ـــ اُوف اُوف اُوف … یَره خواهره مادَر! چی چیزیه…اَصغر طِبیعیش کُن کُسخُل دِره ماره نِگا مُکُنه خدا وکیلی!
ـــ قربونش بُرُم چی چیزیه! چی حالی مِده حَرضَتِ عباسی …یَره چی ارایشی کِرده لامَصَب … بُخورُم او لَباته شیکر پنیر…اِ….اِ…اِ.. جواد خِندید بهت! به جانِه مادَرُم خِندید بهت کُسخُل! یالله برو چَکُش بزن دیوونه! خانِه نِنِه مَمَد اینا خالیه مُبُرمِش هَمونجه!…… جاااااان … اِنداختِم! برو دیگه لاشی …بُرو!
ـــ هولُم نکن کُ…کِش… صَبر بده! چی بهش بُگم اَصغر؟… مُو تا حالا فقط مَتلک گفتم! فوقِش چار تا ج…ده لاشیره تور زدُم! ای که حور و پَریه … مِترسُم بپره از قِفَس قُرانی!
ـــ اِ…اِ….اِ…یَره نِگا چی عِشوه ای میه بَرات پتیاره …خِندید واز بهت! برو دیگه …. برو بگو خانم مِشه وَختِتاره بیگیرم؟ مِگه ها…! بعد بگو بیا برم خانِه مَمَد اینا! نگی مُویَم هَستُم کُسخُل که مِپره ها! اونجه لختِش که کِردی مُویَم مِپرُم تو! قُرمساق مِری یا خودُم بُرُم نِنه سَگ… برو دیگه ک…. رُم وَرخَسته! ابولفَضلی خاطِرخواته جواد! ای تن بیمیره خاطِرخواته!
ـــ بُوسوزه پدر خوش تیپی … کسی عاشقِِما نِرَفت وقتی رَفت چی رَفت! مُو رفتُم اَصغر …اِلا الله… هر چی بادا باد!
ـــ یَک بسم الله بگو برو … نتِرس مُو اینجه یُوم! برو ببینم مِتِنِم اِمروز یَک سَر چُ….ل تازه کُنِم یا نِه! برو … اِی وَل … تو مِتِنی …عَلیته! بُرررررو…. برو دِداش!
………………………..
………………………..
……………………….
ـــ چی شُد جواد؟ پروندیش؟ گفتُم تو مالِ ای حَرفا نیستی! از اوَلِشَم خودُم باید مِرَفتُم! مِگی چی شد لاشی یا نه؟
ـــ هیچی … مِگه هَمَه ره بَرق میگیره ماره چراغ مُوشی! اَصَن به مُو نِمِخِندیده! به او بچه سُوسُوله که پُوشتِ سَرما بوده مِخِندیده! هَمو ریش بُزیه مُوهاشِه عین دُمبه خر بسته! نِگا…دِرَن با هم مِرَن! یَره خواهره مادَر…..!
ـــ برو به پسره بگو خانه نِنه مَمَد اینا خالیه! بگو مایَم هَستِم!
ـــ مُو نِمُرُم دیگه … مَگه لالی خودِت؟ ضایع کِردی ماره رَفت! تُف به ای شانس ک…ریِ ما…تُف!
ـــ اُوف … اُوف …اُوف … اونجه ره نِگا جواد! چی چیزیه … جان! چی کُ…نی دِره! بیا برم یَره اونجه شلوغَم هست مِمالونِمِش! بدو خار….سته ……بُدو!
ـــ ……………….
………………………………………………………………………………………..
اینارو برای تنوع ننوشتم! تصویری از گوشه گوشه اجتماع ماست! توی شهر بازی …کوهستان پارک و همه جاهای شلوغ! قشر لمپن بی فرهنگ و خشکه مذهب نگاهش به جنس مونث ارایش کرده همینه که گفتم! هیچ تصور دیگه ای نمیتونه بکنه الا اینکه ببردش خونه ننه ممد اینا لختش کنه! از دید این افراد همه خانم های شیک پوش و ارایش کرده خراب هستند!






