استاد شجریان و حکایت سرای عطر فروشان…!
امروز شنیدم در حاشيه جلسه علني مجلس خبرنگاران صداوسيما به سراغ نمايندگان مخالف شجريان رفتن تا از اونها در حمايت از تصميم سازمان صدا و سيما در کنار گذاشتن ربناي شجريان مصاحبه بگيرند.
یکی از این نماینده ها گفته :صداي يک چوب خشک از صداي شجريان بهتر است!
و دیگری نیز گفته :حالت مشمئز کننده اي به من دست مي دهد وقتي صداي ربنای او را مي شنوم…!
با شنیدن این اظهار نظرها یاد حکایتی افتادم…گویند مردی که کار و پیشه اش خالی کردن چاه مستراح بود روزی از سرای عطر فروشان میگذشت که از شدت بوی خوش غش کرد و از حال رفت…! مشک و عنبر اوردند و زیر بینی اش گرفتند که شاید بهوش اید اما بدتر رعشه بر جانش افتاد…! عاقل مردی که میگذشت گفت این مرد عمری در چاه خلا و بوی تعفن گذرانده و عادت به بوی مشک و عنبر ندارد بروید قدری سرگین بیاورید زیر بینی اش بگیرید تا بهوش اید…! سر چوبی را در چاه مستراح فرو بردند و زیر بینی ان مرد گرفتند که ناگه مرد چشمانش را گشود و به حال امد…! غرض از نقل حکایت این بود که نماینده های فوق چه قدر عِطر و مشک عنبر بدانند…! انها فقط وقتی گهی از جنس خودشان دهان باز کند و بخواند به حال می ایند و بس…!
…………………………………………….
ظاهرا اين نقل قول ( صداي يک چوب خشک از صداي شجريان بهتر است! ) گزينشي و با شيطنت مطرح شد و دوست محترمي به نام اقا مهدي اون رو به نحو زير به بنده تذكر دادند كه از ايشون ممنونم … گرچه اين نقل قول هم مورد تاييد بنده نيست و تشابهي كه در مورد صوت خوش هم انجام دادن بيمورد و سفسطه است…!!
نماینده ای گفته بود :
آقای شجریان من شما را دوست دارم و از 40 سال قبل به صدایت گوش میدهم چون اشعاری که برای خواندن انتخاب می کنی و برای مردم می خوانی در من این باور را ایجاد کرده بود که مردمی هستی و واقعا به مردم عشق می ورزی نه اینکه بخواهی با شهرت مردمی بودن برای خودت دکانی دست و پا کنی اما از وقتی شنیدم به صدا و سیما گفته ای که حق ندارد صدایت را پخش کند ازت بدم آمد چون با این کارت شنیدن صدایت را از مردمی که پولهای آنچنانی بلیط کنسرتهایت را ندارند یا به هر حال کاست و سی دی و اینها نمیدونن چیه دریغ کردی خلاصه پولکی شدی یا بودی و من حالا فهمیدم خودت بهتر میدانی که اسباب محبوبیت فقط صوت خوش نیست چرا که صوت خوش از چوب خشک هم در می آید به همین خاطر شاعر گفته:
خشک سیمی، خشک چوبی خشک پوست
از کجا می آید این آوای دوست/
حالا آقا مسعود تو هم برای اینکه به زمین و زمان ایراد بگیری ترجیح دادی حرف یک خبرنگار رو که برای نون خوردن خبر جعل می کنه درست بدونی و قلمی بزنی. چه عیب داره! تو هم باید خوش باشی!
ببینم اینقدر مرد هستی که حالا که اصل خبر رو فهمیدی یه قلمی هم راجع به این بزنی؟!
