قبلا که تصویر امنه بهرامی رو دیده بودم اشک مجال نداد تا در این باره فکر کنم …ما حتی دل این رو نداریم تا به تصویرش نگاه کنیم و دلمون میخواد زود صفحه رو ببندیم و فکر و ذهنمون رو از این موضوع منحرف کنیم و به چیز های زیبا فکر کنیم! قبلا فکر میکردم مرگ فقط برای همسایه است اما ماهم بنوعی همسایه هستیم و ممکنه این اتفاق روزی برای ما هم بیفته!
اینبار هم که بعد از مدتی باز دوباره به تصویرش نگاه کردم گریه امان نداد! ما حتی تصورش رو نمیتونیم بکنیم روزی چهره ما اینطوری بشه و از نعمت بینایی هم محروم بشیم! حتی تصورش هم سرمون رو درد میاره و لرزه به تنمون میندازه! زن یعنی زیبایی … یعنی طراوت … و چشم …چشم یعنی همه چی! میتونی تصور کنی همین امنه قبل از این حادثه بچه های کوچک فامیل رو بغل میکرده و میبوسیده اما الان همون بچه ها با دیدنش جیغ میکشن و ازش فرار میکنن! میتونی تصور کنی حتی نزدیک ترین کسانش ممکنه از همراهی با اون معذب باشن! و اینده امنه … اینده ای که هزار نقشه براش کشیده بود و نقش بر اب شد! ای لعنت به تو ای کسی که این عمل شوم رو انجام دادی … لعنت! کاش امنه رو میکشتی! تو از قاتل بدتری!
و اما امروز عامل این جنایت محکوم به قصاص شده! قصاص یعنی دوتا چشم کور دیگه! من همینطور مردد موندم! اگه عمل قصاص انجام بشه یعنی با اگاهی کامل یه نفر دیگه رو هم بدبخت کردیم و دوتا چشم بینا رو کور کردیم! و اگه انجام نشه پس چطوری بفهمه ندیدن یعنی چی؟ وقتی با این عمل مخالفت میکنی زود میگن اگه روی خواهر خودت اسید پاشیده بود چیکار میکردی؟ و اگه مجازات سختی اعمال نشه بعید نیست این عمل شرم اور و غیر انسانی در جامعه به وفور تکرار بشه! با تمام این احوال من فکر میکنم حکم اسید ریختن در چشمان عامل جنایت انسانی نیست! اگه میشد چشمان عامل جنایت رو در اورد و به جای چشم های امنه پیوند زد من موافق بودم اما اینطوری مخالفم! این یاد داشت اصلا در حمایت عامل جنایت نیست بلکه صرفا اظهار نظری در مورد اینگونه حکم های چشم در برابر چشم یا دست در برابر دست است!


![UT 3, 4 & The Milky Way [video] UT 3, 4 & The Milky Way [video]](http://static.flickr.com/2633/4135738280_d16c9dd389_t.jpg)



کاملا موافق هستم باید حتما کور بشه چون اگه کورش نکنن چی میشه تا یه مدتی میگه دختر خوبی بوده منو بخشید ولی تا دو ماه بعد فراموش میکنه ممنونم از کسی که اونو کور کنه
واقعا نمیدونم چطور بعضی ها می تونن تصمیم بگیرن به صورت یکنفر اسید بپاشن و بینایی و زیبایی یکنفر رو ازش بگیرن ؟ بعضی وقتها یک حالت یاس و ناامیدی تمام وجودمو میگیره از وجود چنین پستی ها توی کشورم . نمی تونم اون شخصی موقع اسید پاشی به چی فکر می کرده ؟ اصلا فکر می کرده . . .
زندگی همش تضاد و قصاص یکی از اون تضادها . گرفتن بینایی یک نفر به جرم گرفتن بینایی یک آدم دیگه .
ببین بستگی داره چه طوری نگاه کنی به قضیه.اگه مثل من از دید دینی نگاه کنی میگی که در طول تاریخ صدها بار نوع مجازات ها به علل مختلف تغییر کردند و یک کلام جواب ندادند.وقتی خدا می گه( فی القصاص حیات لکم )باید بپذیریم.
به نظر من حقش بود.نعمت دیدن ، زیبایی و در یک کلام زندگی رو از یک دختر مظلوم گرفتن کم گناهی نیست.
ممنونم
شاتوت جان نظر دادن در مورد معضلات اجتماعی و این جور چیزا که با مفهوم عمیق عدالت سر وکار داره خیلی مشکله و خداییش هر چی فکر میکنی توش میمونی!!!!
مثلا میگن چون عربهای قدیم در برابر مثلا یک قتل – یک قبیله رو قتل عام میکردن
روی همین حساب این قصاصهایی که در قوانین اسلامی اومده حقیقتا به نوعی باید به قول آقای صانعی برای جلوگیری از قصاصهای وحشیانه اعراب بوده و این بالاترین مجازاتی بوده که به شاکی اجازه انجامش رو میداده
البته ما که خوارج هستیم و قصد دفاع از اسلام رو هم نداریم ها
باز به ما انگ نزنی
این حیوان خطر ناک را نه تنها باید قصاص کرد بلکه باید او را به نحوی دور از جامعه انسانی نگاه داشت
درود بر مسعود گرامی
واقعا دلخراش بود این دختر خانوم یه مهندس الکترونیک هم بوده ببین چقدر برای آینده اش زحمت کشیده و نقشه داشته.
واقعا من هم مثل تو فکر می کنم مسعود جان.
ببین فقط یه چیز می خوام بگم اون مرد یا اون پسر یک وحشی یک روانی یک بیمار زنجیری بوده اما آیا قانونگذار هم باید مثل یک بیمار روانی عمل کند؟؟!!
ببین کاری که از اساس بد هست بد هست.کار بد مصلحت آنست که مطلق نکنی نه اینکه اینجا و آنجا تبصره بذاری براش.من فکر می کنم باید جلوی این کارها گرفته بشه.ببینید دوستان خشونت خشونت می آورد.
