اگه شف شف کردین و رای ندادین حالا به هر دلیلی که هم برای من محترمه هم برای خودتون و این اقای احمدی نژاد زبونم لال… زبونم لال …روم به دیفال دوباره شد رییس جمهور این مملکت اونوخ خودتون رو برای همه چی اماده کنین…! اگه ایران هستین که شال و کلاه کنین هر چه زودتر الفرار ( البت اگه مایه تیله دارین )…! اگر هم خارج تشریف دارین که خوب صاب تشریف باشین و از همون دور نگاه عاقل اندر سفیه به ما بکنید و اّه بکشید بگید خلایق هر چه لایق…! اگر هم مثل بنده یک لا قبا هستید که بالاجبار بسوزید و بسازید و قیافه نحس این بابا رو تماشا کنید چون هیچ غلط دیگه ای نمیتونیم بکنیم…!
بدبختی اینه ماهایی که دستمون به دهنمون نمیرسه که بتونیم چمدونمون رو ببیندیم و بریم نمیدونم سوئد و کانادا و امریکا از هر دوطرف مورد حمله واقع میشیم…! کم توی مملکت خودمون تحقیر میشیم و توسری میخوریم و به سر تا پامون گند میزنن که اون هموطن های از مابهترون خارج نشین هم هی سر و کوفت میزنن به ما …! اقا جون شما نفستون از جای گرم در میاد بخدا…! کِی بَچَتون دستتون رو کشیده توت فرنگی کیلویی دوهزار و پونصد تومن رو نشونتون داده با انگور کیلویی پنج هزار تومن بگه میخوام و شما بهش تَشَر بزنین بگین اونا بَده….! والله به خدا توت فرنگی و انگور خارجی بد نیست…! بد این احمدی نژاده که اینجور مارو خجالت زده زن و فرزندمون کرده…! بابا بخدا گناه داریم ما ….والله گناه داریم…! ما هم ادمیم بخدا توی این مملکت خدایی نکرده…!
اقا اگه به حرف زدن باشه من خودم تا صبح میرم رو منبر براتون رجز میخونم…! من اّنم که رستم بود پهلوان…! اره ما هستیم…. ما هستیم… ما هستیم….پس کو؟ فقط پشت در مستراح و روی کیوسک تلفن بودن بدرد عمه من میخوره…! اقا جون مادرتون بیاین دست تو دست هم بدیم این خاک تو سر رو بیاریم پایین ببینیم بعد چه خاکی میتونیم توی سرمون بکنیم…! تموم شد عمرمون و هنوز منتظر کمبزه و خیاریم…! اقا کمبزه و خیار و مرگ و کوفت و بهار خبری نیست با ما ادمای بی بخار…ماها تموم شدیم خودمون خبر نداریم…نذارید داغ همین شلغم و چغندر هم به دلمون بمونه…!






حرف دل من رو زدي
Agha gol gofti. Man ke hatman eenja ray khaham dad va be hame ham miigam ke ray bedan. Har ja bashin, Irani hastim.
kharej zendeghi nakardi keh bedooni. darsade kami hastand keh ham to Iran pooldaran ham invar ba poolesh khoob zendeghi mikonand, pasho bia ta befahmi chi migham
maghar nah harf ro shekam zadan kari nadareh
با سلام
منم با شما موافقم .اصولاً هر گاه فشار اعم از فيزيكي يا رواني از روي فرد برداشته مي شود(مثلاً مهاجرت به خارج از كشور) فرد فكر مي كند اگر به شرايط قبلي برگردد عملكرد بهتري خواهد داشت در صورتيكه همين شرايط بودند كه باعث شدند آْن شخص ناگزير يا به دلخواه رفتن را بر ماندن ترجيح دهد. شرايط دوستان خارج تا حدود زيادي به اين صورت مي باشد البته هميشه استثنا وجود دارد.
با تشكر
مسعود دل ما رو شکستی داداش! فکر میکنی صبح تا شب ما قلم به دستمون گرفتیم چی میگیم؟ بابا یه بلانسبت هم بگو لااقل
)) همین امروز یه پست زدم داستان ماشین دودی رو نوشتم، همینو خواستم بگم تو بهترشو گفتی، گفتم دیریوز هم بهت داری زیر بارون ماشین میشوری ولی خسته نباشی چون کاری رو که باید بکنی داری میکنی.امروز بنظر بعضی خنده داره و هزار تا حرف و حدیث و بهونه توشه، ولی دونه رو بکاریم و بریم پاش وایسیم. میوه شو خودمونم تونستیم بخوریم مفت چنگمون نشد بعدی های ما میخورن یه فاتحه هم به روحمون میفرستن.غیر اینه؟
راستی اینو یادم رفت بگم خواستی پیش خودت بمونه و اگر پخشش کنی خیالی هم نیست: بقول زبل خان: چس همیشه زیر لاحاف نمیمونه! بقول خودم: یه روز هم نوبت ما میشه
سلام
من از یک ماه پیش به پدرم گفتم که شناسناممو برام بفرسته که نکنه یه وقت اونروز گیر الکی بدن بگن با پاسپورت نمیشه رآی داد.
من فقط دوم خرداد رآی دادم ولی بنظرم ایندفعه خیلی حیاتی تره.
دوست داشتم به کروبی رآی بدم ولی برای پیروزی بدون ریسک, مجبورم به میرحسین رآی بدم.
خلاصه این از ما داداش,حله؟
مسعود عزیز…. وب نامه ات را خواندم و هم اشکانم را جاری کردی و هم دیدگانم را خندان، از طبع ساده گو و پر درد تو.
همیشه آرزو دارم که ایکاش یکی بود که واسطه بود بین من و تو و هم درد دل ما را گوش میسپرد و هم از دل تو.
…………………………………………………………………………………
راستش شاید بخندی بهم…اما گاهی که دلم پره تند تند شروع میکنم به نوشتن تا تموم میشه … بعد میشینم هر چی نوشتم میخونم و هی اشک میریزم….!
bayad hame ray bedan,4 sal pish ray nadadim chi shod ?enghelab shod na babba joon bayad ghadam be ghadam joolo raft.
شاتوت جان میگن جدیداً خارج نشینای از مابهترون سرکوفتزن از 3، 4 میلیون نفر یک شبه به بیشتر از 20 میلیون نفر ارتقا پیدا کردن.
من هی از این طرف اونطرف میشنیدیم که تحریمیها همشون خارج نشنین هستن، میشنیدم که هی میگن اینا رای ندادن احمدینژاد انتخاب بشه چون خودشون به تخمشونه از اوضاع داخل خبر ندارن، خوشی زده زیر دلشون و اینا باورم نمیشد.
الان که تو این پستو نوشته باخودم گفتم که بابا من چقدر از مرحله پرتم آخه چطوری یکدفعه این همه آدم پاشدن رفتن خارجنشین بیدرد و غم شدن بعد من ِ خاکبرسر توی این خرابشده موندم.
این حکومت بیپدر مادر هم هی الکی آمار این خارج نشینای قرتی رو میاره قاطی واجدین شرایط انتخابات، هی میگه 40 50 میلیون نفر میتونن رای بدن، واسه اینکه مردم از دیدن اینکه فقط 25 میلیون رای دادن ناامید بشن تا اینا بتونن بدون مزاحمت آزادیخواههایی مثل کروبی و میرحسین و محسن رضایی مردم رو سرکوب کنن و به خواست حقیقیشون برسن. راست میگن که سیاست پدر مادر نداره. اصلاً باید حق رای رو از این خارجنشینا بگیرن تا ما 25 30 میلیون واجد شرایط داخلی بریم و با یک مشارکت 98.7 درصدی مادر این احمدینژاد فلانفلان شده رو بدیم دستش.
………………………………………………………………………………………….
