اسِد مَمَد درست دو هفته میشه که توی زندونی اقا…! توی یکی ازین روزنامه های درپیتی نوشته بودن سید محمد ابطحی دایم توی زندون گریه میکنه میگه غلط کردم…! بعدشم نوشته بود به ابطحی گفتن خلع لباست میکنیم ابطحی خندیده گفته تازه راحت میشم…! اینا دروغم یاد ندارن بگن پفیوزا…! دروغ گفتنشونم مثل تقلب کردنشونه…!
اسِد مَمَد روز بعد از انتخابات گفتی گونی به سرمون کردن بجای کلاه که چه خوب گفتی … میدونم زندونی بودن سخته…! منم زندون بودم اما زندونی بودن من کجا و زندونی بودن شما کجا…! یادش بخیر توی زندون با خمیر وسط نون مهره های شطرنج درست میکردیم و میذاشتیم توی افتاب خشک بشه … شطرنج بلدی سید…؟
اسِد محمد میدونم دلت برای نوه ات تنگ شده… میدونم دلت برای نوشتن توی وبلاگت تنگ شده… میدونم دلت برای ازادی تنگ شده…! منم دلم برای نوشته هات تنگ شده سید…! به وبلاگت که سر میزنم دلم میگیره …! بد جوری سوت و کور شده …! اینروزا روزای سختی بود و هست که معلوم شد هر کسی چند مرده حلاجه…! خوشحالم که تو روسفیدمون کردی…! منتظر ازادیت هستیم سید…! و البته ازادی خودمون…! راستی سید یادته میگفتی میر حسین عین هندونه سربسته میمونه…؟ مژده بدم که میر حسین دیگه هندونه سربسته نیست…! از قرمزی به خون میزنه این مرد…!






دوست خوبم یادت باشه”بد”همیشه “بده”و خواهد ماند,شمارا به تمام شرافتتون قسم میدم که نه مثل کبک باشین و نه فراموش کار.
“انتخاب بین بدوبدتر یادتون نره”.
بعد هم این بادکنک سبزو انقدر باد نکنید که بترکه!!!
شاتوت جان خوبی؟ فکر کردیم دستگیر شدی یا از ایمیل ترسوندن وزارت اطلاعات ترسیدی.
من چرا فکر کردم اینها نوشته های یه دختره؟ نه فقط این پست چند تا پست دیگه ات رو هم دیدم همین حس رو داشتم!
خیلی قشنگ بود مسعود عزیز، تحت تاثیر قرار گرفتم.
سلام
مرسي از نوشته قشنگت .
خوندم و حال كردم.
دمت گرم و سرت خوش باد هرچند گويي زمستانست.
(مربوط به مطلب شرم بر مشهدی ها)
عجب کم حافظه هستین شما ملت!!!!!!!!!!!!!!!!!!
کسی میدونه بسیج که بعد از جنگ به فراموشی سپرده شده بود، چطور و چرا دوباره احیا شد؟!!!!! کسی میدونه که گشت ویژه و نیروی ضد شورش چطوری متولد شد توی ایران؟!!!! و کسی میدونه بعد از انقلاب اولین ساختمان شهرداری که آتش زده شد، کجا بود؟!!!! بله. شلوغی مشهد بود که باعث شد. اون اعتراض و شلوغی در سال 73 ( شایدم 74، منم کم حافظه شدم!) که منجر به آتش زدن شهرداری مشهد در میدان شهدا شد و سیل جمعیتی که به طرف خیابان ارگ و چهار راه لشگر براه افتاد و اگر نبود نیروهای کمکی که به سرعت از تهران به سمت مشهد سرازیر شدند و دقیقا در جلوی ساختمان دارایی مشهد (ابتدای خیابان جم) سیل جمعیت را با تیر باری که بر بالای ساختمان دارایی مستقر شد گرفتند، معلوم نبود که چه کسی میتوانست سر و ته اون سیل جمعیت رو جمع کند. فرمانده نیروی انتظامی مشهد بعد سیلی محکمی که از طرف مرجع بزرگتری بعلت بی عرضگی خورده بود بلافاصله برکنار شد. نیروی مردمی بسیج در سراسر ایران احیا شد و شجره خبیث پلیس ضد شورش کاشته شد. بگیرو ببند و زندانهای طویل المدت و اعدام 23 نفر شبانه در انتهای بهشت رضای مشهد(به روایت یک سرهنگ سپاه حاضر در محل تیر باران این23 نفر) ترس رو جایگزین شهامت در دل مشهدیها کرد. یکدست نبودن بافت قومی نیز از دیگر دلایل این جمع نشدن مردم مذهبی مشهد است.