ولی باور کن من هم دقیقا نمیدونم چه کاری درسته اما به یقین میدونم که این کار یعنی این قصاص خیلی وحشیانه هست و متاسفانه این رژیم وحشی گری رو داره رواج میده.کافیه برید توی خیابونها ببینید که مامورین گشت ارشاد با جوانها چه می کنند خوب مردم هم یاد می گیرند دیگه.
واقعا متاسفم ولی ………….
دوست عزیز من با قصاص در این مورد موافقم ولی با همه موارد منجر به قتل یا جرح خیر !
این شخص باید زندگی مانند آمنه را تجربه کنه، باید هرلحظه از رنج و دردی که آمنه متحمل می شود آگاه بشه تا عدالت رعایت بشود (تازه تا حدودی )
چون رنج عمل های جراحی و سایر قسمتهای صورت را معاف شده
در نهایت زندگی بدین شکل حتمی برای یک دختر که بی گناه است خیلی سخت تر خواهد بود تا یک مرد که خودش مسبب بوده .
من کلا از اسلام خوشم نمی یاد ولی این یک مورد استثنا است
راستی کسی میدونه توی کشورهای دیگه که قوانین بر اساس و بنیاد های علمی بنا شده در انی مورد چه طوری بوده؟!اینقدر میدونم که انها از علوم روانشناسی و جامعه شناسی در این مورد کمک می گیرند و فکر می کنم قصاص چشم در مقبل چشم راحت ترین راه هست ولی بهترین راه که نیست.
ضمنا دوستان عزیز انقدر اسلام اسلام نکنید.اسلام خیلی از قوانینش غیرانسانی هست من که مطمین هستم خدا همچین فرمایشاتی نکرده.پس اگه اینجوریه اسلام گفته دیه یک زن نصف دیه بیضه چپ یک مرد هست(عذر می خواهم از گفتن این حرف اما لازم بود بگم)یا اینکه پدر و جد پدری می توانند فرزند یا نوه شان را بکشند و بی خیال قصاص و مجازات.پس باید دنبال راه حل گشت را حلی که باعث بشه این اتفاقات دیگه تکرار نشه.اسید پاشی با این مجازاتی که براش هست اما در کشور ما خیلی زیاد انجام میشه.دنبال راه کار باشیم نه پاک کردن صورت مساله.
manam khavarejam
ye nafar mano davat mikone biam too balatarin lotfan
سلام.
به نظر من بهترین کار اینه که طرف رو مجبور کرد تا آخر عمر کارهای مربوط به این خانم رو مثل یه برده انجام بده. تا هم زجری که این دختر میکشه رو ببینه و عذاب بکشه و هم کمکی باشه براش.
be nazare man hagheshe edam beshe injoor sohbat ha baraye jamee ee mesleh swiss khoobe na irane ma
بدبخت بشه؟؟؟!!! این لات عوضی زمانی که اسید پاشید فکر بدبختی دختره رو کرد؟ اون آشغال کیه که در دادگاه بگه دختره حق نداشت به من جواب رد بده؟ الان دیگه نمیشه یک روسپی رو هم به زور تصاحب کرد چه برسه به اینکه بگی فلانی باید به زور زن من بشه. اصلا این عمل وحشیانه اسیدپاشی رو کدوم حیوونی مد کرد؟ اگر خیلی روشنفکرانه فکر کنیم باید بگیم این لات عوضی رو به جای کور کردن بفرستن یک عمر بیگاری در بدترین شرایط آب و هوایی تا هر روز بفهمه چه شکری خورده. آیا میتونید یک لحظه جای کسی که مفت مفت باید یک عمر سیاهی ببینه باشید؟ واقع بینانه فکر کنید!!!!
حبس ابد،کار در زندان جهت پرداخت مخارج آمنه تا اخر عمر
چشم در مقابل چشم، دندان در مقابل دندان! (این عبارت هم در تورات آمده هم در قرآن)
همچنين حيوانات وحشي را بايد كشت كه براي بقيه عبرت شود.
به نظر من نظر آمنه مهم است . ما حال او را نمیدانیم
من فکر میکنم حکم اسید ریختن در چشمان عامل جنایت انسانی نیست! اگه میشد چشمان عامل جنایت رو در اورد و به جای چشم های امنه پیوند زد من موافق بودم اما اینطوری مخالفم!
خوب آقای مسعود مشهدی این رویای شما قابل تحقق نیست یعنی نمیشه عزیز که چشمای عامل جنایت رو پیوند زد به جای چشمان آمنه ، حالا چه باید کرد … آها! باز هم مخالفین … خوب بعدش چی؟ میشه یک روش انسانی رو پیشنهاد بدین به جای حرفهای انتزاعی زدن و شعار های روشنفکری دادن؟ بدیهی است که باید سیستم اجتماعی اصلاح بشه .. بدیهی است که باید عدالت باشه… کار باشه… آزادی باشه نان و استفلال و مسکن و هزار کوفت دیگه ولی بدون غلتیدن در ورطه احساس و شعار بفرمائئد تا اون وقت چه کنیم . موافقین شعار بدیم و عامل جنایت رو نفرین کنیم و بهش بگیم بد… بد… بد…
eshkal akheh in ke yaroo pesareh divoonast. didi toy-e dadgah che shero verahaei gofteh
نويسنده محترم ! بهتره به گفته هاي اخير اون جاني در دادگاه آخر دقت كني . اون جاني حتي در دفاعيه آخرش از كرده خودش احساس پشيماني نكرد و گفت ” از كاري كه كردم به هيچ عنوان پشيمان نيستم !!! ” پس مي بيني كه اون يك جاني واقعيه كه بايد حتما حتما همون عمل متقابل روش انجام بشه تا بفهمه كه چي كرده. من مطالبت رو علي رغم انكار خودت در دفاع از اون جاني يك دفاع براي اون جاني ميبينم . ولي بازم مثل هزاران نفري كه اين جمله رو گفتن ميگم يك لحظه خودتو بذار جاي اون دختر بي گناهي كه اصلا بدون هيچ دليلي به اين روز گرفتار شده . تصور كن اگر چه تصور كردنش سخته ….
