ـــ مُگم حاج اقا مو خیلی عاشورا ره دوست دِرُم … هم عاشوراره هم تاسوعاره!
ـــ تاسوعا و عاشورای حسینی برای همه مسلمونها عزیزه …بقولی این محرم و صفر است که اسلام رو نگه داشته! شور حسینی در گوشه گوشه شهر دیده میشه …خدا حفظ کنه این مردم رو!
ـــ نِه بابا … مو بره ای چیزا دوست نِدرُم که! یکی بره ای دوست دِرُم که مدرسه ها تعطیله عشق و صِفا! یکیَم بره ایکه حَلیم و شله مِدَن ادم هم مُخُوره هَم مُبُره … بره ای دوست دِرُم! مُگم شُله مُله جایی سراغ نِدری حاج اقا!
ـــ ……….!
*******************************
ـــ مُحسِن چُغُک مُگم اّدرس مادرس نِدِری …سور؟
ـــ بیا برم مِسجد نونواها چاراهه عامِل …هر شب شام مِدَن! اِقَد شلوغه که نگو!
ـــ برو یَره! اونجه اِقَد بوی جورابُ عَرق مِده حال ادم بَد مِره! تازه کفشامارَم مُدُزدَن اونجه! بیا برم مِسجد سجاد! کلاس دِره…!
ـــ شامَم مِدَن؟
ـــ نِه بابا!
ـــ پس بوی جورابه عِشقه!
ـــ ……!
********************************
ـــ اوه اوه اوه چی بویی امَد! وخه برم یَره وَخه! ک..ون گشادا معلوم نیست چی خوردن که زرت و زرت مُچُسَن!
ـــ بیشین یَره الان مِخَن شام بدَن! وَخِزی جاتِه میگیرَن ها!
ـــ چی هست حالا؟
ـــ به نِظرُم قیمه پلو بشه!
ـــ برو یَره! بره قیمه بیشینُم تو ای گند و بو؟ واز اَگه شله بود یَک چیزی… مُوکه رَفتُم! رسول چاقه مُگفت تو کوچه دکتر شیخ شله مِدَن!
ـــ واستا مُویَم امَدُم!
ـــ بدو…..!






واقعن زیبا نوشتی
حقیقتی تلخ !
تا چند سال پیش میگفتم هنوز همه چیز از بین نرفته ، هنوز تفکری هست
ولی امسال … فکر کنم دیگر تمام شد !
کلن اصل ماجرا فراموش شد و از محرم ماند آش و شله و قیمه و علم لیفتینگ و تمرین صدا و پز قربانی و … .
بعد بگید تهاجم فرهنگی اینه که جوون موهاش رو روغن بزنه !
شاتوت جان!!!
مو هم دیوونه شله هستم!
اما …
اگر چه دل خوشی از خیلی چیزا ندارم اما فکر میکنم برخورد حذفی با همه اعتقادات به صلاح نیست.
تا وقتی امکان جایگزین کردن چیزای بهتر رو نداریم فکر کنم باید به فکر اصلاح وضع موجود باشیم نه ریشه کنی اوون!!!!!!!!!!!
حالا اینکه واقعا مراسمات بهتری میتونه باشه یا نه این خودش امری دیگه است
همه سنتها به زعم سنتی بودن خوب یا بد نیستن همونطور که این قضیه برای چیزای مدرن هم این قضیه صادقه!!!
حکایت همون غذاهای سنتی است که خودت هی از اوونا تعریف میکردی
مثل همین شله
این جانب افتخار دارم اعلام کنم احتملا اولین مشهدی هستم که شله و حلیم تا حالا نخوردم!
—
حال و روز ملت دور و ور من همینیه که گفتی. حالا یکزره باکلاس تر. این بنده های خدا بین این مسجد و اون مسجد گیر کردن ، یک عده هم بین این حاج آقا و اون حاج آقا. یا این شرکت و اون شرکت.
همش همینه
بر خلاف دوست مهترمی که فکر می کند دیگر همه چیز تمام است من عقیده دارم که همه چیز تازه دارد شروع میشود. اینکه در گذشته ذهن کنجکاو و بعضا ناراحت پیشینیان ما همیشه دنبال این بوده که از هر واقعه ای برای چس ناله زدن برنامه ای را ترتیب دهد رو به زوال است.
خیلی باحال می نویسی زنده باد بر تو
دمت گرم سرت سلامت
مرگ بر …………………
………………………………………………………………..
مرگ بر جهل و ناداني
ببخشيد كامنتتون اينجوري شد … كلا با اينجور كامنت گذاشتن مخالفم!
اینا تازه خوباش نصفشون برا حیزی میان
کاملا حقیقت جامعه ماست….
ممنون…
اگه ما به خاطر امام حسین، عاشورا رو دوس داشتیم که الان وضع جامعه و مملکتمون این نبود!!
اقا یادم رفت بگم:
معانی بعضی کلمات محلی رو هم بنویسید ما بفهمیم چی هستن!! الان این شله چیه؟ کبابه؟ D:
……………………………………………
عمرا مشهدي جماعت شله رو با كباب برگ هم عوض نميكنه
شله يه غذاي محلي از گوشت و حبوباته كه پختنش هم خيلي طول ميكشه و استادي ميخواد..