این قشر مذهبی چه ربطی به لمپن داره؟این حرف شما اولا که دروغ و دوما توهین آمیز امیدوارم اصلاح کنید
مذهبی بودن ربطی به این نگاه نداره لااقل مینوشتید خشک مذهبی
…………………………………………………
ممنونم از توجه شما …. تا حدي اصلاح شد
حالا اي خانه ننه ممد اينا كجا هست آدرسش يره؟
مسعود جان بخدا شرمنده كه تا اونجا اومدم و نشد ازت سراغ بگيرم.از قديم گفتن نه ژيان ماشين ميشه نه باجناق فاميل.
ماهم يه اشتباهي كرديم بعد عمري كه اومديم مشهد باجناقمون رو هم دعوت كرديم به خرج ما بياد مسافرت كه بلايي به سر ما آورد كه نگو و نپرس
ايشالا دفعه بعد از شرمندگيت در ميايم دداش
………………………………………………….
با باجناقت امدي مشهد … يره تو چي كج سليقه اي
خانه ننه ممد اينايم همي پشته … ميلان دوم … كوچه بعدي! رو ديوارش نيويشه لعنت بر پدر و مادر كسي كه اينجه اشغال بريزه!
آقا خيلي باحال بود خداييش.ولي يه چيزي بگم : مي دوني چند درصد جووناي ما مثل اين دو نفر هستن؟ من ميگم 80% پس قبول كنيم ما بيشتر ايرانيها اينجوري هستيم.چرا همش ميگن ايراني و فرهنگ غني و از اين حرفها؟كدوم فرهنگ؟چه كشكي؟اينه همش توهمه بايد قبول كنيم.
اون نيروي انتظامي خم حق داره به خدا به اينها گير بده واسه اينكه خيليها اين تيپها رو ميبينن و بعد ميرن هزارتا كثافت كاري رو بزور با يه بدبختي انجام ميدن.اين همه آمار تجاوز و فيلم گرفتن و ….
به مامانت بگو واست زن بگیره مسخره
اتفاقا مذهبی کلمه صحیحی است
حیف شد عوضش کردی
حیف…
سلام شاتوت جان.
متاسفانه این نوع نگاه به زن ها فقط مخصوص لمپن ها نیست.
وقتی یه دختر خوش هیکل تو خیابون راه میره یکی میگه شیکر پنیر.
یکی میگه ..وس
یکی میگه داف
یکی میگه ضعیفه
یکی میکه نرم افزار
یکی میکه منابع طبیعی
و …
می خوای باز مثال بزنم از اسامی که سطوح مختلف اجتماع رو زن ها میذارند؟
تا ثابت کنم اکثر ایرانی ها …… ذلیلند؟
آخه چه ربطی به مذهب داره
انصاف داشته باش مرد حسابی
یارو از دهات پا میشه میاد تهران چهار تا دختر میبینه چشم و گوشش باز میشه فوری وصلش میکنی به مذهب
هرکی ریش بذاره و قسم حضرت عباس بخوره مذهبیه ؟!!!
جالب بود.کاملا موافقم.در دید اکثر افراد جامعه ما حتی قشر دانشگاهی زنها و مردهایی که دارن تلفنی صحبت میکنن یا دارن رو در رو با هم صحبت می کنن یا با هم راه میرن یا … دارن مخ میزنن یا دارن قرار میذارن یا دارن سر قرار میرن یا …
این تفکر بیمار ماست.البته خیلی از اینا خودشون اگه در این موقعیت قرار بگیرن همون کاری رو انجام میدن که الان فکرشو برای اونا میکنن
آقا ایول ! واقعا که گل نوشتی! اصلا خود صحنه رو مجسم کردم و کلی خندیدم . دو تا قیافه تصادفی پشمالو و خونه خالی ممد اینا که ننش رفته روضه! شاید ما داشتیم از اینا دور و برمون یا بودیم خودمون! ولی خداوکیلی نظر عوام همینه ، در جامعه ای که هنوزم مردم عادت دارن موقع زن گرفتن به جای اینکه از خود زن در مورد نجابتش و فکرش بپرسن از واژنش میپرسن! و خیلی ها رو وا میدارن تا اونجاشونم دروغ بگه! همینه برادر . زن در دید ماها همینه
سلام
این پست رو در ریدر خوندم یک جورهایی زیاد درست نبود. آمدم دیدم تصحیح شده خوشحال شدم
Salam agha Masoud, Kheyli bahal bood kheyli hal kardom. Damet garm. Rasti alanam mashad zendegi mikoni?
Movafagh bashi.
سلام
خسته نباشید.مطالبتون جالب بود…یه کمکی ازتون می خواستم.می خواستم اگه امانش باشه برای من یه دعوتنامه از بالاترین بفرستید تا من هم بتونم عضو اونا بشم…اگه اینکار رو بکنید که خیلی به من لطف کردید چون من خیلی به بالاترین علاقه دارم ولی تازه فهمیدم که برای عضویت در اونجا باید دعوتنامه داشته باشم..راستی یه سری هم به وب من بزنید باعث افتخار منه..پس یادتون رنه..منتظرم…قربان شما…خدانگهدار
…………………………………..
سلام
دعوتنامه فرستادم اما پيام ميده كه ايميلتون نامعتبره … لطف كنيد يك ايميل معتبر بديد
صد در صد مذهبه پس چیه !من تو ایران نیستم و اینجا هر کسی که روسری داشته باشه یا چادر چیز عجیبیه و جلب توجه میکنه و همه نگاهش میکنن !1
به خاطر جدا سازی جنسی که تو مدرسه ها شده و به خاطر محدودیت هایی که اعمال میکنن این بلا سر مملکتمون اومده . یه عمری خودم و دوستام گفتیم عجب ک.ی هست ! یه عمری به زن به عنوان گوشت اضافه دور ک. گفتیم و گفتیم جنس مخالف جنس دوم ضعیفه …اینا به خاطر چیه ؟ نگین اسلام نیس اگه اسلام نیست بگین چیه پس ؟ به امید روز که ریشه این بیداد رو از کشورمون بسوزونیم …. من از اسلام متنفرم …معتقدم اسلام زندگیم رو سوزوند ..اما نخواهم گذاشت زندگی اونایی که دوسشون دارم و خواهم داشت را با مزخرفاتش خراب کنه
حال نمی کنم باهات… نه اینکه مشدی هستی باهات حال نکنم، اون جای خودش، کلا ذاتت سالم نیست… ته نوشته هات خیلی مزه گَس و بیخودی داره.
داشتم رد می شدم، یه نیگاهی انداختم! فکر نکنی خبریه.
از خدادا عزیزی م خوشم نمی آد، گوهه تمام عیاره. اصلا از مشدی جماعت خوشم نمی آد… روزی بشه حال همه تونو با هم می گیرم. جماعت ….. مال دوزاری ای هستین. ذاتا دوزاری هستین. یه پشم بچه های اردبیل به همه ….. می ارزه. با شرفن، بلا نسبت!
……………………………………………………………………….
سلام اقا
به همون امام رضايي كه دوستش داري دلم برات تنگ شده بود … يه جورايي دلواپست بودم ! علي يه روز بهت گفتم نصفي از وجودت رو دوست دارم! هنوزم پاي حرفم هستم …. اينارو گفتم چون دلم خواست چون تو دلم بود اما تو فك نكن خبريه! اين حرفايي كه قبلا بهم زدي … اون فحش ها و اين دري وري ها ماله اون نصفه اي كه بهت گفته بودم دوستش ندارم … خيلي نامردي علي خيلي … هر وقت اومدي باهام حرف بزني اون نصفه لاشيت زر زد! اون نصفه ديگه رو دهنش رو بستي و گذاشتي اين نصفه هي گه از دهنش بريزه بيرون! يه روز فك ميكردم ميشه با هم رفيق بشيم …. هنوزم فك ميكنم ميشه گرچه بياي هر چي لايق خودته نثار من كني … البته وقتي ميگم خودت منظورم اون نصفه گهته! بكن بندازش دور علي … خواستم جواب حرفات رو بدم … يعني خدا وكيلي دادم اما پاكش كردم … ديدم اين نصفه از وجودت كه اين حرفا رو ميزنه خيلي بي شرف و بي لياقته … اصن ارزش نداره ادم حسابش كنم و جوابش رو بدم … ! خيلي مخلصم علي جان …. خيلي ارادت دارم … دوست دارم خيلي چيزا ازت ياد بگيرم! دوست دارم بشينم پاي حرفات از جبهه بگي از بچه ها … از شهيدا …خيلي كوچيكم علي جان … خيلي … اينقد كوچيكم كه اصن جلوي تو نميتونم عرض اندام كنم … اما حيف … حيف ……
Achiles در جوابت!:
آره به مذهب ما ربط داره! به اون چیزی که توی مدرسه ها یاد میدن ربط داره. اصلا همش ربطه ! همینه که اینا کف کرده به بار میان! باید ببینیم اینا توی چه تفکری بزرگ شدن که شدن این. شما با این کامنتت علم جامعه شناسی رو بردی زیر سوال! جامعه ی ما جامعه ی مذهبیه . فرد از اولی که به دنیا میاد آموزش های مذهبیش شروع میشه. و قوانین مذهب براش بازگو میشه. این از 7 سال اول و بعد هم که مدرسه که قربونش برم که هر چی می کشیم از این آموزش پرورشمونه. و آخرش هم که خروجیش میشه این.