برو بابا حالمونو گرفتی
عمرا” اگه دیگه نوشته هات رو بخونم .
از طرف بچیه چارراه برق طلاب
مسعودخان ..بذار از این دید نگاه کنیم ..قصاص یک نوع جراحیست که برای نجات جامعه ..
حال سوال اینه چگونه می توان به انسانها حالی کرد رعایت حرمت افراد را بکند و دست به اعمال جنایتکارانه نزنند :
1: تربیت: اینکه ما افراد جامعه را طوری تربیت کنیم ..که قانون و افراد را محترم بداند وبه اموال تعدی نکنند ..و بر مدار قانون رفتار کنند ..فکر می کنید چند درصد مردم را می توان با این روش به تمکین داشت
2: افرادی هستنند که مشکل پرسنالیتی دارند … خشونت و رفتار ضد قانون جزو خونشون به این افراد انتی سوشیال می گویند ..طبق کتابهای معتبر روانپزشکی جای انها برای همیشه پشت میله های زندان است ..حال می خواهند عابد دهر بشن وتمام مردم از انها به خوبی یاد کنند (چه بسا خیلی از این انتی سوشیال در میانسالگی از اون طرف قضیه می افتند ..طوری که به قول مردم توبه کار می شوند وجزو معتمدین مردم می شود :چه بخواهیم چه نخواهیم در هر دو صورت مضر هستند وباید پشت میله های زندان عمر خود را سپری کنند )
3: چه بخواهیم چه نخواهیم قصاص ترمز و هشدار جدی در جامعه است …و باعث می شود ..افرادبا نگاه به تجربه دردناک دیگران ..از این اعمال خشونت امیز دست بردارد ..وحداقل به خاطر ترس از قانون قانون را رعایت کند
http://www.youonline.wordpress.com
حبس ابد که توی خیلی از کشورها سخت ترین مجازات به حساب میاد میتونه برای چنین جرمهایی مجازات منطقیی باشه.
با اعمال این مجازات هم جانی دور از اجتماع نگه داشته میشه هم جنایتی رو که جانی (یه انسان) مرتکب شده برای مجازاتش تکرار نمی کنیم هم مواردی پیش نمیاد که شاکی در اجرای حکم قصاص فجیع (مثل دست در برابر دست یا چشم در برابر چشم یا اعدام) بخاطر غیر انسانی بودن این مجازاتها دچار تردید و عذاب وجدان بشه و بر سر دو راهی توحش و انسانیت راه انسانی رو انتخاب کنه و رضایت بده و فرد جانی هم به قول دوستمون تا یه مدتی بگه دختر خوبی بوده منو بخشید ولی تا دو ماه بعد فراموش کنه و باعث دلگرمی جنایت کارهای بالقوه بشه.
البته به شرطی این مجازات منطقیه که بعد از 6 ماه شامل عفو رهبری نشه.
حالم منقلب شده از سر درد نميدونم چي كار كنم
این چشم که کور شده، محترم بوده، ارزشمند بوده، پاک بوده. ولی آن یکی، نه محترم، نه ارزشمند و نه پاک است. پس بهتر است که نباشد.
زندگی نگهداشتن مرده ها نیست. زندگی زنده کردن آنهاست.
(ولکم فی القصاص حیاة یا إولی الابصار)
و البته عشق است که میان قصاص و بخشش، یا بگو میان عذاب جسم و عذاب روح، یکی را برمی گزیند. عشق است که دعوا می کند که تو عذاب کنی و انتقام بگیری و راحت شوی. یا ببخشی و او را در عذابی دیگر نگهداری.
شاید هر کسی به کوچه ی عشق پا نگذارند. شاید دیگران جور دیگری فکر کنند.
ولی شاهراه، عدالت است و قصاص. و کوچه پس کوچه هایی هم داریم…
تتمة: و البته ببخشش نه هر کسی را سزد. همین!
be nazar e man,ishun az sar e eshgh e ziad,kor budeh ke in karo ba mahbubesh kardeh ,chon mikhasteh nazae ba kasi dige ,in khanom zendegi koneh va ba oon ezdevaj kone,khoob be jae chesh dar avordan az ye koore bidel ,biaeem in do ro be aghde ham dar arim ba mahrieh besiar bala ta in ashegh bedooneh ke chekar kardeh va chegooneh jobrane eshtebahesh ro kone,ba malol kardan,elat bar taraf nemisheh
mamnoon az CANADA
وه back
خداییش سخته در این مورد اضهار نظر کردن
ولی تو جامعه ای که برای اظهار نظر یک نفر رو اعدام می کنن
برای این ابله در اوردن چشم کمترین مجازاته!
من با حبس ابد موافقم
نظر من هم نظر مهدا است. اين موجود خطر ناك است. بايد دور از جامعه نگه داشته شود. اين نمي شود كه بينايي و زيبايي كسي را از او بگيري و بعد هم با پر رويي تمام جلوي قاضي معلق بزني كه كار من را توي بوق و كرنا كرده ايد و در افغانستان 15 تا 15 اسيد مي پاشن و از اين دست مزخرفات.