بابا مشدی که شله نخورده باشه هنوز کامل نشده!!!
چند سال قبل خونه همسایمون ایام 48ام شله میداد.ما هم آخر مجلس رفتیم مودب نشستیم که واسمون شله بیارن.پشت سر ما چند تا جوون هم پریدن تو.تا بشقاب شله رو گذاشتن جلمون یکی از اینایه قاشق گذاشت دهنش داد زد آقا سر ریز!!!
خیلی جالب بود. به نظر من دنبال شله و هلیم بودن خیلی متفکرانه تر و بهتر از دنبال امام حسین و فلسفه نهضت عاشورا بودنه.
امیدوارم جوونهای ایرانی همیشه در حالِ حال و حول باشن!
ای کاش می شد شله رو فقط «بُبُرَن» که دیگه نیازی هم به دسته و علم و کتل و حاج آقا و این چیزا نباشه.
علیرضا! ننگ بر تو! اُف بر تو! برو از آشپزخونه سلطانی یک سطل شله با قیمه فراوون بخر و بخور ببین چجوری مست می شی. وااااای!
سلام.
مطلب جالبی بود. خیلی خوب وضعیت رو توضیح دادی. مثل همیشه. خیلی عالی.
من یه خاطرهای از غذا نذری این هیئتها دارم.
اگه وقت کردی یه سری بزن:
http://drario.wordpress.com/2009/01/06/536/
حالا یره مُگم شُله جایی سراغ نِدری موِیُم بُرم؟!
تو سنگ سیه بوسی ، من چشم سیاهی را!
مقصود یکی باشد ، بیگانه چه میدانی؟
لبریز می غمها ، شد ساغر جان من،
خندیدی و بگذشتی ، پیمانه چه میدانی؟
یک سلسله دیوانه ، افسون نگاه او،
ای بت نپرستیده ، بتخانه چه میدانی؟
تا چند فریب خلق ، با نام مسلمانی؟
سر بر سر سجاده ، می خوردن پنهانی!
روزی که فرو ریزیم ، بنیاد تعصب را،
دیگر نه تو می مانی ، نه ظلم و پریشانی،
نه ظلم، نه پریشانی….
ای کاش از محرم برای انسان شدن استفاده می کردیم
Bazam zere moft zadi. Bebin paha to to kafshe intor chiza nakon, barat khob nist.
Sholaro yeki dige mide, yeki dige mikhore to vere moft mizani.
Akhe be to che rabti dare.
Age hatta 1 nafar ham ke sali yebar faghat bekhatere be ghole Shole pasho to masjed mizare. Charta kallom beshnave va motennabeh besh ya delesh beshkane, ya aslan be in fekr biofte ke hala Imam Hossain kei bood ke ma sholasho khordim. Hatta age yek nafar to khat biad bazam arzesh dare ke in karo edame bedan.
Akhe yekhorde fekr kon bad zere moft bezan, yekhorde fekr kon ke age hamin zertoperthaye to yek nafaro az rahe masjed baz negah dare, hesabet be karet tamome.
درودی هزار باره بر مسعود آزاده و خستگی ناپذیر,
با آغاز سال جدید هجری در کلیه کشورهای اسلامی همچون عید جشن و شادمانی برپاست و هرگز در هیچ نقطه و یا سوره یا آیه از قران کلامی در باره عاشورا,تاسوعا,عزاداری و ماتم وجود ندارد و این فقط مختص مکتب تشیع بوده و هیچ ربطی با اسلتم و کشورهای اسلامی ندارد,
بی ضابطه نیست که آخوند جماعت همه درآمد و قدرتش را در عزا و ماتم و سوگواری میبیند زیرا خمینی در بهشت زهرا صراحتا عنوان کرد شیعه یعنی اشک و ماتم و مکتب ما مذهب ماست مذهب ما مکتب ماست و این حماسه کربلاست که ما را به انسانیت میرساند و باید هر روزمان کربلا و عاشورا باشد,
این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظریست گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست,
اکثر نسل جوان هم صرفا بخاطر قرار با دوست دختر و یا فرار از جو حاکم در اطرافش با دوستانش جهت وقت گذرانی و تفریح به این مجالس میروند و اگر به مناطق سنی نشین سری بزنید هرگز از این بازیها وجود ندارد,
با امید به روزی که ریشه جهل و خرافات از هر نوعش کنده شده و هر کس با هر عقیده حاکم بر سرنوشت خویش باشد و فقط ملاک انسانیت باشد,
خداوند نگهدار ایران باد.