…
مسعود جان این قشری که گفتی، توی هم سن و سالهای من زیادن. اونقدر که یکی از دوستانم که سنش یک هوا از من بیشتر است در جریان یک گفت و گو بهم گفت که توی هم سن و سالهای تو آدم حسابی کمتر پیدا میشه.
خدا آخر و عاقبت نسل بعدی رو به خیر کنه که اینا قراره بشن بزرگتراشون!
هیچ چیز این داستان اختصاص به «ایرانی ها» نداره. آدمهای اینجوری و آدمهای غیر اینجوری همه جا هستن.
فکر نمی کنم آمار دقیق وجود داشته باشه، ولی می شه تصور کرد که محدودیتهای ایجاد شده بعد از انقلاب، تاثیرهایی روی این رفتارها (هم از سوی مردها و هم از سوی زنها) داشته باشه.
به هر حال بلوف زدن و صحبت کردن از مسایل و خاطرات جنسی ظاهرا برای همه مردهای دنیا یک جور تفریح حساب می شه. برای زنها چطور؟
ایول همشهری
داش شاتوووووووووت!!!
خیلی قشنگ بود نوشته ات!!
اما نه برای دادن یک تذکر اجتماعی!! (اگه رمان بود حتما ازت قرض مکردم مخاندمش)
چون هر کی متن رو بخونه همچی قسمت اولش توی کله اش فرو میره که دیگه جایی برای ته نوشته باقی نمیمونه!!
آخه همچی رفتی توی چین و شکنا و سولاخ مولاخا که درآمدنش برای خواننده مشکله!!!!!!!!!!!
دیروز یک جایی مجلس اعیونا بودم چند تا حاجی جا افتاده نشسته بودن با مو توی یک میز
داشتن در مورد زیداشان صحبت میکردن و هزینه های لازمه در کنار زندگی اصلی برای اونا خلاصه مو هم دهنم وامونده بود!!!
متاسفانه مردهای جامعه ما وضعشان خیلی خرابه حالا به جوونا حرجی نیست اما فکر میکنم مشکل اصلی مربوط به مردای خانواده دار باشه که به هر چیزی هم راضی نمیشن لامصبا!!!
هی هی هی هی …………. !!!!
داش شاتوت جان!!
این عکس بالا را هم یک کمی تارومار کن! بندگان خدا آبروشان از دست نره!
حفظ آبرو و حرمت انسانها فکر کنم حرمتش از همه چی بیشتر باشه!
ببخشید جسارت مکنم ها!!
چون بچه محل هستی اینقدر هوات رو دارم!
در ضمن بدم نمیاد رودررو ببینمت!
ببینم کوچه زردیا رو مشه به تیتیش مامانیای عطار و کفاش و … وصل کرد یا نه که نه !!!!!!!