ورتیگونه جان تو که پوست منو کندی که همشهری
ورتیگو جان رای دهنده های خارج از کشور میدونم تعدادشون خیلی کمه عزیز…منظورم این نبود که همه اونایی که رای نمیدن خارج نشین هستن که …! بیشتر هدفم از نوشتن این پست خطاب به یه سری از ادمایی بود که اب و نونشون توی خارج روبراهه و همش ملت بیچاره رو تحقیر میکنن که شما لایق همین حکومتین و الخ ….!
چوب ورتیگو گله هر کی نخوره خله … با این کامنتت تنم رو سیاه کردی که
درود مسعود جان
به چشم مسعود جان.هر طوری شده همسرم رو وادار می کنم که بریم رای بدیم (میرحسین موسوی)خوبه؟!باور کن شاید شرایطمون بهتر از وقتی باشه که در ایران بودیم اما باور کن باور کن که با گند کاری های این رییس جمهور نادان هیچ آبرویی نداریم و ما هم گاهی اوقات به خاطر ملیتمون تحقیر میشم مخصوصا موقع کارهای بانکی و استعلامات…
من همیشه فکر می کنم یک حرکت کوچک کردن بهتر از هیچ کاری نکردنه.
کارها آسان شود اما به صبر.فقط نباید نا امید بشیم و زمانی که وقتش رسید و همه متحد شدیم بریزیم و بشوریم و از سرزمین عزیزمون پاکشون کنیم.
اگه همگی رای بدیم و یا کروبی یا موسوی بیان حداقل حداقلش اینه که زنان کشورمون به خاطر ظاهر معمولیشون کتک نمیخورند و جوانانمان به خاطر مدل مویشان تحقیر نمی شوند.
مسعود عزیز تو که اشکم رو در آوردی با این پستت.تو رو خدا یک کم از سوزش کم کن.
به امید آزادی مردم کشورمان ایران.
موضوع تحریم آری/خیر ایرانی ها رو به دوگروه تقسیم می کنه آدمایی که فکر می کنن رئیس جمهور ایران انتخابی و کسایی که معتقدن رئیس جمهور ایران انتصابیِ. من خودم فکر نمی کنم با شمارش آرا رئیس جمهور انتخاب بشه. اما معتقدم رای ما می تونه برامون یه جورای دیگه مفید باشه. رای ما سال 76 به خاتمی 20 میلیون معترض رو به نظام ثابت کرد. اما امروز من نمی تونم به موسوی رای بدم. چون به نطر من رای به موسوی تایید قتلهای 67. من واقعا خجالت می کشم که اینقدر بی حافظه باشم. اینقدر فرصت طلب که به خاطر نجات خودم چشمم رو روی این جنایت ببندم . من واقعا خجالت می کشم.
اگه تا نزدیک انتخابات رای کروبی زیاد شد من بهش رای می دم اون حداقل فقط دزد و هرزه اس در غیر این صورت تهت هیچ شرایطی نمی تونم خون 4000 آدم رو مفت بفروشم.
ba drod be ham velayate khibam modatha bod matalebto az saytay dege mekhondam belakhare pedat kardam khaste nabashe ghalam khobe dare man yk khorasani moghem kharej hastam nemekhay behem khoshamad begi ham velayati
ba drod be ham velayate khobam modatha bod matalebto az saytay dege mekhondam belakhare pedat kardam khaste nabashe ghalam khobe dare man yk khorasani moghem kharej hastam nemekhay
behem khoshamad begi ham velayati
…………………………………………………………………………..
راستش هر وخ یه همشهری از اونور دنیا برام کامنت میذاره خوشحال میشم…مشهدی جماعت هر وخ یکی رو تو غربت میبینه که میگه مو زود میگه یَره تو بچه مِشَدی؟ خوش امدی دِداش…
آقا ما هم که خارجیم بالاخره خانواده داریم اونجا. دوست داریم بر گردیم. دوست داریم مملکتمون آباد باشه. دوس داریم وقتی میگیم ایرانی هستیم مثله آدم بهبمون نگا کنن. ما هم دقیقا مثل شما دوست داریم احمدی نژاد دیگه رئیس جمهور نباشه. هرکی هرجای دنیا که میگه رای ندین داره اشتباه می کنه. چرا فکر می کنین کسایی که خارجن واسشون مهم نیست. من خودم اگه پول داشتم بلند می شدم می رفتم اتاوا رای میدادم به هر خری که کاندیدا هست تا احمدی دیگه رئیس جمهور نشه
آی کیف میده شما برید رای بدید ولی آخر سر محمود جون دوباره از صندوقها در بیاد
شاتوت عزیز
مطلب بسیار خوبی بود ممنون
لطفا مقالات زیر که لینک انها را گذاشتم بخوانید می توانید از نکاتی که در آنها اشاره شده و کمتر در جایی صحبتی از آن شده از جمله اصل توازن قوا و… استفاده کنید
من خودم تا چند ماه پیش قصد شرکت در انتخابات نداشتم اما با مطالعه و تحقیق نظرم عوض شد و دوستانی هم قصد شرکت نداشتند صحبت کردم که آنها هم نظرشان عوض شد و شرکت خواهند کرد
http://parsanevesht.blogspot.com/2009/04/blog-post_9719.html
http://news.gooya.com/columnists/archives/031130.php
http://news.gooya.com/columnists/archives/033009.php
http://news.gooya.com/columnists/archives/030658.php
دوست عزیز من
مشکل شما اینه که می خوای بگی رأی می دی ولی مثل آدمهایی که می خوان گناهی کبیره انجام بدن اول صدبار قربون صدقه خارج نشین ها می ری بعدا حرفت رو می زنی.
من اگه جایت باشم با عزت نفس خیلی بالا می گم:
“من رأی می دهم چون به عقل خودم صلاح می دانم که در این شرایط کار درستیه. برای درست کردن سرنوشت کشورم هم منتظر نسخه پیجیدن هیچ ایرانی خارج نشین (بخصوص این بی سوادهای تو ماهواره) نمی نشیتم “.
موفق و کامیاب باشی دوست عزیز.
………………………………………………………………….
من که عزت نفس بالای شما رو ندارم که گرامی …واس همین قربون صدقه میرم
من نوع نوشتارم همینجوری خاکیه
زنده باشی …
درود بر دوست گرامیم,
داشتم تو اینترنت گذار می کردم,که دلم هوای وبنویس خودمان را کرد.
مسعود جان گل گفتی ولی این بار شل گفتی !!!
آری,من بیرون از ایرانم و دارم کار هم میکنم.و به همه ی ایرانیان میگویم :شما را به تمام اندیشه هایی که داریدامسال ودر آینده “رای” ندهید.چرا هر سال شما مردم گرامی و نجیب گول این گدایی ها را می خورید؟؟هر سال با هزاران کلک و نیرنگ شما را در سراسر دنیا به پای صندوق های رای می کشند تا فقط در تلویزیون هااز شما به شکل آگهی سیاسی استفاده کنند.( کاری که آلمان ها هم میکردند)
در این چهار سال گذشته شما را درهر موضوعی تنگنا گذاشتند و در آخر با این شگرد شما را ” که از ان ها متنفرید” را به پای صندوق های رای میکشند, وشما به خیال اینکه دارید مخالفت میکنید, در عوض دارید آب در آسیاب آنها میریزید.
شما را به خدا سوگند میدهم “فکر کنید و کتاب بخوانید” (بیشتر انجام دهید).
نگزارید عمر تان را کسی دیگر برایتان حدر دهد.
شما ایرانی هستید,بزرگ اید و دانا.
فقیر بدنیا آمدن تقصیر آدم نیست ولی فقیر از دنیا رفتن تقصیر آدم است.
سی سال از عمرتا ن راگرفتند نگزارید بقیه ی آن نیز ازبین برود.
baba to dege ki bodi chande zod jebab dade hala ma inje roze tatilemane to che karo zendege naderi shokhe mokonom feghat khastom yadavare konom mo mo nestom mo meom yani khorasani hastom vali beche meshad nistam me beche torbat jamom khob mohem ney mohem iye ke harfat be del meshena va az te dele me harf mezeni ghorbanat
……………………………………………………………….
