دیروز در فیلم حمله به دانشجویان مخالف دفن شهیدان گمنام در دانشگاه اوباشی رو دیدم که چنگ در موی دانشجو ها می انداخت و وحشیانه میکشید و مشت و لگد میزد…! خواستم بگویم دستانت بریده باد ای حرامی …! اما دستان بریده را که مجسم کردم دلم نیامد…! خواستم بگویم مرگ بر تو ای اراذل و اوباش…! باز دلم به مرگش هم راضی نشد…! چه اگر ما هم به بریدن دستی یا مرگ مخالفی راضی باشیم فرقی با اون چماق دار گردن کلفت نداریم …! پس چه بگویم …؟ چه بگویم که اتش دلم فرو نشیند …؟ میگویم مشت و لگد و وحشیگری تو ندای ازادیخواهی را رسا تر خواهد کرد… پس بزن اوباش …! بزن که لذت بدست اوردن ازادی می ارزد به مشت و لگد خوردن از اراذلی مثل تو…! بزن اوباش …. بزن تا یادمان نرود ازادی هزینه دارد …دانشجو اگر میخواست با ضربات مشت و لگد و چاقو عرصه را خالی کند دانشجو نبود که … دانشجو حتی اگر بمیرد هم ایستاده میمیرد…. بزن اوباش …بزن..!
بزن اوباش ….بزن تا یادمان نرود ازادی هزینه دارد…بزن !
فوریه 25, 2009 بدست مسعود مشهدی






سلام
دیگه حالمون از این حرکات داره بهم می خوره چقدر ادعا انسان بودن و تازه مسلمان بودن و دیدن این صحنه ها که مادون رفتار انسانی است متاسفم
عجب متن جالبی است
ممنون
غم دل را به که گویم که غمگشایم غمی سنگین به دل دارد .
حیا را ذبح کرده اند
حسادت ، تنها انگیزه ای که این افراد ناقص العقل دارند.
آدم این بچه ها رو که می بینه احساس غم و شادی هر دو میاد به سراغش. غم واسه سرنوشتی که این نسل پیدا کرده و شادی واسه این همه شور و امید و غیرت که می بینه
شاتوت عزیز!!
همه میدونیم آزادی هزینه داره!!!
اما متاسفانه هزینه هاش رو همیشه باید دانشجوها بدهند!!!!!!!!!!!!!!!!!!
زنده باد آزادی و برابری تنها راه رهایی پیروی از گاندی بزرگ است و عدم خشونت
پاینده آزادی
من نمی دونم چرا مردم نمیان کمک چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
برای چی همه ترسیدیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
درست مثل زمان حمله مغول ها ب ایران همه ترسیریم چرا و چرا ؟؟؟؟؟؟؟
متن بسیار زیبایی نوشتی ممنون حداقل شما جرات نوشتن دارید
سلام یره،
مدنی چیه، مو موگوم که اینا ر که ای جوری مزنن ها همه ش به خاطر ایه که یه خورده پایه های مهرورزیشانه تقویت کنن و یاد د بدنشون که ای جوری یه اصل و اساس رافت و عطوفت اسلامی . یاد بگیرن که شهدا اصن بره همی جور چیزا شهید رفتن و گرنه ما که عمرناش با حکومت صدام جنگ دشته بشیم.
از دیدن این عکسها وفیلم آن بشدت متاسف شدم.گاهی با خود میاندیشم ایکاش نمیگفتیم مرگ بر شاه.از این بهتر نبود بدتر نمیشد.
کثافت!
حسین شاملو
غم دل را به که گویم که غمگشایم غمی سنگین به دل دارد .
روزگار غریبی است نازنین….روزگار غریبی است …
رفتم فیلمهای دیگه رو هم دیدم. واقعاً با چه عزت و احترامی! دارن شهید دفن می کنن. بد بخت این شهیدها که 20 سال بعد از شهادتشون باز هم از دست اینها آرامش ندارند. راستی یک سوال. گذشته از اینکه دیگه تا الان جسدی برای تشییع و تدفین باقی نمونده, حالا به فرض بودن چیزی آیا تو اسلام اینها نبش قبر مجازه؟ و چند بار اونوقت؟
واقعاً چقدر آدم بی مغز و کاسه لیس و ابن الوقت باید باشه. آدم!! عجب اسم بی مسمائی برای این حیواناته.
یعنی چی بزن تا یادمان نرود !!! همین شماها هستید که باعث وقیح تر شدن این موجودات ضد ایرانی هستید. امثال تو اگر خواهرت، مادرت، فرزندت رو هم جلوی چشمانت کتک بزند میگی بزن تا یادم نره؟!! ننگ به حافظه ای که با کتک خوردن این حوادث رو یادآوری کنه!
همین شعارهای مظلوم نمایانه رو سر دادید که اینجوری بر سرمون سوار شدند و یک مشت وحشی آدم نما حرمت ایران و ایرانی و دانشجو و دانشگاه رو به لجن کشیده اند. تا چند دهه دیگه می خواهید همینجوری کتک بخورید و زندانی بشید؟! تا کی می خواهید شعارهای پوچ می بخشم ولی فراموش نمی کنم!، بزن تا یادم نره! سر بدید؟! و با این شعارهای بی معنی که ما مثل اینها نیستیم، از حق و حقوق خود بگذرید و کتک خوردن دانشجو رو توجیه کنید؟!
کلوخ انداز را پاداش سنگ است. اگر دستی رو که برای کوبیدن بر سر دانشجو بلند میشد درجا ناکار می کردید، اگر مشتی رو که بر دهان دانشجو زده میشد با مشت محکم تر جواب می دادید الان این مزدورهای وحشی جرأت نمی کردند در خانه دانشجو اینطوری با حقارت بر سر دانشجوی ایرانی بکوبند. مطمئن باشید تا زمانی که هیچ حرکتی از سوی مردم و دانشجویان در مقابل چنین مزدورانی انجام نشه همین آش و همین کاسه خواهد بود و باید تا صد سال دیگه کتک بخوریم تا فراموش نکنیم!!
[...] ازادی هزینه دارد…بزن ! « تلخ نوشته ها » لینک به منبع تذکر: منبع غیردگرباش [...]
مسعود جان این دفعه واقعا نمیدونم چی باید بنویسم اینقدر این روزها دلم گرفته از این قبرستان کردن دانشگاهها!هر وقت تلویزیون ایران رو می بینم دایم یا یک آخوند داره حرف میزنه یا عزاداریه.آخه این کشورهای عرب که از ما مسلمون ترند اصلا و ابدا توش عزاداری نیست!
اینها می خواهند همه افسرده و غمگین باشند تا روزنه امید در دلشان پیدا نشود.
افسوس آیا ما ایرانیها سزاوار همچنین دولتی بودیم؟!یک عده از ما بیرون از ایران و ملتی درون زندان بزرگی به نام ایران!خلاصه یا آواره یا زندانی!
هرگز نخواب کورش
دارا جهان ندارد، سارا زبان ندارد
بابا ستاره اي در هفت آسمان ندارد
کارون ز چشمه خشکيد، البرز لب فرو بست
حتا دل دماوند، آتش فشان ندارد
ديو سياه دربند، آسان رهيد و بگريخت
رستم در اين هياهو، گرز گران ندارد
روز وداع خورشيد، زاينده رود خشکيد
زيرا دل سپاهان، نقش جهان ندارد
بر نام پارس دريا، نامي دگر نهادند
گويي که آرش ما، تير و کمان ندارد
درياي مازني ها، بر کام ديگران شد
نادر، ز خاک برخيز، ميهن جوان ندارد
دارا کجاي کاري، دزدان سرزمينت
بر بيستون نويسند، دارا جهان ندارد
آييم به دادخواهي، فريادمان بلند است
اما چه سود، اينجا نوشيروان ندارد
سرخ و سپيد و سبز است اين بيرق کياني
اما صد آه و افسوس، شير ژيان ندارد
کو آن حکيم توسي، شهنامه اي سرايد
شايد که شاعر ما ديگر بيان ندارد
هرگز نخواب کوروش، اي مهر آريايي
بي نام تو، وطن نيز نام و نشان ندارد
خیلی جالب نوشتی. با اجازه می زارم تو وبلاگم با لینکت.
تا کی باید تماشا کنیم و آه بکشیم .
بیایید راهی عملی بیابیم.
[...] منبع: http://shatot2.wordpress.com/2009/02/25/az [...]
شکایت به کجا باید برد؟!
ممنون از شما که می نویسی که آن هم خود ایستادن است.
