خوراک‌ها:
نوشته
دیدگاه‌ها

Archive for دسامبر, 2008

بعد از معرفی مرحوم دکتر شیخ ؛ حاج حسین ملک و میر عماد که همگی فوت کرده اند اینبار میخوام یکی دیگه از چهره های سرشناس مشهد که خوشبختانه در قید حیات هستند و مشغول به کار های هنری رو معرفی کنم! خانم زهره جویا که در ملاقات با ایشون متوجه شدم بغیر [...]

Read Full Post »

ـــ اُوف اُوف اُوف … یَره خواهره مادَر! چی چیزیه…اَصغر طِبیعیش کُن کُسخُل دِره ماره نِگا مُکُنه خدا وکیلی!
ـــ قربونش بُرُم چی چیزیه! چی حالی مِده حَرضَتِ عباسی …یَره چی ارایشی کِرده لامَصَب … بُخورُم او لَباته شیکر پنیر…اِ….اِ…اِ.. جواد خِندید بهت! به جانِه مادَرُم خِندید بهت کُسخُل! یالله برو چَکُش [...]

Read Full Post »

امروز دیدم خبر گزاری مهر از قول مشاور استاندار تهران نوشته یک سوم زنان تهرانی که طلاق میگیرن بعد از نه ماه دچار فساد اخلاقی میشن!
توی این جامعه لعنتی زنان بیوه کم ازار و اذیت جسمی و روحی میشن که حالا رسما انگ فاحشگی هم به بخشی از اونها زده میشه! وقتی از [...]

Read Full Post »

قدیما غذاهاش هم عطر و بوی خاصی داشت! توی هَرکاره سنگی ( دیزی سنگی ) مادر ابگوشت بار میذاشت که باز خود همین ابگوشت چند نوع بود … ابگوشت ساده … ابگوشت قورمه سبزی … ابگوشت به … ابگوشت کله گنجشکی … ابگوشت کلم سنگ … ابگوشت مرزه و الخ ! ابگوشت کلم [...]

Read Full Post »

بچه که بودم هنوز از گاز و گاز کشی خبری نبود… زمستونم که میشد مثه حالا زمستوناش بی بخار نبود! صب که پامیشدیم میدیدیم چل سانت برف اومده! اولش بدو بدو رادیو رو روشن میکردیم تا میگفت مدرسه ها تعطیله یه هورایی میکشیدیم صبحونه خورده نخورده میزدیم بیرون! یه کاسه مسی تمیز [...]

Read Full Post »

عماد خراسانی شاعر مشهدی با نام اصلی عمادالدین حسین برقعی در بهار سال 1300 در شهر مشهد به دنیا امد و گفته میشود تخلص عماد خراسانی را فریدون مشیری برای اوانتخاب کرده و قبل از اون با تخلص شاهین شعر مینوشته است.
شعر ( عهد کردم که دگر می نخورم در همه عمر/ به جز از [...]

Read Full Post »

یه پیکان مدل پایین جلوی پام ترمز زد مسیر رو گفتم سوار شدم … ضبط ماشین میخوند:
پارسال بهار دسته جمی رفته بودیم زیارت
برگشتنا یه دختری خوشگل و با محبت
همسفر ما شده بود همراهمون میومد
به دست و پام افتاده بود ……..
دوتا جوون شونزه هیفده ساله عقب نشسته بودن و [...]

Read Full Post »

هر چی بدبختی میکشیم ما از عوام بودنمونه! از اینه که هیچی نمیفهمیم! از اینه که میریم پای منبر میشینم هر چی اون اقای بالا منبری میگه برای ما میشه حجت!
اقا رو منبر گفته هر کی یک لاخ موش دیده بره روز قیامت با مقراض دانه دانه گیساشه مُبُرَن!
اقا رو منبر [...]

Read Full Post »

روزی که امَدُم بالاترین عین ای ادمایی بودُم که تازه مِرَن شهر! از اونایی که همه عُمرشان سِوار خر بودن و تا حالا ماشین نِدیدن! بالاترین شهر فِرنگ بود … از همه رنگ بود! کم کم یاد گریفیتُم که مِثه خَر سَرُمه نِندازُم پویین بُرُم تو خیابون! یاد گیریفتُم که اینجه قانون [...]

Read Full Post »

توی مشهد کمتر کَسیه که اسم حاج حسین اقای مَلِک به گوشش نِخُورده بشه! باغ ملک اباد یکی از باغای بزرگه مشهده که ماله همی حاج حسین اقای خدا بیامرز بوده…یک میدونم تو مشهد دِرم که بهش مِگن فلکه ملک اباد …بابا بزرگ حاج حسین اقا اِسمش ملک التُجار بوده! باباشم حاج کاظم ملک [...]

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »