به خانه که رسیدم سر بریده را از توی پلاستیک بیرون اوردم و با بی رحمی به دخترم نشانش دادم! چه نگاه مظلوم و معصومانه ای داشت …! دو سه ساعتی طول کشید تا تمیزش کنم. دندانهایش را با قند شکن شکستم و قلم های پایش را هم همینطور…! قابلمه ای اب ؛ یک پیاز ؛ قاشقی زرد چوبه ؛ کمی نمک ؛ مشتی نخود ؛مقداری گندم ؛ چند حبه سیر پوست کنده و کله پاچه ها … همین…!
نهار ظهر اماده شد …با چه ولعی میخورد دخترم زبان زبان بسته را…! نان سنگک تازه ؛ ترشی ؛ ابلیمو و دوغ تمام سفره را پر کرده بود…! شب که خوابیدم خواب دیدم دست هایم را بسته اند و افتابه ای اب را به زور میخواهند به دهانم بریزند…! چشمم که به کار قصاب افتاد تازه فهمیدم باید قربانی شوم…! خواستم فریاد بکشم که صدای بع بع از گلویم بیرون امد …چشمانم پر از اشک شد و پاهایم را به زمین کشیدم…کارد را بر گلویم گذاشت…چه سرد بود …! کارد را که کشید پریدم از خواب …خیس عرق بودم …باد گلو که زدم دهانم بوی کله پاچه میداد…اب میخواستم…! اب…!






ای بابا که اینطور
چرا همه در مورد کله پاچه اینجوری می گن؟ مگه مرغا و ماهیا دل ندارن؟
یک روز در خیابان ، شعاری کوچک را از طرفداران حیوانات و طرفداران گیاه خواری بر روی تیر برق دیدم ، که بر روی آن نوشته بود .
گوشت کمتر خوردن ، یعنی فرصت دوباره زندگی دادن به یک موجود زنده دیگر است
به اون حالت ميگن: تلاش مذبوحانه!
يعني ميخوان ذبحت کنن ولي تلاشت بيفايدس.
30 ساله داريم تلاش مذبوحانه ميکنيم
سلام شاتوت جان!
گویا خیلی کله پاچه دوست داری!!!
در انتهای داستان دوبار بجای “کارد” نوشتی “کار”
جان شاتوت بعد از انشای دو سه تا پست محشر کار رو با موضوع کله پاچه نیمه تکراری خراب نکن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
……………………………………………………
راستش پست اين نبود … متني ديگه نوشتم كه پاك كردم و عجولانه اينو گذاشتم … حس كردم متن قبلي توهين اميزه و ممكنه بعضي ها ناراحت بشن … راستش خودم هم خوشم نيومد از لحن پست قبل … بي ادبيش زياد بود كمي …اين پست يك زنگ تفريحه
خوب عزیز من کمتر می لمبوندی!!
بنده هم با تقلید از شما عنوان بلاگم را گذاشتم بالاترین. باشد رستگار شویم!
—
ضمنا عمرا اون کله ی گوسفند رو به دخترت نشون داده باشی!
همشهری جون انگار خیلی کله پاچه سنگین بوده، شب کابوس دیدی
چقدر عکسهایی که گذاشتی یه جور خاصیه شاتوت جان، خصوصا عکس سرصفحه…

……………………………………………
من عكس ها رو مطابق با حال و هواي خودم انتخاب ميكنم …كمي هم وسواسي هستم در انتخاب عكس …معتقدم عكس هم بايد پيام رسان باشه ..
اميدوارم دوباره آفتابی بشه روزگار و حال و هوا و عکس و پیام و …، البته شایدم زندگیِ فقط پر از آفتاب چشم رو بزنه، پوست رو بسوزونه و بالاخره یکنواخت بشه… یا شايدم آدمی اينطور ميگه تا بتونه روزهای بدون آفتاب رو سپری کنه؟!
به هر حال هميشه شاد و آفتابی باشی.
عجب خوابی
امیدوارم همینجور که گفتی باشه!
راستش کمی نگرانت شدم
راستی یه سوال؟
شما هیچ رگ و ریشه یزدی نداری داش شاتوت؟؟؟؟؟
…………………………………………………………..
نه اقا نگران نباش
قرار نشد سوال سخت بپرسي ها !
اینجانب استعمال یک حب دایمیتیکون را بعد از غذاهای چرب و شور به شما پیشنهاد میکنم.
عجب!خوبه که من کله پاچه دوست ندارم.وای این عکسه یه جوریه ها!آدم مور مورش میشه!
خوش به حال خودم که اصلن کله پاچه دوست ندارم .
نه عذاب وجدان میگیرم نه از این اضغاث احلام می بینم .
آخِـی. بمیلَم بلاش. حیوونی چه قد مظلومه!
چه طول دِلِتون اومد بوخولینِش شاتوت خان؟!
دوس دالین یکی دیگه بیاد شوما لو بوخوله؟!
سلام بر حاج مسعود خان دامت برکاته و دمبت اضافاته و …
واما بعد …
خوردن کله پاچه یک آدابی دارد از برای خودش نه که همیجوری کشکی الکی به نیش مبارک کشیده شود. کله اش نصیب خاتون ها و پاچه هایش قسمت برادران. منقول است که کراهت دارد همه چیز را همه کس خوردن. همه ما از سر بریده خاطراتی بس دلخراش داریم و نیز از سیرابی ریز ریز شده (و بنا به روایتی همان مشک سولاخ سولاخ شده) و نیز خوردن ترشی و سفیدی هم موجب پیسی است (دوغ و ترشی را عرض میفرماییم). روایت این سفارش آخری بسیار معتبر است. پس ای برادر محترم و عزیز و گرامی و چه و چه و چه … (عین عبارت خودتان است در پست قبلی بخدا) حکمت قدما و نصیحت بزرگان و خرده فرمایش کامنت نگاران را جدی گرفته و قبل از خوردن هر چیزی به فهم آداب آن مشغول شوید.
میدانم که برای این کامنت از من متشکرید. من هم از خودم ممنونم.
پایدار و برقرار بوده باشید انشاالله تعالی
ارداتمند شما و همه همشهری های نازنین مشهدی
آریا
((مسعود خان نکنه راستی راستی دخترت رو ترسونده باشی, رحمت بیاد پسر, بخدا گناه دراه طفلکی))
مسعود جان نوش جان خودت و خانواده، فقط این آخرش یه جوری نوشته رو تمومش کردی که ما دیگه حالا حالاها یه کله پاچه خوش از گلومون پایین نره!
salam baradar,
hamash male in hast keh vaghti mikhordi beh yade chand ta mazloum keh dar kharej az keshvar dastresi beh kaleh va pacheh nadarand, naboudid. ya shoma bashid bad az besmelah ghabl az aghaze har ghazaee keh mikhorid va midanid dar dastrase ma nist befarmaeed beh yade azizane ghorbat zadeh ghorbatan elalah.