نمیدونم کدوم خدا پدر بیامرزی دوتا ده تومنی با دوتا بیست تومنی اسکناس بهم داده بود و تو این چند روز هر جا میخواستم پول در بیارم چشمم به این اسکناس های بی ارزش میفتاد که هی در میاوردم و هی میذاشتم توی جیبم! امروز اعصابم خورد شد و اسکناس ها رو پاره کردم ریختم دور [...]
Archive for جولای, 2008
يادش بخير ده تومني هاي با ارزش …!
Posted in Uncategorized on جولای 31, 2008 | 22 نظرات »
چی گهی مُخُوردی تو حیاط سگ توله ؟
Posted in جامعه, خاطرات on جولای 26, 2008 | 35 نظرات »
چند سال پیش همسایه بالایی خبر اورد چه نشستی که خونت رو دزد زد ! به خونه که امدم دیدم جا تره بچه نیست ! افتابه و کفگیر ملاقه و رختخواب ها رو نبرده بود … به کلانتری محل رفتم و عارض شدم ! پاسبان امد و نگاهی کرد و گفت دزد امده و رفت [...]
خانه خالی هست در خِذمَت بشم ابجی …!
Posted in Uncategorized on جولای 24, 2008 | 35 نظرات »
گاهی دلم به درد میاد تو این شهر لعنتی ! شهری که دوستش دارم اما خیلی چیزاش عذابم میده ! سر ظهر بود که صد متر جلوتر از من دختری داشت توی پیاده رو میرفت و دوچرخه سواری تند از بغلش گذشت و با دست به پشت باسنش زد ؛ طوری که دختر جیغی کشید [...]
گیرم که خسرو شکیبایی معتاد بود … به تو چه ؟
Posted in جامعه, فرهنگ on جولای 23, 2008 | 44 نظرات »
دلم میخواست در مورد خسرو شکیبایی بنویسم اما سیل نوشته ها رو که دیدم منصرف شدم و فقط خواندم … خواندم و خواندم تا رسیدم به نوشته پرویزجاهد که نمیدونم کیه ! ایشون در این نوشته به اصطلاح خودش پرده دری کرده و گفته خسرو شکیبایی به شدت به مواد مخدر اعتیاد داشته و بعید نیست [...]
مشهدی های خون گرم با لهجه ای شیرین !
Posted in جامعه on جولای 22, 2008 | 35 نظرات »
مشهدی ها هم مثل تمام مردم ایران هستند و خصوصیت منحصر به فردی ندارند که اونها رو متمایز کنه از بقیه ! اما متاسفانه همونطور که برای هر شهری در بین عوام یک خصوصیتی در نظر گرفته شده به مشهدی ها هم خیلی جاها میگن مشهدی شمع دزد ! و من فکر میکنم به این [...]
مشهد و توریست های اسیای میانه !
Posted in جامعه on جولای 21, 2008 | 19 نظرات »
یادمه چند سال پیش سیل توریست های اسیای میانه سرازیر شده بود مشهد و کسب و کار رونقی انچنانی گرفته بود ! توی خیابون تا دلت بخواد توریست قرقیز و روس و ترکمن و غیره میدیدی که زن و مرد برای خرید و تجارت اومده بودن … دلاری بود که به کسبه مشهد میدادن و [...]
یادته شبا مِرَفتی کوسَنگی عرق خوری بابا ؟
Posted in خاطرات on جولای 16, 2008 | 59 نظرات »
تو فقط به ما نون دادی بابا …. فقط نون دادی …. ستاره به اسمون بود سوار موتورت مِشُدی مِرَفتی سر کار ! شبا هم با رفیقات مِرَفتی کوسنگی عرق خوری تا نصفه شب ! صدای هق هق گریه های مادرمه مِفَهمیدم تو اتاق عقبی ! دیر کرده بودی بابا … دیر کرده بودی مادر [...]
دلم گرفته … دیگه بوی نون نمیاد !
Posted in کودک on جولای 14, 2008 | 40 نظرات »
دلم گرفته … هر چی تو این اسمون لامصب نیگا میکنم هیچ کاغذ بادی رو نمیبینم ! اقا اونموقع ها تابستون که میشد شور و شری داشتیم ! کاغذ گراف و لوخ و سرشک میخریدیم کاغذ باد درست میکردیم … کاغذ باد مشهدی …تهرونی …. بی دنباله … گوشواره دار ! عصری که میشد میرفتیم رو [...]
ای خاک بر سرت با این رییس جمهورت !
Posted in سیاست on جولای 12, 2008 | 43 نظرات »
همیشه دلم میخواست وقتی رییس جمهور مملکتم حرف میزنه احساس غرور کنم ! احساس کنم که این رییس جمهور گر چه مخالف رای منه اما در حد و اندازه های کشورم هست ! رییس جمهور یک مملکت وقتی در تریبون سخنرانی قرار میگیره باید به این توجه داشته باشه که رسانه های گروهی این سخنرانی [...]
مُگُم اگه امریکا حَمله بُکُنه شما چیکار مُکُنِن …. ها ؟
Posted in سیاست on جولای 6, 2008 | 55 نظرات »
نِه خداییش اگه هَمی فردا صُب امریکا حمله کُنه ( زبونمِه گاز گیریفتُم ) شما چیکار مُکُنن ؟ صُب ورخاستِن از خواب هموجور که دِرن نون پنیر با چویی شیرین مُخورن يكدفه رادیو مِگه شنوندگان عزیز توجه بفرماین ! ( وای دَدَم وای ) هیچی دیگه …. مگه امریکای جنایتکار حمله کِرده شصت تا از هواپیماهاش [...]


![UT 3, 4 & The Milky Way [video] UT 3, 4 & The Milky Way [video]](http://static.flickr.com/2633/4135738280_d16c9dd389_t.jpg)