…………………………………………………………………
عكس بالا كه تزيينيه داداش …. راستش عكس بهتر گير نياوردم … بعدشم كي گفته عطاريا و كفاشيا تيتشن! به نظرم يك خط بايد با تيزي بندازم رو صورتت تا دوزاريت بيفته …. مخلص كوچه زرديا هم هستم اما بخن شاخ شانه بيكيشن حسابشا با كرام الكاتبينه !!!!!:)
از ما که پروردگار عالم و نماینده ولی فقیه در کائنات هستیم به بندگان زمینی
از 1400 سال پیش که توسط پیامبر خاتم، دین کامل خود را تا انتها به جامعه ی بشری انزال کردیم، این گونه برداشت های ناصواب را بواسطه ی ابهامات وابسته به اعجاز نمودید.
در نسخه ی جدید سعی شده تا حد امکان از ابهامات کاسته و بر میزان اعجاز و ایجاز افزایش نماییم. باشد که اوسکول نگردید و سالها اراجیف بر اراجیف نبافید و به ما نسبت ندهید.
همانا که من بر بندگان آگاه و عالم میباشم.
حقیقت خیلی تلخی بود
رفتار اکثریت نفهم ، باعث شرم مردای ایرونیه
درود بر شاتوت عزیز
این درد اجتماع ماست.
مردان ما بیماری جنسی دارند.
متاسفانه متاهل ها بدترند:D
حالا جالب اینه که برای رسیدن به هدفشون که همانا تور کردن دختران هست هم از ائمه ی اطهار کمک میخوان
یارو میگه یا حضرت عباس کاری بکن که این طرف به من پا بده!
نظر دوم: آرایش کردن توی ایران اینقدر همه گیر و معمولی هست. تا جایی که من خبر دارم توی اکثر ممالک مترقیه (!)، کسی سر کار و موقع خرید و شهربازی و اینجور جاها آرایش نمی کنه. سر کار رسمی یا اسپرت می پوشن خرید و تفریح رو کاملا اسپرت و شولی پولی می رن.
می خوام بگم اونجا مرد هم تکلیفش روشنه و تقریبا از روی ظاهر قضیه می دونه که تکلیفش چیه و به چه صورت باید وارد عمل بشه و خونه ننه محمد کجاست. اما توی ایران، ممکنه یک روسپی زیر چادر باشه یا یک دختر خانوم آرایش کرده، مبارز سیاسی از کار در بیاد!! از هر سوراخ و سمبه ای باید هر دو جنس برای هر کاری که از دستشون بر می آد استفاده کنن. گاهی به نظر می آد غریزه جنسی در اثر این محدودیتها تبدیل به جنون جنسی شده.
اگه بهتون بر نمی خوره که 90 درصد مردایه ایرانی اینطورین البته شدت و ضعف داره پیرو جونو تحصیلکرده و جواد هم نمی شناسه اگه این حرفارو به زبونم نیارن از نگاهشون پیداست خودم که بعضی وقتا دلم می خواد خرخره شونو بجووم راستی مشتی چقدر حرف بد بلدی باور کن بعضیاشو تا حالا نشنیده بودم واقعا آموزنده بود.
نمي دونم آقا مسعود شما توي بالا شهر مشهد زندگي ميكنين يا پايين شهر، چطور اقوام يا دوستاني دارين و ميزان سواد اطرافيانتون چقدره ولي اين حوالي ما كه اكثرن بي سوادن، پاين شهر محسوب ميشه اين جور كارا يك جور مردونگي به حساب مياد.
من اكثر اقوامم بي سوادن و در اين مناطق زندگي مي كنن؛ هر گاه مي خوان از زرنگي و قدرتشون براي يك ديگه تعريف كنن از افتخاراتشون مي گن(منظورم همين حرفايي بود كه گفتين). ميدوني جالبيش كجاست ؟ ايجا كه فرقي نمي كنه چند دقيقه پيش چه كار ميكردند يعني مثلا نمازشون رو خوندن و يا مجلس دعايي برپا كردن كاروشون كه تومو شد از اين رو به اون رو ميشن. ديگه آدماي چندقه پيش نيست.
مسعود جان، باید بگم که ایندفعه از خوندن کامنتها بیشتر لذت بردم تا متن اصلی، بعضی از جوابها خیلی جالب بود!
باحال بود =)) اکثر جوون های ما اینطوری هستن … یه واقعیته
من حیث المجموع آدم کس شعری هستی
کاشکی حلا که حق کپی رایت رو در عکس قالب وبلاگتون محفوظ نگه نداشتین لینگ عکس و یا لینک فتو بلاگی که ازش دزیدی صورت گرفته رو در کنار وبلاگتان قرار میدادید.
