بعد از معرفی مرحوم دکتر شیخ ؛ حاج حسین ملک و میر عماد که همگی فوت کرده اند اینبار میخوام یکی دیگه از چهره های سرشناس مشهد که خوشبختانه در قید حیات هستند و مشغول به کار های هنری رو معرفی کنم! خانم زهره جویا که در ملاقات با ایشون متوجه شدم بغیر [...]
Archive for دسامبر, 2008
خانم زهره جويا خواننده مشهدي …!
Posted in فرهنگ on دسامبر 28, 2008 | 15 Comments »
چه مردم انقلابی خوبی …!
Posted in خاطرات on دسامبر 27, 2008 | 14 Comments »
سی سال پیش همچین شبایی بود که دیدم صدای تیر اندازی میاد… اونم نزدیک! راستش جرات نکردم برم بیرون اما رفتم روی پشت بودم دیدم بعله؛ صدا از همین نزدیکی خونه ماست! تا اومدم پایین دیدم زنگ در خونه رو زدن… در رو باز کردم دیدم یه اقایی که یک کیسه رو [...]
با لِنگه کفش اعراب پُز ندیم … اُفت داره خداییش …!
Posted in سیاست on دسامبر 26, 2008 | 16 Comments »
این روز ها هم هر طرف رو نگاه میکنی عکس لنگه کفش و صورت جناب بوش رو میبینی! روابط عمومی ها و ارگان ها و ستاد ها هم مسابقه لنگه کفش پرونی برگزار میکنن و فرت و فرت جایزه هم میدن! یکی میگه اسم یه میدون رو بذاریم میدون لنگه کفش یکی میگه کفشار رو [...]
کاش اسم دولت ما هم منیژه بود … کاش…!
Posted in جامعه on دسامبر 24, 2008 | 14 Comments »
دوستم وحید در سایت بالاترین گاهی ترانه های افغانی و یا تاجیک رو ارسال میکنه که بعضا جالب و خاطره انگیزه… دیروز ترانه ای از منیژه دولت پست کرده بود که شاد بود و چند بار نگاه کردم اما دلم گرفت و یاد گذشته ها افتادم که ادم بودیم … بله ادم [...]
اُوف اُوف اُوف ….بُخورُم او لَباته شیکر پنیر…!
Posted in جامعه on دسامبر 23, 2008 | 46 Comments »
ـــ اُوف اُوف اُوف … یَره خواهره مادَر! چی چیزیه…اَصغر طِبیعیش کُن کُسخُل دِره ماره نِگا مُکُنه خدا وکیلی!
ـــ قربونش بُرُم چی چیزیه! چی حالی مِده حَرضَتِ عباسی …یَره چی ارایشی کِرده لامَصَب … بُخورُم او لَباته شیکر پنیر…اِ….اِ…اِ.. جواد خِندید بهت! به جانِه مادَرُم خِندید بهت کُسخُل! یالله برو چَکُش [...]
اَنگ فاحشگی به یک سوم از زنان بیوه تهرانی …!
Posted in جامعه on دسامبر 22, 2008 | 39 Comments »
امروز دیدم خبر گزاری مهر از قول مشاور استاندار تهران نوشته یک سوم زنان تهرانی که طلاق میگیرن بعد از نه ماه دچار فساد اخلاقی میشن!
توی این جامعه لعنتی زنان بیوه کم ازار و اذیت جسمی و روحی میشن که حالا رسما انگ فاحشگی هم به بخشی از اونها زده میشه! وقتی از [...]
ابگوشت و کله پاچه و اشکنه تخم مرغ ؛ با نون سنگک تازه و ترشی لیته …!
Posted in خاطرات on دسامبر 21, 2008 | 25 Comments »
قدیما غذاهاش هم عطر و بوی خاصی داشت! توی هَرکاره سنگی ( دیزی سنگی ) مادر ابگوشت بار میذاشت که باز خود همین ابگوشت چند نوع بود … ابگوشت ساده … ابگوشت قورمه سبزی … ابگوشت به … ابگوشت کله گنجشکی … ابگوشت کلم سنگ … ابگوشت مرزه و الخ ! ابگوشت کلم [...]
بیاین این شب چله ای عیشتون رو کامل کنین…!
Posted in جامعه on دسامبر 20, 2008 | 10 Comments »
اهای همه اونایی که امشب دماغاتون چاقه! همه اونایی که این شب چله رو دور همین … اونایی که فکر و ذکرتون سرخی هندونه یا شیرینی اناره! یا اونایی که برنامه ریختین میخواین تا خود صبح بزنین و برقصین و بترکونین! همه اون دومادایی که شب چله ای بردین برای عروس خانوما!
هندونه [...]
زمستونُ و برفُ شیرهُ و سیب زمینی کبابیُ و دماغای اویزون…!
Posted in خاطرات on دسامبر 18, 2008 | 23 Comments »
بچه که بودم هنوز از گاز و گاز کشی خبری نبود… زمستونم که میشد مثه حالا زمستوناش بی بخار نبود! صب که پامیشدیم میدیدیم چل سانت برف اومده! اولش بدو بدو رادیو رو روشن میکردیم تا میگفت مدرسه ها تعطیله یه هورایی میکشیدیم صبحونه خورده نخورده میزدیم بیرون! یه کاسه مسی تمیز [...]
هَمی لِنگه کفشای شُما خوزستانیا بره امریکا بَسه…!
Posted in سیاست on دسامبر 16, 2008 | 16 Comments »
مِگن ای یارو خبرنگاره عَراقی که لِنگه کَفشِش ره پرت کرده طِرَفه اقای بوش فیلمش ره که بره مقامای ایرانی پَخش کِردَن هَمَشاره شور حسینی گیریفتَه صَلَوات فِرستادَن! هی قند تو دِلِشا اب کِردَن هی با هم روبوسی کِردَن هی چیشماشا پور اشک رفته تبریک گفتَن ای پیروزی ره بره جهان اسلام! [...]