یَرَه دست رو نقطه حساسی گذیشتی
ای بابایِ مویَم که با آبجی کوچیکم مِرَن مِسجد همی چیزا رِه بِراما تعریف مُکُنن. آبجی خوردو ـئه مِگَه ای زنا 5 دِقَه مونده به تِموم شدن مجلس میَن با 7 8 تا بِچه قد و نیم قد، بِرِه همشانم غِذا میگیرن. اگه یَک غذا هم بهشا کمتر بِدن یَک قیلو قالی راه مِندِزَن که بیا و بیبین. هر چی طِرف مِگه مَگه(فقط یه مشهدی میتونه فرق این 2 تا مگه رو بفهمه:D) بِره تبرک نِمِخِن ؟ حالا یَک غِذا کمتر بُبُرِن تو کَتِشا نِمِرَه که نِمِرَه
راستی به وبلاگ مویم بیا;)
با سلام و عرض ارادت خدمت آقا مسعود…
شما قلم توانایی دارید در نوشتن واقعیت هایی که مثل بختک بر سر این مردم و این شهر و این دین و … افتاده . بعضی ها این واقعیتها را خیلی خوب می بینند . و خیلی خوب آنالیز میکنند . ولی متاسفانه عوام که همون اکثریت جامعه هستند یا مشکلات و واقعیتهای امروز شهر را نمی بینند و یا به هر دلیلی نمی صرفد که ببینند.!!
وخدمت این دوستمون آقای SHAKI عرض شود که : ظاهرا این نوع مساجد که مد نظر شماست نقش زیادی در تربیت و آداب معاشرت شما داشته … !! فلذا از طرف خودم و سایر شهروندان بیگانه با فرهنگ مساجد امروزی , خسته نباشید عرض میکنیم خدمت شما فرهیختگان گرامی, که چشم و چراغ آینده این ملتید .
salam
dastet dard nakoneh
man webeto har roz mebinam
alie
manam sholeee mekhammmmmmm
heyf ke khili doram
jaleb , khandedeh dar va dar eyn hal poor mhtava menivisi
khodanegadar
سلام آقا مسعود,
من حدود یک سال هست که مطالب وبلاگ شما را میخونم و نوشته های شما رو خیلی دوست دارم. من به تازگی یه وبلاگ تو بلاگر(blogger.com) باز کردم و خوشحال میشم که اگه وقت داشتین یه سری بزنین بهش. اگه نظری هم داشتین خیلی خوشحالتر میشم که بشنوم. ایام به کام.
یه مرد تنها!
امروز داشتم از تو کوچمون رد میشدم دیدم دارن پلو قیمه میدن منم رفتم یکی گرفتم ولی خنده دار مردمی بود که انگار از صحرای کربلا میان همچین حمله می کردن که در خونه یارو را داشتند می کندند مخصوصا این خانومهای محترمه که 7 یا 8تا گرفته بودند و با افتخار می رفتند راستی محلمون هاشمیه است مثلا اعیون نشینه نمی دونم چرا مردم وحشی شدن
Damet garm, be onvane 1 Mashhadi ke door az Mashhad hast, kolli damet garm behet goftam.
Agha jaan, shoma bayad merafty nakh riisi, megen oo tarafa ham shole hashoon khoshmazas
Mashhadi
با سلام
ممنون از اشاره ظریف شما
اگر اجازه این متن رو هم باید در ادامه متن خودت باید اضافه کرد که از دست نوشته های یه استاد گرامیه:
در نظر عامه مردم محبت عین ترّحم و رقت انگیزی است همچون نگاه یک آدم ثروتمند به گدای کنار خیابان یا رحم یک آدم سالم به فردی بیمار و در حال احتضار.
این نگاه هرگز صاحبش را همنشین و هم سفره و معاشر با فرد گدا و بیمار نمی سازد و بلکه صدقه ای می اندازد و در می رود تا بلایش دامن خودش را هم نگیرد.
و این محبت نیست و بلکه اتفاقاً غایت کبر و احساس برتری و شقاوت است و نوعی کفاره دادن است به یک آدم کافر و بدبخت و خدا زده .مثل احساسی که بهرکسی در تماشای یک فاجعه انسانی دست می دهد. همانطور که در روایت آمده که حتی یزید و اهل بیت او هم بالاخره بر حال حسین و خاندانش گریستند.آیا این از محبت است؟ و می دانیم که نخستین برگزار کنندگان تعزیه بر واقعه کربلا همان اهل کوفه بودند که با مشتی خرما، بیعت خود با حسین را به ابن زیاد فروختند. چنین آدمی نمی تواند دارای محبت باشد و اصولاً نمی د اند که محبت چیست . او حتی به فرزندانش هم محبت ندارد. ترحم حاصل بیزاری است . و لذا هیچ انسان غیوری حاضر به پذیرش ترحم دیگران نیست.
متأسفانه نگرش و احساس عامه مردم ما به واقعه کربلا و در سوگواریها از نوع ترحم ورقت است ودرست به همین دلیل بسیار دوست می دارند تا از دهان مداحان و مرثیه خوانهای خود این فاجعه را مستمراً فجیع تر و دلخراش تر و رقت آمیزتر سازند تا بتوانند گریه ای کنند و ثوابی برند. و اینگونه است که تاریخچه کربلا در طول تاریخ همواره قطورتر شده و بر ابعاد حوادث افزوده گردیده و بلکه وقایع نوینی پدید آمده است. تماشای فیلم « مصائب مسیح» به هیچکس این احساس را نمی دهد که کارگردانش مسیح را دوست داشته است بلکه انسان فقط شاهد شقاوت کارگردان نسبت به مسیح است.