Goodluck
……………………………………………………………
من اين عكس رو توي گوگل پيدا كردم و ادرسي نداشت والا ذكر ميكردم … دزدي كار خوبي نيست … از اين به بعد هم سعي ميكنم بيشتر خودم عكس بگيرم تا متهم به دزدي نشم !
سلام همشهري از طبرسي دوم هم بنويس
عزيزم دعوتنامه وب سايت بالاترين balatarin.com ميخواهم جونه هركي دوست داري يك دونه بفرست برام
سلام … واقعا خسته نباشی با این پستت… ende خنده بودو متن پستت ende جواد… و از اینا خوندنی تر. کامنت ها بود… از ته دل خندیدم…نرم افزار…داف … منابع طبیعی…تحقیقات واژنی…
و همه آقایون مرتب و بازهم شیکپوش، سوسول!
ممنون،عالی بود
-احتمالا شما تو محله های گری گوری لمپن نشین.. زیاد می گردین !
محلتون و عوض کنین !
-نظرم عوض شد ! این دیدگاه و شاید خیلیا داشته باشند حالا فعل و جمله بندی و کلماتشون فرق می کنه !
چه طوره دسته جمعی بندازیمشون تو کوره ی آدم سوزی تا این منابع طبیعی هم آلوده نشن !!!! d:
کاملا موافقم !
جاهلیت و نفهمی بهتره نچسبونیم به مذهب و آموزش پرورش و ریخت و قیافه ی یه بنده ی خدا و غیره و غیره و غیره !
سلام دوست عزیزم
با اینکه مطلب خنده داری بود، اما جزء اون پست های خیلی تلخت بود که دل من که یک زن هستم رو به درد آورد.متاسفانه حرفات درسته.
اما به نظر من در جواب دوستانی که نظرات مختف دادن، همه ما مقصریم و بسیاری عوامل دیگه.
هم بعضی از ما خانمها مقصریم که با بعضی رفتار هامون اجازه میدیم همچن فکر هایی در موردمون بکنن، هم مرد ها و پسرها مقصرند که به خودشون اجازه میدن اینطوری به زنها نگاه کنند و فکر کنند، برای یک لحظه فکر کنید کسی به خواهر یا همسر خودتون اینجوری نگاه کنه!
و هم خانواده هایی که با بسته نگه داشتن بیش از حد محیط برای فرزندانشون اونها رو اینجوری تشنه و حریص نسبت به جنس مخالف بار می آورند. من نمی گم مذهب خوبه یا بد، هر کسی آزاده که راهش رو انتخاب کنه، اما حداقل به بچه هاتون دید درست بدین، متاسفانه این مشکلات در بچه های خانواده های مذهبی و بسته بیشتر است.
ودر آخر ممنونم از حسن توجه شما به معظلات جامه.
مرسی همشهری حقیقت مثل همیشه تلخ این کشور…کاملا به فرهنگ دینی مربوطه هر کی قبول نداره باید دقیقتر به اطرافش نگاه کنه…حیف از ما و حیف از ایران…
اون مالوندن اخرو که خودم شاهدش بودم-چن سال پیشا که میدون شهدا واسه خودش جایی بود و ما مغازه داشتیم اونجا این قله داهاتیا با مینی بوس و اتوبوسای کال و طرقبه و ابرده اونجا پیاده میشدن و میزدن تو جمعیت یه مکانشون اول خیابون توحید بود جای میوه فروشا و مرغ زنده فروشا یه جای دیگه هم از شهدا اول هاشمی نژاد جلوی برنج فروشا و خواروبار فروشا بود هرچند دقیقه یه بار یه صدایی بلند میشد .. مگه خودت خار مادر نداری …اونوقت چن نفر تو جمعیت فلنگو میبستن بعضی ها هم متوجه کار اونا میشدن و هیچی نمی گفتن…
بيشتر اونهايي كه زن دارن اينطورين تا مجرد ها!!
مُگم يره مويم دِرُم هفته ديگَه با باجناقم ميام مَشد، يني مِگن بيخيال باجناقه شُم؟
……………………………………………….