خودتان را بگذاريد جاي آن دختر بيچاره كه مهندسي الكترونيك خوانده و با هزار اميد و آرزو تازه مي خواهد زندگي اش را آغاز كند و در همين شروع چشمانش را از دست مي دهد. آيا راضي مي شديد به همين قصاص نيم بند؟
انسانيت هم حدي دارد!! منتها ما ايرانيها استاد افراط و تفريط هستيم…
واقعا عکس ناراحت کننده ای یه و آدم رو عصبی می کنه که چه طور یه نفر می تونه چنین کاری رو بکنه؟
و از نویسنده مطلب سوالی دارم
واقعا چند بار به عکس نگاه کردی؟ به نویسنده پیشنهاد می کنم عکس رو قاب کنه و بزنه رو دیوار جلوی چشماش و به این عکس نگاه کنه ببینم آیا بازم می تونه بگه ” با تمام این احوال من فکر میکنم حکم اسید ریختن در چشمان عامل جنایت انسانی نیست! ” ؟؟؟؟؟؟
وقتی خودم رو جای این دختر می زارم راستش به نظر من این براش کمه,اگه دست من بود کاری می کردم که روزی هزار بار بمیره.
اره حاجی این امیل منه برام من از اون خوشکلاش بفرست.
چطور کسی که به خودش حق میده توی صورت یه دختر اسید بپاشه و از بینائی و زیبائی محرومش کنه اون دختر حق نداره توی چشم ها و فقط چشم های اون پسر اسید بپاشه؟ به نظر شما قانون باید طرف کی باشه؟
من وبلاگ شما را به لیست پیوند های وبلاگ جدیدم وارد کردم
تون ادم نیست
چطوری می شه روی همچین کسی اسم انسان و ادم گذاشت
در حالی که هیچ یک از خصیصه های انسانی رو نداشته
سلام.منم مثل تو و هم حس تو هستم اون جنایت کرده و این درست هست .ولی این نوع قصاص بنظرم یه ایرادی داره وبدون مجازاتم نمیشه گذشت. من نمیدونم چه مجازاتی براش درسته تا یاد بگیره به خودش و دیگران احترام و ارزش بذاره چه مجازاتی میتونه این دانایی را در اون ایجاد کند و به علاوه حداقل جبران کار زشتش را نسبت به دختر بکند .چه خدمتی به اون دختر انجام دهد؟ یا اصلن خودش تو این وادیه ها هست یا نه؟ممکن است با قصاص کمی دل دختر خنک بشه اونم برای چند روز ولی باور کنید احساس تنفر اون نتنها کم نمیشه بعد از مدتی یک جنون از سوالات چه میکردم و نمیکیردو واینکه اصلا اینکار درست بود ویانه؟واینکه حالا دیگه چه بهانه ای هست و به چه باید فکر کنم وچه کنم و… دختری که چندین سال در این آرزوی قصاص بود بعد از این چیکار میکنه و پسری که احمق بود حالا هم کور و احمق شده!؟و مردمی اسیدی که هورااااااااااا میکشن برای تکرار تاریخ، نمیدونم والله میگن این درس عبرته منکه میگم پس ظاهرا اهل زمین نیستید چون تو این دنیا 100 جان فدای یک شکم یا زیر شکم میشه اینجور قصاصا بیشتر آدمای آدی و بی آزارو میترسونه مگه نمیشنوید اون قاچاقچی دزد و یا آدم کش یا متجاوزو که با چه خونسردی و جسارتی کارشو میکنه؟ترس مال ما آدمای معمولیه که میگیم خدای نکرده این بلا سر کسی بیاد اونوقت چقد احساس و زندگی بدی پیدا میکنه و از این همذات پنداری رنج میبریم و از ترس به خدا پناه میبریم آدم مریض که به این چیزا فکر نمیکنه.یاد اون داستانت افتادم که همه میگفتن دست دزد را باید زن و آن خانم گفت یه چیزی هم سر میدم نزنید
یاد اون داستانت افتادم که همه میگفتن دست دزد را باید زد و آن خانم گفت یه چیزی هم سر میدم نزنید .فعلن که هنوز همون مردمیم اول همه میگن بزن بعد یکی میگه نزن تعدادبیشتری شک میکنن .عقل آدمیزاد هنوز برای پیدا کردن راه حل و پیشگیری کوتاهه خدا رو شکر که من قاضی نیستم،کار سختیه .البته این قاضیه خیلی بامزه بوده چون از پسره پرسیده چرا اسیدو رو صورت نامزد دختره نپاشیدی؟! به نظر شما این قاضی واقعا جای درستی نشسته؟خدا بداد اوناییی برسه که با علم همچین قضاتی محاکمه میشن چون این علم نیست خریته در حد فوق دکتری !در ثانی کی میدونه بین این دختر و پسر چی گذشته اما نیازی نیست برای زنندگی و وحشیگری تمام داستانو دونست اما برای قضاوت در حد عالی لازمه،که فعلن کار بشر زمینی نیست چون هنوز نتونسته مسائل پایه و اولیه اجتماعی رو درست تعریف کنه .باید مجازات بشه این فقط تلافیه “قصاص”مجازاتی که آدمش کنه و با خدمت کردن به طرف متضرر شده اندکی رنجهای اونو شریک بشه.گه گیجه گرفتم حساسیتم از این موضوع برای اینه که من سالها تو همون پارک و تو کتاب خونه اش درس خوندم وقتی فهمیدم این اتفاق اونجا افتاده یاد خیلی چیزا افتادم که زیبا بودن و جزء خاطرات قدیم و خوب من بودن و تصور این داستان حسی متفاوت شده که داره با اون حسا زور بازور میکنه
مسعود اقا من بین بد و بدتر .بدو انتخاب میکنم یعنی کور شدن یک روانی.به نظر من اگر این مجرم کور نشه هرگز درک نخواهد کرد به سر زندگی و یک دختر چه اورده در ثانی قطعا این عمل زشت در جامعه رواج پیدا خواهد کرد.من فکر میکنم اسید پاشی بمراتب از قتل بدتره.چرا که با قتل لااقل مقتول ارام میگیره اما با اسید پاشی برای سالیان دراز زندگی مجبور به زندگی اسف بار خواهد شد.هرچند به ظاهر کور کردن مجرم کاری ناجوانمردانه است اما بعضی وقت ها بدترین کارها بهترین راه است
دوست عزیز نظر ما در مقابل یک قاعده فقهی چه تاثیری میتونه داشته باشه .