خیلی دوست داشتم بدونم نظر نزدیکان (فرزندان یا همسر احتمالی)این جاندار قلچماق نسبت به او چیه، هر چند حدس زدنش زیاد مشکل نیست.
Massoud jan ; Man yeki az khanandehayeh to hastam dar australia . merci az karat , zemnan bezoodi vaseyeh 7 rooz miam mashad , lotfan baram ye davatnameh ham ager mitooni beferest . damet garm , movazebeh khodet bash ,
salam
دداش دمت گرم.مریدت شدم اساسسس.
همه جوره ……..
با سپاس از نوشته شما ایرانی گرامی.
ننگ بر این عرب پرستان کثیف.
قانقاریا گفته: “خیلی دوست داشتم بدونم نظر نزدیکان (فرزندان یا همسر احتمالی)این جاندار قلچماق نسبت به او چیه، هر چند حدس زدنش زیاد مشکل نیست”
باباجان! اینها برای خودشون “حجت شرعی ” دارند. این کار را مثل نماز خواندن و به جبهه رفتن می دانند. آنان دارند از دینشان و میهنشان در مقابل یک مشت دانشجوی وابسته به استکبار که در فکر براندازی نرم یا گرم (خودسوزی با بنزین) هستند، دفاع می کنند. هیچ خجالتی هم از این کارشان ندارند. خود را پیش خدا هم ماجور می بینند.
با مطلب درباره “سیاه نمایی و غوغا آفرینی چماقدران قرون وسطایی فارس نیوز، برعلیه سخنان استاد مجتهد شبستری در دانشگاه صنعتی اصفهان ” به روزم. موفق باشید
اگه دست چنین آدمی به آدم برخورد کنه با هزار بار حموم هم آلودگی اش پاک نمیشه بیچاره اون دانشجو
سلام
بابت ارسال دعوتنامه بالاترین کمال تشکر را دارم.
سربلند و پیروز باشید
سیامک
سلام عزیزانم
من اینک مردی 51 ساله ام. جنایاتی که این اوباش زمانی که ما دانشجو بودیم در حق ما و نسل ما کردند در مقایسه با این حرکات مهربانی و محبت است. ما نسل سوخته ایم عزیزان. چنان با ماو خواهران ما رفتار کردند که تاریخ از یادآوری آن شرمگین است.
مسعود جان ممنون، دعوتنامه رو الان دیدم، رفته بود تو spamها. لطف کردی.
خسته نباشی . تا کنون متنی باین زیبائی در این رابطه ندیده ام . براستی مرسی
حسرت می خورم که چرا من نبودم
سلام من دانشجوی امیر کبیر هستم. خواستم یه نکته رو بگم و اونم اینه که همه چیز اون طوری نیست که توی سایت خبرنامه ی امیر کبیر نوشته.اگر واقعا به دنبال حقیقت هستید به این وبلاگ سر بزنید تا از حقیقت ماجرا با خبر بشید:
http://goftogoo.mihanblog.com
سلام دوست عزیز
ظلم هیچوقت پایدار نمی مونه کاش این را درک می کردند
از وبلاگ قبلیت به اینجا رسیدم .راستش کلی از مطالبت را خوندم ساده و قشنگ می نویسی .دوست داشتی به منهم سر بزن.
راستی اگر برات امکان داره یک دعوتنامه بالاترین برای من بفرست ممنون می شوم
موفق باشی
[...] بزن اوباش ….بزن تا یادمان نرود ازادی هزینه دارد…بزن [...]
سلام
خداقوت دوست عزیز
خسته نباشی
انشاءالله همیشه وبت پروپیمون باشه
لطفابه وبلاگ منم یه سری بزن
من کلکسیونی دارم که بیش از1300مقاله وتحقیق رایگان روگردآوری کردم
منتظرحضورت هستم
یاعلی
kash baraee in mozdoor ham ghesas vozooddasht onvagha bayad midid melat bahash cheh konand. mohammad keh paiambar bood dar rooze akhar goft ghesasam konid baraee zarbeh tazianeh vayy beh hale in shotore bad boo.
kash baraee in mozdoor ham ghesas vozooddasht onvagha bayad midid melat bahash cheh konand. mohammad keh paiambar bood dar rooze akhar goft ghesasam konid baraee zarbeh tazianehiee keh az ghasd zadeh nashodeh bood vayy beh hale in shotore bad boo.