گریستن و شیون نمودن بمعنای دل را از ماتم و حزن در اوردن است به همین دلیل آنهائی که به دلیل کبر وغرورشان بخود امکان گریه نمی دهند دچار قلوبی شقی و افسرده و سیاهند .عزاداری حسینی کلاً تحت الشعاع این قاعده قرار دارد و اکثر عزاداران ثقل واندوه یکساله خود را در این مراسم
پاکسازی می کنند واین از برکات امام حسین است که در هیچ مذهبی دیگر مشابهش نیست.
و اما برخی ادعا دارند که برای امام حسین و شهدای کربلا گریه و نوحه می کنند و نه بحال خودشان. به هرحال توجیه اعتقادی این جماعت نمی تواند چندان زیبا و خداپسندانه باشد زیرا آدمی بحال اسوه وناجی خود گریه نمی کند بلکه این اوست که بحال ما گریه می کند. آیا این تحقیر مقدسات و مقام امامت نیست که بحال آنان بگرئیم؟ ولی این درست است که به یاد عظمت و غیرت و شهامت و حق پرستی آنان و بحال کفر و دنیاپرستی خود گریه کنیم. این حق است که خود را در جبهه اهل کوفه بیابیم و خود را سرزنش کنیم. همانطور که امام پیش بینی کردند که نخستین گروهی که مراسم عزا برپا می کنند اهل کوفه اند ونخستین گروهی که بزم و شادی بپا می کنند اهل شام هستند. ولی بنظر می رسد که ما مخلوطی از این هر دو مر اسم را بپا می کنیم. هم گریه می کنیم و بر سر و سینه می کوبیم و هم شربت و شیر ینی و پلو می خوریم. و این نشانه خوشی نیست. هرگز صاحب عزا از پلوئی که خود می پزد نمی خورد چون از گلویش پائین نمی رود. بهرحال اکثر مردمان در سراسر جهان فقط بواسطه شادی می توانند اندوهگین باشند . بهرحال در هیچ کجای جهان و در هیج مذهبی آنهم بعد از چهارده قرن اینگونه بخاطر شهادت انسانی مراسمی بپا نمی شود حال به هر نیت و صورتی. اینست راز واقعه! براستی حسین(ع) کیست ؟
و براستی که ما شیعه حسینی هستیم و سائر امامان را هم تحت الشعاع حسین (ع) می شناسیم : سفینه نجات .
ممنون از توجه شما
[...] این باره بخوانید : محمد علی ابطحی ؛ زهرا اچ بی ؛ قند نوشته ها ؛ [...]
باحال بود … ولی من میگم این دینی رو که ما با نام اسلام میپرستیم اسلام نیست همش…..هست :دی
مگما مَسود يگ 9 روزي مشد بودُم خيلي جاهاش عوض رِفتَه! بَدِ چن سال بلوار ملک آباد ر ديدُم(ياد حاج آقا ملک افتادُم که معرفيش کردَه بوديش). درختاشه برچي بُرريدَن. البِته بدم نرفتَه (يگ چيزي که بدس مياري يگ چيزي ر بايد از دس بدي ديگه).
که خيلياشا مرن بِرِ اي که همديگرَ پيدا کنن. (يادش بخير دختر خوشگلي بود
)
يگ چيز دِگه از تاسوعا عاشورا و 48ام يادت رف بگي اويم دختر پسراشَه
گفتي شله، اي فاميلاي ما هر سال شله مدن، مارم دَوَت کِردن بِرِم ولي مريض رفته بودم حالشه نداشتُم بُرُم ولي جات خالي هم تاسوعا هم عاشورا شله خودش رسيد (خدايي که خيلي خوشمززَ يَه
)
راستي، از هر کي پرسيدم اي مَسود مشدي کوجا ميشينه، هيشکي جِواب مَه نِداد، همَه يگ جوري نگام کردَنو گفتن که مسود حال نمکنه هر کي هر کي رَ بيبينه
خيلي جالبه اي حاج آقا “Shaki”
راستش اي فاميل ماميلايه مايم خيلياشا دو آتيشَه يَن و يگ خاصيت خيلي جالب درن اويم اي يه که اصلا حرف بقيه ر تاب نمييِرَن و اگِر پاش بِرسه فُشه خار مادرم مدن به طِرَف. اي يگ خِصيَصَيه که اکثرشا دِرَن
اينجه جاش نيس ولي اي حاج آقا مو ر ياد يگ چيزي اِنداخ که برم جالبه از سواستفاده ابزاري از دين، که شده وِسيله سواري گرفتن خيليا. او اولا که ما با خانم بِچِههامان آشنا رفته بودِم وقتي فَميد مو سيدُم ديدُم يگ جوري نگام مُکُنه، پرسيدم: چيَه، برچي ايجوري نگام مکني؟
گفت: آخه، فکر نميکردم سيدا مهندس هم داشته باشن، فکر ميکردم همشون گدان!!!
مو ر ميگي! خيلي تعجب کردُم و پرسيدم: آخِر بر چي همچي فکري مُکُني؟!
جواب داد: آخه، هر چي گدا ميبينم تو خيابون سرشون کلاه سبز گذاشتن و …
وقتي فکر ميکنم به اين ماجراي ساده، ميبينم که خيلي از دين و از احساسات مردم استفاده ابزاري نادرست شده و اين شده نتيجش.
قبل از اينکه بخوان عقايد مردم رو با چيزاي درست بسازن، ميگن: اين چيزا رو نگو تا سالي يه بارم شده به هواي شله بيان مسجد تا دو کلام (حرف مفت دري وري) بشنون! مسجدي که جرات نميکني کفشتو از پات در بياري بري تو
مسود اِقد راجه به دين و اي چيزا نگو، بُخدا حرف خيلي مشه گفت و يگ عالمه آدم متعصب اينجه ريخته که چشماشانَه بِستَنو دهناشا وا يَه و موشتاشا گره کِردَه. دهناشا بر فُش دِدَن وا و موشتاشا بِرِه بُکس زدن به دهن هر کي حرف حساب بزنه
سلام آقا مسعود . خسته نباشید . میخواستم ازتون بخوام که لینک زیر رو در صورت امکان توی وبلاگتون قرار بدید . خیلی ممنون میشم .
http://www.hostebook.com بزرگترین دایرة المعارف کتاب
رژيم صهيونيستي که در پانزدهمين روز حملات وحشيانه به نوار غزه همچنان به کشتار مردم بي دفاع آن با سلاحهاي اهدايي آمريکا ادامه ميدهد از كاخ سفيد درخواست کمکهاي نظامي فوري کرده و واشنگتن نيز در صدد ارسال فوري سه هزار تن مواد منفجره و مهمات براي اين رژيم است.
به گزارش خبرگزاري مهر، شبکه تلويزيوني المنار لبنان اعلام کرد؛ آمريکا به شدت تلاش مي کند تا سه هزار تن مواد منفجره و مهمات را با اجاره يک کشتي يوناني براي رژيم اشغالگر اسرائيل ارسال کند تا در جنگ بي رحمانه عليه نوار غزه و مردم بي دفاع آن مورد استفاده قرار دهد.
خبرگزاري رويترز نيز گزارش داد كه اين كشتي حامل 325 كانتينر است كه ظرف يك هفته آينده از بندر “آزتاكو” يونان روانه بندر “اشدود” در فلسطين اشغالي خواهد شد.
“پاتريك ريدر” از فرماندهان نيروي هوايي امريكا با تاييد ارسال اين محموله سه هزار تني، از توضيح پيرامون نوع سلاح و مهمات يادشده خودداري كرد و فقط گفت كه اين كشتي حامل “تجهيزات خطرناك” است.
وي همچنين مدعي شد كه ارسال محموله سلاح و مهمات از سوي امريكا به اسراييل، ارتباطي با بحران غزه ندارد و يك اقدام عادي است كه طبق مجوز كنگره امريكا در سال 1999 براي ارسال كمكهاي نظامي به رژيم صهيونيستي صورت مي گيرد.
ارتش آمريکا پيش از اين هزاران تن بمب فسفري به رژيم صهيونيستي اهدا کرده بود و اين رژيم از اين بمبها بر ضد مردم بي دفاع غزه استفاده کرد .
بمبهاي فسفري که ساخت آمريکا است سبب به جا ماندن اثرات بسيار خطرناک بر روي بدن و در برخي مواقع مرگ افرادي مي شود که در معرض اصابت اين بمبها و گازهاي سمي متصاعد شده از آن قرار مي گيرند.
خطرناک ترين اثر بمبهاي فسفري،ايجاد سوزش و سوختگي در بدن و سرطان زا بودن آن است.يک روزنامه انگليسي تصاويري ازبه کارگيري اين بمبهاي خطرناک بر ضد مردم بي دفاع غزه و اثرات خطرناک آن بر روي مجروحان فلسطيني را منتشر کرده بود که با خشم صهيونيستها روبرو شد.
اين درحالي است که کاندوليزا رايس وزير امورخارجه آمريکا با ناديده گرفتن جنايات جنگي رژيم صهيونيستي درنوار غزه براي توجيه اين جنايات مدعي شد که حماس از غيرنظاميان به عنوان سپرانساني استفاده مي کند. رايس در اتهاماتي به قربانيان ( مردم فلسطين و رزمندگان آنها)و مقصر دانستن آنها، کشتار وحشيانه مردم غزه به دست جلادان صهيونيست را ناديده گرفت تا همچنان به رژيم اسرائيل براي ادامه اين جنايات چراغ سبز نشان دهد.
آمريکا از همان روز نخست حملات وحشيانه رژيم صهيونيستي به نوار غزه از آن به عنوان دفاع مشروع اين رژيم حمايت کرد.
بيشتر رژيمهاي عربي نيز با سکوت و حتي همدستي خود با رژيم صهيونيستي، اين رژيم متجاوز را در ارتکاب بيشتر جنايات در نوار غزه تشويق مي کنند.
حملات ددمنشانه رژيم صهيونيستي به غزه وارد سومين هفته خود مي شود. از آغاز اين حملات تاکنون 804 فلسطيني شهيد و 3 هزار و 300 تن ديگر زخمي شدند.