سیستم حقوقی ما برگرفته از فقه اسلامی است به خصوص حقوق جزایی . با نظر دادن به چه چیزی رو داریم نفی میکنیم …. من از سیستم یا …. دفاع نمی کنم فقط می خوام بگم از ابتدا مسایل رو درست طرح کنیم تا پاسخی برای اون داشته باشیم و یا بیابیم … سربلند باشید .
doste aziz aslan fekr kardi ma chera bayad hamchin chizayi toye jameye khodemon dashte bashim,ke alan bekhaym vase kor shodan ya nashodanesh bahs konim,yekam fekr konim,andishidan karist bas arzande
این جور مواقع ادا و اصولهای روشنفکری و این لوسبازیها هیچ معنایی نداره…
به نظر من باید دقیقا همون کاری که کرده به سرش بیارن، نه کمتر و نه بیشتر. این یعنی عدالت.
درود بر تو ای شاهتوت مشهدی
بنده با مجازات صادره موافقم، یکبار دیگر دفاعیات مجرم را بخوان! هنوز متنبه نشده! و دلیل جالبش برای انجام اینکار! و اینکه تپش عاشقانه قلب دختر را از چشمانش درک میکرده! و هنوز میگوید اول چشم این دختر را در آورید که مطمئن شوم دیگر قادر به دیدن نیست بعد مرا قصاص کنید!
برای من تفکر زندگی حتی یک دقیقه در جایگاه این دختر غیرممکن هستش!
نه تنها نا بینایی بلکه قیافه غیرقابل تحمل! و این دیوانه عاشق هنوز یک ثانیه خود را به جای این دختر نگذاشته!
شاید اگر روزی قرار باشد قضاوتی به غیر از قصاص را پیشنهاد کنم این باشد که محکوم مجبور به پوشیدن یک چشم بند فلزی با ققل باشد! که گرچه کور نیست اما از نعمت بینایی محروم باشد!
پاینده باشی – یادت هستیم همچنان
……………………………………………………………….
فضولباشي جان دلم تنگ شده برات عزيز
فقير نوازي كردي و منت سرمون گذاشتي رفيق …
راستش من با نفس كار مخالفم و نه اداي روشنفكري در ميارم و نه بلدم ادا در بيارم … من با نابودي چشم مخالفم نه با نديدن اون مجرم! و اين امكان پذير هست البته ..
واقعا اگه آدم بميره بهتره تا اينكه يه عضو بدنشو از دست بده …
من به این پستت کاری ندارم
ولی کلا خیلی آدم ……… هستی!!!!
ها ها ها
احتمالا وقتی بچه بودی خیلی به کــ….. گذاشته اند!
امیدوارم دردش زودتر خوب بشه!
البته مشهدی ها کلا آدمای نون به نرخ روز خوری هستن
آدمای پست، دورو ، زیراب زن، ریاکار و منافق
………………………………………………………………
چي بگم اخه … تو سعي كن اينجوري نباشي!
من نظرمو اصلاح کردم با مطلبی در همین رابطه پاسخ شما را دادم اقای مشهدی
من نظرمو اصلاح کردم با مطلبی در همین رابطه پاسخ شما را دادم اقای مشهدی کور کردن مجرم بهترین راه نیست،میتونیم..
چطوری یه آدم می تونه این کارو بکنه حیونا هم این کارارو نمی کنند
به نظر من قصاص کمه 1000 نفر دیگه هم کور کنن چه تاثری به حال آمنه داره زندگیش تباه شده
این آقای کشکوک الممالکم خیلی نفهمی به نظر میرسه اینو گفتم چون آخرین کامنت بود
موفق باشی
ميشه قضيه رو از دو بعد ديد، يکي اينکه فردي که کار خلاف قانوني رو انجام ميده بايد تبعات و نتايح اون کار رو هم قبول کنه، بعد ديگه اينه که ما چهره بظاهر انسان دوستي بگيريم و سعي کنيم بهش تخفيف و يا جريمه غيره صادر کنيم.
در بعد اول، اين احمق بي شعور خلاف کاره و اگه رها بشه، باز هم ميتونه خلاف کنه و نيز رفتار مثبت با ايشان سبب ميشه، بقيه هم به همين فکر بکنند و راه براي اينکار باز بشه. بنابراين عقل و قانون جامعه حکم ميکنه که حکمي صادر بشه که هم اين بشر به اندازه محکوم بشه و همينطور فرد ديگري به اين فکر نيفته، حتي اگه تمام عمر زنداني ميشد، باز هم تناسب جرم و نتيجه رعايت نميشد
در بعد دوم، انسان دوستي. با همين انساندوستي هاي احمقانه سبب شديم که انساندوستي از بين بره يا ازش سوء استفاده بشه. براي کسي بايد انساندوستي بشه که لياقت داشته باشه.
اگه به اين فکر ميکني که دو چشم ديگه بايد کور بشه، به اين هم فکر کن که دو چشم هم تا ابد کور شده!
پیوند چشم ایده جالبی بود البته نمیدونم امکان اجرایش هست یا نه و اما
این حوادث ناشی از کم توجهی دولت به سلامت روان مردم از دوره های کودکی و آموزش درست مسایل بدیهی زندگی و استفاده از روانشناسان و مشاوران و کارشناسان اجتماعی و پیشگیری از اختلالات روانی و …. ناشی میشه.کم توجهی به اینهاست که در اخبار ،روزانه چندین مورد تجاوزات وحشیانه و قتل های روانی و جنسی و خودکشی و … و آزارهای هر روزه دختران و زنان را به صورت علنی و مرسوم شده در خیابان ها شاهدیم و دیگر ااینکه که جوانان وقتی (بر خلاف آنچه ادعا دارند) در این فضای فقر آگاهی هیچ تعریفی از روابط دوستانه ،عاشقانه ندارند و حتی تعریف درستی هم از زندگی مشترک به ندرت ارایه میدهند و وقتی مسؤولین هنوز با جداسازی های جنسیتی به این عدم شناخت ها دامن میزنند و به جای فراهم ساختن محیط مناسب و دادن آگاهی و تربیت ازکودکی فقط در پی پوشاندن و حریص تر کردن مردم اند وقوع این حوادث دلخراش کمتر نخوا هد شد
(ادامه نظر) نکته ديگه!
