اولین پست رسمی اصطلاحات و لغات مشهدی (۱)

چند وقته تو فکر اینم که یه فرهنگ اصطلاحات و لغات لهجه مشهدی هم به نوشته هام اضافه کنم تا مرجعی بشه برای اونایی که علاقه دارن به لهجه مشهدی و دونستن معنی خیلی از کلمات قدیمی که ممکنه در اثر مرور زمان از بین بره…!! اینجوری که پیش میره چهار روز دیگه اگه با بچه هامون با لهجه مشهدی حرف بزنیم ممکنه با تعجب بهمون نگاه کنن و فکر کنن که داریم به یه زبون دیگه حرف میزنیم…!! شاید اگر دوستان هم همت کنن و به بنده کمک کنن در اینده (اشعار مشهدی)و (اداب و رسوم مشهدی) رو هم اضافه کنم …!

راستش توی مشهد بیشتر دخترها مخصوصا اون تیتیش ها و سانتی مانتال ها از گویش مشهدی متنفرند و اصرار دارن که تهرونی غلیظ صحبت کنن و یه جورایی غرو غمزه و عشوه هم به گویششون اضافه کنن…!! اینا فرداروز که مادر بشن همینجور حرف زدن رو به بچه هاشون هم یاد میدن و کم کم دیگه اثاری از لهجه و گویش مشهدی پیدا نمیشه مگه پشت کوه…! اما قبول کنید که همه شما مشهدی ها که خارج هستین و یا توی شهرای دیگه زندگی میکنین تا لهجه مشهدی رو بشنوید یهو خوش خوشانتون میشه و بوی اشنایی به مشامتون میخوره …! خیلی از ماها ممکنه از اسب بیفتیم اما از اصل نمیفتیم…! حالا من کمک میخوام از شما… از شمایی که توی چین و ماچینی و از شما که توی طرقبه زندگی میکنی…! از شما که توی استرالیا و کانادا و لاس وگاس هستی و از شما که بچه طبرسی و خواجه اربیع و گلشهری…! کمک کنین تا اصطلاحات و لغات رو جمع اوری کنیم…! در ضمن براي اينكه پست ها طولاني نشه در هر پست از پنجاه كلمه و معني ان استفاده ميشه …/

و اما اولین پست رسمی اصطلاحات و لغات مشهدی (۱)

1- مُو = من

2- یَره = یاره ؛ اقا ؛ خطاب به کسی که با اون رفیقی و رودربایستی نداری

3- ناردِشُر = لوله هایی بود که با حلبی درست میکردن و اب بارون رو از روی پشت بام ها به پایین و توی پیاده رو ها هدایت میکرد ..

4- علي لُمبَك = الا كلنگ

5- چُمبه = چاق

6- چلاس = کسی که دایم حرص میزنه برای خوردن و سیرمونی نداره…!

7- پلَشت = کثیف

8- ناشور = نَشُسته ؛ الوده

9- کُخ = به هر نوع حشره ای که پرواز نمیکنه اطلاق میشه

10- سَرکُن = مداد تراش

11- میلان = كوچه

12- پیشینگ = پاشیدن اب به روی کسی یا چیزی

13- جُل جُل = تکان تکان خوردن ؛.وول خوردن

14- سُر سُر = در گوشی حرف زدن ؛ اروم با کسی حرف زدن

15- مِس مِس = لفت دادن ؛ طول دادن

16- فِس فِس = معطل کردن بدون دلیل مهم

17- مُدمُد = حرکت منقبض شدن کون مرغ و خروس…!!

18- لِخ لِخ =کسی که پاهاش رو به زمین میکشه و راه میره…!

19- قَره کی = با دست یا انگشت لمس کردن ماتحت یه نفر ؛ انگول کردن…!!

20- قِرشمال = کولی

21- چُغُک = گنجشک

22- کِلپاسه = مارمولک

23- دُل = نوعی سطل که با لاستیک سیاه درست میشه با دسته اهنی و بیشتر برای اب اوردن و یا خارج کردن خاک چاه استفاده میشه..

24- غجمه = انگور دانه شده

25- توشله = تیله

26- شِرشِره = کاغذ های باریک رنگی که برای تزیین به کار میرود

27- موساکوتقی = پرنده ای شبیه یاکریم

28- چُغُلی = شکایت کردن از یک نفر ( اگه چُغُلیته به بابات نِکِردُم…! = یعنی اگه وقتی بابات اومدم شکایتت رو بهش نکردم…! )

29- چغَل = سفت ؛ بد گوشت ؛ محکم

30- جیر دادن = جر زدن ؛ تقلب کردن

31- گاو ؛ گذر ؛ پندیل = نوعی بازی بچه ها

32- اّپارتی = دریده ؛ بیشرم ؛ لقبی که بیشتر برای دختر بچه های پررو بکار میرفت توسط مادرشان

33- کُخ دِری…؟ = کرم داری…؟ ؛ مرض داری …؟

34- چوله غِزَک =مترسک بد قیافه سر جالیز ؛ به کسانی اطلاق میشه که خودشون رو به نحو ناجوری از نظر پوشش یا ارایش درست کرده باشند..!

35- مارموسو = مارموز؛ بدجنس ؛ موذی

36- مَقبول = قابل قبول ؛ قشنگ

37- کِلّه وَنگ = درگیر ؛ مشغول کاری بودن به نحو نامتعارف

38- خِفتی = گردنبند

39- چوری = اَلنگو

40- پلَنگ دِماغ = کسی که زود بهش برمیخوره و ناراحت میشه از حرفی یا عملی

41- دولَّخ = گردو خاک کردن

42- چینگ = نوک پرندگان

43- لِمَشت = کثیف ؛ کسی که به کثیفی دست و صورت خودش اهمیتی نمیده

44- اَلِفش = چسبناک ؛ نوچ ؛

45- دِلَنگون = اویزون ؛ وصل شده

46- چُخت =سقف

47- خِلّ = اب دماغ

48- ناخون جلّه = نیشگون

49- خُش = مادر زن

50- خُسُر = پدر زن

دوستان لطف کنن اگر در املای کلمات یا مفهوم کلمات اشتباهی شده گوشزد کنن تا اصلاح بشه…تا بعد…!