****=================================******
می بینی مشتی چه به سر این مردم میارن و تو نگران به فکر رفتن دخترت هستی! واقعاوجدان هم داری؟ اگه تلویزیون 24 ساعت هم اینا رو نشون بده تو می تونی راحت خاموشش کنی و بچت رو ببری پارک و بگی TV نبین اما پدر و مادر غزه ای چکار کنه؟ می تونه بمبارون اسراییل رو خاموش کنه تا بچش از ترس نلرزه یا لقمه ای بهش بده تا از گرسنگی نمیره؟ اونوقت تو ناراحتی چرا برنامه TV اینطوریه؟ اگه واقعا جنایت اسراییل طوریه که یک لحظه دیدنش حالت رو بد می کنه پس نباید نشونش بدن؟ یا باید نشون بدن و کاری کنن جلوش گرفته بشه؟ شاید بی وجئان هایی مثل خودت بیدار بشن. اگه همه بیدار بشن دیگه عرب و اسراییلی و .. از این کارها می کنه؟
مُگم حاج اقا مُو خیلی بلاگ شما ره دوست دِرُم … !
دنیا دنیای آخر الزموونه!!!
چه بخوای چه نخوای!!!
تازه اولشه …. اینقدر از این چیزها ببینی که ندوونی به کدوم کوه باید در بری!!!
یا باس باش کنار بیای و قبولش کنی یا باس باش بجنگی!
تموم اوون کسایی که نتونستن باش کنار بیان سر از یه کشور دیگه اوونهم از توی پست ترین مشاغل اوون کشور در آوردن! آره جوونم، میزنی کانال دو! حال میکنی با لهجه مینویسی! غافل از اینکه بابا مشکل همین دوگانگی و چند گانگیه که بابای ما رو در آورده!
(با عرض معذرت از صاحب بلاگ، منظورم برخی از کامنت های دوستان بود که گاها خودشوون رو بسیار باسواد و با مرام و با حال میدوونن! بابا مزه میریزی قبلش مزمزه کن، تو که متعصب تری عزیز! میخوای جو خوب شه یهو گند میزنی توش، آخه با مرام چرا نمینونی یه جور حرف بزنی که کسی بدش نیاد؟)
قربوونه هر چی آدم با حاله!!!
.,……………………………………………………..
سلام
متاسفانه من به سختي ميتونم بيام توي وبلاگم و باز به سختي ميتونم جواب كامنت بدم يا پست بذارم…اينجا فقط خواستم به شما توضيح بدم كه جريان ما فقط سوتفاهم بود …. من يه قسمت از يه كامنت توهين اميز رو پاك كردم و همون موقع شما به حذف كامنتتون اعتراض كرديد و من فكر كردم اون كامنت شما بوده در صورتيكه كامنت شما به قسمت اسپم رفته بود و من نديده بودم اصلا اون رو …. در هر حال كامنت شما تاييد شد و معذرت ميخوام از اين سو تفاهم
با سلام
دوست عزیز آقا مسعود
خوب! تووی این چند وبلاگ آخری دسسم اوومد چی جور آدمی هستی! بابا دمت گرم!
با مرامی، خیلی باحوصله ای … اگه اجازه بدی ما رو هم از خودت بدون! مدتها بود دنبال یه آدم با صفا و با جنبه میگشتم… تووی کامنت آخری اصلا هیچ مطلبی رو نمی خواستم به شما نسبت بدم … روی صحبتم با بعضی دوستان بود که ادعای ادب دارند و خودشون سردمدار بی ادبین متاسفانه!
هر کی حرف داره بزنه، انصاف و منطق رو هم بذارن وسط! یا مقبول میشه یا نمیشه! دیگه توهین نداره! بابا شما که از عصر مدرن و اینطور چیزا رو افتخار میدوونید که نباید اینطور هر حرفی به زبوونتون میاد رو بگید….
یه مطلبی این بنده خدا مسعود میذاره بالا! اونوقت دو تا گروه میان یکی مخالف یکی موافق! عموما هم معلومن کیا هستید…. هردو طرف هم همدیگر رو میشناسند… اینجا رو کردید محل ارضای کتک کاری که باید توو جامعه میکردید و همدیگر رو گیر نیاوردید…
هرکی که با نظام مشکل داره فورن میره توو جبهه مخالف و بقیه میرن توو جبهه نظام و تقدس و از این طور حرفها…بابا هر دوتاتون یکی هستید…بشینید درست باهم حرف بزنید..اگه مردید با عدله جواب هم رو بدید
چرا اینقدر بد و بیراه میگید تا وسطش مجبور شید به دو نفر دیگه هم که تو جمتوون نیست بد و بیراه بگید و گناه اوون رو هم براخودتوون بخرید.
بابا دمتوون گرم …یه کم هوای خودمون را داشته باشیم. اوونیکه از بیرون ما رو میبینن مطمئن باشید خیر ما رو نمی خواد…شک نکنید…عاشق چشم و ابروی ما که نیستن….قطعا منافع خودشون و ملت خودشون براشون ارجح تره! این طبیعی و البته حقه!!!
اونایی که از همه چیز ناله میکنند بهتره بجای اینکه مثثه جغد بشیینن بالای یه خرابه و هی هوووو بکشن! بهتره یه راه حل منطقی و واقعی نشوون بدن، اگه نمی توونن لااقل چیزی هم نگن، نه اینکه مثثه این رسانه های داخلی وخارجی فقط ساز خودشوون رو بزنن و یه سیاست از پیش تعیین شده رو دنبال کنن، بابا! ما که دیگه نباید آب به آسیاب دیگران بریزیم…چه اینوری چه اوونوری!!!