اگه چشم و عقل همينه که رفته فکر کرده، برنامهريزي کرده، اسيد خريده، منتظر دختره مونده، نگاش کرده، اسيد پاشيده به صورت دختره، و فرار کرده، همون بهتر که نباشه تا درس عبرتي براي خودش باشه و تا ابد اگه کسي بپرسه چي شده، بگه من هم نادون وحشي هستم که اسيد ريختم تو صورت يک دختر!
[...] داشتم تو وبلاگستان می چرخیدم این مطلب وحشتناک رو دیدم، و فهمیدم که توی ایران ما هنوز چقدر [...]
مسعود عزیز با عرض ادب و آرزوی بهترینها و خسته نباشی,
چیزی جز تاسف و شرمساری در کشوری که پایه گذار اولین میثاق سازمان ملل و حقوق بشر چنین افسار گسیختگی و گستاخی به بهای جان و مال و ناموس یک ملت بیانجامد,
به متجاوز لبخند بزنید وگرنه اعدام می شوید???!!!,
زین پس اگر دیدید داره به دخترتون تجاوز می شه به متجاوز لبحند بزنید وگرنه اعدام …
واقعا جالبه طرف دیده آقایی که صیغش بوده داره به دختر نوجوان 14 ساله اش تجاوز می کنه و کشتتش و امروز صبح اعدام هم شده .
البته درسته ها … مشکلی نداره چون احتمالا آقایون وقتی می بینن کسی داره به زن و بچشون تجاوز می کنه طرفو تشویق می کنند یا اینکه در کمال خونسردی زنگ می زنن به ماموران قانون تا به صحنه ی ارتکاب جرم بیایند و بررسی کنند و در دادگاه های اسلامی مرد سالار آقا رو مجازات کنند .
این قانون خودش اوج بی قانونیه … آخه چطور ممکنه زنی که دیده دخترش داره مورد تعرض یک مرد قرار می گیره رو متهم شناسایی کنند و اعدام کنند ؟ این زن غیرتش رو به رخ بی غیرتانی کشیده که دختران این کشور رو صادر می کنند به کشور های عربی حالا چرا باید اعدام می شد رو کسی نمی دونه …
با دیدن این وضع لرز به تن آدم میفته که واقعا فردا روز اگر دیدیم خدای نکرده کسی در حال تعرض به اعضای خانواده ی ماست باید چه کنیم ؟! ظاهرا طبق قوانین این کشور باید اجازه دهیم طرف به کارش ادامه دهد و اگر دوست داشت ما را شاهد این جنایت بوده ایم را زنده بگذارد و نکشد مجال شکایت به ما داده می شود تا با مراجعه به مراجع قضایی با ماه ها وقت تلف کنی و توهین و تحقیر شاید بتوانیم ثابت کنیم که این آقا به ناموس ما تعرض کرده و حالا نوبت مجازاتش طرف می رسد که باز هم این به نظر قاضی مربوطه بر می گردد که با چهره ی ما حال کرده یا نه ؟! ولی پاسخ حیثیت از دست رفته را هیچ کس نمی دهد .
اعدام خانم فاطمه حقیقت پژوه یک فاجعه و یک حق کشی بود که به وقوع پیوست اما آنچه بر غم انگیز تر شدن ماجرا می افزاید نظرات برخی دوستان است که اعدام را حق مسلم این مادر می دانستند و اکنون از کشته شدن یک قاتل و نه یک مادر فداکار خوشنود و خرسند هستند و چنین رفتاری بی شک مجوزی است برای حکمرانان این کشور که باز هم دست به اعدام هایی بزنند که اصلا منطقی نیست و نشان دهنده ی قانون ناقص و بی منطق کشور است که تنها خشونت ملی را به رخ کشور های دیگر می کشد و باز هم بخش غم انگیز تر آن است که نه تنها اعدام این مادر فراموش می شود بلکه اخباری مشابه را آنقدر خوانده ایم و خواهیم خواند که در نهایت گوش و چشم ما به شنیدن و خواندن این اخبار عادت کنند و هرگز از اعدام یک زن بی گناه نه دفاع می کنیم و نه حتی تعجب .
—————————————————————
حکم سنگسار برای يک زن در شیراز!!!???,
شعبه 27 ديوان عالي کشور حکم سنگسار يک زن شيرازي به نام افسانه ر. را تاييد کرد. حکم سنگسار اين زن که حکم بدوي او توسط شعبه 5 دادگاه کيفري استان فارس صادر شده بود، در شعبه 27 ديوان عالي کشور، طي حکمي به شماره 588، تاييد شد.
شعبه 5 دادگاه کيفري استان فارس در 21 تاريخ فروردين87 حکم قصاص و سنگسار افسانه ر. را صادر کرد. در بخشي از اين حکم آمده است : با توجه به قرائن موجود در پرونده و اظهارات متهمان، اتهام قتل عمد توسط خانم افسانه ر. را محرز دانسته و حکم به قصاص نفس را صادر و در خصوص انجام زناي محصنه، دادگاه با اتگا به علم خود حکم به رجم افسانه ر. و 15 سال حبس براي رضا د. به دليل معاونت در قتل عمد و يکصد ضربه شلاق در خصوص انجام زناي غير محصنه (به لحاظ متاهل نبودن وي ) صادر کرده است.
تجديد نظر خواهي اين حکم در ديوان عالي کشور رد شد و قاضي شعبه 27 ديوان در تاريخ 14 مردادماه 87 احکام صادر شده را تاييد کرد. اين در حالي است که درست در همين روز سخنگوي قوه قضاييه در يک کنفرانس مطبوعاتي در تهران اعلام کرد که اجراي حکم سنگسار در ايران براي همه محکومان به سنگسار متوقف مي شود.
