خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

Archive for مارس, 2009

 فلکه سعد اباد توی بارون ایستاده بودم منتظر تاکسی که یه موتوری گفت مستقیم مِری دِداش؟ منم گفتم اره … بنده خدا توقف کرد گفت بپر بالا عِشقی…! یه کم که رفتیم گفت: کجا مِری مهندس؟! گفتم راستش چها راه ازاد شهر شما هر جا مسیرت نخورد من پیاده میشم! گفت: ای حرفا چیه دِداش؛ مُبُرُمِت …! مُبُرُمِت دِداش…!
 توی [...]

Read Full Post »

ایا در جامعه خودمون و یا محدود تر بگم در بالاترین میشه قانون رو زیر پا گذاشت…؟ ایا قانون رو برای شرایط خاصی وضع کردن و در شرایط بحرانی و استثنایی میشه بیخیال قانون شد …؟ یادمه چند وقت پیش یه جایی زلزله اومده بود اونوخ یه کاربری توی تیتر مطلبش در رابطه با زلزله [...]

Read Full Post »

خوب امشب توی تهران به عربستان باختیم …! اقای دایی گفته بود میخواد عیدی بده به ملت ایران و رجز خونده بود که باخت ایران برابر عربستان یک توهمه…! با باخت امشب ثابت شد که این اقای دایی است که در توهم به سر میبره …! خوبه که احمدی نژاد هم شاهد این شکست بود [...]

Read Full Post »

فیلم اخراجی های ۲ طی چهار روز بیش از پونصد میلیون تومن فروخت و خیلی ها با حسرت به این فروش نگاه کردن و گفتن چرا فیلم مسعود ده نمکی که یه روز عضو گروه فشار بوده و به جای کارگردانی سینما به کار ضرب و شتم دانشجوها مشغول بوده باید اینقدر بفروشه…؟  
ماها فکر میکنیم که توی [...]

Read Full Post »

هنوز یادم میاد از دهشاهی های زرد رنگ زمان شاه که هر کدومش تقریبا به اندازه یه یک قرونی بود و با دوتاش میشد یه ادامس بادکنکی خروس نشان خرید…! هنوز یادم میاد عید که میشد بابام یه اسکناس نوی دوتومنی به من عیدی میداد که خیلی هم باارزش بود برام … هنوز یادم میاد [...]

Read Full Post »

اقا تو فامیل عیال یه دختر خانومی هست که وجاهت ظاهری نداره و این عم غزی ها و خاله خانباجی ها تا چشمشون بهش میفته یواشکی خودشون رو نیشگون میگیرن به هم میگن خدا زیاد کنه! خدا به داد مادرش برسه کی دیگه بیاد اینو بگیره! این دخترای جوون تر هم یا از طفلکی فاصله میگیرن یا [...]

Read Full Post »

اگه بخوایم توی دنیای و بلاگستان یکی رو معرفی کنیم بعنوان مبدع بازیهای وبلاگی اون یه نفر حتما یوزپلنگه …! بنده حقیر رو هم قابل دونسته و برای اینکه دلمون نشکنه دعوت به بازی وبلاگی در مورد کودکی و مشکلات خاص اون کرده …! که بنده هم با افتخار چند خطی مینویسم…!
 بچه تر که بودم معضل [...]

Read Full Post »

قدیم تر ها که بچه بودم موقعی که سال میخواست تحویل بشه تلویزیون رو که روشن میکردی دقیقه به دقیقه اعلام میکرد که چقدر مونده به تحویل سال نو و در دقایق اخر هم صدای  تیک تاک ساعت و جمع شدن خانواده دور هم و زل زدن به صفحه تلویزیون و دعا خوندن و هی اعلام [...]

Read Full Post »

Read Full Post »

خاتمی توی دلایل چهار گانه اش برای کناره گیری یه حرفی زد که دلم کمی اروم شد. خاتمی گفت حاضر نیستم وارد بازی بشوم که بازیگردانش دیگران  هستند..! اما باز توی دلم گفتم خوب سید اگه راضی نیستی و اگه میدونی این بازی بازی گردانانی هم داره که نخ بستن به دست و پا و [...]

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »