تلخ نوشته ها ( مسعود مشهدی )

ماه: سپتامبر, 2010

اولین پست رسمی اصطلاحات و لغات مشهدی (۱)

چند وقته تو فکر اینم که یه فرهنگ اصطلاحات و لغات لهجه مشهدی هم به نوشته هام اضافه کنم تا مرجعی بشه برای اونایی که علاقه دارن به لهجه مشهدی و دونستن معنی خیلی از کلمات قدیمی که ممکنه در اثر مرور زمان از بین بره…!! اینجوری که پیش میره چهار روز دیگه اگه با بچه هامون با لهجه مشهدی حرف بزنیم ممکنه با تعجب بهمون نگاه کنن و فکر کنن که داریم به یه زبون دیگه حرف میزنیم…!! شاید اگر دوستان هم همت کنن و به بنده کمک کنن در اینده (اشعار مشهدی)و (اداب و رسوم مشهدی) رو هم اضافه کنم …!

راستش توی مشهد بیشتر دخترها مخصوصا اون تیتیش ها و سانتی مانتال ها از گویش مشهدی متنفرند و اصرار دارن که تهرونی غلیظ صحبت کنن و یه جورایی غرو غمزه و عشوه هم به گویششون اضافه کنن…!! اینا فرداروز که مادر بشن همینجور حرف زدن رو به بچه هاشون هم یاد میدن و کم کم دیگه اثاری از لهجه و گویش مشهدی پیدا نمیشه مگه پشت کوه…! اما قبول کنید که همه شما مشهدی ها که خارج هستین و یا توی شهرای دیگه زندگی میکنین تا لهجه مشهدی رو بشنوید یهو خوش خوشانتون میشه و بوی اشنایی به مشامتون میخوره …! خیلی از ماها ممکنه از اسب بیفتیم اما از اصل نمیفتیم…! حالا من کمک میخوام از شما… از شمایی که توی چین و ماچینی و از شما که توی طرقبه زندگی میکنی…! از شما که توی استرالیا و کانادا و لاس وگاس هستی و از شما که بچه طبرسی و خواجه اربیع و گلشهری…! کمک کنین تا اصطلاحات و لغات رو جمع اوری کنیم…! در ضمن براي اينكه پست ها طولاني نشه در هر پست از پنجاه كلمه و معني ان استفاده ميشه …/

و اما اولین پست رسمی اصطلاحات و لغات مشهدی (۱)

1- مُو = من

2- یَره = یاره ؛ اقا ؛ خطاب به کسی که با اون رفیقی و رودربایستی نداری

3- ناردِشُر = لوله هایی بود که با حلبی درست میکردن و اب بارون رو از روی پشت بام ها به پایین و توی پیاده رو ها هدایت میکرد ..

4- علي لُمبَك = الا كلنگ

5- چُمبه = چاق

6- چلاس = کسی که دایم حرص میزنه برای خوردن و سیرمونی نداره…!

7- پلَشت = کثیف

8- ناشور = نَشُسته ؛ الوده

9- کُخ = به هر نوع حشره ای که پرواز نمیکنه اطلاق میشه

10- سَرکُن = مداد تراش

11- میلان = كوچه

12- پیشینگ = پاشیدن اب به روی کسی یا چیزی

13- جُل جُل = تکان تکان خوردن ؛.وول خوردن

14- سُر سُر = در گوشی حرف زدن ؛ اروم با کسی حرف زدن

15- مِس مِس = لفت دادن ؛ طول دادن

16- فِس فِس = معطل کردن بدون دلیل مهم

17- مُدمُد = حرکت منقبض شدن کون مرغ و خروس…!!

18- لِخ لِخ =کسی که پاهاش رو به زمین میکشه و راه میره…!

19- قَره کی = با دست یا انگشت لمس کردن ماتحت یه نفر ؛ انگول کردن…!!

20- قِرشمال = کولی

21- چُغُک = گنجشک

22- کِلپاسه = مارمولک

23- دُل = نوعی سطل که با لاستیک سیاه درست میشه با دسته اهنی و بیشتر برای اب اوردن و یا خارج کردن خاک چاه استفاده میشه..