رئيس کميسسيون حقوق بشر کانون وکلاي قارس در باره صدور حکم سنگسار براي اين زن مي گويد : راي صادر شده در مورد سنگسار خانم افسانه، بر اساس علم قاضي صادر شده است که برخلاف اينکه در قانون مجازات اسلامي به عنوان ادله ثبوت جرم زنا مطرح شده، محل مناقشه است.
وي در اين باره توضيح مي دهد که قانون گذار در اجراي حد زنا تنها دو وجه را در نظر گرفته که يکي مربوط به اعتراف و اقرار فرد است و ديگري در مورد شهادت شهود. بنابراين در بحث اجراي حکم بر اساس ماده 99 قانون مجازات اسلامي فعلي، محلي براي علم قاضي و اثبات و اجراي حد قائل نشده است.
غلامحسين رئيسي ضمن تشريح مناقشاتي که در قانون و حتا در نظر علماي اسلامي در مورد اين مجازات وجود دارد به لايحه جديد قانون مجازات اسلامي که چندي پيش کليات آن در مجلس شوراي اسلامي تصويب شد اشاره مي کند و مي گويد : اگر به فرض قبل از اجراي حکم خانم افسانه اين لايحه در مجلس تصويب شده و به تاييد شوراي نگهبان برسد، نشان دهنده اين است که تکرار مجازات سنگسار (علي رغم اينکه تاکنون محل بحث و اختلاف نظرهاي حقوقي و فقهي بسيار بوده) با سياست کيفري حاکم بر جامعه در مغايرت است و جاي بحث و تعجب بسيار دارد. و دوما ذکر مجازاتهاي جايگزين سنگسار، در اين لايحه ( که عنوان شده در مواردي که موجب وهن جامعه اسلامي مي شود) نشان دهنده علاقه شديد تهيه کنندگان پيش نويس اين لايحه به بقاي مجازات سنگسار در نظام کيفري جمهوري اسلامي ايران است که با بخش نامه هاي صادر شده توسط رئيس قوه قضائيه و گفتماني که در عرصه بين المللي در مورد خقوق بشر مطرح است مغايرت دارد و نشان دهنده اين است که قوه قضائيه به عنوان تهيه کننده اين پيش نويس تمايلي به تعطيلي اين مجازات به صورت صريح و آشکار ندارد.
خانه از پایبست خرابست به امید روزی که هرگز شاهد چنین فجایعی در مام میهن نباشیم و در سایه حکومتی قانونمند و آزاد اندیش که در خور شخصیت و منش ایرانیست باشیم,
خداوند نگهدار ایران باد.
http://www.kavehsara.com/
http://www.derafsh-kaviyani.com/data/
[...] در زمینه حقوق بشر یا مشخصا حقوق زنان مشهور نیستند. (اینجا و اینجا) این سکوت (شاید تعمدی) وبلاگستان منو کنجکاو [...]
[...] قصاص يعني دو تا چشم ديگه (تلخ نوشتههاي مشهدي) « اگه عمل قصاص انجام بشه یعنی با اگاهی کامل یه نفر دیگه رو هم بدبخت کردیم و دوتا چشم بینا رو کور کردیم! و اگه انجام نشه پس چطوری بفهمه ندیدن یعنی چی؟» [...]
شماهایی که با این حکم مخالفین
به جای این حکم چه حکم دیگه ای باید داده بشه تا طرف به سزای عملش برسه؟!!
با نام خدا .
متدهاست که می خونمت ، چند ماهی بود که به علت تکان خوردن مواضعت از زیبا به کمی زشت ، گهگداری رد میشوم .
اینبار از بوکمارکم هم پاک کردم ، تا شاید سالی یکبار برای اینکه ببینم هنوز بر شیوه اعتدال برگشته ای یا نه ، ببینمت .
عقاید هر کس محترمند ، اما احترام همواره باعث جری تر شدن می شود و تو این بار شدی .
خدا کیلو چند است .
من انسان اذیت شدم . منِ منِ من . خود من .
…………………………………………………………………………….
سلام
به چالش كشيدن ها گاهي ادم رو زلال ميكنه! ديدي وقتي چشمه رو لايروبي ميكنن چه كثيف ميشه! صبر لازمه … صبر!
وقتی می گویند در ایران جان مردم کمترین ارزش را دارد این است. متهم در دفاعیات خود می گوید:” روزي كه آمنه گفت ازدواج كرده، به مغازه رفتم و تقاضاي اسيد كلريدريك كردم. مغازه دار گفت اين نوع اسيد جامد است و او ندارد. من اسيد مايع خواستم كه گفت فردا مي آورد. فردايش دوباره به مغازه رفتم و 400 سي سي اسيد خريدم. ” با وجود اتفاقات مشابه هرساله از اسید پاشی، چرا خرید این نوع اسید اینقدر راحت است که می شود به راحتی از مغازه ای تهیه کرد؟!!!!! چرا اقدامی انجامم نمی شود که اسید و هر نوع ماده آسیب رسان دیگر با مجوز برای مصرف علمی و صنعتی در اختیار افراد قرار گیرد؟!!!
دارم فکر می کنم که نمایندگان مجلس و کلا ً قانون گذاران مرتبط ،در مواجه با این مسائل چه چیزی از سرشان می گذرد که همان موقع تصمیم قاطعانه نمی گیرند؟؟؟ به گمانم جواب سوالم این است که آنها اصولا ً با این مسائل مواجه نمی شوند. خلاص …..
خدایا خودت این مسئله رو ختم به خیر کن
اتفاقی که برای اون دختر افتاده به قدری وحشتناکه که عقل سلیم آدم رو فلج میکنه و آدم نمیتونه با عقل سلیم و منطق بودایی تصمیم بگیره که چشم در مقابل چشم درست نیست.
