی دریافت میکردن… در قمار هم همینطور
۹۴- قیماق = خامه بسته شده روی شیر
۹۵- ناسَن = یکدفعه؛ یهو
۹۶- واز = باز
۹۷- شاپورو = شاپرک
۹۸- کونِش مَست رفته = کنایه از کسی که سرخوش است
۹۹- فالی = نوعی شیرینی که بچه ها اون رو میفروختن و باریک به صورت دایره وار توی روغن برشته میشد و بعد اون رو داخل شبره می انداختن تا شیرین بشه
۱۰۰- کوتی = فالی های شکسته ای بود که فالی فروش کنار سینی اش میگذاشت و به صورت یکجا میفروخت
…………………………………………………..
