كانديدايي که پول داد تا ترورش کنن…! ( پیازداغ های انتخاباتی )
پیاز داغ های انتخابات کم کم داره زیاد میشه؛ همینطور گول زدن مردم از همه جا بی خبر با برنامه ریزیهای موذیانه سیاسیون و متفکرین انتخاباتی … همین چند وقت پیش بود که بنده خدایی که عاشق عضو شورای شهر مشهد شدن بود و یک دوره کلی خرج کرده بود برای تبلیغات و هزار جور عکس های مَکُش مَرگِ ما با نگاه های عاشقانه و قیافه معصومانه و اینکه من دارم میترکم برای خدمت کردن انداخته بود ولی طفلک رای نیاورد؛ این دور اخری بعد از کلی تبلیغ و عکس و اینحرفها پول داده بود به دونفر که ترورش کنن البته از نوع نافرجام…!
خلاصه اون دونفر که پول رو از واسطه گرفته بودن سر پل روسا با موتور میپیچن جلوش و فحش خواهرو مادر رو میبندن به نافش که مرتیکه جاک…مَگه کوری … بیا پایین ببینُم…! اقا اینا مشت رو میکشن به سر و کله بنده خدا و طرف هم هی داد میزنه من از پا نمیشینم… بزنید…بکُشید…! من شیشه ام …بشکنید منو تا تیزتر شوم… من برای این مردم خون میدم… جون میدم …! ای مردم خادم ملت رو کشتن و از این شرو ورا…!
صبح روز بعد توی روزنامه خراسان و قدس هم نوشتن که به یک نامزد انتخابات شورای شهر حمله شد و خودش هم بیانیه داد که من را اگر شرحه شرحه کنید؛ بیدی نیستم که به این بادها بلرزم…جانم فدای مردم مشهد…! من میدونم دارم از جانب چه کسانی تهدید به ترور میشم چون من وابسته به هیچ جناحی نیستم…! خلاصه هی کله باندپیچی شده خودش رو تکون میداد و با بغض میگفت من هراس ندارم از کفتارهای شب چون خدا و این مردم پشتیبان من هستند…! یه مشت مردم عوام هم هی نُچ نُچ میکردنُ میگفتن: نِگا بنده خداره چیجوری زدن ها…! بیشکینه دَستِتا الهی …بعدِ سالی یکی امد بره مِردُم ای شهر کار کنه ایجوری زدن شل و پَلِش کِردَن…!
خلاصه که این روزا ترور کردن و اسپری فلفل و ساسی مانکن و دعوا و درگیری همراه با وعده های سر خرمن و رشوه های الکی روی بورسه …ماهایم که اماده تا یکی بگه اخ…! صد تا پیراهن درست میکنیم براش…!