من هم دلم برای نوشته هاش تنگ شده،همه هم بنا شده خلع لباس بشن به غیر از رهبر و عمال و مزدورانش!
bahat moafegham vali ased mamad ham bera nemigoft ke behtare ba sharte chagho bekhrim.
سلام
یه کم اوضاع مشکوکه تمام سایت های فارسی که فیلتر بودن باز شدن !!
خبریه ؟
البته من همارا سیستم هستم
“”الّهمّ فکّ کلّ اسیر”"
زندانی بودن خیلی دردناکه خیلی
آدم تا زندونی نشه نمیتونه لحظه ای زندانی بودن رو درک کنه!
روزهای بسیار دردناکی است
بعضی از ما باید از میرحسین حلالیت بطلبیم
کسانی از ما که میرحسین رو کاندیدای نظام تصور میکردیم
و از رفتار میرحسین با خاتمی ناراحت بودیم
faghat ziad az kasi tarif nakonid chon momkene tash bad bede badan haminja baz begin man nabodam man gol khordam man man man
baba kami aghl ham khobe mir hosein ya mir ahmad hame noche rahbaran
in sabz baziam kare rafsanjani poshte parde ghodrat baba bidar shin hanoz mese aghab oftadeha donbale yeki migardin ke gosafanesh beshin rah bioftin
zen bodan zendon raftan hala hame zendon rafte shodan hatman nakhonatonam keshidan baba bikhial.
zendani siasi alan dare mese batebi fakhravar ganji sazegara mohamadi to amroca hal mikone be risheton mikhande
ay hal mide chand modat begzare hamin mir hosein joneton biad bege mir ahmad az khodemone che hali mide ke shab bekhabin sobesh benevisan karobi mir hosein khatami har se edam shodan shabone mikham bebinam badan kiro to ab namak darin badbadake sabz hava konid hatman in dafe sorati hava mikonin
donya dare motamaden mishe in irani jamat hanoz monde yeki bashe to saresh bezane ke rahat tar bar bebare
faghat iran faghat azadi marg bar jomhori eslami
به حضرت “رهگذر”
داداش نداشتن حافظه تاریخی فقط مربوط به شما نیست بلکه در ایران اپیدمیه!!!
اوون قضیه سال 69 بود داداش!
[باور میکنی الان که دارم مینویسم خودم هم شک کردم به حافظه ام]
بعلاوه اوون قضیه زوایای مختلفی داشت که یکی دوبار از شاتوت خواستم درباره اش مطلب بذاره تا با کامنتها بشه اندکی از تاریخ رو حفظ کرد!!!!!
البته همزمان با اوون قضیه در اسلام شهر و چند جای دیگه هم شلوغ شده بود و صرفا مشهد نبود و برای سرکوب اوون از تهران یگانهای ویژه ای به مشهد اعزام شد!
ببخشيد ميشه يه سؤال بپرسم؟؟
شما چطوري تو وبلاگتون با فونت tahoma مي نويسيد؟؟
آخه wordpress امكان تغيير فونت و رنگ رو نداره
سلام همشهری من توی خراسان خوندم و به نتیجه شما رسیدم .
کلی خندیدیم.
روزنامه جوان نوشته بوده.
سید ما شیره شیره شیره.
چه خوبه که دوباره مینویسی مسعود! خوشحالم.
اما یه نظر اگه جسارت نباشه: سابق توی نوشتههات یه شوری بود که التیام عمیقترین و دورترین زخمها بود. هر چند کوچک، اما کمک بود. تسکین بود. آرامش بود. یا بقول خودمون “دلمان خونوک مرفت”. اما حالا دیگه اینطوری نیست. از وقتی رفتی و اومدی اینطوری شد. بهت حق میدم که دیگه دل و دماغی برات نمونده باشه اما مددی کن!
“بنمای رخ که آن چهرهٔ مشعشع تابانم آرزوست”
اینو برای شرم بر مشهدی ها میگم.