اقا باز خوبه گفتی تربت جام…. تربت جام که میگی ادم یاد سه تار میفته و اواز نوایی ..نوایی … و لباس محلی سفید…مخلصیم اقا
با سلام
متاسفانه اینطور که مشخص است ابر وباد و مه وخورشید در کارند تا مجددا شاهد ریاست جمهوری احمدی نژاد باشیم ورای دادن مردم اب در هاون کوفتن است
درد دوری از وطن!
درد کوچیکی نیست شاتوت جان!!
یادت رفته خودت چند وقت مشهد نبودی چی حالی داشتی!!
حالا حساب کن یک کشور دیگه بودی و نمیتونستی بیای و ….!!!!
حالا به خاطر یک رأی درست نیست هموطنان خارج نشین رو مذمت کنی!!
…………………………………………………………………………………….
ای بابا خوارج جان کو مذمت…. ؟ من گفتم خارج نشین ها اگه رای نمیدن نظرشون محترم اما داخلی ها رو تحقیر و توهین بهشون نکنن بابت رای دادن برادر
تحقیر به خارج نشینی و داخل نشینی نیست.
من بعد از انتخاب احمدی نژاد شرایط بهم فشار آورد و از ایران خارج شدم و دیگه هم تصمیم ندارم برگردم، ولی از آنجا که بالاخره 30-40 سال پیش تو ایران بدنیا اومدم و نون و نمکش و خوردم کلی هم براش جون کشیدم و جبهه و …. حالا به عنوان کمترین کار این هست که به کسی که فکر می کنم برای کشورم مفید تره رای می دهم. هر چند رای دادن برای خارج نشینان کار سختیه من باید یک روز مرخصی بگیرم و 20 مایل رانندگی کنم پول پارکینگ بدم و رای بدم و دوباره 20 مایل دیگه برگردم ولی حتما این کار را می کنم و به همه نزدیکانم هم گفتند به هر کس غیر از احمدی نژاد رای بدن، ولی کسی این کار را نمی خواد بکنه متاسفانه. همه بی خیال شدند.
موضوع این است که وقتی موافقان احمدی نژاد ساکت نمی مانند و از یک حق رایشان استفاده می کنند. من و شما چرا استفاده نکنیمو
[...] خارج نشین های از ما بهترون اینقدر ما رو تحقیر نکنید لطف… اگه شف شف کردین و رای ندادین حالا به هر دلیلی که هم برای من محترمه [...] [...]
قربان بنده بى تقصيرم. برون مرزى هستم، ولى نه تنها كنار گود جيك هم نميزنم، بلكه شبانه روزى به صبورى (يا ديگر صفات) دوستان و نا آشنيان با حالى مثل شما ‘ ايول’ ميفرستم.
با پوزش تواناى اينكه با برگه راى خود مشت محكمى بر پوز بدان بزنم ندارم
اميدوارم روزى دنياى روزمره شماهم از زين به پشتى در بيايد و يا به زين به پشتى روزمره بقيه دنيا برسد.
با ارادت،
پوسيده در غربت
حالا کی گفته که گرونی گوشت و میوه زیر سر احمدی نژاده. مگه تو این بیست سی سال هیچ دورهای بوده که مردم از گرونی ننالن؟ تا ما یادمونه هر بار که انتخابات میشده خبرنگار تلویزیون راه میافتاده تو شهر از مردم میپرسیده به کی میخوان رای بدن، اونا هم معمولن میگفتن به کسی که گرونی رو از بین ببره و برای جوونا کار درست کنه. اصلن مگه همین گرونی و بیکاری نبود که باعث شد مردم قید جامعه مدنی و این حرفا رو بزنن و به کسی رای بدن که میگفت میخوام پول نفت رو بیارم سر سفره مردم؟
hata age 10darsad ham vazeh mardom behtar beshe in hagh ra azashon ba shoarhay ehsase nagirem nemedanam .
سلام من هم خارج نشینم گمانم آق مسعود نظرش رو شفاف نگفته منظورش شاید اینه که خارج نشینها دارند اینترنت بازی میکنند میبینند خیلی وضع داخل خرابه انتظاردارند فردا مردم بریزندحساب نظام روبرسند!بعد که فرداهیچ خبری نمیشه داد میزنند: بابا مردم همین رومیخوان! حقشونه لیاقتشونه!.. اینجا دادو بیداد ما هم با این گونه دوستان( که کم هم نیستند)همینه آخرش هم به این ختم میشه که ما میپرسیم : خوب خودت الان ایران بودی مثلا اعلام تظاهرات میشد میرفتی؟ تو خیابون بهت گیر میدادند چاقو در میاوردی شکم ماموره رو سفره کنی؟ چند بار این کاررو کردی؟ جوابشان من و من است!میگوید حداقل دراین انتخابات مزخرف شرکت نمیکردم! میپرسیم: خوب بعد؟میگویند( از همان حرفهای مثلا روشنفکری شرکت نداشتن در کشتار 67و..)در ایجاد مشروعیت شریک نمیشدم؟گول این بازی را نمیخوردم؟میپرسیم : قبول ولی در عوض ایا در انچه دراین چهارسال اتفاق افتاد و بعدا هم خواهد افتاد عملا شریک نمیشدی؟مثلا قتل زهرا بنی یعقوب و ..می گوید من که رای ندادم به من چه؟ اگر همه مثل من بودند؟ خوب چی میشد؟ آقا میفرمودند: ببخشید نمیدونستیم ما رو دوست ندارید مشروع نیستیم خدا حافظ؟ آخ که این روشنفکری تون همه رو کشته. کاش اقلا یک نگاهی به سیردموکراسی درفرانسه میکردید.
درود بر دوست گرامیم مسعود جان,
راستی یادم رفت این را هم بگم که اگه دیگه به گویش شیرین خراسانی ننویسی من را رنجوندی!!!
من سعي كردم در يك مثال آماري كه در بلاگم گذاشه ام، نشان دهم چرا شركت در انتخابات سودمند است. اولين فايده شركت در انتخابات اين است كه درصد راي احمدي نژاد پايين مي آيد. بنابراين در بدترين حالت انتخابات به دور دوم كشيده مي شود و در بهترين حالت در دور اول اصلاحات مي تواند برنده شود. اين نتايج از فرض معقول «سقف داشتن راي هاي احمدي نژاد» مي آيد همچنانكه آقاي خاتمي نيز به آن اشاره كرده است.
سلام دوست عزیز، نوشته های خوبی داری، می خواستم اگر ممکنه دعوت نامه بالاترین برای من بفرستی
عزیز من بیست مایل که چیزی نیست، من باید سیصد کیلومتر را طی کنم تا به پاریس بروم و رای بدهم و دوباره همین مسیر را برگردم.
درود بر بچه مشهدی گل . اینو به یکی دیگه از دوستان هم گفتم . ببینین حکایت رای دادن ما مثل حکایت کسی هست که سرشو زیر آب کردن و داره نفسهای آخرو میکشه . طبیعیه هر کاری بکنه تا یه نفس فقط یه نفس بکشه . هیچ فکر نمیکنه ممکنه بیرون آب مثلا پر گرد و خاک باشه ، فقط می خواد زنده بمونه به امید بعدا . حالا حکایت کاندیداهای ریاست جمهوریه ، ما که نباید انتظار داشته باشیم با انتخاب مثلا موسوی اتفاق خاصی بیفته . فقط از این فضای نکبت بیرون بریم تا بعد. امیدواریم همه جوونهای ایرانی به این نتیجه برسن و تبلیغ کنن .بدرود
salam agh masoud, hamshahri khob va zernag
vala manam kharajam , ama hich vaght sar koft nazadim be mardom
manam hamshe goftam har ki as iran omade biron , kam avordeh
yekish khode bandeh va khanevdam
khili ham mardom sabori darim
ama moshgel ke mardom nist,
be har hal man ke khili lezat mebaram as neveshtehat
gahi mekhandam , va badesh kami ham geryeh
ghorbanetan
ameneh
hameye kharej neshinan ingoone nistand ..shoma hagh darid vali ensaf rayat nasho…akharin poste webloge mao lotfan bekhooni ta bedoonid ma ham delmashghoolie entekhabat darim
فرداي انتخابات :
اگر قصد شركت در انتخابات را نداريد لطفا به احساسي كه فرداي انتخابات از شنيدن خبر پيروزي احمدي نژاد خواهيد داشت فكر كنيد.