[...] بزن اوباش ….بزن تا یادمان نرود ازادی هزینه دارد…ب… دیروز در فیلم حمله به دانشجویان مخالف دفن شهیدان گمنام در [...] [...]
مسعودجان من وقتی این فیلم گرفته شد درست روبه روی این شخص بودم و وقتی دیدم واقعا این مردک حتی به دختر ها هم رحم نمیکرد و موی اونها رو هم می کشید واقعا خونم به جوش اومد
ولی مشکل این بود که تعداد این موجودات خیلی زیاد بود و اینا برای اینجور کارا آموزش دیده بودن و از بچه دبیرستانی تا موجوداتی به این سن بینشون بود
در ضمن از یکی شنیدم این عکس مربوط به بکی از افراد حراست بانک کشاورزیه…
آقا سلام خیلی شرمنده اگه گفتید واسه همه دعوتنامه بالاترین فرستادید .بازهم شرمنده واسه من نیامده اگه میشه باز هم بفرستید ممنون میشم
……………………………………………………….
الان دوباره فرستادم اما پیغام میده که شما رو قبلا دعوت کردم
az vaghti in khabararo shenidam enghadr narahatam ke….
be ma sabr be daneshjooha nirooye moghavemat bede khodaya
دانشجو اگر بميرد هم ايستاده مي ميرد…
همين واسه گفتن تمام حرفامون كافيه.
سلام دوست عزیز..
من با لطف شما و دعوتنامه ای که برام فرستادین، با آی دی “saeedpoly” وارد بالاترین شدم.
متاسفانه یه مشکل عجیبی که دارم اینه که از همون اول انرژیم صفر بود و بعد از گذاشتن یک کامنت، تموم می شدم! و دوباره فرداش صفر می شدم و می تونم فقط یک کامنت در هر روز بذارم!
مشکلی که برای من پیش اومده اینه که من در نظرات این صفحه https://balatarin.com/permlink/2009/2/26/1526360
یک نظر نوشتم، اما متاسفانه بدلیل طولانی بودن، نصفه موند! می خواستم ببینم آیا شما می تونید این لطف رو در حق من بکنید که از طرف من، کامنتم رو که نصفه مونده ادامه بدید؟ متن کامنتم اینه:
1) متاسفانه به علت باگ بالاترین، انرژی من از همان اول 0 است و من تنها می توانم یک کامنت در روز بگذارم! به همین دلیل متاسفانه باید جواب دوستان را فردا بدهم!
2) آیا رای دادن به هر کسی، رای دادن به حکومت ج.ا است؟
پاسخ من به این سوال “خیر” است. نمی دانم چند نفر از دوستانی که اینجا هستند و این مطلب را می خوانند “آرش آرمون” را می شناسند. او یکی از فعالان با سابقه پلی تکنیک است که تا به حال بازداشت شده، به بیدادگاه انقلاب احضار شده، دو ترم از تحصیل معلق شده و خلاصه هزینه ی بالایی داده است.
چند روز پیش که با او صحبت می کردم، او به شدت معتقد شده بود که باید در این انتخابات با تمام قوا شرکت کرد و به خاتمی یا کروبی رای داد.. آرش هم در انتخابات قبلی مثل تمام بچه های دیگر انجمن، طرفدار تحریم انتخابات بود. دلایلی که آورد، مرا قانع کرد. امیدوارم شما را هم قانع کند.
او معتقد بود با رای ندادن قطعا چیزی بهتر نمی شود. حتی در بلند مدت.
او معتقد بود مردم ما به حدی از انفعال رسیده اند که هر قدر دیکتاتوری جلو بیاید، مردم هم عقب تر می روند.
او معتقد بود رای دادن به فردی که خامنه ای او را “شاه سلطان حسین” می خواند، رای دادن به نظام نیست. می گفت این طرز فکر غلط است که نظام دوست دارد تمام مردم در انتخابات شرکت کنند، بلکه برعکس، نظام سعی می کند با تبلیغات تهوع آور و بیان این که رای دادن به هر کس، رای دادن به خامنه ای است، (نظیر انجام مصاحبه های کلیشه ای و بیان این که شرکت در انتخابات وظیفه ی شرعی است) کاری کند که تنها کسانی در انتخابات شرکت کنند که طرفدار رهبر فعلی هستند و حفظ وضع موجود.