24- غجمه = انگور دانه شده

25- توشله = تیله

26- شِرشِره = کاغذ های باریک رنگی که برای تزیین به کار میرود

27- موساکوتقی = پرنده ای شبیه یاکریم

28- چُغُلی = شکایت کردن از یک نفر ( اگه چُغُلیته به بابات نِکِردُم…! = یعنی اگه وقتی بابات اومدم شکایتت رو بهش نکردم…! )

29- چغَل = سفت ؛ بد گوشت ؛ محکم

30- جیر دادن = جر زدن ؛ تقلب کردن

31- گاو ؛ گذر ؛ پندیل = نوعی بازی بچه ها

32- اّپارتی = دریده ؛ بیشرم ؛ لقبی که بیشتر برای دختر بچه های پررو بکار میرفت توسط مادرشان

33- کُخ دِری…؟ = کرم داری…؟ ؛ مرض داری …؟

34- چوله غِزَک =مترسک بد قیافه سر جالیز ؛ به کسانی اطلاق میشه که خودشون رو به نحو ناجوری از نظر پوشش یا ارایش درست کرده باشند..!

35- مارموسو = مارموز؛ بدجنس ؛ موذی

36- مَقبول = قابل قبول ؛ قشنگ

37- کِلّه وَنگ = درگیر ؛ مشغول کاری بودن به نحو نامتعارف

38- خِفتی = گردنبند

39- چوری = اَلنگو

40- پلَنگ دِماغ = کسی که زود بهش برمیخوره و ناراحت میشه از حرفی یا عملی

41- دولَّخ = گردو خاک کردن

42- چینگ = نوک پرندگان

43- لِمَشت = کثیف ؛ کسی که به کثیفی دست و صورت خودش اهمیتی نمیده

44- اَلِفش = چسبناک ؛ نوچ ؛

45- دِلَنگون = اویزون ؛ وصل شده

46- چُخت =سقف

47- خِلّ = اب دماغ

48- ناخون جلّه = نیشگون

49- خُش = مادر زن

50- خُسُر = پدر زن

دوستان لطف کنن اگر در املای کلمات یا مفهوم کلمات اشتباهی شده گوشزد کنن تا اصلاح بشه…تا بعد…!

گربه ها چاق بودن اونموقع ها…!!

بچه که بودم میرفتم دبستان شاه عباس که اونموقع ته یه کوچه باریک توی خیابون ابوسعید بود. بعضی موقع ها میگفتن فردا لباس نوهاتون رو بپوشین و یه شاخه گل هم بیارین میخوایم بریم استقبال شاه…! صبح زود بلند میشدم کت و شلوار میپوشیدم و یه دونه گل از تو باغچه یا از تو فلکه صاجب زمان میکندم و میرفتم مدرسه و مارو میبردن استقبال اقای شاه…!! معمولا میرفتیم بلوار ملک اباد و کنار خیابون مثل ادم وایمیستادیم و گل و پرچم دستمون میگرفتیم و فریاد میزدیم جاوید شاه…!! اقای شاه با ماشین خوشگل روباز میومد و برامون دست تکون میداد و میخندید و ما هم به اقای شاه میخندیدیم و ذوق میکردیم که اقای شاه رو دیدیم…! نه هیچکدوممون دنبال ماشینش میدویدیم نه بهش اویزون میشدیم …! نه دستش رو میبوسیدیم و نه هی بهش نامه میدادیم که گشنه ایم یا کار نداریم یا حقوقمون رو نمیدن چون نه گشنه بودیم نه بیکار بودیم و نه حقوقمون رو نداده بودن…!! همه خوشحال بودیم…! اقای شاه خوشحال…ماها خوشحال…ادما خوشحال….. گربه ها خوشحال…کلاغا خوشحال…گنجشکا خوشحال…حتی مورچه ها هم خوشحال…!!

ماها خوشحال بودیم چون درس میخوندیم و اغذیه رایگان بهمون میدادن مثل موز ؛ پرتغال ؛ گلابی سیب لبنانی ؛ انجیرخشک و خرما و پسته و کیک و شیر و شیرکاکو…!! ادما خوشحال بودن چون حقوق خوب میگرفتن و همشون خونه زندگی داشتن تازه خیلی هاشون پیکان و ژیان و اریا و فولکس داشتن…! گربه ها خوشحال بودن چون ادمای خوشحال گوشتای استخون رو تا ته نمیخوردن و همیشه برای اونها توی سطل زباله یه غذای خوب پیدا میشد….گربه ها چاق بودن اونموقع ها…!! کلاغا خوشحال بودن چون توی حوض خونه ها ماهی قرمز بود و لب حوض یه قالب صابون…!! گنجشکا و مورچه ها هم خوشحال بودن چون ادمای خوشحال سفره نونشون رو لب ایوون یا توی باغچه تکون میدادن و یه عالمه نرمه نون و برنج سهم اونا میشد…!!