نشريه الكترونيكي شب آنلاين، در مطلب زير خبري مربوط به فرداي انتخابات را انتشار داده است.
_________ _________ _________ _________ _________
شنبه، 23 خرداد سال 1388
چند ساعتي از اعلام اتمام نتايج شمارش آرا در كليه حوزه هاي راي گيري مي گذرد و محمود احمدي نژاد رئيس جمهور فعلي بار ديگر موفق به كسب حداكثر مطلق آرا شد و در همين دور اول با پشت سر گذاشتن ساير رقيبهاي انتخاباتي اش براي چهار سال ديگر سكان دار اداره كشور شد.
در اين انتخابات كه حدود بيست و پنج ميليون نفر شركت كرده بودند. احمدي نژاد با كسب هفده ميليون راي با اختلاف زياد از ساير رقبايش پيش گرفت و حداكثر آرا را كسب نمود. در اين انتخابات احزاب اصلاحطلب با تمامي پتانسيلهايشان شركت كرده بودند و حتي محمد خاتمي رييس جمهور پيشين نيز كه از محبوبيت بسياري نزد قشر جوان و تحول خواه برخوردار است بعد از كناره گيري از مبارزات انتخاباتي حمايت صريحش را از مير حسين موسوي اعلام كرد ….
مهرداد مدني عضو انجمن دامپزشكان ايران و از فعالان حقوق بشر در مصاحبه با شب آنلاين گفت:
” روانشناسي جامعه ايران بر خلاف نظر برخي از جامعه شناسان، اصلا امر پيچيده اي نيست. از يك ماه قبل از انتخابات به وضوح قابل پيش بيني بود كه مردم در انتخابات شركت نمي كنند و با اميد به معجزه در خانه هايشان مي نشينند و فرداي انتخابات كه احمدينژاد پيروز بشود، با به ياد آوردن فجايعي كه در اين چهار سال بر سرشان آمده و چهره ماموران گشت ارشاد و قيمتهاي اجناس سوپر ماركتها، به شدت از كرده خود پشيمان مي شوند و دچار اضطراب و حملات وحشت شده و تا يك هفته پس از انتخابات در تمامي گردهمايي ها بحثهاي سياسي و ابراز نگراني ها اوج مي گيرد.”
…
در نهايت مردم ايران بر اين مساله واقف نيستند كه طبيعي است كه اگر به رقيب احمدي نژاد راي ندهند، او انتخاب مي شود. و در واقع عدم شركت مخالفين يك جريان در انتخابات به نفع طرف مخالف تمام مي شود و مثل اين است كه رايتان را به صندوق او ريخته ايد.
فراخوان وبلاگ نویسان جهت امضا- نه به انتخابات دهم ، نه به جمهوری اسلامی
با عرض درود به مسعود گرامی و خستگی ناپذیر و عزیزان در شاتوت,
در رابطه با طرح موضوع فوق و خارج نشینان نیاز به مثنوی مولانا دارد ولی در تایید سرور گرام خوارج چند نکته را عنوان میکنم,
قبل از هر چیز ( این خانه قشنگ است ولی خانه من نیست این ملک فریباست ولی ملک وطن نیست )
و چرا خارج نشینی زیرا در طول تاریخ هرگز این چنین مهاجرت ناخواسته ای و به این صورت و آمار وجود نداشته و ایرانی هرگز وطنش و همه علایق و وابستگی توام با عشق به خانواده را بی ضابطه و دلیل ترک نمیکند,
( ناچار دل از خانه بریدیم چ دیدیم در خانه به جز خانه برانداز کسی نیست )
مسعود عزیز اکثر مشکلات ما و اعمال سی ساله رژیم را بایستی در میان احزاب,تشکلات,رادیو تلویزیونها و مسافران دوسره ایران آنهم زیر نام پناهنده باید جستجو کرد,
شوربختانه اکثرا بجز منافع شخصی به چیزی فکر نمیکنند و کسانی که حقیقتا و دلسوزانه هدفی جز خدمت به میهن و بازگشت دموکراسی و آزادی را دارند با هر ترفندی از صحنه خارج و یا خانه نشین کرده اند چیزی که هدف اصلی حکومت ضد انسانی و ضد ایرانیست,
تنها بايکوت نمايش اقتدار ملت است که رژیم همواره از آن وحشت داشته و دارد,
باری همه کوشش ما درون و برون نیاز به یک هماهنگی جهت بایکوت انتصابات دارد زیرا بايکوت پديده ای سياسی، چند ضلعی، چند بعدی، و بسيار اثرگذار است، بخصوص در جوامعی که راه های بيان عقايد و مطرح ساختن نارضايتی ها را مسدود ساخته و، بموازات آن، می کوشند تا، بنا بر مصالح رژيم، نمايشی از انتخابات بپا سازند. در اينگونه جوامع، بايکوت، در عين بی خطر بودن و به خشونت نگرائيدن، حکم موتور حرکت دهندهء ماشين مبارزات سياسی را بازی می کند و، از يکسو، رژيم و از سوی ديگر، اپوزيسيون خودی و دست ساخت آن را وا می دارد تا يا کلاً بازی انتخابات را کنار بگذارند و يا به آن ندای خواهنده و آمری توجه کنند که از بخش خاموش و بايکوت کنندهء مردمی به گوش می رسد که در خانه ها مانده و از نزديکی حوزه های رأی گيری رد نشده اند تا مبادا در برابر دوربين های رسانه های بين المللی سياهی لشگر نمايش رژيمی قلمداد شوند که پس از سی سال عوامفزيبی هنوز تفاوت مردم با گوسفندان را درک نکرده است.
بايکوت وسيله ای برای قدرت نمائی ملت های در بند است و می تواند، در برابر رژيم های تا بن دندان مسلح، اقتدار ملی آزاديخواهان را به گونه ای قاطع به نمايش بگذارد، مصالحه کاران و مصلحت انديشان اگر بگذارند؛ چرا که، بقول شاملو، «سکوت سرشار از ناگفته ها است».
خداوند نگهدار ایران باد.
انالله و انا الیه راجعون
زبان سرخ سر سبز را مهد برباد.
تمیدوارم برای بچه ات اینقدر گذاشته باشی که آینده شون تامین باشه.
خدایت بیامرزاد
انتخاب بد و بدتر؛ من بیگناهم !
از : ایراندخت دل آگاه
باز هم « معرکه انتخابات » و باز هم گربه رقصانی ها و به میدان آوردن بوزینه ها برای نشان دادن جای دوست و دشمن .
باز هم به میدان آمدن ماموت ها برای پایداری حکومت گرگ ها و کفتار ها و شغال ها و زالو ها .
باز هم هشدار های رنگارنگ در رسانه های بد رنگ درباره چاره ناپذیری گزینش میان « بد » و « بدتر » .
باز هم همان بازی ها و بازیچه ها!
این روزها از تلویزیون های درونمرزی پیام : « شرکت در انتخابات ، آبروی نظام است و وظیفه شرعی » را می شنوید و از نوع ماهواره ای شان هم پیام : « برو پای صندوق ، مهم نیست ، به هر کی می خواهی رای بده ، جز احمدی نژاد . حتما برو ! »
وا مصیبتا ! که سی سال است بر گردونه ننگین و آلوده رژیم اسلامی نشسته ایم و این همه کشتار و پلیدی و تباهی را می بینیم و باز هم نمی خواهیم از آن پایین بیاییم . سهل است که بحث میان « انتخاب بد و بدتر » را به میان می کشیم که مبادا مردم آنی به خود آیند و بر آن شوند که این گردونه فساد آفرین را از گردش بازدارند و خود را از بدنامی تاریخی برهانند .