سوال من از دوستان هم هدف و عزیزان تحریمی این است:
در انتخابات مجلس هفتم، در شهر تهران، طبق آمار رسمی وزارت کشور وقت 18درصد مردم رای دادند. و مشارکت در کل کشور در حدود 44 درصد بود. با توجه به روشهایی که مردم را در روستاها و شهرهای کوچک پای صندوق می کشد و همچنین وجود حدودا 20درصد قشر مذهبی و پیرو رهبر، می توان مطمئن بود که مشارکت هرگز از این کمتر نخواهد بود.
سوال من این است که آیا اتفاقی افتاد؟ آیا ایجاد مجلس کودتایی هفتم که در بلندمدت باعث روی کار آمدن ا.ن. شد، به نفع نظام نشد؟ آیا صدا و سیما آن انتخابات را نیز “حماسه” نخواند؟
من مطمئنم کار نظام با یک حضور 45درصدی تا 50 درصدی و طبیعتا رای آوردن افراد مورد وثوق آن کاملا راه میفتد. به قول زیدآبادی نظام به یک تکنولوژی کنترل انتخابات رسیده است و زیرکانه افراد را ترغیب می کند که همان طور می خواهد در انتخابات شرکت کنند.
بگذریم… شما “بابک زمانیان” را می شناسید؟ او هم عضو انجمن پلی تکنیک بود و اوهم برای آزادی هزینه داده است (پنجاه و هفت روز سلول انفرادی). آیا می دانستید او که پیش از این معتقد به تحریم بود، حالا عضو ستاد کروبی شده است؟
عزیزان، بسیاری از کسانی که برای آزادی هزینه های فراوانی داده اند، اکنون به این نتیجه رسیده اند که باید برای مبارزه، ایده آل گرا نبود و باید قدم به قدم و منطقی حرکت کرد… متاسفم که بعضی از ما که حتی یک ثانیه هم طعم زندان و تازیانه ی حکومت را نچشیده ایم، و یا اکنون در آن سوی مرزها زندگی می کنیم، تنها راه مبارزه را خودمان تعیین می کنیم و بدتر از همه آن که کسانی را که راهی به جز ما درپیش گرفته اند، احمق یا جیره خوار حکومت می نامیم.
من به سلطنت طلب های خارج نشین حق می دهم که طرفدار تحریم باشند. کسانی که حیاتشان به حق پناهندگی بسته است هرگز دوست ندارند رابطه ی ما با جهان بهبود یابد. آنها ترجیح می دهند در آمریکا نو محافظه کاران افراطی حاکم باشند و در ایران روحانیان تندرو نظیر مصباح، تا همچنان فلسفه ی وجودی شبکه ی آنها به را باشد و هم چنان سنای آمریکا بودجه ای علیه ج.ا. تصویب کند و مقداری هم به آنها بدهد.
اما من به مبارزین داخلی، به آنها که چند روز پیش در دانشگاه امیرکبیر جلوی چشمشان دوستانشان را کشان کشان سوار ماشین شخصی کرده اند، به آنان که در روزنامه های تعطیل شده کار و زندگی شان را از دست داده اند، به دوستانی که احکام سنگین و بی سابقه ی انضباطی خورده اند، ممنوع الورد یا ستاره دار شده اند، به عماد باقی که در طول 4 سال گذشته بیش از 18 بار بازداشت شده یا به دادگاه احضار شده است، به بچه های انجمن مان خانه ی دومشان را با بولدوزر خراب کرده اند، به دخترانی که گشت ارشاد میدان ولی عصر جلوی دهها شهروند تحقیرشان کرده یا جلب شان کرده است و به ملتی که می خواهند یا مجبورند در ایران بمانند و در وطن شان حق نفس کشیدن داشته باشند هم حق می دهم که راه بهتر شدن شرایط را (و لو اندک) انتخاب کنند و هنوز به آینده امیدوار بمانند..
هرگز، هرگز نمی گویم که خاتمی خوب است. من فقط می گویم اگر در انتخابات فقط دو کاندیدا بودند، یکی هیتلر و دیگری مثلا قالیباف، من به شخصه تمام تلاشم را می کردم که هیتلر رای نیاورد و مملکت رابه سوی جنگ، تحجر و نابودی کامل و فاشیزم مطلق نکشاند.