خلاصه اینجوری بود دیگه……….!! اینجوری بود….!!
حالا چرا بغض کردین؟ خب دیگه
نمیگم! اصلا من ھیچ وقت بچه نبودم!
خدایا چرا من آلزایمر نمی گیرم تا این چیزا یادم بره! چرا؟

اوخ جون… عجب دافی…!!

یه عده زیادی از ماها وقتی کنار گود نشستیم خوب بلدیم بلبل زبونی بکنیم و دم از حقوق بشر و نمیدونم حق و حقوق و مخالفت با اعدام و قصاص و این حرفا بزنیم…! اما همین ماها وقتی از بد حادثه میفتیم توی گود از این رو به اون رو میشیم…! انگار نه انگار که تا دیروز گلو میدراندیم و یقه جر میدادیم که اقا اعدام یا بریدن دست یا قصاص حکمی غیر انسانی و وحشیانه اس…! زبونم لال زبونم لال وقتی یه حیوونی دختر هفت ساله مارو بدزده و وحشیانه بهش تجاوز کنه اونوخ دیگه جریان فرق میکنه…! اگه اسید روی صورت ما بریزن اونوخ جریان فرق میکنه…! اگه مادر ما رو بدزدن و ببرن توی یه باغ دور دست و طلاهاش رو بدزدن و بلا سرش بیارن دیگه گور بابای اون چیزایی که لب گود میگفتیم…!! خوب بلدیم به مادری که پسر هجده ساله اونو کشتن بگیم از خون قاتل بگذر و ببخش اما اگه ما بشیم اون مادر و سر بچه خودمون رو بریده باشن دیگه بخشش برامون معنا نداره…!!! ادا در میاریم همش…اداهای شیک و روشنفکرانه…!!

***********************

تا یه مطلب مینویسم با تیتر ( کون باحالم اگه خواستی هست…!! ) یه دفعه تو یه روز ده هزار نفر طالب کون باحال…!! پیدا میشه و اگه اب دستشونه میذارن زمین و پابرهنه میان توی وبلاگ ببینن این کون باحال چجوریه…واقعا با حاله یا نه…!! تا یه مطلب مینویسی از شهوت در ماه مبارک رمضان دوازده هزار نفر یورش میارن تا یه مطلب شهوانی بخونن…!! اما همین ها تا سیراب میشن از خوندن مطلب دوباره خودشون رو جمع و جور میکنن میرن تو لاک روشنفکرانه و گاهی هم چارتا قلمبه میگن که اوه …اوه…اوه…چه مطلب چیپی…!!

************************

تا از حقوق بیوه زنها دفاع میکنی یا بر ضد ازدواج موقت و تعدد زوجات مینویسی رگ گردنشون میزنه بالا میگن بعله درسته…! دمت گرم…!! زنده باشی…!! اما اگه پابده همین ها بدشون نمیاد که در عین داشتن همسر دنبال یللی تللی خودشون هم باشن…!!

تا از نگاه كردن به چشم شهلا و لب قلوه ای و اندام مانکنی حرف میزنی زود بهت میگن کثافت هرزه بد چشم…اما خودشون تا یه نفر با این مشخصات رو میبینن زود دستشون میره طرف مِنار جُنبونِشون و میگن اوخ جون… عجب دافی…!!

************************

دوربین صدا و سیما که طرفت میاد یه قیافه حق به جانب میگیری و از رییس جمهور و نظام و اسلام و مرگ و کوفت همچین دفاع میکنی که انگار ناموسته و پشت سر كه ميشه هزار تا فحش میدی و هزار جور انتقاد میکنی میگی ریدم به کله احمدی نژاد…!!

پشت مونیتور میشی یه چریک و یه پارتیزان و چنون با هیجان از مبارزه و زدن و کشتن حرف میزنی که همه میگن ای ول بابا تو دیگه کی هستی چه گوارا…٬!! اما تو خیابون که میای تا چشمت به دوتا مامور میفته پاهات شل میشه میزنی توی کوچه و راهت رو دور میکنی و قلبت گروپ گروپ میزنه…!! اگه یه جایی هم دوتا بزنن توی گوشت شلوارت خیس میشه و صدای گه خوردم گه خوردمت بلند میشه و اینکه فدایی رهبری و الخ…!!

************************

همه اینا رو به خودم گفتم…! من غلط بکنم بخوام جسارت بکنم به ساحت مقدس شما…شماها همتون قدیس….!! اصن تافته جدا بافته…! کاش نسل من و ادمای عوضی و دورویی عین من رو میریختن توی دریا و تخم شماها رو میکاشتن توی این مملکت تا از این بدبختی و فلاكت در بیایم…!!

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.

به 239 مشترک دیگر بپیوندید