وحشتِ این حادثه عقل رو فلج میکنه و تو غیابِ عقل فقط وفقط منطق چشم در مقابل چشم باقی میمونه.
نمیدونم، شایدم بهتر بود اعدامش میکردند. هم زجر نمیکشید و هم مجازات شده بود.
واقعاُ احمقانه است که همه ی ماها خودمونو محق می دونیم که نظر بدیم. فقط می شه گفت که جامه از بن و ریشه خرابه. مملکت این قدر بی صاحبه که هرکسی هرغلطی که می خواد میکنه. متاسفم برای سران مملکتمون که جز خوردن(خوردن مال مردم) هیچ چیز دیگری رو نیاموختن. مملکت خیلی بی درو پیکره. اگه همین جوری پیش بره تا چند وقت دیگه باید منتظر مشابه این مسائل برای خودمون باشیم.
من واقعاُ با نظر این صاحب وبلاگ موافقم. نمی شه گفت چی بهتره. اون داره کاملاُ درست و آگاهانه حرف می زنه. تعیین مجازات خیلی سخته.
منم واقعا متاسف شدم که آمنه رو در چنین موقعیت سختی قرار دادن که مجبور باشه در این مورد تصمیم بگیره. جرم در حالت کلی یه عمل اجتماعیه و مجازاتشم اجتماع باید تعیین کنه. مجازات خصوصی مال دوران بربریته که ما الان مدعی هستیم که دیگه بربر نیستیم؟ نیستیم؟
و واقعا آمنه باید چه تصمیمی می گرفت؟ بین عمل وحشیانه اسید پاشی و آزادی طرف اونو قرارش دادن. آمنه بازم قربانی شد. این بار روحشو تسلیم کرد تا مجرم مثلا مجازات بشه… پس قاضی چه کاره است؟ پس حکومت و قوه قضاییه و پلیس و این همه نهادهای ریز و درشت چی کاره ان؟
حالا یه لحظه فرض کنین بالای سر یه “انسان” وایسادین و یه کاسه اسید هم تو دستتونه. واستونم گفتن که این آدم اسید پاشه(اما خودتون ندیدین و تجربه نکردین و نه منفعتی تو این قضیه دارین نه ضرری). حالا واقعا وجدانتون راضی میشه کاسه اسید رو تو صورت اون آدم خالی کنین؟ اگه جواب بله است، یه تاسف دیگه باید نثار کنم به خاطر وضعیت خراب “وجدان” تو این خراب شده!
یه نکته دیگه:
مجازات دوران مدرن یه تفاوت اساسی که با دوران ماقبل مدرن داره در نگاهش به مجرمه. در دوران ماقبل مدرن، جرم عین گناه بود و مجازات عذاب دنیوی به شمار می رفت و علاوه بر جسم روح مجرم رو هم هدف می گرفت.
در دوران مدرن می گن ما به روح طرف کاری نداریم، هدف ما اینه که طرف اصلاح بشه و برگرده به جامعه و مفید باشه. توجه کنین که نمی گن طرف رو تربیتش کنیم و به راه راست هدایت کنیم و این حرفا…
به همین خاطره که تو این زمونه اگرم کسی رو اعدام می کنن سعی می کنن سریع، بدون درد و با حداقل تماشاچی باشه. اعدام برای کسیه که ازش قطع امید شده و راهی برای برگشتش به جامعه متصور نیست و اجتماع حذفش رو بر حبسش ترجیح داده، همین!!
این حکمی که برای این بابا صادر شده مجازات نیست، شکنجه است! و بعضی دوستان تاییدش می کنن و می بینیم حرفهایی مثل “باید آدم شه” و “بفهمه” و از این قبیل.
یه سوال دیگه:
شما یه خلاف رانندگی می کنین. حالا انتظار دارین پلیس جریمه تون کنه یا با باتون سه تا بزنه تو کمرتون؟ اینجوری هم بقیه راننده ها بیشتر عبرت می گیرن هم این که احتمال آدم!! شدن طرف بیشتره، نه؟ اما مطمئنم هیچ کدوم شمایی که مجازات رو تایید می کنین، این عمل رو تایید نمی کنین! چرا؟
باید سر صبر بنشینم و کامنتهایی که برایت گذاشتهاند بخوانم. متاسفانه بیشتر آنان«تا آنجا که من خواندهام» موافق قصاص هستند. قصاص پدیدهای است مربوط به دوران عهد عتیق، آنگاه که از علم جامعهشناسی خبری نبود و روانشناسی کیفری ناشناخته بود. جرم تعریف اجتماعی نداشت و علت شمرده میشد نه معلول. جرم امروزه معلول روابط ناسالم حاکم بر جوامع مدنی ماست. سی سال است در جاا هر روزی به بهانهای انسانهایی را به دیار نیستی میفرستند، ولی میبینیم که جرم انتسابی به معدومین قطع که نشده هیچ، بل افزایش هم یافتهاست. جرم معلول است نه علت. با علت باید نبرد کرد.
امروز مقالهای نوشتهام و اشاره کردهام به پدری که دخترش را، قاتل تکهتکه کرد ولی نه تنها در پی انتقام برنخاست که درست برعکس به دنبال بخشش رفت و…
در اینکه باید قصاص بشه شکی نیست ! ولی چطور و چگونه اینا خودشونم موندن !
حقیقتا کسی که اینکارو کرده از حیوونم پست تر بوده ، مخصوصا وقتی اظهار پشیمانیم نمی کنه !
نمی فهمم خیلی ادعای روشنفکریتون میشه ! بعضی کامنتها واقعا گریه داره !
به نظرم باید دستور خدا رو بر نظر شخصی خودمون ترجیح بدیم.
این طوری هم حق اون دختر از بین نمیره و هم افراد دیگری که این فکر به ذهنشون خطور می کنه به عاقبتش هم فکر می کنن.
اما جایی شنیدم که بین مومنین باید ایثار باشه نه انصاف.