والله مو يك باجناقي درم عينه كوفته ممانه … مويم كه بيزارم از كوفته
اون خانومه هم که با بچه سوسوله رفت،پس اون دو تا “جواد” حق داشتن ، بی راه فکر نمیکردن فقط ظاهرا اسمشون بد در رفته
بدبختی اینجاست که آموزشهای رسمی و صدا و سیما و غیره و غیره روزبروز بیشتر برای چنین دیدگاههایی تبلیغ می کنند.
مسعود آقای گل و بلبل
قدرت فضایی و سه بعدی که نوشتههات دارن انصافا لیاقت تحسین داره. آفرین!
در تصویری که تو ذهنم ساختم حتا فاصلهٔ محل این گفتگو با سوژه رو هم میشه حس کرد. آفرین!
بهت خیلی تبریک میگم.
با مطلبی که بیان کردی بسیار موافقم اما معتقدم لمپنهای همه جای دنیا اینطور هستند. لمپنهای آمریکا و کانادا که همینن والا. فقط متاسفانه مثل همهٔ آمارهای درخشانمون، در صد لمپنها مون نه تنها از خیلی جاهای دیگه بیشتره که افراطی تر و متحجر تر هم هستند.
یکی از دلایلی که جهان سوم ما همیشه جهان سومه همینه که گمان میکنیم مشکلات و عقب افتادگیها فقط مال ماست. اما اینطور نیست. اگر همین یکدونه فیتیله رو از گوش مردم جهان سوم میشد بیرون کشید امیدواریها بسیار بیشتر میشد.
از نوشتههات لذت میبرم و بهت بسیار افتخار میکنم.
یک مشهدی غربت نشین
…………………………………………………………………………………….
سلام
باور كن من منتظر بودم اينو يكي بهم بگه … باور كن خلق اين فضا طوري كه باور پذير باشه و بتوني خودت رو در اون حيطه تصور كني كار هر كسي نيست … باور كن اينو نگفتم كه از خودم تعريف كنم …. باور كن براي اين نوشته زحمت كشيدم اما توبيخ شدم و توهين شنيدم … باور كن اينو نوشتم تا مشهدي هاي غربت نشين لبخندي به لبشون بياد… باور كن غريب بودم و ميدونم غريب بودن چه سخته … شادم كردي با اين كامنت و قدرت دادي بهم …! مرسي دداش:)
این حرفو نزن. این بی انصافی در حق نوشته ات میشه اگه بگی قصد شاد کردن من و امثال من رو داشتی. معتقدم که این پستت میتونه ارزش و تاثیر خیلی بیشتری داشته باشه از لبخند مخاطب. اگه اشکالی نداره میخوام یه انتقاد ازت بکنم که مربوط میشه به بعضی از نوشتههات که به بیان مشکلات اجتماعی و فرهنگی میپردازند. اینو بخون، شاید برات جالب باشه:
چند روز پیش پایان نامه ام رو با یک استاد مشورت میکردم و یک انتقاد خیلی اساسی و خیلی به جا از پروژهام کرد. تا همینجاش برای من خیلی ارزشمند بود که ایراد کار رو فهمیدم و خیلی هم کافی برای یک صحبت نیم ساعته. اما استاد یک حرفی اضافه کرد که منو غافلگیر کرد و این بود که ایراد گرفتن و بیان کردن مشکلات هنر نیست و صرفا چیزی رو پیش نمیبره. ایراد گرفتن خیلی ساده است. نقدی درسته که همراه با راهکار باشه.
اگر من رو قابل بدونی میخوام پیشنهاد بدم که در پی بعضی از انتقاداتی که زحمت میکشی و با تیزبینی شکار میکنی و مطرح میکنی بد نیست که راهکاری که به نظر خودت میتونه مشکل گشا باشه رو مطرح کنی. این کار چند تا فایده داره: هم مخاطب رو تشویق میکنه به فکر کردن به راهکارهای ممکن و هم در کامنتها دیدگاهت به چالش کشیده میشه. علاوه بر این مخاطب نه تنها از زیبایی کلامت لذت میبره بلکه خودشو با موضوع درگیر و در مشکله مطرح شده مسول میدونه.