هرکی مرده و ادعاش میشه راه نشوون بده، اوونی هم کی بلد نیست بذاره تا دیگران بگنن، والسلام.
خوندن وبلاگ هاتون رو از شاتوت 1 شروع كردم !!!
اولين بار توي ايميل يكي از همين گروه ها كه همه توش عضوند آدرس وبلاگ شما رو ديدم و سبك نوشتنتون و لهجه ي آشناتون منو جذب نوشته هاتون كرد . مدت ها نوشته هاتون رو ميخوندم ولي هيچ باري جرات نكردم براتون كامنت بذارم چون وبلاگ نويس خرده پايي مثل خودم رو در حد اين نميدونستم كه براتون نظر بدم !!!
الان هم بذاريد يه اعترافي بكنم … من با خوندن وبلاگ شما كار وبلاگ نويسي رو شروع كردم .
توي اين مدت چندين و چند وبلاگ مختلف باز كردم و بستم ، باز كردم و بستم ( حالا به دلايل مختلف !!! ) ولي نتونستم خودم رو از اين دنيا بيرون بكشم و بد جوري اسيرش شدم … به خاطر سبك رفاقت هاش و دوست هاي خوبي كه پيدا كردم …
امروز اومدم كه فقط ازتون تشكر كنم به خاطر اينكه منو توي دنياي وبلاگستان آورديد و تشكر كنم به خاطر رفقاي خوبي كه از صدقه ي سر شما بدست آوردم .
دم ٍ شما گرم آقا !!!…
جالبه بدونيد در حاليكه مسولين دولتي مردم ايران رو براي كمك جاني و مالي همه جوره تحريك مي كنند مجروحين فلسطيني از پذيرش خون ايرانيان بدليل شيعه بودن خودداري مي كنند !!!! وا زينبا … اي ايران …وا زينبا … اي ايران … معلوم نيست چرا ايرانيان با پنج هزار سال تمدن هنوز نمي تونن دوست و دشمن رو تشخيص بدهند !!!! و بهتره بدونيد اسراييلي ها وقتي اسم كوروش كبير رو مي شنوند به احترامش بلند مي شند !!!
خواستم يگ چيزي بگم بِر اي طرفداراي چشم و گوش بستهيِ فلسطينيا که ياد او مينيبوس که مرف سمت ميدون شهدا و توش سوار رفته بودُم افتيدُم و بيخيال قضيه رِفتم
فقط همي قد بگم که اگه خيلي طرفدار اي فلسطينيا هستن برن يک مطالعه بکنن بيبينن ديگه کوجاي دنيا از اي اتفاقا بدتر ميفته و برچي از اونا حرفي وسط نيست!
برچي حماس ملت خودشه توپ و تشر مره و هي بيگير ببند دِرَه!
برچي حماس که آدم موکوشه همه مگن بارِکللا!
برچي فلسطينيا ايراني جماعت ر که ميبينن فشه خار مادر نثارشان مُکُنن!
يگ عالمه “برچي” ديگم هس که گوفتنش فايده ندره که، اگه اي آدما بخن دهناشانه ببندن و چشماشانَه وا کنن و يگ کمي فکر! همو چن تا “برچي” کفايت مکنه
“نداي حق” اين آخر کامنتتو ديدم، حرفاتو قبول دارم اما تا اونجايي که راهتو کج نکرديو يه طرفه نرفتي قاضي. اما از اين که منطقي چيزي گفتي خوشم اومد.
يکي نيس بگه بابا آخه چه ربطي داره؟!
هموطن، اينو مطمئن باش که هيچکي بد وطنشو نميخواد مگه يه عده که يا چيزي عايدشون ميشه از بدتر شدن وضع يا مريضن ديگه!
متاسفانه خيلي چيزا قاطي شده تو اين مملکت. تا ميگن خودروسازا چرا خودرو بيکيفيت و گرون ميدن. فوري ميگن: تضعيف نظام نکن
اگه تعارف نخوايم بکنيم ما ملت از داد زدن و ماجراجويي خوشمون مياد، کافيه بگن اگه اين کارو بکنيم همه چي مفت ميشه! همونموقع حاضريم هممون بريم و اون کارو بکنيم.
کافيه بهمون بگن: خيلي مردي داداش. اونموقع ببين که از روي بيفکري چه کارايي که نميکنيم و ميزاريمش به حساب مردانگي (اين لينکو ببيني بد نيست http://tinypic.com/view.php?pic=dm4qjb&s=5 )
شما اگه مهموناتو ببري رستوران و سفارش غذا بدي که کليم قيمت داره و طرف يه غذا بذاره جلوت که نيگاش کني حالت بهم بخوره. آيا اعتراض به مدير رستوران رو حق خودت ميدوني يا نه؟
حالا اگه فرصت اعتراض پيدا کردي و طرف جواب داد: تو اصلاً آشپزي بلدي؟! وقتي بلد نيستي چرا حرف مفت ميزني؟ پس غر نزن و غذاتو بخور برو که کار داريم بابا!