من هنوز هم میگم شرم بر مشهدی ها.
تا چند شب پیش دور و بر خونه مون که پر بود از صدای الله اکبر دیگه الان هیچ خبری از اون هم نیست.
مردم مشهد خیلی بیخیالن.شاید ترسو.همه دنبال کارای همیششونن.تو فکر خرید برای عروسی!برای مهمونی خاله شون اینا!
یا برن تو race چند تا شماره بدن!یا بعد از متر کردن سجاد برن رسگت بشقاب داغ بخورن.
من از این شهر مرده و بی روح بیزارم.
من از جوونا و هم سن و سالای همشهریم بدم میاد.
تا قبل از انتخابات همه تو شهر بودن و شلوغ کرده بودن به بهانه آزادی!!ولی الان چی؟
الان که باید تو شهر و خیابونا باشیم رفتیم زیر کولر خونمون پای بی بی سی پرشین نشستیم و فحش احمدی نژاد میدیم!
اینه غیرت ما؟اینه جرات ما؟فقط در همین حد میتونیم به آزادی ایرانمون کمک کنیم؟جالبیش اینه که دیگه نیروی یگان ویژه و پلیس هم ازش خبری نیست.خیلی کم اونم تو سجاد.مثله همیشه!
شرمنده م اینو میگم…ولی مردم مشهد بی غیرتن در مورد ایرانشون.
[...] میر حسین دیگه هندونه سربسته نیست…! از قرمزی به خون میزنه این مرد…! «تلخ نوشته ها» لینک به منبع [...]
خیلی خوب نوشتی.درمورده کامنت رهگذر فکر میکنم سال 71 بود.برادر منم بی جرم و بی جنایت یه هفته بازداشت بود.الان بهترین و ساده ترین کاری که مردم میتونن انجام بدن شروع نافرمانی های مدنی و بهره گیری از روشهای مسالمت جویانه است که تجربه نشون داده خیلی از دیکتاتوری ها رو از پا درآورده.البته باید گروه هایی تشکیل بشن و این روش هارو واسه مردم توضیح بدن چون خیلی ها حتی اونایی که مدعی ان این راه کارهارو بلد نیستن.در حال حاضر همه اونهایی که از شرایط سیاسی و اجتماعی ایران آگاهی دارن وظیفه دارن که افرادی رو که کم اطلاع ترن با منطق آگاه کنن.ما اول باید به جنگ جهل و بی اطلاعی خیلی از مردم جامعه بریم.به نظر من نقطه شروع مبارزه از همینجاست
سلام
ممنون میشوم اگر برای من یک دعوتنامه بالاترین بفرستید
با تشکر
سلام مش شاتوت مسعودبن مشدی، داشتیم نا امید میشدیم که تو این مشد کس دیگه هم جز ما وبلاگکی نیست، که دیدیم هست
خدایا ما را از دست این فاشیستها نجات بده!
ناآرامی های مشهد ، مربوط به خرداد سال 71 می باشد. من در صحنه حضور داشتم. مشاهداتم را اینجا نوشته ام:
http://1webwalker.blogspot.com/2009/07/71.html
ضمن عذرخواهی
سال 1371 و فرمایش حضرت “آمون” را تأیید میکنم!!!!!!!!
درود مسعود جان
خواستم روز پدر رو بهت تبریک بگم هرچند که قلبمون پر درد هست و جای تبریکی نیست.اما بهرحال خواستم بگم به یادت بودم و اینکه آرزو می کنم سالهای بهتری پیش روی تو و پدران ایرانی باشه و همتون شاهد موفقیتها و خوشبختی های فرزندانتون باشین.
آقا میشه این لینک رو بیاری بالا؟
خداییش واجبه.