آخر با شرکت دراین انتخابات و هر انتخابات دیگر این رژیم ، پیام ما به دنیا چیست ؟ با این گام زدن در خواب ، می خواهیم به جهانیان بگوییم ما چگونه مردمی هستیم ؟ مگر نه آن که خود ما هر بار با خواندن درباره جنایات یک حکومت خونخوار یا حمله قومی بیابانگرد و وحشی که در کتابهای تاریخی تلخ نگاری شده است ، در برابر این پرسش روشن قرار گرفته ایم که « آخه مردم آن دوره چرا تن می دادند به آن همه جنایات ! »
اکنون چه شده که این پرسش را از خود نمی پرسیم ؟ مگر جز آن است که ما هم در چنین مقطعی از تاریخ ایستاده ایم ؟ چرا باز هم دکان خرد را بسته ایم و گوشهایمان را سپرده ایم به آن مامورشناخته شده ء لندن نشین که با طرفداری از نیمی از این رژیم ، دهان کجی می کند به نیم دیگر و ما را آلت دست ساخته است برای پربرکت ماندن سفره نوکری اش ؛ یا آن ماموت کهنه پرست کالیفرنیا نشین که همواره می کوشد ما را با ریسمان مارکس در چاه « جمهوری اسلامی » نگاه دارد یا آن دیگری که حق دلالی می گرفت برای نظر سنجی های موسسات آمریکایی و دوستانش را به دست دژخیمان رژیم سپرد و خود از کشور گریخت و اکنون در صدای بد آوای رسانه کشوری دیگر خوش رقصی می کند برای بردن مردم به پای صندوق های رای . صد البته رای به رفقای او و نه جناح مقابل شان .
شاید از توده ای های پیشین و مارکسیست های تا همیشه در خواب خوش ، و ذوب شدگان در حکومت ولایت فقیهی – حتا وقتی در کانادا یا آمریکا ساکن باشند – جز این انتظاری نرود ، ولی از این به اصطلاح روشنفکران درون مرز که دست کم وانمود می کنند سر در آخور و توبره ای ندارند باید پرسید شما دیگر چرا ؟ شما چرا دنبال « سگ های زرد » افتاده اید ؟ شما چرا شال سبز و زرد این و آن را بر گردن ها می اندازید و علم این و آن را بر دوش می کشید ؟ روشنفکری شما از کجا آمده که تفاوتی ندارید با این مکتبی ها و آن هیاتی ها ؟ مگر کتاب نخوانده اید و نمی خوانید ؟ ثبت خاطرات و تجربه بازماندگان حکومت های توتالیتر برای چه بوده است ؟ برای پرکردن ساعات فراغت ؟ یا پز دادن در کافه های دودآلود و شهرت آفرین؟
آن همه قساوت و بیرحمی که در این سی سال بر ایرانیان رفت ، بس نیست که همچنان آب را در آبکش ریخته و پیشکش نسل امروز می کنید ؟
این مضحکه انتخاب میان « میر حسین موسوی » یا « محمودک » چیست که شما را به دوزخ فریب و فریبکاری مردم ساده دل کشانده است ؟ محمود دولت آبادی می خواهد دولت موسوی را بر روی کار آورد و حاج فرج دباغ ( مشهور به سروش ) « هیات » شیخک کروبی را .
یکی از شرکت در انتخابات « مطالبه محور » می گوید و آن دیگری از « همگرایی » برای رسیدن به خواسته های حقوق بشری ولی غیر دینی در حکومتی دینی !
یکی هم نیست بگوید سهم این مردم چیست از این مضحکه جز تداوم حیات حکومتی توتالیتر که تا مغز استخوان تشنه است به خون مردم به جان آمده ؟
شما که خود را « روشنفکر » می نامید ، کدام گام هرچند اندک را برای « روشن »گری برداشته اید ؟ روشنفکر مسوولیت دارد در برابر جامعه اش ؛ کمر راست می کند و همت بلند ، که مردم را از افتادن به چاله ها باز دارد ، گاه به بهای زندگی می ایستد در برابر چاه های سیاسی و اجتماعی و فرهنگی که مردم بی خبر فرو نیفتند در آن ها . مسوولیت شما چیست ؟ پشتیبانی از آن دولت کوپن گرا یا این هیات سیب زمینی پخش کن؟
روشنفکر که سهل است ، هر انسانی در برابر جامعه اش مسوولیت دارد ، بویژه اگر زیر سایه سیاه و شوم حکومتی توتالیتر روزگار بگذارند .
خانم ها و آقایان روشنفکر !
آیا تا کنون نام کتاب « مسوولیت شخصی در دوران دیکتاتوری » به قلم فیلسوف برجسته « هانا آرنت » را شنیده اید ؟ حتما پاسخ تان منفی است . اگرنه چگونه ممکن بود خوانده باشید و باز هم در این جا و آن جا بحث « انتخاب میان بد و بدتر » را به میان بکشید .
پاراگرافی از این کتاب را که به همت « بنیاد عبدالرحمان برومند » ترجمه و از طریق سایت آن زنده نام منتشر گردیده ، برایتان می آورم . باشد که نیم نگاهی بدان بیندازید و نه از خدا ، که از خود و تاریخ شرم کنید .
شاید تکانی بخورید و کتاب را به طور کامل بخوانید !
مسوولیت شخصی در دوران دیکتاتوری
صفحه 19
کسانی که « بد » را در مقابل « بدتر » انتخاب می کنند به سرعت تمام فراموش می کنند که « بد » را انتخاب کرده اند . چون بدی رایش سوم ( زمامداری هیتلر) سرانجام چنان ابعاد هیولایی یافت که هر قدر هم تخیل قوی می داشتیم ، نمی شد آن را « کمتر بد » نامید . قاعدتا می بایست ( با توجه به تجربه جنگ جهانی ) پایه های این استدلال فرو می ریخت ، اما شگفتا که چنین نشد .
اگر به تکنیک های حکومت توتالیتر { مانند حکومتی که ایران را زیر مهمیز دارد } نگاه کنیم می بینیم که استدلال « کمتر بد » یکی از ساز و کارهای ماشین های آدمکشی وحشت و نظام است .
از اصل « انتخاب بد به جای بدتر » آگاهانه استفاده می شود تا کارکنان دولت { یعنی همه کسانی که در دولت و حکومت مسوولیتی به عهده دارند و همچون آیشمن ، صدام و دیگران باید روزی در دادگاه تاریخ پاسخگو شوند } همچون « تمامی مردم » برای پذیرفتن « شر » به معنای دقیق کلمه آماده شوند .
فقط یکی از چند نمونه را ذکر می کنیم : امحای یهودیان به دنبال سلسله اقدامات ضد یهود به صورتی « تدریجی » رخ داد ؛ و هر بار هم با این استدلال همراه بود که « امتناع از همکاری اوضاع را بدتر می کند » . تا این که مرحله ای فرا رسید که اتفاق بدتر از آن ممکن نبود . حیرت آور است که در این آخرین مرحله هم استدلال کنار گذاشته نشد . حتا امروز نیز که بطلان آن مثل روز روشن شده است ، کماکان به کار گرفته می شود .
…. در این جاست که می بینیم انسان تا چه حد ار رو به رو شدن با واقعیت هایی که به نحوی در تضاد کامل با چارچوب های ذهنی اوست ، اکراه دارد . متاسفانه شستشوی مغزی آدمی و واداشتن مردم به « بیشرمانه ترین » و غیر منتظره ترین رفتارها گویی بسیار ساده تر است از این که او را مجاب کنیم که به قول معروف از تجربه بیاموزد . یعنی به جای کاربست مقوله ها و فرمولهایی که عمیقا در ذهن ما ریشه دوانده – در حالی که مبنای تجربی آن ها مدت هاست که کنار گذاشته شده – بیندیشد و داوری کند .
*************
همه ما مسوولیم . هر رایی که به صندوق انداخته شود ، حتا اگر سفید باشد ، یک رای به مقبولیت و رسمیت این رژیم خونخوار در پیشگاه جهانیان است . هر رای به هر کسی ، یک رای به تداوم همه جنایات ، بگیر و ببند ها ، فسادهای نهان و آشکار ، غارت کشور و فرو افکندن بیش از پیش مردم در منجلاب فساد و تباهی است .
نمی شود امروز رای داد و فردا فریاد برآورد : « من بیگناهم » !
مُگُم يره بِرِ چي نيستي يَگ چَن وختيَه؟ نَکُنَه رِفتي تو کار تبليغ مبليغ؟
مسعود جان سلام
خواستم بابت عضو شدن در بالاترین یک بار دیگر ازت تشکر کنم.امروز بالاخره عضو شدم.خیلی خیلی سپاسگزارم.واقعا ممنون
چهره اصلی اصلاحات و توطعه اختلاف میان اقوام ایرانی و زمزه تجزیه عوامل حکومت جهل و جنون و باز امید واهی به ویرانگران,
موج خشم و اعتراض سراسر آذربایجان را فراگرفته است,
بیانیه هیات اجرایی جنبش آذربایجان برای دمکراسی و یکپارچگی ایران
در پی انتشار فیلم توهین آخوند خاتمی و یاران وی به آذربایجانی ها و گیلانی ها
موج خشم و اعتراض سراسر آذربایجان ، زنجان و تهران را فراگرفته است
در فیلمی که به تازگی منتشر شده، آخوند خاتمی، مجید انصاری و تعدادی دیگر از یاران اصلاحاتچی او در محفلی با بی شرمی تمام روضه اجداد خود را به آذربایجانی ها و گیلانی ها نسبت داده و خنده مستانه می نمایند.
در این رابطه دفتر مطالعات جنبش آذربایجان جلسه ویژه ای با شرکت اعضای کلیدی داخل کشور تشکیل داد و موضوع را از چند جنبه بررسی نمود. تنی چند از هموندان جنبش که ساکن شهرهای بزرگ آذربایجان ، زنجان ، کرج و تهران هستند از خشم شدید مردم در آذربایجان خبر می دهند.
در پی انتشار این فیلم درگیری شدید در تالار شهريار تبريز در سخرانی مجید انصاری و علي عبدالعليزاده، دو عنصر وابسته رژیم و تجمعات اعتراضی در دانشگاه های ارومیه و تهران برگزار شده و طبق خبرهای رسیده از آذربایجان و تهران در شهرهای اردبیل ، خلخال ، ارومیه ، خوی ، سلماس ، مراغه ، زنجان ، کرج و تهران موج اعتراضات ابعاد تازه ای بخود می گیرد و انتظار می رود به مانند همیشه بار دیگر آذربایجان آغازگر حرکتی برای برچیدن حکومت ظلم و فقر و فحشا پرور آخوندهای واپسگرا باشد و بجای آن گوهر آزادی و دمکراسی مبتنی بر مساوات همه باشنده گان کشور گرامی و جاویدانشان ایران به ارمغان آورد.
جنبش آذربایجان ضمن محکوم نمودن توهین و تمسخر آخوند خاتمی و دیگر هم اندیشان عقب مانده او به آذربایجانی ها و گیلانی ها از اعتراضات به حق مردم آذربایجان و گیلان حمایت نموده و براین باوراست که ، اگر من اعتراض کنم ، اگر تو اعتراض کنی ، آنگاه تمام ملت بزرگ ایران اعتراض خواهند کرد و به سی سال عمر ننگین آخوندهای ایران سوز پایان خواهند داد و یقین خواهند نمود که در سرنوشت ملت ها ، هیچ نیروئی به اندازه خود ملت ها تعیین کننده نمی باشد.
گفتنی است محمد علی ابطحی مشاور سابق محمد خاتمی در سایت خود با انتشار مطلبی با عنوان “سفر تبریز و بلوتوث آقای خاتمی” ضمن تایید واقعی بودن این فیلم دلیل انصراف محمد خاتمی را از انتخابات دهمین دوره ی ریاست جمهوری ترس از انتشار این فیلم اعلام می کند.
زنده باد آزادی و دمکراسی,
پاینده باد ایران و ملت ایران,
لینک ویدئوی توهین آخوند خاتمی به آذربایجانی ها و گیلانی ها
doostani ke movafeghe ray dadan hastan, Hatmane Hatman Ray bedin, haminjoori ke ta hala, ghabliya dorost kardan o sazandegi kardan, baadi ha ham ishalla mikonan ….nemidoonam chi begam be khoda. Haghemone har chi be saremoon miyad be khoda
من امروز با یکی از داخل نشینان تحریمی بحث میکردم. از نظر خودش با رای ندادن داره کار بزرگی میکنه. میگه شماها جوگیرین که رای میدین..
ولی من باهات موافقم. ماها درد خودمون رو داریم و اونا بی دردی خودشونو..ما واسه دردمون باید کاری کنیم باید دوایی پیدا کنیم..تحمل درد چاره ساز نیس.
دوره رایگان آموزش روزنامه نگاری به روش آنلاین ؛ برای ثبت نام به اینجا مراجعه کنید :
http://roznamehnegar.com
شاتوت جان!!!
يره کجايي؟؟؟؟؟
نکنه شما هم مثل من منطقه تان فيبر نوري شده بدون اينترنت شدي مثل من!!!!!!!!!
اين يک داستاني داره برات ميفرستم!!
ببين توي مملکت چي ميگذره!!!!!!
شاتوت جان اين هم کار تبليغاتي ما زحمت انتشارش با شما
http://i43.tinypic.com/2d27q76.jpg
ديگه به روز نمي كني.
چرا كامنتم رو پاك كردي؟!!
درود مسعود گرامی
کجایی آقا؟صحیح و سالمی؟نگران شدم.
متاسفانه فيلتر شده، نمي دونم مطالب جديدت رو كجا مي نويسي مسعود جان
شاتوت! دلاور کجايي بابا!!!!
نکنه درگير امور انتخاباتي شدي و ….!!!!
ما رو بيخبر نذار داداش!!!
سلام
مدتی است خبری از شما نیست نگرانتون شدم
به امید خواندن دوباره نوشته های قشنگتان
کجایی همشهری؟ خبری ازت نیست، امیدوارم مشغول هرکاری که هستی خوش و سلامت باشی.
آوای دهل شنیدن از دور خوش است. بابا جان کی گفته که خارج نشین ها همه پولدارند و مرفه و همه سوار بنز آخرین مدل و دلشون هم خیلی خوشه و هر شب تو کلاب های شبانه به بزم و پایکوبی مشغولند. عزیز دل بشنو و باور نکن. اگه اینا رو بهت نگند چی بگند؟! اصلا” می دونی اون ضرب المثل قدیمی که آسمون همه جا آبیه ولی خوب مرغ همسایه هم غازه همیشه مصداق داره. ولی به هر حال، گفته ات بسیار متین که خلایق هر چه لایق! اگه انتخابمون فرار از مسئولیت و غربت و دوری از همه اون کسا و چیزایی که دوستشون داریم باشه بازم این اندازه لیاقتمون رو نشون میده. ولی دوست عزیز رای اینوری ها بودن و نبودنش چندان دردی رو دوا نمی کنه و خودمونی بهت بگم شاید رفتن همین غرغروها و بی مسئولیت ها نتیجه بهتری برای اون مملکت داشته باشه. مگر نه اینکه اروپا هم از وقتی پا به عرصه پیشرفت و دمکراسی گذاشت که امریکا و کانادا کشف شد و نخاله های این کشورا شروع کردند به مهاجرت به اونا؟ تا حالا به این موضوع فکر کرده بودی؟! من که از این بابت واقعا” قدردان این کشورها هستم. با این وجود من هم رای داده ام و رای خواهم داد.