اون موقع احتمالا حق رو به مدير رستوران ميدي ديگه! چون شما که آشپزي بلد نيستي ديگه. پس هم پولتو ميدي، هم وقتتو گذاشتي هم آبروت جلو مهمونت رفته و به احتمال قوي بايد يه سرم بري بيمارستان تا معدتو بشورن.
هموطن من از صحبتاي من برداشت بد نکن، خواستم فقط يه دو دو تا چارتا کنم ببينم جور در مياد يا نه!
متاسفانه از اين مديريتهاي اينطوري و اينطور حرف زدنا تو اين مملکت خيلي زياد شده.
مثل اون شاه شده که بهش خبر دادن: پادشاها دشمن لب مرزه
گفت: با من (يعني مشکلي نيس بذار بياد خودم حلش ميکنم)
بعد يه مدت گفتن: دشمن از مرز گذشت
گفت: با من
بعدش گفتن: دشمن فلان شهر رو گرفت
گفت: با من!
گفتن: بابا چه نشستهاي، رسيده پشت ديوار شهر
گفت: تا اينجاش با من بود از حالا به بعدش با شماس!!!
خيلي دلم سوخت وقتي شنيدم که دومين نفر المپياد هوش مصنوعي تو دنيا يه ايرانيه که 6 ماهه ديگه ميخواد از ايران بره! همين دوست عزيزمون بعد از برنده شدن تو المپياد يه قرارداد ميليون دلاري (يا ميليارد، الان يادم نيس) از طرف چين بهش پيشنهاد ميشه (البته قبول نميکنه و 6 ماهه ديگه ميره روسيه) اگه مديران مملکت ما مردان با لياقتي بودند، ميتونستن شرايطي فراهم کنن که اين دوستمون ترجيح بده ايران بمونه و اين قراردادها رو توسط ايران بسته ميشد و ميومد داخل ايران اجرا ميشد (اين يعني پول و قدرت همچنين انتقال دانش و فناوري به ساير ايرانيها). اما حالا به خاطر بيکفايتي بعضيا (هرکي ميخواد باشه، مهم اينه اين بيکفايت مردم معمولي نيست) اين آدم ارزشمند که شايد کسي وجودشو احساس نميکرد قبلا از دستمون ميره و يه سال بعد با افتخار ميگيم: فلان کار عجيب توسط يک ايراني انجام شد!!
بابا نامرد تو اين مغز رو فراري دادي، انداختيش بيرون! حالا بهش افتخار ميکني؟!
من کاملاً حق رو بجانب اون دوست و هموطن ميدم و نبايد هم ايران بمونه چون اگه بمونه نهايتاً يه کارمند ميشه که هشتش گرو نهشه و زير دست يه آدم کار کنه که شعار دادن واسش مهمتره.
ميبيني اينا بعضا خيلي راهحلهاي ساده دارن اما مگه قدرت دسته اونه که ميفهمه؟!
عصبانيت و فحش دادن هم نتيجه ضعف و ترسه، هرچند موافق بستن چشم و باز کردن دهان نيستم اما گاهي که فکر ميکنم، ميبينم اونيکه داره فحش ميده به همهچي (هر چند از طرز حرف زدنش چندشم بشه) ميبينم کمي حق داره. اون ترسيده، اون ضعيفه، اون ميترسه له شه، اون اميدي به چيزي نداره، اون حس ميکنه دستش از همه چي کوتاهه، اون ميبينه به اون اندازه که لياقتشو داره واسش ارزش قايل نيستن، اون داره اميداشو از دس ميده، اون ديگه آرزويي واسش نمونده. پس داد ميزنه، فحش ميده و متاسفانه ممکنه آب به آسياب دشمن بريزه
به اينجا رسيدم راستش خودمم ديگه نااميد شدم
شديم ظرف ماکاروني! هر چند کرمه که از بيرون ظرف نگا ميکنه ميگه: ججججوونن چه بمال بماليه. اما خودمون ميدونيم که شديم کلاف سر در گم
با سلام
عزیز دل برادر “یه بنده خدا”
ایول که لپ مطلب رو گفتی و گرفتی!
آها ! حالا میشه همدیگر رو بیشتر تحمل کنیم و بلکه بتوونیم بهم بیشتر هم کمک کنیم!
شما به من و احیانا من به شما!
حق داری هزار تا!!! شاید هم بیشتر، متاسفانه باث واقعیات رو قبول کرد و فکری به حال خودمون (نه خودشون) کنیم! این بهترین کاره که میشه کرد.
توی این ولوشوی بی انتها، بهترین کار حفظ آرامش است و خوب اندیشه کردن و راه رو پیدا کردن!
تا مبادا دنباله رو کور و کری شیم که خودشون راه رو بلد نیستن!!!
تا مبادا مثثه خیلی از غربیها(بخونیدش ناخودی ها) و خیلی از نه غربیها (بخوونیدش باصطلاح خودی ها) به تهش برسیم و بن بست رو بخوایم دور بزنیم که اونوقت مثثه دور زدن تو کوچه شش متری میموونه که باید ده بار فرموون بدی تا بلکه بتوونی برگردی!
ایول به مرامت! تموم بچه مشدیهای با معرفت!