يك سوال اساسي :
امير المومنين با ولي امر مسلمين چه فرقي داره؟
ديروز خبري شنيدم كه به شدت منقلب شدم اين خبر ربطي به سياست ندارد ولي فوق العاده تلخ است . دو خانواده روز جمعه ميروند خارج از شهر براي پيك نيك شب كه ميشه عجله مي كنند براي ديدن سريال جومونگ وسايلشان را بر ميدارند و هر كدام ميروند خانه خودشان بعد از ديدن سريال ياژكي از خانواده ها مي بيند بچه پنج ساله اش نيست زنگ مي زند اون يكي خانواده انها هم مي گويند پيش ما نيست مي روند خارج شهر مي بينند فرزندشون در حاليكه درختي را بغل كرده مرده است پزشك قانوني مي گويد پنج بار سكته كرده است خيلي دردناك است دو روز كه فقط گريه مي كنم
ديروز خبري شنيدم كه به شدت منقلب شدم اين خبر ربطي به سياست ندارد ولي فوق العاده تلخ است . دو خانواده روز جمعه ميروند خارج از شهر براي پيك نيك شب كه ميشه عجله مي كنند براي ديدن سريال جومونگ وسايلشان را بر ميدارند و هر كدام ميروند خانه خودشان بعد از ديدن سريال يكي از خانواده ها مي بيند بچه پنج ساله اش نيست زنگ مي زند اون يكي خانواده انها هم مي گويند پيش ما نيست مي روند خارج شهر مي بينند فرزندشون در حاليكه درختي را بغل كرده مرده است پزشك قانوني مي گويد پنج بار سكته كرده است خيلي دردناك است دو روز كه فقط گريه مي كنم. فقط نوشتم تا دلم يك كمي خالي بشه نميدونم براي اونيكه فرزند نداره هم اينقدر تلخ خواهد بود دلم خيلي ميسوزد
شاتوت! دلاور!
کجایی!!!!؟؟؟
در این روزها که باید حضور پررنگتری داشته باشی نیستی!!!!!!
امیدوارم مشکلی – دردسری نداشته باشی
و لااقل به سیر و سیاحت باشی!
در جواب “هادی” خان: امیرالمومنین یعنی کسی که مردم مومن اوون رو به عنوان حاکم انتخاب کرده اند اما ولی امر مسلمین فکر کنم شأن و شئوناتش بالاتر باشه و کسی است که از بعنوان ولی میتونه برای امورات مسلمین تصمیم گیری کنه و مردم در مقابلش کشک هستند!!!!
مثال هم اگه لازمه بزنم براتون:
امیرالمومنین : مانند حضرت علی
ولی امر مسلمین : مانند …. !!!!!!
وای شیرین جان خودت رو راحت کردی اما حالا قلب ما رو آتیش زدی.وای خدای من!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
آخه این سریال مسخره مگه چیه؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!
من خودم یه بچه کوچک دارم همه جا باهش هستم همیشه چشمم دنبالشه.به خاطر اون الان 4 سال هست که خونه نشین شدم.اما من نمی دونم آخه اینها دیگه چه پدرو مادرهایی هستند؟؟؟!!!!!!!!!!!!تقصیر اونها نیست تقصیر این حکومت کثیفه که هیچ قانونی برای مجازات اینچنین پدر و مادرهایی نداره.وقتی پدر یا پدربزرگی بتونه سر بچه اش رو ببره و هیچ کاری هم باهاش ندارند همین میشه دیگه.!!!!!!!!!!الهی من بمیرم وای خدای من.این بچه چه کشید!!!!!!!!!!!!خاک بر سر پدر و مادر احمقش بکنند.همون بهتر که الان مرد و بزرگتر نشد که معلوم نبود بعدا چه بلایی سر این بچه بیارند.امیدوارم در عذاب وجدان تا آخر عمرشون دق کنند.
چه قدر خوبه که تو و امثال تو هستند وقتی که ما آدمهای ضعیف میتوانیم
عقده هایمان را بر سر آن ها خالی کنیم .(وقتی که زورمان به آن کله گنده ها نمیرسد)
میر حسینت هم که تو زرد از آب درآمد
تو زرد…
خیلی خیلی تو زرد
اندازه صفرا
حیف ندا
حیف…
سلام شاتوت جان!
نظرت راجع به اين لينك چيه؟
http://balatarin.com/permlink/2009/7/9/1652460
از موسوی خدا نساز برادر من. من هم قبول دارم موسوی مردانگی کرده تا حالا .
توی پست دیگه هم گفتم کاری که موسوی توی این یک ماه کرد خاتمی توی 8 سال نکرد. اما خیلی هم نباید قهرمان سازی کرد.
میگم راستی این زندانی شدن ابطحی باعث شد من باور کنم که تو ابطحی نیستی .
ایشاالله ابطحی هم زودتر آزاد شه و پست بعدی رو بده توی سایتش.