منظورم چیه؟ منظورم اینه که به عنوان مثال در مورد همین پست دو دسته مخاطب وجود داره: ۱- لمپن(بی فرهنگ) ۲-غیر لمپن(با فرهنگ)
-دسته اول به احتمال بسیار قوی فرهنگ وبلاگ خوندن ندارند که نوشته ات رو بخونن که در این صورت حرف نداشتو مطمئن بودیم که این نوشته کار خودشو انجام میده. پس نیمی از مخاطبهات حذف شدن.
-دسته دوم که یکیش هست منه سوسول فرنگ نشین به اصطلاح “با فرهنگ” که ظاهرا هیچ ربطی به اون هموطن لمپن ندارم خودمو در حاشیه میبینم و خواهم گفت این مشکله اون تیپ آدمها ست و افسوسی میخورم و به همین سادگی از کنار موضوع میگذارم. شاهد این حرفم کامنت هاست. پس نیمه دوم مخاطب هم حذف شد. نه که حذف شد اما دردی دعوا نشد.
انتقادی که ازش حرف زدم این جاست: پس مخاطب این نوشتهٔ زیبا و پر دردت کیه آقای مسعود خان؟ کی باید این دست مشکلات رو حل کنه؟
حالا این تو هستی که میتونی با ارأیه راهکار، بحث رو بار دار کنی و تنها مخاطب موجود رو تشویق کنی که با موضوع درگیر بشه و احساس مسولیت کنه. به عنوان مثل و با جسارت، راهکاری که من پای این متن مینوشتم این بود:
در واقع میخوام از یه فرق خیلی بزرگی که من در فرهنگ غرب با فرهنگ ایران پیدا کردم حرف بزنم و اون اینه که آدمها همدیگرو آدم حساب میکنن. یعنی دسته بندیهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی باعث نمیشه که کسی دیگری رو داخل آدم حساب نکنه یا اینکه باهاش بر نخوره. خیلی از ما در ایران به خاطر موقیعت مالی یا به اصطلاح فرهنگی، افراد پایین دست رو تحویل نمیگیرم. افراد با شرافتی مثل کارگر، مستخدم، رفته گر، شاگرد مغازه، بیسوادها و… . نمیگم باید از سرو کول هم بالا بریم اما هیچ وقت بی پرده و از روی میل و اخلاص باهاشون نیستیم، باهاشون حرف نمیزنیم، در یک کلم باهاشون رفیق نیستیم. همیشه بد از یه خوشو بشه سطحی در لایههای اول حریممون قیچی شون میکنیم. هیچ وقت بهشون این احساس رو ندادیم که ما با یکی هستیم و اونا از ما جدا نیستن. این افراد با شرافت و انسان به ناچار کم کم منزوی میشن و تبدیل ،میشن به همون لمپنی که شما تصویرش کردی. ما بی تقصیر نیستیم که اون نسبت به ما یا زن ما جبهه داره، چون در وهلهٔ اول جبهه رو ما در برابر امثال او داشته ایم. لابلای همین لمپنها هم خیلی مردی و شرافت و کمالات میشه پیدا کرد که خیلی از به اصطلاح با فرهنگها رو از آن خبری نیست.
می بوسمت مسعود جان.
یک مشهدی غربت نشین
………………………………………………………………..
بازم سلام
من شاني والاتر از اونچه گفتم در نوشته هام نميبينم و بغير از اون قصدم بيان گوشه هايي از اجتماعه … من هميشه راهكار رو به عهده خواننده گذاشتم و بنوعي از زير اين كار فرار كردم
من عاشق انتقادم و ممنون از اينكه اين موضوع رو گفتي … سعي ميكنم كم كم به اين مورد هم بپردازم … زنده باشي
حالا که شما جواب سلام ما رو دادی من هم به رسم مشهدیها پسر خاله میشم و ازت خواهش میکنم یک دونه از اون چیزی که این روزا همه ازت میخوان براشون بفرستی رو برای منم بفرست. ایمیلم معتبره! بسیار ممنون میشم.
با هم در تماس خواهیم بود. موفق باشی.
…………………………………………………………………..
]چشم پسر خاله جان