مسعود جان سلام
آقا کجایی؟تو که ما رو کشتی از نگرانی؟کامنتها هم که تاییدنمیشه بگیم حداقل هستی و ناپیدایی!!!یک خبری از خودت بده.نگرانتیم.
سلام
چجوری میشه یکی رو به بالاترین دعوت کرد؟
ممنون
سلام
ببخشید ، چجوری میشه یکی رو به بالاترین دعوت کرد؟
ممنون
شاتوت کجایی؟ 11 روزه خبری ازت نیست ؟ نگرانم!
شاتوت اگر به کروبی رای میدی درموردش بنویس
ددآش جان ِسلام
اوجٍورام نیستک ای سمتم دلما مجوشه خب بعضی هام رودرواسی از خل دیونه های کنارشان درن امو بازم دمت گرم . مو خودوم یگ دنه رای دروم همورم مودم به همی که شما مگی شاید ایجوری ای یارو امشی بشه
سلام، زنده ای؟ خبری ازت نیست!
agha shatoot…doroste ke ba ye seri harfat movafegh nistam…vali kojai?negaranet shodam ?..agha shatoot
?
[...] [...]
آقا كجايي نگرانتيم بابا؟ خبر بده …
موسوي : اين دختران بي حجاب و شل حجاب، طرفدار من نيستن. بلكه توطئهء دشمنان هستن !
موسوي = مخالف اقتصاد آزاد.
موسوي = خواستار چادر، بعنوان حجاب اسلامي.
موسوي = خواستار بازگشت به ارزش هاي امام و انقلاب.
موسوي = خواستار آزادي در چارچوب بيانيهء هشت ماده اي امام خميني.
موسوي = موافقت با كشتار تابستان 1367 .
موسوي = تيم ضعيف مديريتي و نداشتن يك برنامهء نسجم.
موسوي = تأكيد بر اصول گرا بودن خود (و نه اصلاح طلبي).
موسوي = تأسيس دفتر بسيج در ستاد خود.
موسوي = تأكيد بر ادامهء برنامه هاي دولت نهم.
موسوي = تأكيد بر عدم تغيير قانون اساسي و استفاده از رهنمودهاي مقام معظم رهبري.
موسوي = سكوت در برابر بازداشت ها، اعدام ها، شكنجه ها و …
خود من اول از ميرحسين حمايت كردم. اما حالا كوچكترين ترديدي ندارم كه موسوي، چيزي بيش از احمدي نژاد نداره.
اين موج سبز ، فقط و فقط يك موج احساسيه. من به احترام دكتر «عبدالكريم سروش» و دفتر تحكيم وحدت به طرف اردوگاه كروبي چرخش كردم.
به «مهدي كروبي» رأي بديد …
سلام، خيلي وقته نيستي!!!
salam aziz chera ghezi neminvisi az halo hava velayt dar in rozhay
بچه مشهدی
عجیبه که تو این روزها ساکتی
داری مقاومت می کنی که ننویسی یا راستی راستی به باور اینکه دیگه چه فرق می کنه کی رییس جمهور یشه رسیدی؟
امیدوارم حالتون خوب و سرتون سلامت باشه. خیلی وقته ازتون خبری نیس..
agha masood shoma comment haro accept kardi..pas chera ye lposti chizi nemidi ke az salamatit ba khabar beshim?
?
masood ?hame chi be tarze vahshatnaki mashkooke
زنده ای آقا؟
شنیدم بچه ها تو ستاد موسوی دیدنت!!!
ای کلک پولا گرفتی دیگه وقت نمی کنی بیای اینجا…
مسعود جان نمي دونم چرا ديگه نمي نويسي يا لااقل از خودت و سلامتيت خبري نمي دي، شايدم مي خواي يك كمي جو گير بشيم ما، ولي همه چيز مشكوك به نظر مي رسه…
سه روزه رفته ای، سی روزه حالا
زمستون رفته ای، نوروزه حالا
خودت گفتی سر وعده میآیم
شماره کن ببین چند روزه حالا …
مشتی مسعود خان، تو رو خدا یه خبری از خودت بده. اگه می تونی نظرات رو تایید کنی، پس حداقل می تونی یک خط بنویسی که فعلن گرفتارم و نمی تونم چیزی بنویسم.
به هر حال، امید که در هر حالی و جایی هستی (شاید در حال ترک باشی… ترک اعتیاد به اینترنت) همیشه دمت گرم و سرت خوش باشه.
تصویر؛ یکی از حامیان موسوی در کنار لاجوردی جلاد
بسیاری ابراهیم نبوی را فقط طنز نویس و روزنامه نگاری می دانند که بواسطه سرکوب روزنامه نگاران در دولت خاتمی مجبور به ترک وطن گردیده است اما همه ماجرا همین نیست. ابراهیم نبوی به اعتراف خودش دیر زمانی مدیر سیاسی وزارت کشور و جانشین مدیرکل اجتماعی وزارت کشور بوده است و البته وی اشاره ای به این نمی نماید که در همان زمان نخست وزیری میر حسین موسوی، در وزارت کشور که بواقع در آن سالها در کنار وزارت اطلاعات، مسئولیت تخلیه اطلاعاتی زندانیان سیاسی و آماده کردن آنها برای شوهای ندامت و تواب سازی بوده است را بر عهده داشته. نبوی در کنار اسدالله لاجوردی مسئولیت خرد کردن زندانیانی را بر عهده داشته که بیشترشان بعدها در قتل عام زندانیان سیاسی روانه گورستانهای بی نام و نشان شدند. بله ایشان را مشاهده می نمائید که روزگاری در کنار لاجوردی نشسته و تواب سازی می نمودند و روزگاری هم با طنزهای خود ملت را می خندانده و اکنون هم نوار سبز می بندد تا همه را به مشارکت در انتخاباتی که حضور فعالانه و گسترده در آن مد نظر رهبری می باشد دعوت نماید. ابراهیم نبوی از سوی موسوی ماموریت دارد تا در شبکه های اینترنتی، جوانان و همچنین ایرانیان خارج از کشور را به شرکت در انتخابات و رای دان به میر حسین موسوی مجاب کند.
http://www.iranpressnews.com/source/060288.htm
گوشه ای از سوابق استالینیست اسلامی
در پائین بخشنامه اي که با امضاي ميرحسين موسوي (نخست وزير سابق رژیم) در تاريخ دوم ارديبهشت 64 به دستگاه هاي اجرايي ابلاغ شده بود، آمده است. استالینیست اسلامی شیاد که این روزها خود را با اوباما مقایسه می کند، در اين بخشنامه که با موضوع رعايت حجاب اسلامي در دستگاه هاي اجرايي صادر شده است، تاکيد مي کند: برادران وزير مسئوليت اجراي مفاد اين بخشنامه را به عهده خواهند داشت و به منظور نظارت بر اجراي دقيق اين بخشنامه بازرساني از سوي نخست وزيري به دستگاه هاي اجرايي اعزام خواهند شد.
بسمه تعالي
در جلسات هماهنگي پيگيري رعايت حجاب اسلامي مرکب از نمايندگان تام الاختيار وزارتخانه ها وسازمانهاي دولتي که در نخست وزيري تشکيل گرديده است فرم پوشش به شرح زير به تصويب رسيده است و جهت رعايت به کليه همکاران ابلاغ مي شود:
پوشش کامل اسلامي جهت استفاده خواهران کارمند بشرح ذيل ميباشد(مانند تصوير)!
الف ـ مانتو و شلوار مدل ساده، گشاد و بلند از پارچه ضخيم و از يکرنگ.