می دانم که او هم پشت دانشجویان را خالی کرد. می دانم که او به راحتی می ترسد و تسلیم می شود. می دانم او به مناسبت مرگ فردی (لاجوردی) پیام تسلیت داد که حتی خانواده ی هاشمی او را رسما قاتل آیت ا… لاهوتی می دانند. (مراجعه کنید به آخرین شماره ی نشریه ی توقیف شده ی شهروند امروز). می دانم اوبارها به اطرافیانش گفته است که نمی خواهد در جایگاه اپوزیسیون رهبری باشد. (خاطرات حجاریان). می دانم که…. اما چاره چیست؟ من برای حداقل ها می جنگم.
بیایید باور کنیم که 20 درصد همه چیز بسیار بهتر از 100درصد هیچ چیز است. بیایید دیگر دل به فردایی بدتر به امید پس فردایی بهتر نبندیم بلکه برای اندکی بهتر شدن امروز تلاش کنیم.
بیایید به جای این قدر صحبت کردن از فواید نورافکن، و لعنت فرستادن به تاریکی مطلقی که در آن غوطه وریم، یک شمع را هرچند کوچک روشن کنیم…
که البته فقط نصفش چاپ شده… اگر این لطف رو بکنید و این متن رو در همون جا از طرف من کپی پیست کنید، بی نهایت ممنون می شم..
با تشکر فراوان.
از لطفتون بی نهایت ممنونم شاتوت عزیز
واقعا لطف کردید..
عجب وضعیه تو دانشگاههای ایران
بابا من با شما همدردی میکنم
از چهره این معلومه چه سوادی داره
بسیار هم عالی نوشته ای
من به این مطلبت لینک میدهم
نمی دونم این مسخره بازی ها کی قراره تموم بشه
جلو در دانشگاه جنازه که نه قوطی خالی می کارن … به نظر شما اینا با همون کاهنان معبدی که خودشون زیر سوال می برن چه فرقی دارن
اگه یکی رفت و واقعن شهید شد واسه آرمان هایی شد که همین خود شماها به ابتذال کشیدیدنشون
یادمه برادر بزرگم سالها پیش برای ورودی به دبیرستان خوب تهران کنکور می داد سه تا مدرسه علوی …نیک پرور و مدرس انتخابش بودن چون بهترین بودن … هرسه رتبه آورد روزی که برای مصاحبه با بابا رفتن مدرس …از دم در برگشتن …بابا گفت نمی خوام بچه ام عقده ای بشه …صبح ساعت هفت که میاد مدرسه باید عکس 100 تا جنازهی معلوم و نا معلوم الحال رو در حالت های مختلف ببینه … زیر پاش باید پرچم شصت تا کشور رو لگد کنه و بره تو … داداش ما رفت البرز خداروشکر واسه خودشم کسی شد ….اما تموم خروجی های مدرس یا فلان شدن شدن یا بیثار …عینهو فنر فشرده ی در رفته یا منکر خدا پیغمبر و دین شدن و مشتی محکم بر دهان ترتیب دهندگان این برنامه ی مخ پزی زدن … یا چون بهره هوششون بالا بود از این مملکت در رفتن …یا شدن بچه قرتی و چی چی باز … یه عده ای هم که رسم پاچه خواری رو خوب بلد بودن مثل هژیر خان هم بازی کودکی های من که تو یه خونواده ی لامذهب سر تا پا قرتی بزرگ شده بود و توی اون دوران به بچه صوصول معروف بود …طی یک محاسبهی دو دوتا چهار تای بزرگ و پس از آمخوزش های مدرسه ی مدرس و خصوصن برای فراموشی اذهان از اینکه پدری شراب خوار و معتاد داشت از هژیر به مهدی تغییر نام داد و به خیل آخوندهای قم پیوست …
حالا هم این ادا ها و فیلم ها پایانی نداره … تحمیق اون هم جلوی دانشگاه تهران جایی که تا امروز 6 سال متوالی تحصیلاتم رو اونجا بودم البته خوشبختانه دانشکده فنی …اما چه فرقی می کنه توهین توهینه
بزن اوباش بزن تا بدانیم فهمیدن هزینه دارد
http://i42.tinypic.com/bivtig.gif
هيچي ندارم بگم
شرکت مهندسی حارس هوشمند با فعالیت در زمینه امنیت اطلاعات و ارتباطات و همچنین حفاظت الکترونیک بازوی کمکی حراست ها و تولید کننده نرم افزار کنترل مراجعین می باشد.