گجموی نازنین که تقریبا هم سن و سال منه خواسته در بازی وبلاگی شرکت و کنم و از کارتون های مورد علاقه ام در کودکی بنویسم . شبی که بابام یک تلویزیون سیاه و سفید فیلیپس خرید رو هیچوقت فراموش نمیکنم که چه ذوقی کردم … بابام شب ها دیروقت میومد خونه …یه شب مادر من رو از خواب بیدار کرد گفت: مسعود پاشو بابات تلویزیون خِریده…! همونجور خواب الود گفتم : دروغ مِگی …! کُو…؟ گفت: تو اتاق بزرگه … جَلدی پاشُدُم با مادرُم رَفتُم توی اتاق بزرگه و مادر چادرش رو از روی تلویزیون برداشت …! گفتُم ایکه بخاریه که….! کو شیشه اش؟ گفت: شیشه اش طرف دیواره…! یه دستی روی شیشه اش کشیدم و قند توی دلم اب رَفت …او شب تا صبح زیر کرسی خواب تلویزیون میدیدم…! فرداش تلویزیون وصل شد و مجری برنامه کودک هم خانوم میان سالی بود که اگه اشتباه نکنم اسمشون خانوم برومند بود … یکی از کارتن های مورد علاقه ام میکی موس دوست داشتنی بود … یه دارکوبی هم بود که اسمش وودی وود بیکر بود که اونم دوست داشتم…کم کم سوپرمن و بتمن و بردمن و بردبوی و اکومن …یکی یگه از کارتون های مورد علاقه ام شِزم بود که فکر میکنم یک غول سیاه حلقه به گوش بود …! کارتن عصر حجر رو هم بشدت دوست داشتم…! از کارتن که بگذریم مرد شش میلیون دلاری سریال مورد علاقه ام بود و بعد از دیدن اون این داداش بزرگتر ما جو گیر میشد و ادای مرد شش میلیون دلاری رو در میاورد و با حرکات اهسته مشت به سر و کله منه بدبخت میزدکه یه روز طاقتم طاق شد و رفتم بیل رو برداشتم و زدم به ساق پاش…! زدن بیل همان و خونریزی شدید پای داداشه شش میلیون دلاری ما همان …. خلاصه ظهر بابام اومد و مادر گرامی هم هنوز بابا از راه نرسیده بنده رو چُغُلی کرد که ها مسعود هَمچی با بیل زده به پای سعید که پاش قِلَم رفته…! منم پشت در اتاق قایم شده بودم و مثل بید میلرزیدم و هر چی بابام صدام میزد جواب نمیدادم تا پیدام کرد … بابام چنون زد توی گوشم که همونجا خودم رو خیس کردم …! هیچوقت یادم نمیره … هیچوقت…!
اندر احوالات کودکی و مرد شش میلیون دلاری …!
فوریه 27, 2009 بدست مسعود مشهدی






سلام داش شاتوت!
سن و سال ما داداش به این کارتونا قد نمده!!!!
ماها مجبورم “لاکپشتهای نینجا” نگاه کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مقصودم این بود که ما خیلی کوچیکیتیم!
……………………………………………………….
عليك سلام
نه دداش شما بزرگی
حالا پاته بالا کن …. نه اوپاته …! ها … میبینی دِداش … نمیبینی بدو برو یک ذره بین بیار خم رو …. ها …همو …..چاکر دداش
سلام داش مسعود.
با عشق دعوتت کردم اما هیچوقت فکرشو نمی کردم به دعوتم لبیک بگی.
چه خوب که خانوم برومند و لی میجرز و ریچارد آندرسون در مرد شش میلیون دلاری رو یادته. بعد از سریال لی میجرز،زن میلیون دلاری رو هم اومد که با گوشاش همه چیزو از دور می شنید.
دم بابا تون بخاطر سلیقه و انتخاب تلویزیون خوبی از لحاظ شفافیت و قدرت گیرندگی برای خونواده اش،گرم.
پرچگونگی رو میذارم کنار و از اینکه روی ما رو زمین نزدی،ممنونم.
…………………………………………………………….
گجمو جان … شما منت سر بنده گذاشتی که دعوتم کردی
خوبی این نوشته ها اینه که صد سال دیگه که پیر شدیم و الزایمر گرفتیم با خوندنش میتونیم تجدید خاطره کنیم …. اسم لی میجرز توی سریال فک کنم استیو استین بود نه ؟ پس اسم خانوم برومند هم درست یادم مونده بود
ارادتمندتیم عمو!
…………………………………………………………….
چاکر دایی
دردهای بچگی فراموش نمیشن. کارتونها و ذوق زدگیهای بچگی هم همینطور.
ای کاش که پدر شما و پدر من و بقیه پدرها ما رو اینطوری نزده بودن. و امیدوارم که ما ها آدم بزرگها بهتر از پدر و مادرامون بچه ها رو بفهمیم.
داستانتون رو شیرین و روون تعریف کردین.