ب ـ مانتو شلوار مورد استفاده از رنگهاي سنگين انتخاب گردد. رنگهاي سرمه اي، قهوه اي، طوسي، و مشکي ارجح است.
ج ـ از مقنعه جلوبسته و مدل ساده و يکرنگ و بدون هرگونه تزئين، در رنگهاي که جلب توجه نکند و تقليدي از فرهنگ غرب نباشد استفاده شود.
د ـ کفش از مدل ساده با پاشنه معمولي مناسب جهت محل کار با رنگهاي مناسب.
هـ ـ جوراب به رنگهاي سنگين.
و ـ عدم استفاده از زيورآلاتي که در شأن خانمهاي کارمند نيست و نيز عدم استفاده از هرگونه لوازم آرايش.
*******
پوشش برادران کارمند نيز ساده و معمولي و آستين بلند و آزاد باشد بطوريکه تقليد از فرهنگ غرب نبوده و در شأن آقايان کارمند باشد.
http://www.iranpressnews.com/source/060231.htm
من رای نمیدهم
شهباز نخعی
من رای نمیدهم، با آنكه عمیقا بر این باورم كه رای دادن نماد وجدان و اراده انسان در تعیین سرنوشت و شیوه اداره جامعه است. در جامعه ای كه شیوه اداره آن بر مبنای اراده یك فرد، كه خود را نماینده خدواند و مامور اعمال اراده او میپندارد، رای دادن چیزی جز مهر تایید زدن بر این روند ناروا و مشروعیت بخشیدن به آن نیست.
من رای نمیدهم، زیرا نمیخواهم مصداق گفته ماكیاول باشم كه میگوید: “مردم چنان ساده دلند و به قدری زیر نفوذ نیازهای آنی خود قرار دارند، كه همواره هر فریبكاری، فریب خورندگانی را پیدا خواهد كرد.”
با ندادن رای، من فریبكاران را ناكام میكنم و فریب خورندگان را در اقلیت قرار میدهم.
من رای نمیدهم، زیرا صندوق رای را تجلی گاه شعور انسان میدانم. اگر بنا باشد صندوق رای به ابزار نفی شعور انسان تبدیل شود، این كار را توهین به شأن و شعور او دانسته و از شركت در آن خودداری میكنم.
من رای نمیدهم، چون چنته به اصطلاح نامزدها را آنچنان خالی میبینم كه به مصداق “قافیه چو تنگ آید ــ شاعر به جفتك آید” همه به سخیف ترین نوع یاوه گویی افتاده اند. یاوه هایی كه حتی كودكان دبستانی را نیز نمیفریبد.
من رای نمیدهم،تا به چهار نامزد تایید صلاحیت شده از طرف حكم حكومتی رهبر ــکه این روزها انواع وعده های غیرعملی و ناهما هنگ با ذات حكومت آخوندی را به مردم میدهند، بفهمانم آنقدر كه آنان و رهبرشان تصور میكنند، ساده لوح نیستم و این را میفهمم كه در واقع آنان نه نامزد بلكه خواستگارانی هستند كه به خواستگاری عجوزه قدرت ــ كه آن را دلبری فتان تصور میكنند ــ آمده اند و حاضرند همه شرایط تحقیركننده پدر یا قیم عروس، یعنی رهبر را نیز بپذیرند. با ندادن رای، من عدم اعتماد خود را به این آدم نماهای حقیر و دروغگو نشان میدهم.
من رای نمیدهم، زیرا به خلاف آنچه كه اصلاح طلبان حكومتی تبلیغ میكنند نظام حاكم بر كشورم را قابل اصلاح نمیدانم و این نظرم متكی بر تجربه های فراوان گذشته، از جمله 8 سال دو دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی است.
من رای نمیدهم، چون در جبین كشتی سوراخ شده و در حال غرق نظام ولایت مطلقه فقیه ــ شامل همه جناح سازیها و جناح بازیهای آن ــ نور رستگاری نمیبینم و زندگی و آینده نسل جوان و نسلهای آینده كشورم را در گرو این خودداری از رای دادن میدانم.
من رای نمیدهم، تا نشان دهم كه راه خود را از وابستگان، نفع بران و مزدوران نظام جدا كرده ام.
من رای نمیدهم، تا به دنیا بویژه سیاستمداران فاسد، نفع پرست و طماع اتحادیه اروپا بفهمانم كه این نظام فاقد پایگاه مردمی و نظامی غاصب است كه با خدعه و تزویر، سركوب و جنایت و غارت و چپاول، بر سرنوشت ملتی بزرگ و با فرهنگ، با پیشینه ی تاریخی چند هزار ساله، حكومت میكند و نفع واقعی و درازمدت این كشورها در آن است كه به مردم ایران بپیوندند و به خواست دیرینه آنان كه آزادی، مردم سالاری و رعایت حقوق انسانی است، تن دهند.
من رای نمیدهم، تا لكه ننگ تروریست بودن را از پیشانی خود و هم میهنانم پاك كنم.
من رای نمیدهم، تا نشان دهم كه آنقدر شرافت و شهامت اخلاقی دارم كه به اشتباه و ندانم كاری بزرگ خود در 30 سال پیش در دادن رای در همه پرسی 12 فروردین ماه 1358 اعتراف كنم و از نسل جوان كشورم، كه هزینه های سنگین آن اشتباه بزرگ مرا میپردازند، پوزش بخواهم و طلب بخشایش كنم.
من رای نمیدهم، تا حكومت آخوندی آنطور كه رهبر معظم آن میخواهد “یكدست” شود و سپس آسان تر بتوان آن یك دست را از گلوگاه مردم بلادیده و مصیبت زده ایران قطع كرد.
من رای نمیدهم، تا با تایید ضمنی خود شریك جرم و جنایت ها و ظلم هایی كه یك اقلیت معدود به نام خدا انجام میدهند، نبوده و در پیشگاه وجدان و خداوند مورد بازخواست قرار نگیرم.
من رای نمیدهم، تا با وجود آنكه نه “انتخابات” ی در كار است، نه آنكه منصوب میشود اختیار و “ریاست” میدارد و نه ذات و ساختار نظام ولایت مطلقه فقیه هیچ تجانسی با “جمهوری” در مفهوم متعارف آن دارد، “انتخاب” ی واقعی داشته باشم. “انتخاب” این كه با گفتن یك “نه” بزرگ، فقدان مشروعیت نظام را به دنیا نشان دهم، با واداشتنش به تقلب هر چه بیشتر در انظار جهانیان رسواترش كنم و “علی را با حوض” متعفن اش كه كرمهایی در گنداب آن می لولند و به گمان باطل خود بر سرنوشت 70 میلیون انسان حكم میرانند، تنها بگذارم. برای من این “انتخاب” صد بار از مضحكه “انتخابات” ی كه نظام با انواع حیله و ترفند میخواهد مرا پای صندوق رای آن بكشاند، با ارزش تر است.
من رای نمیدهم، زیرا قرن بیست و یكم است، من ایرانی هستم و سرشتم با پذیرش ظلم، خواری و ذلت سازگار نیست.
من رای نمیدهم، زیرا . . .
مردم خودشون آیندشونو میسازن نه اینکه بگیم بیایین، حرفتو قبول دارم که میگی بی بخاریم، آره هستیم اونم در حد اعلای آن .
من تحریم نمی کنم اما چون دلم نمی خواد این ا.ن رای بیاره رای میدم هرچند میدونم که هرکدوم از اینا واسه خودشون جانوری هستند. اگر راست بود این انتخابات اون همه رد صلاحیت نداشتیم. اصولا کار شورای نگهبان باید احراز عدم صلاحیت باشه نه احراز صلاحیت، صلاحیت رو مردم تشخیص میدن.
این میشه انتصابات مثل اینکه بگیم شما آزادی اما بین این دونفر که با من جورن! خب مرتیکه ی.. ( دایناسور) ….. دهن آدمو وا میکنن
خوشحال میشم تبادل افکار داشته باشیم.
[...] [...]