ممنون
هاکر بری فیلد2 تنس تاکسیدو و چاملی3 بارتا4اورنگ و بهرنگ 5 سایروس من6اقای مربوطه 7 تلخ وشیرین 8 خانم قصه گو اخر برنامه کودک اخ یادش بخیر اوسو 5 قرونی تغذیه رایگان صف زنگ اخر پیش اهنگی و شیر خورشیدی دعای سر صف من به این پرچم مقدس که مظهر استقلال میهن من است سوگند وفاداری یاد می کنم
اطلاعیه وبلاگ نویسان در دفاع از جنبش دانشجوئی
دانشگاه قبرستان نیست
اعتراض وبلاگ نویسان ایران و افغانستان به سرکوب گسترده دانشجویان
ما وبلاگ نویسان از مقاومت دلیرانه جنبش دانشجویی که پلی تکنیک را به نماد آزادی خواهی تبدیل کرده و پایه های حکومت مرتجعین را به لرزه در آورده است حمایت می کنیم و همگام با دانشجویان دلیر، خواهان آزادی فوری دانشجویان بازداشتی هستیم و از همه سازمانهای حقوق بشری برای آزادی دانشجویان در بند کمک می طلبیم
درصورت تمایل برای امضاء ، لطفاً اسم وبلاگ با لینک خود را بنویسید
خاطره ی هیجان انگیزی بود
سلام راستش با خوندن اين مطلب منو بردين به دوران كودكي مثل اينكه من و شما تقريبا هم سن و سال هستيم چون تمام اين كارتونها هم مورد علاقه من بود بعلاوه سريال اريونسايد و جادوگر كه بازيگرش فكر كنم اليزابت تايلور بود يادمه منو و برادر بزگترم به نوبت تو كالسكه برادر كوچكترمون سوار مي شديم و مي شديم كاراگاه اريونسايد…مطلب خيلي قشنگي بود
منم يه چيزايي راجع به مرد شش ميليون دلاري از بابام شنيدم، همشهري! مخصوصا از اون حركات آهسته اش.
لی میجر در نقش مرد شش میلیون دلاری خانم ازیتا دنیا اون موقع قشنگ بود یا ما چون بچه بودیم فکر می کردیم قشنگه
سلام
يادش بخير مرد شش ميليون دلاري و آرزوهاي دوري كه امروز ديگه به واقعيت پيوسته و رويا نيست يادم ميآد بچه بودم و مي خواستيم بريم مهموني و تلويزيون داشت سريال مرد شش ميليون دلاري رو نشون ميداد و من دلم نمي خواست از جام تكون بخورم ، مادرم گفت نگران سريال نباش ما اگه تلويزيون رو خاموش كنيم وقتي از مهموني برگشتيم ادامه فيلمو مي توني ببيني و من بعد كه به خونه برگشتم چقدر گريه كردم ، آخه مادر سرم كلاه گذاشته بود . امروز دستگاههائي اختراع شدند كه خيلي راحت و به مدت زياد برنامه هاي تلويزيون رو توي هاردشون ضبط ميكنن و ديگه هيچ بچه اي براي برنامه دلخواهش گريه نخواهد كرد .
راستي شزم كارتون نبود بلكه به صورت فيلم تهيه شده بود و داستانش به ماجراهاي پسر جواني كه با اتوبوس سفر مي كرد مي پرداخت ، اجداد و نياكان اون پسر در انتهاي اتوبوس ( رو جعبه البته اگه با اتوبوس سفر كرده باشين با اين اصطلاح حتمآ آشنا هستين ) در مواقع ضروري به او دستور مداخله در وقايعي رو كه خطري كسي رو تهديد ميكرد ميدادند و او با گفتن واژه شزم تبديل به قهرماني با خصوصيات سوپرمن ميشد كه قادر به پرواز بود . ببخشي زيادي روده دارزي كردم .
سلام
احوال شریف؟ می خواستم یک خواهشی بکنم. اگر امکانش هست یک دعوتنامه بالاترین برای من بفرستید.ایمیل من: aban_57@yahoo.com
http://www.pidom.wordpress.com
قربانت ، عباس
………………………………………………………
عباس جان برای هر ایمیل یک بار میشه دعوتنامه ارسال کرد …من قبلا برای این ایمیل دعوتنامه فرستادم
سلام خسته نباشید با تشکر از سایت خوبت اگه ممکنه یک دعوتنامه هم برای من بفرستید ممنون
دستتون درد نکنه
مرد شش میلیون دلاری راجر مور بود که بعد هم نقش جیمز باند رو بازی کرد.
سریال گروه 52 و بارتا هم یادتون هست؟ من هنوز به کلاهی که سر بارتا بود میگم کلاه بارتایی.
پاینده باشین
آآرش جان نقش مرد شش ميليون دلاري را لي ميجرز به عهده داشت و نه راجر مور و همچنين نام سريالي كه نام بردي گروه پنجاه و يك بود و نه گروه پنجاه و دو .موفق باشي .
سلام . منم اینجا اومدم به این بازی
با عرض سلام ؛ميخواستم در پي خاطرات آرش جان بگم كه نقش مرد شش ميليون دلاري را لي ميجرز به عهده داشت و نه راجر مور و در رابطه با سريالي كه نام برده نام آن گروه پنجاه و يك بود و نه گروه پنجاه و دو .اين راگفتم تا اشخاصي كه سن و سال كمي دارند اطلاعات غلط را دريافت نكنند .موفق باشيد .